مه : ‏
‏آنان ( آن قدر مؤدب و فرمانبردار يزدانند كه هرگز ) در سخن گفتن بر او پيشي نمي‌گيرند ، و تنها به فرمان او كار مي‌كنند ( نه به فرمان كس ديگري ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ » : چيزي نخواهند گفت تا خدا نگويد و فرمان ندهد . به فرمان او عمل مي‌نمايند و چانه نمي‌زنند و ستيزه نمي‌كنند .‏
 
سوره أنبياء آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند اعمال گذشته و حال و آينده ايشان را مي‌داند ( و از دنيا و آخرت و از وجود و پيش از وجود و بعد از وجودشان آگاه است ) و آنان هرگز براي كسي شفاعت نمي‌كنند مگر براي آن كسي كه ( بدانند ) خدا از او خوشنود است و ( اجازه شفاعت او را داده است . به خاطر همين معرفت و آگاهي ) هميشه از خوف ( مقام كبريائي ) خدا ترسان و هراسانند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ مَاخَلْفَهُمْ » :  ( نگا : بقره‌ / 255 ) . « خَشْيَةِ‌ » : خوف همراه با تعظيم و تكريم و هيبت و رهبت ( نگا : فاطر / 28 ) . « مُشْفِقُونَ » : افراد ترسان . اشخاص برحذر .‏
 
سوره أنبياء آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلَهٌ مِّن دُونِهِ فَذَلِكَ نَجْزِيهِ جَهَنَّمَ كَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هركس از ايشان ( كه فرشتگان و مأموران اجرا فرمان يزدانند ، به فرض ) بگويد غير از خدا من هم معبودي هستم ، سزاي وي را دوزخ مي‌گردانيم . سزاي ظالمان ( ديگري را هم كه با ادّعاء ربوبيّت و شرك به خويشتن ستم كنند ) همين خواهيم داد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مِن دُونِهِ » : غير از او . به جاي او .‏
 
سوره أنبياء آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا كافران نمي‌بينند كه آسمانها و زمين ( در آغاز خلقت به صورت توده عظيمي در گستره فضا ، يكپارچه ) به هم متّصل بوده و سپس ( بر اثر انفجار دروني هولناكي ) آنها را از هم جدا ساخته‌ايم ( و تدريجاً به صورت جهان كنوني درآورده‌ايم ) و هرچيز زنده‌اي را ( اعم از انسان و حيوان و گياه ) از آب آفريده‌ايم . آيا ( درباره آفرينش كائنات نمي‌انديشند و ) ايمان نمي‌آورند ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَوَلَمْ يَرَ . . . » : آيا نمي‌بينند ؟ آيا نمي‌دانند و آگاهي ندارند ؟  « رَتْقاً » : چسپيده و متّصل . مصدر است و به معني اسم مفعول ، يعني ( مَرْتُوق ) است . « فَتَقْنَاهُمَا » : آن دو را از هم جدا و منفصل كرديم . استعمال فعل مثنّي ( كانَتا ) و ضمير مثنّي ( هُما ) با توجّه به اين است كه مجموعه سماوات يك طرف ، و خود ارض يا زمين يك طرف در مدّنظر بوده است . در اين بخش اشاره گذرائي به آغاز پيدايش جهان شده است . « مِنَ الْمآءِ » : از آب . اشاره به پيدايش حيات در سواحل اقيانوسها و درياها و رودخانه‌ها است . به سبب آب . اشاره به اين است كه قسمت اعظم بدن انسان و حيوان و گياه از آب تشكيل و بدون آب تحوّلات و انفعالات داخلي آنها ناممكن است ، و از سوي ديگر قوام زندگي جانداران بر آب است .‏
 
آيه  230
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتَّىَ تَنكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَن يَتَرَاجَعَا إِن ظَنَّا أَن يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس اگر ( بعد از دو طلاق و رجوع ، بار ديگر باز هم ) او را طلاق داد ، از آن به بعد زن بر او حلال نخواهد بود ، مگر اين كه با شوهر ديگري ازدواج كند ( و با او آميزش جنسي نمايد و ازدواج واقعي و جدّي صورت گيرد ؛ نه موقّتي و فريبكارانه ) . در اين صورت اگر ( شوهر دوم ) او را طلاق داد ، گناهي بر آن دو ( زن و شوهر اوّل ) نخواهد بود كه ( به كانون زندگي زناشوئي ) برگردند ( و زن با شوهر اوّل مجدّدا ازدواج نمايد ) در صورتي كه اميدوار باشند كه ميتوانند حدود الهي را ( محترم بشمارند و ) پابرجا دارند . و اينها حدود الهي است كه خدا آنها را براي كساني كه آگاهند ( و به شرع اسلام ايمان دارند ) بيان مينمايد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حَتَّيا تَنكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ » : تا آن گاه كه با شوهري جز او به طور دائم و به روال عادي ازدواج ميكند ، و . . . « فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا » : بر شوهر نخست و همسر نخست گناهي نيست .‏
 
سوره أنبياء آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِيهَا فِجَاجاً سُبُلاً لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما در زمين كوههاي استوار و ريشه‌داري پديد آورده‌ايم تا زمين انسانها را مضطرب نسازد و توازن آنان را به هم نزند ( و كوهها از فشار گدازه‌ها و گازهاي دروني ، و حركات پوسته زمين ، و از وزش تند بادها ، تا حدّ زيادي جلوگيري كنند ) ، و در لابلاي كوهها راههاي گشادي به وجود آورده‌ايم ، تا اين كه ( پيوند انسانها به وسيله سلسله جبالها از هم نگسلد و به مقصدشان ) راهياب گردند ( و با ديدن اين آثار به ذات آفريدگار پي ببرند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رَوَاسِيَ » : جمع رَاسِيَة ، كوههاي استوار و پابرجا . از آنجا كه اين گونه كوهها در زير باهم پيوند دارند ، چه بسا اين واژه اشاره به اين پيوستگي ريشه‌اي كوهها داشته كه اثر عميقي در جلوگيري از لرزشهاي زمين دارد . « أَن تَمِيدَ بِهِمْ » : تا ايشان را نلرزاند و توازنشان را به هم نزند ( نگا : نحل‌ / 15 ) . « فِجَاجاً » : جمع فَجّ ، راه گشاد ( نگا : حجّ‌ / 27 ) . اين واژه مفعول ( جَعَلْنا ) و واژه ( سُبُلاً ) بدل آن است . برخي هم ( فِجَاجاً ) را كه در معني صفت ( سُبُلاً ) است ، حال آن دانسته‌اند ( نگا : نوح‌ / 20 ) . « يَهْتَدُونَ » : راهياب شوند به يكتاپرستي و كمال قدرت و حكمت الهي . راهياب شوند به مصالح و مقاصد زندگي .‏
 
سوره أنبياء آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْنَا السَّمَاء سَقْفاً مَّحْفُوظاً وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ما آسمان را سقف محفوظي نموديم ، ولي آنان از نشانه‌هاي ( خداشناسي موجود در ) آن روي گردانند ( و درباره اين همه عظمتي كه بالاي سرشان جلوه‌گر است نمي‌انديشند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« السَّمَآء » : مراد كواكب و نجوم موجود در گستره فضاي نزديك به ما ، يا به عبارت ديگر ، آسمان دنيا است كه بر اثر تماسك و تجاذب از سقوط محفوظ و مصونند ( نگا : حجّ‌ / 65 ) . يا اين كه مراد از آسمان ، جوي است كه همچون سقفي گرداگرد زمين را فرا گرفته است و آن را در برابر شهابها و سنگهاي سرگردان و اشعّه كيهاني نگاه مي‌دارد و از انهدام حفظ مي‌كند .‏
 
سوره أنبياء آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلّ