ر آيه‌: ﴿وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ  ﴾ «هود / 82» آمده‌ است‌. «پس‌ بنگر كه‌ آخر كار مجرمان» يعني‌: كافران‌ «چگونه‌ بود!».آيه  85
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْباً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اين‌ پنجمين‌ داستان‌ از داستانهاي‌ انبيا‡ در اين‌ سوره، بعد از داستانهاي‌ نوح، هود، صالح‌ و لوط‡ است‌: 
«و به‌سوي‌ قوم‌ مدين، برادرشان‌ شعيب‌ را فرستاديم» يعني‌: به‌سوي‌ مردم‌ مدين، پيامبري‌ از خودشان‌ را كه‌ شعيب‌(ع)  بود فرستاديم‌. شعيب‌(ع)  ـ پيامبر قومش‌ مدين‌ ـ از انبياي‌ عرب‌ است‌ و از وي‌ در قرآن‌ كريم‌ ـ در سوره‌هاي ‌اعراف، هود، شعراء و عنكبوت‌ ـ يازده‌ بار ياد شده‌ است‌ و بعثت‌ وي‌ به‌پيامبري، قبل‌ از حضرت‌ موسي‌(ع)  بود. علما او را خطيب‌ انبيا‡ مي‌نامند، به‌سبب‌ آن‌كه‌ او دعوت‌ خويش‌ را با حجتي‌ رسا به‌ قومش‌ ابلاغ‌ كرد. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ شهر «مدين»، نزديك‌ «معان» واقع‌ در جنوب‌شرق‌ اردن‌ بر سر راه‌ حجاز قرار دارد و مدين‌ هم‌ بر قبيله‌ مدين‌ و هم‌ بر شهرشان‌ اطلاق‌ مي‌شود «گفت‌: اي‌ قوم‌ من‌! خدا رابپرستيد، براي‌ شما هيچ‌ معبودي‌ جز او نيست» شعيب‌(ع)  با يادآوري‌ اين‌ نكته‌ به‌قومش‌ كه‌ آنان‌ قوم‌ او هستند و او يكي‌ از خود آنهاست‌ پس‌ طبعا دوست‌دار چيزي ‌است‌ كه‌ صلاحشان‌ در آن‌ مي‌باشد، آنها را به‌سوي‌ پرستش‌ خداوند(ج)  دعوت ‌كرد سپس‌ آنها را به‌ يگانه‌شناسي‌ و يگانه‌پرستي‌ كه‌ در رأس‌ دعوت‌ همه‌ پيامبران‡ قرار دارد، فرمان‌ داد و اين‌ پندار را كه‌ پرستش‌ چيزي‌ از بتانشان‌ حق‌ باشد، رد كرد و همه‌ را باطل‌ و نابود شده‌ خواند «در حقيقت، براي‌ شما از جانب‌ پرورگارتان‌ برهاني‌ روشن» يعني‌: معجزه‌اي‌ آشكار «آمده‌ است» ولي‌ قرآن‌ بيان‌ نكرده‌ كه‌ معجزه‌ شعيب‌(ع)  چه‌ بود پس‌ اين‌ خود دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ هر پيامبري ‌معجزه‌اي‌ داشته‌ است، چه‌ معجزه‌ وي‌ بيان‌ شود و چه‌ نشود. آري‌! اين‌ پيام‌ شعيب‌(ع)  بود به‌ قومش‌ از جنبه‌ اعتقادي‌ آن، اما او از جنبه‌ عملي‌ نيز، به‌ روي‌ عمده‌ترين‌ انحراف‌ عملي‌شان‌ انگشت‌ گذاشت‌ و گفت‌: «پس‌ پيمانه‌ و ترازو را تمام ‌نهيد» يعني‌: به‌ خريدار يا فروشنده، با به‌كار گرفتن‌ پيمانه‌ يا عياري‌ ناقص، كم ‌ندهيد و به‌ غير آن‌ از شيوه‌هاي‌ ديگر كاستن‌ و افزودن‌ در اشياي‌ مورد معامله، به‌ حق‌خوري‌ از ديگران‌ نپردازيد. آري‌! قوم‌ شعيب‌(ع)  معاملات‌ خود را با پيمانه‌ و ترازو انجام‌ مي‌دادند ولي‌ پيمانه‌ و ترازو را تمام‌ ننهاده‌ و از حق‌ صاحب‌ حق ‌مي‌كاستند «و به‌ مردم‌ اشياي‌ آنان‌ را ناقص‌ ندهيد» بخس‌: عبارت‌ است‌ از: نقص‌ وآن‌ يا با معيوب ‌ساختن‌ كالا، يا با كم‌كردن‌ از آن، يا به‌ تردستي، فريبكاري‌ و نيرنگبازي‌ انجام‌ مي‌گيرد و همه‌ اينها شامل‌ معناي‌ خوردن‌ اموال‌ مردم‌ به ‌نارواست‌. بعضي‌ گفته‌اند: قوم‌ شعيب‌(ع)  از هر چيزي‌ كه‌ در بازارهايشان‌ وارد مي‌شد، عوارض‌ و حقوق‌ گمركي‌ مي‌گرفتند و نهي‌ الهي‌ ناظر بر اين‌ معني‌ است‌ «ودر زمين‌ پس‌ از اصلاح‌ آن‌ فساد نكنيد» تفسير نظير اين‌ عبارت، در آيه‌ (56) گذشت‌ «اين» رهنمودها «برايتان‌ بهتر است» در دنيا و آخرت‌ «اگر باور داريد» سخنم‌ را.
 
	آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَقْعُدُواْ بِكُلِّ صِرَاطٍ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَتَبْغُونَهَا عِوَجاً وَاذْكُرُواْ إِذْ كُنتُمْ قَلِيلاً فَكَثَّرَكُمْ وَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بر سر هر راهي‌ ننشينيد كه‌ بترسانيد» مردم‌ را از شكنجه‌ و آزارتان‌. نقل ‌است‌ كه‌: قوم‌ شعيب‌(ع)  بر سر راه‌هايي‌ كه‌ به‌ خانه‌ وي‌ منتهي‌ مي‌شد، مي‌نشستند و كساني‌ را كه‌ قصد رفتن‌ به‌نزد وي‌ را داشتند، از عذاب‌ و عقاب‌ خويش‌ بيم‌ داده‌ ومي‌گفتند: او شخصي‌ است‌ كذاب‌ لذا نزد او نرويد «و» تا «كسي‌ را كه‌ به‌ او ايمان ‌آورده‌ است، از راه‌ الله بازداريد» مراد از بازداشتن‌ از راه‌ الله(ج) ، بازداشتن‌ مردم‌ از رسيدن‌ به‌ شعيب‌(ع)  است‌. بعضي‌ گفته‌اند: مراد؛ نهي‌ آنان‌ از نشستن‌ بر سر راه‌ دين ‌و بازداشتن‌ كساني‌ است‌ كه‌ قصد رفتن‌ به‌ آن‌ را دارند، نه‌ نشستن‌ حقيقي‌ بر سرراه‌ها پس‌ حقيقت‌ لفظ، مراد نيست‌ «و براي‌ آن‌ راه، كجي‌ نجوييد» يعني‌: براي‌ راه‌خدا(ج)  كجي، ناهمواري‌ و ناهنجاري‌ نجوييد و آن‌ را براي‌ مردم‌ به‌ اين‌ وصف ‌معرفي‌ نكنيد «و هنگامي‌ را به‌ يادآوريد كه‌ شما اندك‌ بوديد» از نظر تعداد «پس‌ شما را بسيار گردانيد» از طريق‌ توالد و تناسل‌. بعضي‌ در معني‌ آن‌ گفته‌اند: شما فقير بوديد، اما حق‌ تعالي‌ شما را توانگر گردانيد «و بنگريد كه‌ فرجام‌ كار فسادكاران» از امتهاي‌ گذشته‌؛ چون‌ قوم‌ نوح‌ و هود و صالح‌ و لوط‡ «چگونه‌ بوده‌ است‌؟» مگر جز اين‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ هلاكشان‌ كرد و آثار وجودشان‌ را از عرصه‌ هستي‌ محو گردانيد؟!
 
آيه  87
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن كَانَ طَآئِفَةٌ مِّنكُمْ آمَنُواْ بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَآئِفَةٌ لَّمْ يْؤْمِنُواْ فَاصْبِرُواْ حَتَّى يَحْكُمَ اللّهُ بَيْنَنَا وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر گروهي‌ از شما به‌ آنچه‌ من‌ بدان‌ فرستاده‌ شده‌ام‌ ايمان‌ آورده‌ و گروهي‌ ديگر ايمان‌ نياوردند پس‌ صبر كنيد» يعني‌: انتظار بكشيد «تا خداوند در ميان‌ ما حكم‌ كند، كه‌ او بهترين‌ حكم‌كنندگان‌ است» زيرا حكم‌ و داوري‌ او، بر حق‌ و عدل‌ مبتني‌ است ‌و بيم‌ آن‌ نمي‌رود كه‌ او در حكم‌ خويش‌ ستم‌ كند. آري‌! حكم‌ خداوند(ج)  درميان‌ دو گروه، مانند حكم‌ كردن‌ ميان‌ دو خصم‌ است‌: يعني‌ اين‌كه‌ محقان‌ را بر مبطلان‌ پيروز مي‌سازد.
در اين‌ آيه، مؤمنان‌ به‌ صبر بر آزار كفار مأمور گرديده‌اند تا آن‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ پيروزشان‌ گرداند.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:1230.xml">صفحة (162) </a><a class="folder" href="w:html:1239.xml">صفحة (163)</a><a class="folder" href="w:html:1249.xml">صفحة (164)</a><a class="folder" href="w:html:1266.xml">صفحة (165) </a><a class="folder" href="w:html:1277.xml">صفحة (166)</a><a class="folder" href="w:html:1285.xml">صفحة (167)</a><a class="folder" href="w:html:1292.xml">صفحة (168) </a><a class="folder" href="w:html:1299.xml">صفحة (169)</a><a class="folder" href="w:html:1306.xml">صفح