عده‌اي كه خداوند درباره گذشتگان اجرا كرده است كه هلاك جملگي ايشان است ( نگا : انفال‌ / 37 ، فاطر / 43 ) . « قُبُلاً » : جمع قَبيل ، به معني صنف و نوع ( نگا : انعام‌ / 111 ) . اين واژه را مفرد و به معني مقابل و روياروي گرفته‌اند ؛ يعني كافران عذاب الهي را در برابر خود مشاهده مي‌كنند . « إِلآّ أَن تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الأوَّلِينَ » : حرف ( أَنْ ) و مابعد آن به تأويل مصدر مي‌رود و فاعل فعل ( ما مَنَعَ ) است . مراد اين است كه سرنوشت اين گونه اقوامِ گمراه ، هلاكِ حتمي است و انگار ايشان در انتظار آنند . اين بدان مي‌ماند كه به فرد سركشي بگوئيم : تو فقط مي‌خواهي مجازات شوي . يعني مجازاتْ سرنوشتِ حتمي تو است .‏
 
سوره كهف آيه  56
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنذِرُوا هُزُواً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( وظيفه پيغمبران تنها مژده‌دادن و بيم دادن است ) و ما پيغمبران را جز به عنوان مژده‌رسان و بيم‌رسان نمي‌فرستيم . همواره كافران بيهوده به جدال مي‌پردازند تا با جدال حق را ( از ميدان به در كنند و آن را ) از ميان ببرند . آنان آيات ( قرآني ) مرا و چيزي را كه از آن بيم داده شده‌اند ( كه مكافات دنيوي و اخروي است ، به باد ) استهزاء مي‌گيرند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بِالْبَاطِلِ » : با كارهاي بيهوده‌اي چون پيشنهاد معجزه‌هاي دلخواه . بيهوده و بيخود . « لِيُدْحِضُوا » : تا از ميدان به در كنند . تا نيست و نابود كنند . « بِهِ » : با جدال . « الْحَقَّ » : مراد هر آن چيزي است كه پيغمبران با خود آورده‌اند . يا مراد تنها قرآن است . « ءَايَاتِي‌ » : مراد آيات قرآني ، يا اقوال و افعالي است كه با آن پيغمبران تأييد و پشتيباني شده‌اند . « هُزُواً » : استهزاء . سخريّه . مصدر است و مهموزاللام و در معني اسم مفعول به كار رفته است .‏
 
سوره كهف آيه  57
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْراً وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَى فَلَن يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏چه كسي ستمكارتر از كسي است كه با آيات پروردگارش پند داده شود و او از آنها روي بگرداند ( و درس نگيرد و فرمان نپذيرد ، و عاقبتِ معاصي و گناهاني را كه كرده است ) و آنچه را كه با دست خود پيشاپيش فرستاده است ، فراموش كند ؟ ! ما بر دلهاي آنان ( به سبب كفر گرائيشان ) پرده‌هائي افكنده‌ايم تا آيات را نفهمند ( و نور ايمان به دلهايشان نتابد ) و به گوشهايشان سنگيني انداخته‌ايم ( تا نداي حق را نشنوند ) و لذا هرچند آنان را به سوي هدايت بخواني ، هرگز راهياب نمي‌شوند ( و به دين حق نمي‌گروند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أكِنَّةً » و « أن يَفْقَهُوهُ » و « وَقْراً » :  ( نگا : أنعام‌ / 25 ، إسراء / 46 ) .‏
 
سوره كهف آيه  58
‏متن آيه : ‏
‏ وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤَاخِذُهُم بِمَا كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذَابَ بَل لَّهُم مَّوْعِدٌ لَّن يَجِدُوا مِن دُونِهِ مَوْئِلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پروردگار تو بس آمرزنده و صاحب رحم است . اگر آنان را ( فوراً ) در برابر اعمالشان مجازات مي‌نمود ( مي‌توانست و ) هرچه زودتر عذاب را ( همچون ملّتهاي گذشته ) گريبانگيرشان مي‌كرد ، ولي موعدي دارند كه با فرا رسيدن آن راه نجاتي و پناهي در مقابلش نمي‌يابند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مِن دُونِهِ » : در مقابل آن موعد . بجز خدا . « لَن يَجِدُوا مِن دُونِهِ مَوْئِلاً » : از دست آن پناهگاهي نمي‌يابند كه خويشتن را در آن محفوظ دارند . با فرا رسيدن آن ، پناهگاهي جز خدا نمي‌يابند كه بتواند ايشان را مصون دارد . « مَوْئِلاً » : ملجأ . پناهگاه .‏
 
سوره كهف آيه  59
‏متن آيه : ‏
‏ وَتِلْكَ الْقُرَى أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِم مَّوْعِداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و اينها شهرها و آباديهائي است ( از عاد و ثمود و قوم لوط و امثال ايشان ) كه ما ( در رساندن عذابشان شتاب ننموده‌ايم و بلكه ) موعدي براي هلاكشان تعيين كرده‌ايم و زماني آنها را نابود ساخته‌ايم كه ايشان ظلم و ستم پيشه كرده‌اند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْقُرَيا » : شهرها و آباديها . مجازاً مراد مردمان آنجاها است . « مَهْلِك‌ » : هلاك و نابودي . مصدر ميمي است .‏
 
آيه  201
‏متن آيه : ‏
‏ وِمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و برخي از آنان ميگويند : پروردگارا ! در دنيا به ما نيكي رسان و در آخرت نيز به ما نيكي عطاء فرما ( و سراي آجل و عاجل ما را خوش و خرّم گردان ) و ما را از عذاب آتش ( دوزخ محفوظ ) نگاهدار .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قِنَا » : ما را به دور دار . از ماده ( وقي ) .‏
 
سوره كهف آيه  60
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( يادآور شو ) زماني را كه موسي ( پسر عمران ، همراه با يوشع پسر نون ، كه خادم و شاگرد او بود ، به امر خدا براي يافتن شخص فرزانه‌اي به نام خضر بيرون رفت تا از او چيزهائي بياموزد . موسي براي پيدا كردن اين دانشمند بزرگ نشانه‌هائي در دست داشت ، همچون محلّ تلاقي دو دريا و زنده شدن ماهي بريان شده . موسي عزم خود را جزم كرد و ) به جوان ( خدمتگذار ) خود گفت : من هرگز از پاي نمي‌نشينم تا اين كه به محلّ برخورد دو دريا مي‌رسم ، و يا اين كه روزگاران زيادي راه مي‌سپرم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَتَاهُ » : خادم خود . فَتي به معني جوان است كه محض احترام خطاب به خدمتگذار گفته مي‌شود . « لآ أَبْرَحُ » : پيوسته راه مي‌روم . هميشه در طلب خواهم بود ( نگا : يوسف‌ / 80 ) . « مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ » : محلّ تلاقي دو دريا . در قرآن اين محلّ روشن نشده است ، ليكن مفسّران گفته‌اند : مراد محلّ اتّصال خليج عقبه و خليج سوئز ، يا محلّ پيوند اقيانوس هند با درياي احمر در بغاز باب‌المندب ، و يا اين كه محلّ پيوستگي درياي مديترانه و اقيانوس اطلس است . « حُقُباً » : روزگاران . مدّت زيادي از زمان كه آن را هفتاد و هشتاد سال تخمين زده‌اند . جمع آن أَحْقاب است ( نگا : نبأ / 23 ) .‏
 
سوره كهف آيه  61
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَيْنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه به محلّ تلاقي دو دريا رسيدند ، ماهي خويش را از ياد بردند ، و ماهي در دريا راه خود را پيش گرفت ( و به درون آن خزيد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حُوتَ » : ماهي . ظاهراً اين ماهي را به عنوان غذا تهيّه كرده و با خود مي‌بردند و از آن مي‌خوردند . « سَرَباً » : را