اعت پنج است. دوم عصر وقت آن از افزودن سایه هرچیز بر قدر آن تا غروب آفتاب، همیشه نصف شب به علاوه ربع روز برابر با اول وقت عصر است، و همچنین از زوال آفتاب تا غروب را به نصف‌کردن، وقت عصر برابر نصف، یعنی میان زوال و غروب است. سوم مغرب و وقت آن از غروب آفتاب است تا نهان‌شدن شفق سرخ. چهارم عشاء است و وقت آن از پنهان‌شدن شفق سرخ تا دمیدن صبح صادق است. پنجم وقت نماز صبح است و اول وقت آن دمیدن صبح صادق است و می‌ماند تا طلوع آفتاب، و همیشه هشت یک شب را از آخر آن انداختن برابر با اول وقت صبح است.
هر نمازی که یک رکعت آن در وقت واقع شد آن نماز اداء است، و هرنمازی که کمتر از یک رکعت در وقت واقع شد همه آن قضاء است، اگر شخصی بیهوش مثلاً قبل از غروب به قدر یک تکبیر مانده بود که به هوش آمد، نماز ظهر و عصر هردو بر او لازم است، اگر به قدر این دو نماز هوشیار ماند و همچنین مغرب و عشاء و هرگاه از یک نماز به قدر طهارت و نماز از وقت آن گذشت، پس از آن نماز لازم است و همچنین در حیض و جنون و غیره.
اوقات کراهت نماز: بعد از خواندن نماز صبح تا طلوع آفتاب، و بعد از عصر تا غروب آفتاب، و موقع استواء قبل از زوال در غیر روز جمعه. در حرم مکه هیچگاه نماز مکروه نیست، در آن سه وقت نمازهایی مکروه است که دارای سبب نباشد.
انواع نماز: نماز فرض مانند پنجگانه شبانه روزی و نماز جمعه به جای ظهر روز جمعه. نماز واجب مانند نمازی که شخص نذر نماید آن را بخواند. نماز سنت و آن بر دو قسم است: نمازی که با جماعت خوانده می‌شود، مانند نماز دو عید، نمازگرفتن آفتاب و ماهتاب و نماز طلب باران و نماز تراویح و وتر در رمضان و نماز سنتی که تنها خوانده می‌شود، مانند سه رکعت وتر دو رکعت قبل از فرض صبح، دو رکعت بعد از نماز عشاء و اینها همه مؤکده هستند، غیر مؤکد دو رکعت دیگر قبل و بعد از ظهر، چهار رکعت قبل از عصر و دو رکعت قبل از مغرب و دو رکعت قبل از عشاء. نماز مکروه آن است که در وقت کراهت خوانده شود و دارای سبب نباشد.
نماز سبب‌دار بر دو قسم است: نمازی که سبب آن متقدم است، مثل نماز سنت تحیة مسجد، نماز سنت طواف، نماز سنت وضوء، نمازی که سبب آن مقارن است، مثل نمازگرفتن آفتاب و ماهتاب نمازی که سبب آن متأخر است، مانند نماز سنت استخاره، نماز سنت احرام، نماز سنت سفر، نماز حرام که با نبودن یکی از شروط آن خوانده شود بدون عذر.
مقدمات نماز: مانند اذان و اقامه که برای هرنماز فرضی اذان و اقامه‌گفتن سنت است، چه تنها خوانده شود و چه با جماعت، چه اداء حاضر باشد چه قضاء.
تعقیبات نماز: مانند لا اله الله وحده لا شریک له. 33 بار سبحان الله، 33 بار الحمدلله و 34 بار الله اکبر و دعای بعد از نماز.
آداب نماز: با نشاط و شوق به نمازپرداختن و با دل حاضر و خشوع نمازخواندن و فرایض و سنن آن را رعایت‌کردن.
شرح حديث:
(1) زندگی‌نامه أبومحمد عبدالله بن عمرو بن العاص: نام او عبدالله و کنیه او ابومحمد و می‌گویند ابوعبدالرحمن و گفته اند ابو منصور. نام پدر او عمرو بن العاص است. از حضرت رسول الله ص روایت شده که در باره عبدالله و پدرش و مادرش فرمود: (نعم البيت عبدالله وأبوعبدالله وأم عبدالله) چه خوب خانواده‌ای هستند عبدالله و پدرش و مادرش. حضرت رسول الله ص عبدالله را بر پدرش برتری می‌داد، فرق سن او و پدرش دوازده سال بود، یعنی پدرش در سن دوازده‌سالگی داماد شده و دارای فرزند شده بود. عبدالله دارای علم فراوان و در عبادت و طاعت خدای متعال کوشش فراوان داشت.
«عبادله» که جمع عبدالله است شامل چهار نفر است: عبدالله بن عمر، عبدالله بن عباس، عبدالله بن الزبیر و عبدالله بن عمرو.
وی از بزرگترین نامبردگان بود، زیرا از عبادت‌کاران به نام در میان صحابه رسول الله بود، وی همچنین از زاهدان بلندنام و از فاضلان عالی‌مقام و از دانشمندان عالی‌قدر صحابه رسول الله به شمار می‌رود، و از پرروایت‌ترین یاران رسول الله است.
ابوهریره می‌گفت: گمان نمی‌برم از یاران رسول الله کسی بیش از من روایت حدیث از رسول الله داشته باشد، مگر عبدالله بن عمرو بن العاص که او می‌نوشت و من نمی‌نوشتم، وی با کسب اجازه از حضرت رسول الله آنچه از حضرت رسول الله می‌شنید، در حال خشم و خوشنودی می‌نوشت.
وقتی بعضی از یاران پیغمبر به عبدالله گفتند: تو هرچه از رسول الله می‌شنوی، می‌نویسی و ایشان بشر هستند، گاهی در حال خشم هستند و گاه در حال رضا. عبدالله همین گفتار را به حضرت رسول الله عرضه داشت. حضرت رسول الله ص فرمود: (أكتب فوالذي بعثني بالحق نبيا ما يخرج منه ويشير إلي لسانه إلا حق) بنویس، آنچه از من شنیدی، زیرا قسم به خدایی که مرا به حق به پیغمبری برگزیدی، بیرون نمی‌آید از این زبان من مگر حق.
از او هفتصد حدیث روایت شده است، بخاری و مسلم در روایت هفده حدیث از او اتفاق دارند، و بخاری به تنهایی هشت حدیث، و مسلم به تنهایی بیست حدیث از او روایت کرده اند.
وی در همه عمر روزها روزه‌دار بود و شب‌ها را به طاعت می‌گذراند، خود را از زنان دور می‌گرفت، وفات او به سال شصت و پنج یا شصت و هفت و یا شصت و نه هجری قمری بوده است، در محل دفن او نیز اختلاف است، در مکه معظمه و یا در شام و یا در مصر دفن شده است، عمر او هفتاد و دو و یا نود سال نوشته اند، در آخر عمر نابینا شد، رضی الله عنه وعن ابویه.
(2) کتاب: الحجة فی اتباع المحجة، در عقیده اهل سنت شامل اصول دین بر قواعد اهل حدیث، کتابی است بسیار سودمند، حجم آن را یک برابر و نیم کتاب تنبیه تالیف شیخ أبی اسحاق شیرازی نوشته اند، اما کتاب حجة تألیف علامه ابوالقاسم اسمعیل بن محمد بن الفضل الحافظ، و یا این که تألیف ابوالفتح نصر بن ابراهیم مقدسی شافعی، فقیه زاهد که اقامتش در دمشق بوده، سبب اختلاف این است که مؤلف نام خود را در اول کتاب ننوشته است.
در حدیث چهل و یکم تمام احادیثی که در این کتاب یاد شد خلاصه شده است، زیرا حضرت رسول الله به حق آمده است و پیغمبران پیشین را تصدیق نموده است، و این حق که حضرت رسول الله آورده است، اگر تفسیر به دین شود، شامل ایمان و اسلام و نصیحت و اخلاص برای خدا و پیغمبر و قرآن و پیشوایان و فرمانروایان و عوام و استقامت راستی در دین می‌شود، و اینها چیزهایی است که تمام مراحل دینی را جمع نموده و چیزی نماده است، مگر تفصیل آنها، و اگر حق را به تقوی تفسیر کنیم، بازهم شامل امور نامبرده خواهد بود.
بنابراین، باید هوای انسان تابع فرمان پیغمبر در دین و تقوی باشد، و هرکسی که هوای او تابع همه آنچه رسول الله فرموده است باشد، مؤمن کامل الایمان است، و هرکسی که هوای او اصلا تابع فرمان پیغمبر نباشد کافر است، و اگر در اصل ایمان تابع پیغمبر باشد و در غیر آن تابع نباشد، فاسق است. و اگر کسی در ظاهر تباع باشد و در اصل ایمان تابع پیغمبر نباشد، منافق است.
این حدیث با آیة 65 سورة نساء مطابقت دارد: (‏ فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُ