ودن‌ پنهاني‌ مال‌ مردم‌ مي‌پردازد، بيان‌ مي‌نمايد: «و مرد دزد و زن‌ دزد؛ دست‌ آنان‌ را ببريد» يعني‌: حد شرعي‌ مرد و زن‌ دزد اين‌ است‌ كه‌ دست‌ راست ‌هر يك‌ از آنان‌ را از بند ببريد «به‌ كيفر آنچه‌ كرده‌اند» از عمل‌ دزدي‌. اين‌ مجازات ‌«نكالي‌ است» يعني‌: عذابي‌ است‌ بازدارنده‌ و عبرت‌انگيز «از جانب‌ الله» پس‌ بر آنان‌ اندوهگين‌ نباشيد «و خداوند عزيز حكيم‌ است» يعني‌: حق‌ تعالي‌ غالبي‌ است ‌كه‌ در حكم‌ خويش‌ مورد معارضه‌ قرار نمي‌گيرد، همان‌ گونه‌ كه‌ در حكم‌ خويش ‌بر بريدن‌ دست‌ مرد و زن‌ دزد، صاحب‌ حكمت‌ نيز هست‌. سرقت‌: گرفتن‌ چيزي‌است‌ كه‌ داراي‌ حفاظ يا نگهبان‌ (حرز) باشد به‌طور پنهاني‌ از چشم‌ ديگران‌. مال ‌داراي‌ حرز؛ يعني‌ مال‌ داراي‌ حريم‌ حفاظتي‌ بر دو نوع‌ است‌: يكي‌ آن‌ مالي‌ است‌كه‌ خود داراي‌ حرز مي‌باشد، چون‌ مال‌ نهاده‌ شده‌ در خانه‌ يا صندوق‌ كسي‌. ديگري‌ مالي‌ است‌ كه‌ داراي‌ حرز بيروني‌ است‌، چون‌ اماكني‌ كه‌ پاسبان‌ و نگهبان ‌دارد.
مال‌ مسروقه‌ بايد چهار صفت‌ داشته‌ باشد:
1 ـ بايد به‌ مقدار نصاب‌ شرعي‌ باشد. لازم‌ به‌ ذكر است‌ كه‌ نصاب‌ سرقت‌ در نزد احناف‌، يك‌ دينار يا ده‌ درهم‌ شرعي‌ است‌ و در كمتر از ده‌ درهم‌ حدي‌ جاري ‌نمي‌شود. اما نصاب‌ سرقت‌ در نزد جمهور فقها، ربع‌ دينار، يا سه‌ درهم‌ است‌.
2 ـ مال‌ مسروقه‌ بايد از نظر شرعي‌، ماليت‌ و ملكيت‌ داشته‌ و فروش‌ آن‌ جايز باشد. پس‌ اگر شراب‌ و خوك‌ ـ مثلا ـ كه‌ ماليت‌ ندارند، مورد دستبرد قرار گيرند، مال‌ مسروقه‌ به ‌شمار نمي‌روند.
3 ـ سارق‌ در مال‌ مسروقه‌، ملكيت‌ يا شبهه‌ ملكيت‌ نداشته‌ باشد.
4 ـ مال‌ مسروقه‌ بايد از جمله‌ اموالي‌ باشد كه‌ سرقت‌ در آن‌ موضوعيت‌ داشته‌ باشد، نه‌ ـ مثلا ـ برده‌ بزرگسال‌ كه‌ سرقت‌ آن‌ موضوعيت‌ ندارد.
اما شرايط معتبر در سارق‌ عبارت‌ است‌ از:
1 ـ بلوغ‌. 2 ـ عقل‌. 3 ـ عدم‌ ملكيت‌ مال‌ مسروقه‌. 4 ـ عدم‌ ولايت‌ وي‌ بر كسي ‌كه‌ مالي‌ را از او مي‌دزدد.
بايد دانست‌ كه‌ حدود به‌ شبهات‌ دفع‌ مي‌شوند چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «ادراوا الحدود باالشبهات‌: حدود را با شبهه‌ها دفع‌ كنيد».
 
	سوره مائدة آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ هركه‌ بعد از ستم‌ كردنش» يعني‌: بعد از بريدن‌ دستش‌ به‌سبب‌ دزدي‌ «توبه‌ كند و به‌ صلاح‌ آورد» عمل‌ خويش‌ را با برگرداندن‌ مال‌ دزدي ‌شده‌ «خدا توبه‌ او را مي‌پذيرد زيرا خداوند آمرزنده‌ مهربان‌ است» از در رحمت‌ به ‌سوي‌ وي‌ باز مي‌گردد و توبه‌ وي‌ را مي‌پذيرد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص بعد از قطع ‌دست‌ سارقي‌ به‌ وي‌ فرمودند: «به‌سوي‌ خدا توبه‌ كن». سارق‌ گفت‌: توبه‌ كردم‌. فرمودند: «خداوند توبه‌ات‌ را پذيرفت».
در سنت‌ پيامبر اكرم‌ص دلايلي‌ وجود دارد بر اين‌ كه‌: اگر حدود به‌سوي‌ ائمه‌ (حكام‌) ارجاع‌ شد، اجراي‌ آنها واجب‌ و لازم‌ و اسقاط آنها ممتنع‌ است‌ اما اگر قبل‌ از ارجاع‌ به‌سوي‌ حاكم‌، سارق‌ مورد عفو قرار گرفت‌، يا توبه‌ كرد، حد از وي ‌ساقط مي‌گردد.
 
سوره مائدة آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ وَيَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا ندانسته‌اي» اي‌ محمد ص! يا اي‌ انسان‌! «كه‌ فرمانروايي‌ آسمانها و زمين‌ از آن‌ خداست‌، هركه‌ را بخواهد عذاب‌ مي‌كند» پس‌ او خواسته‌است‌ تا كساني‌ را كه‌ بركفر مرده‌اند، عذاب‌ نمايد «و هركه‌ را بخواهد، مي‌بخشد» و او وعده‌ داده‌ است‌ كه‌توبه‌كاران‌ را بيامرزد «و خدا بر هرچيزي‌ تواناست» از جمله‌ بر عفو و بر عذاب‌.
 
	سوره مائدة آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هِادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن يُرِدِ اللّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللّهِ شَيْئاً أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ گفته‌اند: اين‌ آيات‌ درباره‌ مرد و زن‌ يهودي‌اي‌ نازل‌شد كه‌ زنا كرده‌ بودند و يهوديان‌ كه‌ حكم‌ سنگسار (رجم‌) زناكاران‌ را لغو كرده‌ ومجازاتي‌ سبك‌ را جانشين‌ آن‌ ساخته‌ بودند، در آن‌ قضيه‌ نزد رسول‌ خداص آمدند، بدين‌ منظور كه‌ ايشان‌ نيز برآن‌ مرد و زن‌ يهودي‌ همچون‌ خود يهوديان‌ حكم‌ كنند تا بدين‌وسيله‌ بتوانند در پيشگاه‌ خداوند(ج) بر تغيير دادن‌ حكم‌ تورات‌ در مورد رجم‌، حجتي‌ به‌دست‌ آورند. اما رسول‌ خداص به‌ رجم‌ آن‌ دو فرمان‌ دادند[5].
«اي‌ پيامبر! كساني‌ كه‌ در كفر شتاب‌ مي‌ورزند» به‌ هنگام‌ وجود هر فرصت‌ و به ‌اندك‌ بهانه‌اي‌ «تو را اندوهگين‌ نسازند؛ از آنان‌كه‌ به‌ زبان‌ خود گفتند: ايمان‌ آورديم‌!حال‌ آن‌ كه‌ دلهايشان‌ ايمان‌ نياورده‌است» و آنها منافقان‌اند «و از آنان‌ كه‌ يهودي‌شدند» گروهي‌ هستند كه‌: «به‌ سخن‌ دروغ‌ گوش‌ مي‌سپارند» يعني‌: سخنان‌ دروغ ‌رؤساي‌ تحريف‌گرشان‌ را كه‌ به‌ تحريف‌ تورات‌ پرداخته‌اند، مي‌پذيرند. يا معني ‌اين‌ است‌: شنواي‌ سخن‌ تو هستند تا بر تو دروغ‌ بسته‌، سخنت‌ را تحريف‌ نمايند «براي‌ گروه‌ ديگري‌ خبرچيني‌ مي‌كنند» كه‌ اين‌ گروه‌ ديگر «هنوز پيش‌ تو نيامده‌اند» و به‌ مجلست‌ حاضر نشده‌اند. آنها طايفه‌اي‌ از يهوديان‌ بودند كه ‌به ‌انگيزه‌ تكبر و تمرد، خودشان‌ به‌ مجلس‌ رسول‌ اكرم‌ص حاضر نمي‌شدند اما از ميان‌ خود جاسوساني‌ را به‌ مجلس‌ آن‌ حضرتص فرستاده‌ و آنها را با تعليمات ‌خود توجيه‌ مي‌كردند «اينان‌ كلمات» كتاب‌ آسماني‌ «را از جاهاي‌ خود بعد از ثبوت ‌آنها در مواضع‌ آنها تحريف‌ مي‌كنند» يعني‌: از جمله‌ اوصاف‌ گروه‌ يادشده‌ اين‌ است ‌كه‌: كلمات‌ خدا(ج) را از مواضع‌ آن‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ در آن‌ نهاده‌است‌، از حيث‌ لفظ يا از حيث‌ معني‌ تغيير مي‌دهند. شايد مراد اين‌ باشد كه‌: آنها تورات‌ را تحريف ‌مي‌كنند و 