ْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ موسي‌ عصايش‌ را افگند و بناگاه» در واقعيتي‌ قابل‌ رؤيت، به‌طور نمايان‌ وبي‌ هيچ‌گونه‌ التباسي‌ «اژدهايي‌ آشكار شد» و چون‌ فرعون‌ اين‌ اژدهاي‌ واقعي‌ را ديد، متوحش‌ گشته‌ از جاي‌ خود برجست‌ و فرياد زد؛ اي‌ موسي‌! آن‌ را بگير! كه‌به‌ تو ايمان‌ مي‌آورم‌...! و موسي‌(ع)  آن‌ را گرفت‌. ثعبان‌: اژدهاي‌ بزرگ‌ نرينه ‌است‌.
 
	آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاء لِلنَّاظِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و دست‌ خود را بيرون‌ كشيد» يعني‌: موسي‌(ع)  دست‌ خود را از گريبان‌ خويش‌خارج‌ كرد، يا آن‌ را از زير بغل‌ خويش‌ بيرون‌ كشيد «پس‌ بناگاه‌ براي‌ تماشاگران‌سپيد و درخشنده‌ پديدار شد» يعني‌: دست‌ وي‌ به‌گونه‌اي‌ سپيد و درخشان‌ پديدار شد و از آن‌ چنان‌ نوري‌ ساطع‌ مي‌گشت‌ كه‌ براي‌ هر بيننده‌اي‌ آشكار بود، بي‌آن‌كه ‌آن‌ سپيدي‌ به‌ علت‌ پيسي‌ و عيب‌ ديگري‌ باشد.
 
	آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ملاء» يعني‌: اشراف‌ «از قوم‌ فرعون‌ با يك‌ديگر گفتند» هنگامي‌ كه‌ تبديل‌ شدن‌ عصا را به‌ اژدها و درخشان‌ شدن‌ دست‌ موسي‌(ع)  را بي‌ هيچ‌گونه‌ پيسي‌ يا عيب‌ ديگري‌ مشاهده‌ كردند؛ «بي‌شك‌ اين‌ شخص» يعني‌: موسي‌(ع)  «ساحري ‌داناست» يعني‌: او در علم‌ سحر، بسيار داناست‌.
همين‌ سخن‌ در سوره‌ «شعراء»، در حكايت‌ از زبان‌ فرعون‌ نه‌ اشراف‌ قومش‌ بيان‌ شده‌ است‌ پس‌ طريق‌ جمع‌ كردن‌ در ميان‌ دو آيه‌ اين‌ است‌ كه‌: يا فرعون‌ و اشراف‌ قومش‌ هر دو اين‌ سخن‌ را گفتند، يا در آغاز، فرعون‌ اين‌ سخن‌ را گفت، سپس‌ اشراف‌ قوم، سخنش‌ را مبنا‌ قرار دادند.
 
آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُمْ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ برخي‌ به‌ برخي‌ ديگر گفتند، يا فرعون‌ به‌ آنان‌ گفت‌: «مي‌خواهد شما را از سرزمينتان» كه‌ سرزمين‌ مصر بود «بيرون‌ كند پس‌ چه‌ مي‌فرماييد» يعني‌: درباره ‌موسي‌ چه‌ رأي‌ و نظري‌ داريد و چه‌ دستور مي‌دهيد؟ گويي‌ فرعون‌ مي‌خواست‌ چنين‌ وانمود كند كه‌ او اجراكننده‌ اوامر آنهاست‌ در حالي ‌كه‌ فقط چند لحظه‌ قبل‌ (انا ربكم‌ الاعلي‌) مي‌گفت‌.
 
	آيه  111
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَأَرْسِلْ فِي الْمَدَآئِنِ حَاشِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» اشراف‌ قوم‌ فرعون‌ در پاسخ‌ وي‌: «اي‌ فرعون‌! او و برادرش‌ را بازدار» يعني‌: موسي‌ و برادرش‌ را باز دار و مجازات‌ آنها را تا زماني‌ ديگر به ‌تأخير انداز «و گردآورندگاني‌ را به‌ شهرها بفرست» يعني‌: گروهي‌ را در شهرهايي‌ كه‌ ساحران‌ در آن‌ زندگي‌ مي‌كنند، بفرست‌.
 
	آيه  112
‏متن آيه : ‏
‏ يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا» آن‌ گروه‌ گماشته‌ «هر ساحر دانايي‌ را» كه‌ در فن‌ سحر مهارت‌ داشته‌ و به‌ اين‌ فن‌ بسيار دانا و آشناست‌ «نزد تو آورند» شايان‌ ذكر است‌ كه‌ سحر در آن ‌زمان، رواج‌ و رونق‌ بسياري‌ داشت‌.
 
	 آيه  113
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَاء السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قَالْواْ إِنَّ لَنَا لأَجْراً إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ساحران‌ نزد فرعون‌ آمدند» يعني‌: فرعون‌ گروهي‌ را به‌ شهرها فرستاد و آنها ساحران‌ را جمع‌ كردند و نزد فرعون‌ آوردند «و گفتند: همانا ما را مزدي‌ مي‌بايد اگر غالب‌ شويم» ساحران‌ از فرعون‌ خواستند تا اگر با سحر خويش‌ بر موسي‌(ع)  غالب‌ شدند، برايشان‌ پاداشي‌ درخور و شايسته‌ مقرر دارد.
 
آيه  114
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ نَعَمْ وَإَنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
فرعون‌ در پاسخ‌ آنان‌ «گفت‌: آري‌! و مسلما شما از مقربان‌ خواهيد بود» يعني‌: قطعا اگر غالب‌ شويد، برايتان‌ پاداشي‌ بزرگ‌ خواهد بود و به‌ علاوه‌ آن، نزد من‌مقام‌ و قربي‌ ويژه‌ نيز خواهيد يافت‌. يعني‌: او به‌ آنان‌ وعده‌ منصب‌ و مقام‌ را داد.
 
	آيه  91
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ نُؤْمِنُ بِمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَيَكْفُرونَ بِمَا وَرَاءهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنبِيَاءَ اللّهِ مِن قَبْلُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ به‌ آنان‌» يعني: به‌ يهوديان‌ و امثال‌ آنان‌ از اهل‌ كتاب‌ «گفته‌ شود؛ به‌آنچه‌ خدا نازل‌ كرده‌ ايمان‌ آوريد» يعني: به‌ قرآن‌ يا هرآنچه‌ كه‌ خداوند (ج)از كتب‌آسماني‌ نازل‌ كرده، ايمان‌ آوريد و آنها را تصديق‌ كنيد «مي‌گويند: ما به‌ آنچه‌ برپيامبر خودمان‌ نازل‌ شده، ايمان‌ مي‌آوريم‌» و آن‌ را تصديق‌ مي‌كنيم‌ و همين‌ براي‌ ماكافي‌ است‌ «و به‌ آنچه‌ جز آن‌ است‌ كافر مي‌شوند» يعني‌ گفتند: ما به‌ غير آن‌ كافريم ‌«و حال‌ آن‌ كه‌ آن‌» كتاب‌ نازل‌ شده‌ بر محمدص «حق‌ و مؤيد همان‌ چيزي‌ است‌ كه‌نزد آنان‌ است‌» يعني: فرق ‌نهادن‌ در تصديق‌ ميان‌ دو چيز متساوي‌ در حقانيت‌خود - درحالي‌كه‌ هريك‌ از آن‌ دو مصدق‌ ديگري‌ است‌ - هيچ‌ توجيهي‌ ندارد «بگو: اگر مؤمن‌ بوديد پس‌ چرا پيش‌ از اين، پيامبران‌ خدا را مي‌كشتيد؟» يعني: اگردر اين‌ ادعا كه‌ به‌ آنچه‌ بر شما نازل‌ گشته‌ مؤمن‌ بوديد، چرا پيامبران‌ الهي‌ راكشتيد، درحالي‌كه‌ كتاب‌ خودتان‌ شما را از اين‌ كار نهي‌ مي‌كند؟
اين‌ خطاب‌ هرچند متوجه‌ يهوديان‌ معاصر زمان‌ خاتم‌النبيينص است، اما مراد از آن‌ پيشينيانشان‌ مي‌باشند و از آنجا كه‌ آنها به‌ عملكرد پيشينيانشان‌ راضي‌ بودند ودر تكذيب‌ و دشمني‌ با انبيا: از نقش‌ قدم‌ پيشينيانشان‌ پيروي‌ كردند، پس‌ همانند آنان‌ گرديدند، از اين‌ روي، فعل‌ «قتل‌» به‌ آنها نسبت‌ داده‌ شد.
 
آيه  115
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ يَا مُوسَى إِمَّا أَن تُلْقِيَ وَإِمَّا أَن نَّكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: اي‌ موسي‌! اول‌ تو مي‌افگني» عصايت‌ را «يا اين‌كه‌ ما مي‌افگنيم‌؟» يعني‌: انتخاب‌ نوبت‌ با تو است‌. اين‌ سخن‌ را گفتند تا اعتمادبه‌نفس ‌خويش‌ را در اين‌ كار به‌ نمايش‌ گذاشته‌ و چنين‌ وانمود كنند كه‌ پيروز ميدان ‌خواهند بود؛ هرچند كه‌ نوبت‌ آخر از آنان‌ باشد.
 
	آيه  116
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ أَلْقُوْاْ فَلَمَّا أَلْقَوْاْ سَحَرُواْ أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءوا بِسِحْرٍ عَظِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
موسي‌(ع)  در پاسخشان‌ «گفت‌: شما بيفگنيد» موسي‌(ع)  ترجيح‌ داد تا آنان ‌شروع‌ كننده‌ باشند و اين‌ خود، نشانه‌ اين‌ وا