ند» يعني‌: از ديدن‌ راه‌ هدايت‌ كور و از شنيدن‌ حق‌ كر شدند، آن‌گاه‌ كه‌ با احكام‌ تورات‌ مخالفت‌ ورزيده ‌و «اشعياء» پيامبر را كشتند «سپس» بعد از آن‌ كه‌ توبه‌ كردند «خدا توبه‌ آنان‌ را پذيرفت» و قحطي‌ را از آنان‌ برداشت‌؛ «ديگربار بسياري‌ از آنان‌ كور و كر شدند» اشاره‌ به‌ اعمالي‌ است‌ كه‌ بعد از توبه‌ مرتكب‌ شدند؛ چون‌ كشتن‌ يحيي ‌فرزند زكريا و سوء قصد به‌ جان‌ حضرت‌ عيسي(ع) «و خداوند به‌ آنچه‌ مي‌كنند، بيناست» پس‌ آنان‌ را بر حسب‌ اعمالشان‌ جزا مي‌دهد.
 
	سوره مائدة آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«قطعا كساني‌ كه‌ گفتند: الله همان‌ مسيح‌ پسر مريم‌ است‌، كافر شدند» گويندگان ‌اين‌ سخن‌، فرقه‌اي‌ از نصاري‌ به‌نام‌ «يعقوبيه»، و به‌ قولي‌: فرقه‌ ديگر به‌نام‌ «ملكانيه»[7] بودند كه‌ گفتند: خداوند(ج) در ذات‌ عيسي‌ حلول‌ كرده‌ است‌! اماخداي‌ سبحان‌ اين‌ پندار غلطشان‌ را با اين‌ فرموده‌اش‌ رد مي‌كند: «حال‌ آن‌ كه‌ مسيح‌مي‌گفت‌: اي‌ بني‌اسرائيل‌! الله را بپرستيد؛ پروردگار من‌ و پروردگار شما» پس ‌در حالي ‌كه‌ مسيح‌ خود دعوتگر راه‌ توحيد بود، آنها چگونه‌ به‌ خود اجازه‌ مي‌دهند كه‌ در حق‌ كسي‌ ادعاي‌ الوهيت‌ كنند كه‌ خودش‌ به‌ بندگي‌ اعتراف‌ مي‌كند ومي‌گويد: من‌ هم‌ بنده‌اي‌ همچون‌ يكي‌ از شما هستم؟ همان‌ مسيحي‌ كه‌ گفت‌: «هر كس‌ به‌ خدا شريك‌ ورزد، قطعا او بهشت‌ را بر وي‌ حرام‌ كرده‌ است‌ و جايگاه‌ وي‌ دوزخ‌ است‌ و براي‌ ستمكاران‌ هيچ‌ ياري‌دهنده‌اي‌ نيست» آري‌! اين‌ سخن‌ نيز، حكايت‌ ادامه‌ سخن‌ عيسي‌(ع) است‌. اما به‌ قولي ‌ديگر: اين‌ سخن‌خداوند(ج) است‌.
 
[7] اصطلاح‌ رايج‌ معاصر در مورد اين‌ دو فرقه، «كاتوليك‌» و «ارتودكس‌» مي‌باشد.	سوره مائدة آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ ثَالِثُ ثَلاَثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلاَّ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِن لَّمْ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ كساني‌ كه‌ گفتند: الله سوم‌ سه‌ كس‌ است‌، كافر شدند» مراد از سه ‌كس‌: خداي‌ سبحان‌، عيسي‌ و مريم‌اند. به‌ قولي‌ديگر: مراد اين‌ سخن‌شان‌ است‌ كه‌ گفتند: خداوند از حيث‌ شخصيت‌ سه‌گانه‌ است‌، در عين‌ اين‌ كه‌ طبيعت‌ يا ذات‌ اويگانه‌ مي‌باشد. اين‌ سه‌ شخصيت‌ يا سه‌ «اقنوم»، عبارتند از: «اقنوم‌ پدر»، «اقنوم ‌پسر» و «اقنوم‌ روح‌القدس». «و حال‌ آن‌ كه‌ خدايي‌ جز خداي‌ يكتا نيست» يعني‌: در دايره‌ هستي‌، معبود برحقي‌ جز خداي‌ سبحان‌ نيست‌. به‌ قولي‌: اين‌ دنباله‌ سخن ‌نصاري‌ است‌. يعني‌ گفتند: خدايان‌ سه‌ شخص‌اند، در عين‌حال‌ آن‌ سه‌ خدا، يكتا و يگانه‌اند «و اگر از آنچه‌ مي‌گويند» كه‌ سراسر كفر است‌ «باز نايستند» و آن‌ راترك‌ نكنند «به‌ كافرانشان‌ عذابي‌ دردناك‌ خواهد رسيد» اما كساني ‌كه‌ اسلام‌ آوردند، يا اسلام‌ مي‌آورند، از اين‌ حكم‌ مستثنا هستند.
 
سوره مائدة آيه  74
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَلاَ يَتُوبُونَ إِلَى اللّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا توبه‌ نمي‌كنند» و رجوع‌ نمي‌نمايند «به ‌سوي‌ الله و از وي‌ آمرزش ‌نمي‌خواهند» از بستن‌ چنان‌ افترايي‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ را بر سر خشم‌ مي‌آورد وآنان‌ را در برابر مجازات‌ سخت‌ و سنگين‌ وي‌ قرار مي‌دهد؟ «و خدا آمرزنده‌ مهربان ‌است» و اين‌ از منتهاي‌ كرم‌ و جود و لطف‌ و رحمت‌ وي‌ بر خلقش‌ مي‌باشد كه‌ با وصف‌ ارتكاب‌ اين‌ افترا و بهتان‌ عظيم‌، باز هم‌ آنان‌ را به‌ سوي‌ توبه‌ و مغفرت ‌فرامي‌خواند.
	سوره مائدة آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلاَنِ الطَّعَامَ انظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الآيَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«عيسي‌ پسر مريم‌ جز پيامبري‌ كه‌ پيش‌ از او نيز پيامبراني‌ گذشته‌ اند، نيست» يعني‌: عيسي‌(ع) فقط در مقام‌ پيامبري‌ قرار دارد و هرگز مقام‌ او از اين ‌محدوده‌ فراتر نرفته‌ و نمي‌رود تا به‌ پندار باطلشان‌ به‌ مرتبه‌ الوهيت‌ يا فرزندي‌ خداي‌ ﴿‏ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ‏﴾ برسد بلكه‌ او از جنس‌ پيامبراني‌ است‌ كه‌ قبل‌ از وي‌ آمده ‌بودند و معجزاتي‌ هم‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ به‌دست‌ وي‌ پديدار ساخت‌، موجب ‌الوهيت‌ وي‌ نمي‌شود زيرا پيامبران‌ قبل‌ از وي‌ نيز، نظير اين‌ معجزات‌ را آورده‌اند چنان‌كه‌ حق‌ تعالي‌ عصا را در دست‌ موسي‌ زنده‌ گردانيد و آدم‌ را بدون‌ پدر آفريد لذا اگر طبق‌ پندار آنان‌، عيسي‌(ع) به ‌خاطر اين‌ معجزات‌، خدا يا فرزند خدا گرديده ‌پس‌ پيامبران‌ قبل‌ از وي‌ نيز ـ العياذ باالله ـ خدا بوده‌اند!! «و مادرش‌ زني‌ صديقه‌ بود» يعني‌: مريم‌ زني‌ صادق‌ و راستگو، يا تصديق‌كننده‌ فرزندش‌ عيسي‌(ع) دررسالت‌ وي‌ بود لذا اين‌ امر كه‌ او مادر عيسي‌ بود، مستلزم‌ الوهيت‌ وي‌ نيست‌ بلكه‌او هم‌ در وصف‌ زن‌ بودنش‌، زني‌ مانند ديگر زنان‌ است‌ چنان‌كه‌ تصديق‌ عيسي‌(ع) از سوي‌ مادرش‌ مريم‌، دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ مريم‌ پيامبر نيز نبود. پس‌ نظر ابن‌حزم‌ وجمعي ‌ديگر مبناي‌ محكمي‌ ندارد كه‌ مادر عيسي‌، مادر موسي‌ و ساره‌ زن ‌ابراهيم‌: را پيامبر مي‌دانند، با استدلال‌ به‌ اين‌ كه‌ فرشتگان‌ با ساره‌ و مريم‌ سخن‌ گفته‌اند و پروردگار متعال‌ درباره‌ مادر موسي‌ فرموده‌ است‌: (و به‌ مادر موسي‌ وحي‌ كرديم‌ كه‌ موسي‌ را شير بده‌) «قصص/‌7».
آري‌! رأي‌ جمهور علما بر آن‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) جز از جنس‌ مردان‌، پيامبري‌ براي‌ بشر برنينگيخت‌. حتي‌ شيخ‌ ابوالحسن‌ اشعري‌ مي‌گويد: «مسلمين‌ بر اين‌ امر اجماع‌ دارند». «هر دو غذا مي‌خوردند» يعني‌: عيسي‌ و مريم‌ همچون ‌ساير افراد بشر غذا مي‌خوردند پس‌ كسي‌ كه‌ چون‌ ساير آفريدگان‌ غذا بخورد، قطعا پروردگار نيست‌ زيرا فقط كسي‌ غذا مي‌خورد كه‌ به‌ غذا نيازمند باشد و اگر غذا خوردن‌ را ترك‌ نمايد، هلاك‌ گردد. همچنان‌، كسي‌ كه‌ غذا بخورد، براي ‌قضاي‌ حاجت‌ به‌ مستراح‌ مي‌رود درحالي‌ كه‌ پروردگار سبحان‌ نه‌ به‌ غذا نيا