 او داراي‌ چنان‌ اعمال‌ نيكي‌ نباشد كه‌ كفاره‌ گناهانش‌ گردد، خداي‌ عزوجل‌ او را به‌ غم‌ واندوهي‌ مبتلا مي‌گرداند تا اين‌ امر گناهان‌ وي‌ را كفاره‌ نمايد». همچنين‌ درحديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌عباس‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: «از رسول‌ خداص پرسيدند: يا رسول‌الله! هركسي‌ كه‌ مرتكب‌ بدي‌اي‌ شود، در برابر آن‌ جزا داده ‌مي‌شود؟ رسول‌ خداص فرمودند: آري‌! اما هر كس‌ كه‌ كار نيكي‌ انجام‌ دهد دربرابر آن‌ ده‌ پاداش‌ داده‌ مي‌شود، پس‌ نابود شد كسي‌ كه‌ يگان‌هاي‌ وي‌ ده‌گان‌هايش ‌را مغلوب‌ گردانيد».
 
آيه  124
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتَ مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلاَ يُظْلَمُونَ نَقِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ كه‌ كارهاي‌ شايسته‌ كنند، چه‌ مرد باشند چه‌ زن‌، درحالي‌كه‌ مؤمن‌ باشند، ايشان‌ وارد بهشت‌ شده‌ و به‌قدر نقيري‌ مورد ستم‌ قرار نمي‌گيرند» يعني‌: به‌اندازه‌ ذره‌ ناچيزي‌ هم‌ از پاداش‌ آنان‌ كاسته‌ نمي‌شود. نقير: گودي‌ كوچك‌ پشت‌ هسته‌خرماست‌. و مقيد ساختن‌ عمل‌ به‌ ايمان‌، دليل‌ اين‌ عقيده‌ اهل‌ سنت‌ و جماعت ‌است‌ كه‌: عمل‌ از ايمان‌ نيست‌، بلكه‌ عمل‌ نشانه‌اي‌ بر ايمان‌ و كمالي‌ در آن‌ است‌.
 
	آيه  125
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لله وَهُوَ مُحْسِنٌ واتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً وَاتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كيست‌ نيكوتر به‌ اعتبار دين‌ از آن‌كس‌ كه‌ روي‌ دل‌ به‌ درگاه‌ خدا آورده‌ و نيكوكار باشد» يعني‌: خود را براي‌ خدا(ج) خالص‌ گرداند در حالي ‌كه‌ به‌ نيكويي‌ها عامل ‌باشد. پس‌ ظاهر عمل‌، به‌ متابعت‌ شرع‌ نيكو مي‌شود و باطن‌ آن‌، به‌ اخلاص‌ و چون‌ يكي‌ از اين‌ دو شرط موجود نبود، عمل‌ فاسد و تباه‌ است‌ «و» كيست ‌نيكوتر به‌ اعتبار دين‌ از آن‌كس‌ كه‌ روي‌ دل‌ به‌ درگاه‌ خدا آورده‌ و نيكوكار باشد ودر عين‌ حال‌ «از آيين‌ حنيف‌ ابراهيم‌ پيروي‌ كند؟» پاسخ‌ اين‌ است‌ كه‌ هيچ‌كس‌ به‌اعتبار دين‌ از چنين‌ كسي‌ نيكوتر نيست‌، «و» چگونه‌ نيكوتر از او باشد درحالي‌كه‌: «خدا ابراهيم‌ را خليل‌ گرفت‌» يعني‌: او را برگزيده‌ خويش‌ ساخت‌ و به‌ كرامت‌هاي‌ خاص‌ خود مخصوصش‌ گردانيد. حنيف‌: يعني‌: گراينده‌ از اديان‌ باطل‌ به‌سوي‌ دين‌ حق‌، كه‌ اسلام‌ است‌. خليل‌: نزديكترين دوستت‌ به‌ توست‌ كه‌ تو او را با محبت‌ و الفت‌ خويش‌ مخصوص‌ مي‌گرداني‌ و او تو را. البته‌ درجه‌ «خلت» برترين‌ مقامات‌ «محبت» است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ ابراهيم‌(ع) را در نزد خويش‌ به‌ اين‌مقام‌ برگزيد. ذكر مقام‌ و جايگاه‌ ابراهيم‌(ع) در اينجا، از باب‌ ترغيب‌ در پيروي‌ از آيين‌ وي‌ است‌ زيرا كسي‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ او را به‌ دوستي‌ گرفت‌، سزاوار آن ‌است‌ كه‌ از راه‌ و روش‌ وي‌ پيروي‌ شود.
 
	آيه  126
‏متن آيه : ‏
‏ وَللّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنچه‌ در آسمانها و آنچه‌ در زمين‌ است‌ از آن‌ خداست‌» آيه‌ كريمه‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ اشاره‌ دارد كه‌ خداوند(ج) ابراهيم‌ را براي‌ اين‌ خليل‌ خويش‌ نگرفت‌ كه‌ به ‌او فخر نمايد و از او نيرو برگيرد، بلكه‌ او را به‌خاطر طاعت‌ وي‌ و به‌ عنوان‌ پاداشي‌براي‌ وي‌ در برابر عبوديت‌ خالصانه‌اش‌، خليل‌ خويش‌ گرفت‌ بنابراين‌، حق‌ تعالي‌به‌ ابراهيم‌(ع) و احدي‌ از خلقش‌ نيازمند نيست‌، چرا كه‌ هر چه‌ در آسمانها و زمين‌است‌ از آن‌ اوست‌ «و خداوند بر همه ‌چيز احاطه‌ دارد» با علم‌ خويش‌ و هيچ‌چيزكوچك‌ و بزرگي‌ نيست‌ مگر اين‌ كه‌ در حيطه‌ و دايره‌ علم‌ وي‌ است‌ و او بر همه ‌چيز چيره‌ و مسلط است‌ ـ پاكي‌ و ستايش‌ ويژه‌ اوست‌.
 
آيه  127
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاء قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ فِي يَتَامَى النِّسَاء الَّلاتِي لاَ تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَن تَنكِحُوهُنَّ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ وَأَن تَقُومُواْ لِلْيَتَامَى بِالْقِسْطِ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِهِ عَلِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از تو در باب‌ زنان‌ طلب‌ فتوي‌ مي‌كنند» كه‌ با آنان‌ چه‌ نوع‌ رفتار بايد كرد؟ افتاء: روشن‌ ساختن‌ امري‌ مبهم‌ و استفتاء: سؤال‌كردن‌ از حكم‌ خداي‌ عزوجل‌ در مورد امور مبهم‌ است‌. «بگو: الله به‌ شما در باب‌ زنان‌ فتوي‌ مي‌دهد» يعني‌: در موردآنچه‌ از آن‌ سؤال‌ كرديد، حكم‌ را براي‌ شما بيان‌ مي‌كند «و آنچه‌ خوانده‌ مي‌شود بر شما در كتاب‌» يعني‌: آنچه‌ از قرآن‌ كه‌ در آغاز سوره‌ «نساء» نازل‌ شده‌ است‌.مراد از آن‌ آيه‌: ‏ وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم است؛ «درحق‌ آن‌ زنان‌ يتيمي‌ نازل‌ شده‌ كه‌ حق‌ مقررشان‌ را به‌ ايشان‌ نمي‌دهيد» يعني‌: مفاد آيه ‌سوم‌ اين‌ سوره‌ كه‌ تفسير آن‌ گذشت‌، اين‌ است‌ كه‌: برخي‌ از شما حق‌ دختران‌ يتيم ‌را در مهريه‌ و ميراث‌ به‌ آنان‌ نمي‌پردازيد؛ «و» در عين‌ حال‌ «رغبت‌ مي‌كنيد كه‌ با آنان‌ نكاح‌ كنيد» به ‌سبب‌ زيبايي‌ و جواني‌شان‌، پس‌ چنين‌ نكنيد مگر آن‌ كه‌ مهرآنان‌ را همچون‌ امثالشان‌ كاملا به‌ آنان‌ بپردازيد. يا معني‌ اين‌ است‌: شما از نكاح ‌كردن‌ آنان‌ به‌ سبب‌ زشتي‌ و بدشكلي‌شان‌ روي‌ بر مي‌گردانيد، اما در عين‌ حال‌، نكاح ‌دادن‌ آنان‌ به‌ ديگران‌ را نيز ناخوش‌ مي‌داريد زيرا در آن‌ صورت‌، آن‌ دختر يتيم‌ شوهرش‌ را شريك‌ مالش‌ مي‌گرداند «و» آنچه‌ كه‌ بر شما درباره‌ زنان‌ يتيم‌ ودرباره‌ كودكان‌ مستضعف‌ در آيه‌ (11) سوره‌ «نساء» خوانده‌ شد و آن‌ آيه‌: ﴿‏ يُوصِيكُمُ اللّهُ فِي أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ...﴾ است‌ «درباره‌ كودكان‌ مستضعف ‌نازل‌ شده‌ است‌» يادآور مي‌شويم‌ كه‌ اهل‌ جاهليت‌، ميراث‌ زنان‌ و كودكان ‌مستضعف‌ را نمي‌دادند، بلكه‌ فقط به‌ مرداني‌ ميراث‌ مي‌دادند كه‌ آماده‌ جنگ‌ و ديگر امور مهم‌ مي‌بودند، پس‌ حكم‌ پروردگار درباره‌ آنان‌ كه‌ در آغاز سوره‌ نيزگذشت‌: «اين‌ است‌ كه‌ در حق‌ يتيمان‌ به‌ عدل‌ و انصاف‌ رفتار كنيد» و حكام‌ جامعه ‌اسلامي‌ و اولياي‌ ايتام‌، مكلف‌ به‌ رعايت‌ اين‌ حكم‌ هستند. بلي‌! درباره‌ اين ‌استفتايي‌ كه‌ مطرح‌ كرديد، آيات‌ اول‌ سوره‌ پاسخگوي‌ شماست‌.
