 و فروافتادگان پدید آورد:
خدا را برآن بنده بخشایش است
که خلق از وجودش در آسایش است

(وَمَنْ سَتَرَ مُسْلِمًا) و کسی که مسلمانی را بپوشاند، به این که سرپازدن او را نادیده گرفت، و یا این که پوشاک نداشت، او را لباس داد، و یا این که توانایی بر نکاح نداشت، او را کمک کرد تا خود را پاک‌دامن سازد، یا این که کار زشتی از او صادر شده بود، او را رسوا ننماید و همین ستر اختصاص به مردم شریف دارد؛ زیرا مردمی که حیا را کنار بگذارند و از زشتی ننگ نداشته باشند، پرهیزدادن مردم از آنان لازم است و ستر حال‌شان جایز نیست.
کسی که مسلمانی را بپوشاند (سَتَرَهُ اللهُ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ)  خداوند او را در دنیا و آخرت می‌پوشاند، کسی که مانع از بی‌آبرویی دیگری شد، خداوند قادر متعال آبروی او را دنیا و آخرت نگه می‌دارد.
در حدیث است: (من ستر عورة أخيه المسلم، سترالله عورته يوم القيامة) کسی که عورت برادر مسلمانش را بپوشاند، خداوند عورت او را در روز قیامت می‌پوشاند، مقصود از عورت آنچه که ظاهرشدنش دل شخص را به درد می‌آورد. (ومن كشف عورة أخيه المسلم، كشف الله عورته حتي يفضحه بها في بيته) و کسی که عورت برادر مسلمانش را آشکار کند و باعث رسوایی او شود، خداوند عورت او را آشکار می‌سازد، به طوری که در خانه اش او را رسوا کند.
در حدیث است به روایت احمد و ابوداود و ترمذی: (يا معشر من آمن بلسانه ولم يدخل الايمان في قلبه لا تغتابوا المسلمين ولا تتبعوا عوراتهم فإن من تتبع عوراتهم تتبع الله عورته ومن تتبع الله عورته يفضحه في بيته). ای گروه مردمی که به زبان ایمان آورده اند و ایمان در دل‌شان داخل نشده است، مسلمانان را غیبت مکنید و پشت سر آنها بدگویی مکنید که در صدد برآیید زشتی‌ها را آشکار سازید؛ زیرا کسی که در صددجستن زشتی از دیگری و بی‌آبرویی برادر مسلمانش باشد، خداوند هم‌زشتی او را آشکار می‌کند و او را در خانه اش رسوا می‌سازد.
پیشینیان این امت دارای سیرتی بوده اند که همیشه می‌تواند سرمشق باشد، اگر شخصی ناصالحی را در راه می‌دید رو به خدا می‌کرد و می‌گفت: خدایا دل این در دست تو است و تو بر همه چیز توانایی و به بندگانت مهربان‌ترین مهربانان هستی، از فضل و کرم و دریای رحمتت خواهانم او را به راه راست هدایت فرمایی.
همان شخص ناصالح با دیدن شخص صالح رو به خدا می‌کرد که خدایا صلاح و تقوی را نصیب او ساخته‌ای، از تو می‌خواهم برای او در تقوی و صلاحش برکت بیندازی و برکت دعای او را شامل حال من بگردانی.
و با این طریق صالح و ناصالح همه نسبت به همدیگر دعای خیر می‌کردند، و هیچ‌گاه شخص صالح بر شخص دیگری فخر نمی‌فروخت، و هیچکدام در صدد گزند همدیگر برنمی‌آمدند، این بود که دنیایی از سعادت و آسایش فراهم کردند که همه در آن آسوده و نیک‌بخت زیستند.
در واقع اثر فرمایشات پیغمبر همیشه به قوت خود باقی است، رسول الله فرمود: (وَاللهُ فِي عَوْنِ الْعَبْدِ مَادامَ الْعَبْدُ فِي عَوْنِ أَخِيهِ) و خدا یاری‌رسان بنده است تا وقتی که بنده یاری‌گر برادرش باشد، هرگاه شخص به کمک برادر خود بشتابد، از کمک و یاری خدای توانا بهره‌ور شده است، و معلوم است کمک آدمی در برابر کمک خدا قابل مقایسه نیست.
صدر اسلام مردانی دارد که تعلیم‌یافته پیغمبر اسلام بودند و علم و عمل را باهم همراه می‌داشتند. ابوبکر صدیق (رض) از دوشیدن گوسفند نیازمندان در روزگار خلافت خود باک نداشت. عمر فاروق (رض) از بدوش‌گرفتن خوراک برای پیرزنان و جاروکردن منزل‌شان خودداری نمی‌کرد، سرپرستی یتیمان و تعهد و وارسی افتادگان همیشه جلو چشم ایشان بود. عثمان ذو النورین در هربار که رسول الله دستور جهاد می‌داد، تهیه قسمتی از وسایل و مصرف آن را متعهد می‌شد. علی مرتضی (رض) خود و اهل بیتش چند شبانه روز با گرسنگی می‌ساختند و با طعام خود یتیم و فقیر و اسیر را خوشنود می‌ساختند. عبدالرحمن پسر عوف (رض) کاروان را با بارش در راه خدا انفاق می‌کرد، این راد مردان و ده‌ها افراد دیگر از تعلیم‌یافتگان قرآن و سنت نمونه زنده مسلمان واقعی بودند که قلم نمی‌تواند محاسن‌شان را بشمارد.
حضرت رسول الله ص فرمود: (وَمَنْ سَلَكَ طَرِيقًا يَلْتَمِسُ فِيهِ عِلْمًا سَهَّلَ اللهُ لَهُ بِهِ طَرِيقًا إِلَى الْجَنَّةِ) و هرکسی که ر اهی را که در آن دانش بجوید پیش بگیرد، و علم را برای خدا و به قصد عبادت او به دست آورد، خداوند توانا به احترام این علم راه بهشت را بر او آسان می‌سازد، این عبارت می‌رساند که اگر رسیدن به بهشت برای نیکوکاران دیگر پس از تحمل مشاق و دشواری‌ها باشد، رسیدن به بهشت برای طالبان علم بدون آن زحمت‌ها میسر است.
از حدیث دانسته شد که جزاء عادتاً از جنس عمل است، چنانکه در این حدیث تنفیس و نیست‌کردن سختی از مسلمانان با تنفس و نیست‌کردن سختی در روز قیامت برابر شده است، و آسان‌گرفتن طلب کار بر بدهکار بینوا برابر است با آسان‌گرفتن خدا بر او، و ستر و پوشیدن عورت مسلمان را به ستر خداوندی بر او در دنیا و آخرت ثواب داد، و گرفتن راه علم را به آسان‌کردن راه بهشت بر او مجازات نمود.
در حدیث است: (من عمل بما علم اورثه الله علم مالم يعلم) کسی که به علم خود عمل کرد، خدای توانا او را به علومی می‌رساند که آن را فرا نگرفته است. و معلوم است که عمل به علم وسیله پیشرفت و نیک‌نامی و زیادشدن بصیرت در علوم دیگر است، و پیدا است که شناسایی خدای متعال و به دست‌آوردن رضای او تعالی تنها از طریق علم میسر است.
خداوند ترس خود را که مایه سعادت دنیا و آخرت است، بهره دانشمندان ساخت و فرمود: (إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء)[فاطر: 28] (در حقیقت دانشمندانند که از خدا می‌ترسند). فضایل علم و مزایای آن در دین اسلام خیلی بیشتر از آن است که در چنین کتاب مختصری گنجانده شود. (وَمَا اجْتَمَعَ قَومٌ فِي بَيْتٍ مِنْ بُيُوتِ اللهِ يَتْلُونَ كِتَابَ اللهِ وَيَتَدَارَسُونَهُ بَيْنَهُمْ إِلاَّ نَزَلَتْ عَلَيْهِمُ السَّكِينَةُ، وَغَشِيَتْهُمُ الرَّحْمَةُ، وَحَفَّتْهُمُ الْمَلاَئِكَةُ وَذَكَرَهُمُ اللهُ فِيمَنْ عِنْدَه).
قرآن کتابی است که رحمت و نور و درمان سینه‌ها است، اما متأسفانه مدتی است که از انوار قرآن استفاده نمی‌شود و حتی تلاوت کلام الله هم از دست رفته است، و این کتاب آسمانی که دستورالعمل نیک‌بختی در زندگی دنیا و آخرت است، فقط برای مردگان خوانده می‌شود، و این طور می‌نمایاند که آنان که به قرآن عمل می‌کردند و زبان را به تلاوت آن جلاء می‌داده اند، مرده اند و قرآن اکنون باید به یاد آنان خوانده شود، و یا این که بگویند زندگان مسلمانان قرآن را ترک کرده اند، باشد که خواندن آن رحمتی برای مردگان به بار آورد.
فریاد پیغمبر ص در قرآن از مهجوری آن است، و خدای توانا در جواب شکایت پیغمبر از دست کفار و بی‌اعتنایی‌شان به قرآن چنین بیان فرمود: (‏ وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبّ