ي ‌بودن‌ خود يقين‌ داشته‌باشد، قطعا مرگ‌ برايش‌ از زندگي‌ پر رنج‌ و گداز دنيا محبوب‌تر است، چرا كه‌ دنيا زندان‌ مؤمن‌ مي‌باشد.
در بيان‌ معناي‌ مراد آيه‌ از ابن‌عباس‌ك روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «مراد اين‌است‌ كه‌ بر هر يك‌ از دو گروهي‌ از ما يا شما كه‌ در ادعاي‌ خود دروغگوست، دعاي‌ مرگ‌ كنيد. اما يهوديان‌ چنين‌ دعايي‌ نكردند، چرا كه‌ به‌ دروغگو بودن‌ خوديقين‌ داشتند». ابن‌كثير مي‌گويد: «اين‌ تفسير ابن‌عباس‌(رض) از آيه‌ كريمه‌ - يعني‌ دعابر وجه‌ مباهله‌ - تفسيري‌ است‌ صحيح‌ زيرا ميان‌ وجود صلاح‌ و آرزوكردن‌ مرگ‌ هيچ‌ ارتباط منطقي‌اي‌ وجود ندارد و چه‌ بسيار افراد صالحي‌ كه‌ مرگ‌ را آرزو نمي‌كنند بلكه‌ دوست‌ دارند كه‌ عمري‌ طولاني‌ داشته‌ باشند تا بر اعمال‌ خيرشان ‌بيفزايند و مرتبه‌شان‌ در بهشت‌ برتر گردد، چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «خيركم‌ من‌ طال‌ عمره، و حسن‌ عمله‌: بهترين‌ شما كسي‌ است‌ كه‌ عمرش‌دراز و عملش‌ نيكو باشد». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري‌ و غير وي‌ از ابن‌عباس‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «اگر يهوديان‌ مرگ‌ را آرزومي‌كردند، قطعا مي‌مردند و جايگاههاي‌ خود را در دوزخ‌ مي‌ديدند».
 
آيه  150
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفاً قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي مِن بَعْدِيَ أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَأَلْقَى الألْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُواْ يَقْتُلُونَنِي فَلاَ تُشْمِتْ بِيَ الأعْدَاء وَلاَ تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ موسي‌ خشمناك‌ و اندوهگين‌ به‌سوي‌ قوم‌ خود بازگشت» از كوه‌ طور.بعضي‌ گفته‌اند: تأسف، حالتي‌ فراتر و سخت‌تر از خشم‌ است‌ «گفت‌: پس‌ از من، چه‌ بد جانشيني‌ براي‌ من‌ بوديد!» و در غيابم‌ چه‌ بد عمل‌ كرديد! «آيا بر فرمان ‌پروردگارتان‌ شتاب‌ كرديد» يعني‌: آيا بر ميعاد چهل‌ روزه‌اي‌ كه‌ پروردگارم‌ به‌ من ‌وعده‌ داده‌ بود، شتاب‌ كرديد؟ چرا مهلت‌ نداديد كه‌ اين‌ ميعاد به‌سر آيد؟ و درغيابم‌ اين‌ عمل‌ زشت‌ و ناميمون‌ را مرتكب‌ شديد؟ يا معني‌ اين‌ است‌: آيا با پرستش‌گوساله‌ به‌سوي‌ عذاب‌ پروردگارتان‌ شتاب‌ كرديد؟ «و الواح‌ را افگند» يعني‌: موسي‌(ع)  چون‌ بر قومش‌ وارد شد و ديد كه‌ به‌ پرستش‌ گوساله‌ زانو زده‌ و معتكف‌ عبادت‌ آن‌ هستند، از شدت‌ خشم‌ و تأسف، الواح‌ را بر زمين‌ افگند. اين‌ قول‌جمهور علما ـ از سلف‌ و خلف‌ ـ است‌. نقل‌ است‌ كه‌ الواح‌ تورات‌ از زمرد، يا ازياقوت‌ بود. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «خداوند بر موسي‌ ببخشايد؛ به‌راستي‌ كه ‌بيننده‌ چون‌ شنونده‌ نيست‌ زيرا وقتي‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ او خبر داد كه‌ قومش‌ بعد از او گمراه‌ شده‌اند، با شنيدن‌ اين‌ خبر الواح‌ را به‌ زمين‌ نيفگند ولي‌ چون‌ آنان‌ را به‌ معاينه‌ و مشاهده‌ در اين‌ حالت‌ ديد، الواح‌ را به‌ زمين‌ افگند». «و سر برادرش‌ را گرفت‌ و او را به‌طرف‌ خود مي‌كشيد» موسي‌(ع)  در اعتراض‌ به‌ اين‌ امر كه‌ چرا برادرش ‌هارون، جلو اين‌ فتنه‌ سامري‌ را نگرفته‌ و رسم‌ باطل‌ پرستش‌ گوساله‌ را تغيير نداده، سر وي‌ را گرفت‌ و او را مي‌كشيد «هارون‌ گفت‌: اي‌ فرزند مادرم‌! اين‌ قوم‌ مرا ضعيف ‌شمردند و چيزي‌ نمانده‌ بود كه‌ مرا بكشند» پس‌ توان‌ آن‌ را نداشتم‌ كه‌ اين‌ انحراف‌ و باطلشان‌ را تغيير دهم‌. دليل‌ اين‌كه‌ هارون‌(ع)  گفت‌: اي‌ فرزند مادرم‌! و نگفت‌: اي ‌برادرم‌! اين‌ بود كه‌ آن‌ جمله، جمله‌اي‌ مهرانگيز و عاطفه‌باري‌ بود وگرنه، موسي ‌و هارون‌ دو برادر اعياني‌ (پدري‌ و مادري‌) يك‌ديگر بودند. دليل‌ ديگر اين‌ بودكه‌ مادرشان‌ ـ چنان‌كه‌ گفته‌اند ـ زني‌ مؤمنه‌ بود «پس‌ مرا دشمن ‌شاد نكن» با مؤاخذه‌ و اهانت‌ به‌ من، كه‌ اين‌ همان‌ آرزوي‌ قلبي‌ گوساله‌پرستان‌ است‌ «و مرا در شمار گروه‌ ستمگر قرار نده» يعني‌: با خشمگين‌ شدنت‌ بر من، مرا در شمار قوم‌ستمگر، يعني‌ گوساله‌پرست‌ قرار نده، آخر من‌ بسان‌ آنان‌ مرتكب‌ اين‌ عمل‌ زشت ‌نگرديده‌ام‌. يا معني‌ اين‌ است‌: به‌ اين‌ باور نباش‌ كه‌ من‌ هم‌ از آنان‌ هستم‌.
 
	آيه  151
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلأَخِي وَأَدْخِلْنَا فِي رَحْمَتِكَ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
پس‌ چون‌ براي‌ موسي‌(ع)  برائت‌ هارون‌ محقق‌ شد «گفت‌: پرودگارا! من‌ و برادرم ‌را بيامرز» موسي‌(ع)  خواست‌ تا با اين‌ دعا، بيم‌ شماتت‌ و دشمن‌كامي‌ را از ساحت ‌برادرش‌ برطرف‌ سازد، گويي‌ او نحوه‌ رفتار خود با برادرش‌ را به‌ نكوهش‌ گرفت‌ وچنين‌ نشان‌ داد كه‌ رفتاري‌ اين‌گونه‌ با وي، هيچ‌ توجيهي‌ نداشته‌ است‌ و در عوض ‌كوتاهي‌ و قصوري‌ كه‌ از او در حق‌ برادرش‌ سرزد، برايش‌ از بارگاه‌ حق‌ تعالي‌طلب‌ مغفرت‌ كرد و به‌ علاوه‌ آن، از پروردگارش‌ چنين‌ تمنا كرد: «و ما را در پناه‌ رحمت‌ خود درآور، كه‌ تو مهربان‌ترين‌ مهرباناني» پس‌ عصمت‌ خويش‌ در دنيا وبهشت‌ خويش‌ در آخرت‌ را از ما دريغ‌ نكن‌.
 
آيه  152
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ سَيَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَذِلَّةٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانا كساني‌ كه‌ گوساله‌ را گرفتند» به‌ خدايي‌ و پرستش‌ «به‌ زودي‌ خشمي‌ ازجانب‌ پروردگارشان‌ به‌ آنان‌ خواهد رسيد» و چه‌بسا كه‌ اين‌ خشم، همان‌ كيفر كشتن‌ يك‌ديگر باشد كه‌ در دنيا بر آنان‌ نازل‌ شد[8] زيرا مأمور شدنشان‌ به‌ كشتن ‌يك‌ديگر؛ از خشم‌ خداوند(ج)  بود «و» به‌ زودي‌ به‌ آنان‌ «ذلتي‌ در زندگي ‌دنيا» خواهد رسيد. اين‌ ذلت‌ مخصوص‌ كساني‌ است‌ كه‌ گوساله‌ را به‌ پرستش‌گرفتند و شامل‌ نسل‌هاي‌ بعد از آنان‌ نمي‌شود «و ما افتراكنندگان‌ را اين‌گونه‌ جزامي‌دهيم» و از آن‌ جمله، اين‌ گروهي‌ را كه‌ به‌ عبادت‌ تمثال‌ گوساله‌ روآوردند، درحالي‌كه‌ معبودشان‌ نبود. پس‌ هر كسي‌ كه‌ بر خداي‌ سبحان‌ افترا و دروغ‌ بندد، به‌زودي‌ در زندگي‌ دنيا بر او خشم‌ و خواري‌اي‌ از سوي‌ خداي‌ سبحان‌ خواهدرسيد چنان‌كه‌ به‌ آن‌ گوساله‌پرستان‌ رسيد.
علما مي‌گويند: هر صاحب‌ بدعتي‌ ذليل‌ است‌.
[8] نگاه‌ كنيد به‌ تفسير سوره‌ ( بقره/‌54 ) .	آيه  153
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ عَمِلُواْ السَّيِّئَاتِ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِهَا وَآمَنُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّ