ظْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنان‌ را» يعني‌: قوم‌ موسي‌(ع)  را «به‌ دوازده‌ سبط تقسيم‌ كرديم» يعني‌: بعضي‌ از آنان‌ را از بعضي‌ ديگر متمايز گردانيديم، تمايزي‌ كه‌ به‌ تقسيم ‌شدن‌ آنها به ‌واحدهاي‌ «اسباط» انجاميد به‌طوري‌ كه‌ هر سبط منفردا معروف‌ و شناخته‌ شده ‌بود و ازخود نقيب‌ (نماينده‌اي‌) داشت‌. اسباط جمع‌ سبط: نام‌ واحد اجتماعي‌ يهوديان‌ قديم‌ است‌ «كه‌ هر يك‌ امتي‌ بودند» يعني‌: هر سبط، قبيله‌اي‌ از نسل‌ يك ‌پدر ـ از فرزندان‌ يعقوب‌(ع)  ـ بودند «و به‌ موسي‌ وحي‌ فرستاديم، آن‌گاه‌ كه‌ قومش‌ از او آب‌ خواستند» هنگامي‌ كه‌ در دشت‌ (تيه‌) دچار تشنگي‌ شدند «كه‌ با عصايت‌ بر سنگ‌ بزن‌ پس، از آن‌ جوشيد» يعني‌: موسي‌(ع)  با عصايش‌ به‌ سنگ‌ زد، آن‌گاه‌ ازآن‌ سنگ‌ جوشيد و روان‌ شد «دوازده‌ چشمه» به‌ تعداد اسباط و براي‌ هر سبطي‌چشمه‌اي‌ پديد آمد كه‌ از آن‌ مي‌نوشيدند «هرگروهي‌ آبشخور خود را بشناخت» يعني‌: هر سبطي‌ چشمه‌ مخصوص‌ به‌ خود را كه‌ از آن‌ مي‌نوشيد، شناخت‌ «و ابر را بر فراز آنان‌ سايبان‌ كرديم» تا در آن‌ دشت، آنان‌ را از گرماي‌ خورشيد نگهبان‌ باشد و هرجا كه‌ مي‌رفتند، آن‌ ابر سايبان‌ با آنان‌ حركت‌ مي‌كرد و مي‌رفت‌ و هرجا كه‌ اقامت‌ مي‌گزيدند، با آنان‌ مي‌ايستاد و مقيم‌ مي‌شد «و بر آنان‌من‌ و سلوي» يعني‌: ترنجبين‌ و بلدرچين‌ «را نازل‌ كرديم» توضيح‌ من‌ و سلوي، درسوره‌ «بقره/‌57» گذشت‌ «از چيزهاي‌ پاكيزه‌اي‌ كه‌ روزي‌تان‌ كرده‌ايم‌ بخوريد» يعني‌ به‌آنان‌ گفتيم‌: از چيزهاي‌ لذيذ و پاكيزه‌اي‌ كه‌ روزيتان‌ كرده‌ايم، بخوريد «و بر ماستم‌ نكردند» با مخالفت‌ و كفران‌ نعمت‌ و عدم‌ قدرشناسي‌ آنچه‌ كه‌ بايد پاس‌ آن‌را مي‌داشتند «بلكه‌ بر خودشان‌ ستم‌ مي‌كردند» زيرا فرجام‌ شوم‌ اين‌ ناسپاسي‌شان، به‌ خودشان‌ برمي‌گشت‌.
پس‌ قومي‌ كه‌ با پيامبر خودشان‌ چنين‌ رفتاري‌ داشته‌ باشند، از آنان‌ بعيد نيست ‌كه‌ دين‌ و دعوت‌ جديد را هم‌ رد نمايند لذا اي‌ امت‌ محمدص! موضع‌گيري‌هاي ‌يهود در قبال‌ دعوت‌ اسلامي‌ را بعيد نپنداريد، در عين‌ حال، به ‌هوش‌ باشيد كه ‌مانند آنان‌ در اين‌ منجلاب‌ نيفتيد.
 
	آيه  161
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ وَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُواْ حِطَّةٌ وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّداً نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و يادكن‌ هنگامي‌ را كه‌ به‌ آنان‌ گفته‌ شد: در اين‌ شهر سكونت‌ گزينيد» يعني‌: درشهر بيت‌المقدس‌ «و از آن‌ بخوريد» يعني‌: از نعمتها و پاكيزگي‌هايي‌ كه‌ در آن ‌سرزمين‌ است، بخوريد «هرجا كه‌ خواستيد» يعني‌: در هر مكاني‌ از مكانهاي‌ آن‌ كه‌خواستيد «و بگوييد: حطه» تفسير «حطه» در سوره‌ «بقره/‌58» گذشت‌ «و سجده‌كنان‌ از دروازه‌ شهر در آييد» يعني‌: با گفتن‌ كلمه‌ «حطه»، از دروازه‌ بيت‌المقدس‌ سجده‌كنان‌ درآييد «تا گناهان‌ شما را بر شما ببخشاييم» يعني‌: چون ‌پيروزمندانه‌ وارد شهر بيت‌المقدس‌ شديد و غرور و بدمستي‌ پيروزي‌ بر شما چيره‌ نشد، در نتيجه‌ براي‌ ما خاشع‌ و زبون‌ و فروتن‌ گشته‌ گوشي‌ شنوا و جاني‌ مطيع‌ و به‌فرمان‌ داشتيد؛ اين‌ خود آمرزشي‌ براي‌ گناهان‌ شماست‌ «و به‌ زودي‌ بر پاداش ‌نيكوكاران‌ خواهيم‌ افزود» با نعمت‌هايي‌ كه‌ بر آنان مي‌بخشاييم‌.
به‌اين‌ترتيب، به‌ آنان‌ دو وعده‌ داده‌ شد: يكي‌ وعده‌ آمرزش‌ عام‌ براي‌ همگي‌ به ‌شرط اطاعت‌ و ديگري‌ وعده‌اي‌ مخصوص‌ به‌ نيكوكاران‌ در مورد افزودن‌ بر پاداششان‌. از روايات‌ چنين‌ بر مي‌آيد كه‌: دستور ورود به‌ بيت‌المقدس‌ براي‌ يهوديان، در زمان‌ يوشع، جانشين‌ موسي‌(ع)  داده‌ شد.
 
آيه  162
‏متن آيه : ‏
‏ فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزاً مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُواْ يَظْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ كساني‌ از آنان‌ كه‌ ستم‌ كردند، سخني‌ را كه‌ به‌ آنان‌ گفته‌ شده‌ بود، به‌ سخن‌ ديگري‌ تبديل‌ كردند» يعني‌: به‌جاي‌ (حطه‌)، كلمه‌ بي‌معناي‌ ديگري‌ چون‌ «حنطه» يا «حبه‌ في‌ شعره» گفتند، كه‌ بيان‌ آن‌ در سوره‌ «بقره» گذشت‌ «پس‌ به‌ سزاي‌ آن‌كه ‌ستم‌ مي‌كردند» يعني‌: به‌سبب‌ ستم‌شان‌ «عذابي‌ از آسمان‌ بر آنان‌ فرو فرستاديم» كه‌اين‌ عذاب‌ به‌ قول‌ گروهي‌ از علما، عذاب‌ طاعون‌ بود. گويند: در اين‌ طاعون، هفتادهزارتن‌ از بني‌ اسرائيل‌ در يك‌ روز هلاك‌ شدند.
نظير اين‌ آيه‌ در سوره‌ «بقره/‌59» نيز گذشت‌.
 
	آيه  163
‏متن آيه : ‏
‏ واَسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَيَوْمَ لاَ يَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و سؤال‌ كن» اي‌ محمدص! «از يهود» براي‌ توبيخ، يادآوري‌ ومتوجه‌ ساختن‌ آنها نسبت‌ به‌ آنچه‌ بر گذشتگانشان‌ روي‌ داد، همانان‌ كه‌ چون‌ دين ‌خداي‌ عزوجل‌ را به‌ بازي‌ گرفتند و بر امر و نهي‌ وي‌ نيرنگ‌بازي‌ كردند، مسخشان ‌كرد، آنان‌ عبارت‌ بودند: «از اهالي‌ آن‌ شهري‌ كه‌ در كنار دريا بود» بيشتر مفسران ‌برآنند كه‌: مراد از آن، شهر «ايله» است‌ كه‌ در جوار خليج‌ عقبه‌ واقع‌ شده‌. امروزه‌ نيز خليج‌ «ايلات» معروف‌ است‌ و يهوديان‌ نام‌ قديمي‌ آن‌ را احيا كرده‌ وشهر مجاورش‌ را «ايلات» ناميده‌اند. به‌ قولي‌ديگر: آن‌ شهر، شهر «طبريه» بود. اعراب، شهر را قريه‌ مي‌نامند، به‌ اين‌ جهت، تعبير: ﴿‏ واَسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ﴾  گوياي‌ معني‌ است‌. «هنگامي‌ كه‌ تجاوز مي‌كردند» از حدود الهي‌ با شكار ماهي‌ «در روز شنبه» درحالي‌كه‌ در آن‌ روز از شكار ماهي‌ منع‌ شده‌ بودند «آن‌گاه‌ كه‌ روز شنبه ‌آنان» يعني‌: روزي‌ كه‌ آنان‌ به‌ تعظيم‌ روز شنبه‌ مشغول‌ مي‌شدند «ماهيهايشان ‌به‌طور آشكاري‌ بر روي‌ آب‌ مي‌ آمدند» به‌گونه‌اي‌ كه‌ در دسترس‌ و آماده‌ شكار بودند «و روزي‌ كه‌ شنبه‌ نمي‌داشتند» يعني‌: روزهاي‌ ديگر، غير از روز شنبه‌ «به‌سوي ‌آنان» ماهي‌اي‌ برروي‌ آب‌ «نمي‌آمد، اين‌گونه‌ ما آنان‌ را به‌سبب‌ آن‌كه‌ نافرماني ‌مي‌كردند، مي‌آزموديم» يعني‌: خداي‌ عزوجل‌ به‌سبب‌ ظهور نافرماني‌ در ميانشان، آنان‌ را مورد ابتلا و آزمايش‌ قرار داد و با دستور بزرگداشت‌ روز شنبه، ازشكاركردن‌ در آن‌ روز كه‌ سبب‌ حرمت‌شكني‌ آن‌ مي‌