ابر خدا جانبداري‌ خواهدكرد» هنگامي‌ كه‌ خداي‌ آگاه‌ بر همه‌ طرحها و تدبيرهايشان‌، آنان‌ را در برابر گناهانشان‌ عذاب‌ نمايد؟ «يا كيست‌ كه ‌برايشان‌ وكيل‌ باشد» يعني‌: كيست‌ كه‌ بتواند به‌ وكالت‌ از آنان‌ در موضع‌ دفاع‌ وجانبداري‌ آنان‌ قرار گرفته‌ و عذاب‌ الهي‌ را از آنان‌ باز دارد؟ خدايا! هيچ ‌كس ‌نيست‌ كه‌ در برابر تو ياراي‌ دفاع‌ از كسي‌ را داشته‌ باشد.
 
	آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللّهَ يَجِدِ اللّهَ غَفُوراً رَّحِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هركس‌ كار سوئي‌ كند» سوء: زشتي‌ و بدي‌اي‌ است‌ كه‌ اثر آن‌ به‌ ديگران ‌متعدي‌ شود و در اينجا مراد از آن‌ گناه‌ است‌ نه‌ شرك‌ «يا بر خود ستم‌ ورزد» با انجام‌ معصيتي‌ از معاصي‌اي‌ كه‌ اثر آن‌ به‌ ديگران‌ متعدي‌ نمي‌شود «سپس‌ از خدا آمرزش‌ بخواهد» يعني‌: از حق‌ تعالي‌ بخواهد تا گناهاني‌ را كه‌ مرتكب‌ شده ‌است‌ بروي‌ بپوشاند و اثر آنها را از وي‌ محو كند، با اين‌ سخن‌ خويش‌: «استغفرالله‌: ازخدا آمرزش‌ مي‌خواهم»، يا: «اللهم ‌اغفرلي‌: خدايا! بر من‌ بيامرز»؛ در اين‌صورت‌ «خدا را آمرزنده‌ مي‌يابد» براي‌ گناهانش‌ و «مهربان‌» مي‌يابد به‌ خودش‌.
ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «خداي‌ مهربان‌ در اين‌ آيه‌ بندگانش‌ را از بردباري‌، عفو، كرم‌، رحمت‌ و مغفرت‌ گسترده‌ خويش‌ آگاه‌ مي‌سازد و اگر گناهان‌ بنده‌ از آسمانها و زمين‌ و كوهها هم‌ بزرگتر باشد، بي‌گمان‌ خداي‌ عزوجل‌ آن‌ را بر كساني‌ كه‌ توبه‌ واستغفار كنند، مي‌آمرزد». همچنين‌ در اين‌ آيه‌، آن‌ شخص‌ دزد از قوم‌ بني‌ابيرق‌، مورد ترغيب‌ قرار مي‌گيرد كه‌ به‌سوي‌ توبه‌ شتافته‌ و از خدا(ج) آمرزش‌ بخواهد وبداند كه‌ او را آمرزنده‌ و مهربان‌ خواهد يافت‌. اما حكم‌ آيه‌ كريمه‌ عام‌ است ‌درباره‌ همه‌ بندگاني‌ كه‌ مرتكب‌ گناه‌ شده‌ و سپس‌ از خداي‌ سبحان‌ آمرزش‌ مي‌طلبند. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوبكر صديق‌(رض) از رسول‌ خداص آمده‌ است ‌كه‌ فرمودند: «هيچ‌ مسلماني‌ نيست‌ كه‌ مرتكب‌ گناهي‌ از گناهان‌ بشود، سپس‌ وضو ساخته‌ و دو ركعت‌ نماز بگزارد و آن‌گاه‌ از خداوند(ج) براي‌ آن‌ گناهش‌ آمرزش‌طلبد، مگر اين‌ كه‌ بر وي‌ آمرزيده‌ مي‌شود».
 
 آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اي‌ بني‌ اسرائيل‌! «آيا مردم‌ را به‌ نيكي‌ فرمان‌ مي‌دهيد» يعني: آيا مردم‌ را به‌ايمان‌ به‌ خداي‌ متعال‌ و پيامبرانش‌ و وفا به‌ عهد الهي‌ و برپاداشتن‌ نماز و پرداختن‌زكات‌ و كليه‌ اعمال‌ شايسته‌ دستور مي‌دهيد «حال‌ آن‌ كه‌ خود را فراموش‌ مي‌كنيد؟» يعني: خود را فرو گذاشته‌ و به‌ خودتان‌ فرمان‌ نيكي‌ نمي‌دهيد؟ اين‌ كار شما بسي‌زشت‌ است‌ «با اين‌ كه‌ شما كتاب‌ خدا را مي‌خوانيد، آيا هيچ‌ نمي‌انديشيد؟» به‌ بدكرداري‌ خويش‌ تا از اين‌ كژراهه‌ باز گرديد؟ يعني: اگر شما از آگاهان‌ كتب‌ الهي‌ وحاملان‌ حجت‌ حق‌ هم‌ نبوديد، بايد صرف‌ اين‌ امر كه‌ از عقلا هستيد، شما را از درپيش‌ گرفتن‌ چنين‌ شيوه‌اي‌ باز مي‌داشت، اكنون‌ كه‌ كتاب‌ الهي‌ هم‌ در دسترس‌شماست، چگونه‌ آنچه‌ را كه‌ مقتضاي‌ عقل‌ است، بعد از فروگذاشتن‌ آنچه‌ كه ‌مقتضاي‌ علم‌ است‌، فرو گذاشته‌ و از برابر آن‌ بي‌ پروا مي‌گذريد؟
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از ابن‌ عباس‌ك روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: اين‌آيه‌ درباره‌ يهود مدينه‌ نازل‌ شد زيرا چنان‌ بود كه‌ يكي‌ از آنان‌ به‌ خويشان‌ ونزديكان‌ مسلمان‌ خويش‌ و به‌ كسي‌ كه‌ ميان‌ او و ميان‌ يكي‌ از مسلمانان‌ پيوند شيرخوارگي‌ بود، مي‌گفت: بر دين‌ اسلام‌ و بر پيروي‌ اين‌ مرد - يعني‌ حضرت‌محمد ص - پايدار باش‌ زيرا او بر حق‌ است‌. بدين‌گونه‌ مردم‌ را به‌ پايبندي‌ به‌ اسلام‌دستور مي‌دادند، اما خود را فراموش‌ مي‌كردند.
علما گفته‌اند: خطاب‌ در اين‌ آيه‌ هرچند متوجه‌ يهود است، ولي‌ مفاد آن‌ عام‌ مي‌باشد زيرا اعتبار به‌ عام‌ بودن‌ لفظ است‌ نه‌ به‌ خاص‌ بودن‌ سبب‌.
ابن‌ كثير مي‌گويد: «بنابر صحيح‌ترين‌ قول‌ علما - اعم‌ از سلف‌ و خلف‌ - امر به‌ معروف‌ و انجام‌ دادن‌ آن‌ امر به ‌وسيله‌ خود امر كننده، هردو واجب‌ است‌ و يكي‌ ازآنها با ترك‌ ديگري‌ ساقط نمي‌شود بنابراين، صحيح‌ اين‌ است‌ كه‌ عالم‌ بايد به ‌معروف‌ امر كند؛ هرچند او خود آن‌ را انجام‌ نمي‌دهد و از منكر نهي‌ نمايد؛ هرچند او خود مرتكب‌ آن‌ مي‌گردد. سعيد بن‌ جبير(رض)مي‌گويد: «اگر كار چنان‌ بود كه‌ شخص‌ به‌ سبب‌ اين‌ كه‌ خود را به‌ تمام‌ خوبي‌ها آراسته‌ نمي‌ديد؛ به‌ معروف ‌امر نمي‌كرد و از منكر نهي‌ نمي‌نمود، ديگر نه‌ كسي‌ ديگري‌ را به‌ معروفي‌ امر مي‌كرد و نه‌ از منكري‌ نهي‌ مي‌نمود». ابن‌ كثير اضافه‌ مي‌كند: «ولي‌ بايد دانست‌كه‌ علم‌ بي‌عمل‌ نكوهيده‌ است، از اين‌ جهت‌ در نكوهش‌ عالم‌ بي‌ عمل، احاديث‌بسياري‌ آمده‌ است، از جمله‌ اين‌ حديث‌ شريف: «مثل العالم الذي يعلِّم الناس الخير ولا يعمل به كمثل السراج يضيء للناس ويحرق نفسه: عالمي‌ كه‌ خير را به‌ مردم‌ مي‌آموزد اما خود بدان‌ عمل‌ نمي‌كند، به‌ چراغي‌ مي‌ماند كه‌ به‌ مردم‌ روشنايي‌مي‌بخشد، ولي‌ خودش‌ را مي‌سوزاند». در حديث‌ شريف‌ ديگري‌ آمده‌ است: «درشب‌ معراج‌ بر قومي‌ گذر كردم‌ كه‌ زبان‌ آنها با قيچي‌هايي‌ از آتش‌ بريده‌ مي‌شد، گفتم: اين‌ گروه‌ كيانند؟ گفتند: خطيبان‌ و سخنرانان‌ امتت‌ از اهل‌ دنيا؛ از آنان‌ كه‌مردم‌ را به‌ نيكي‌ امر مي‌كردند ولي‌ خود را فراموش‌ مي‌نمودند، در حالي‌ كه‌ كتاب‌را مي‌خوانند، مگر آنان‌ تعقل‌ نمي‌كنند؟».
آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ راه‌ درمان‌ و علاج‌ اين‌ آفت‌ را بر يهود نمايانده‌ ومي‌فرمايد:
 
آيه  111
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يَكْسِبْ إِثْماً فَإِنَّمَا يَكْسِبُهُ عَلَى نَفْسِهِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيماً حَكِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هركس‌ گناهي‌ مرتكب‌ شود، فقط آن‌ را به‌ زيان‌ خود مرتكب‌ شده‌» چرا كه ‌فرجام‌ و پيامد آن‌ به‌ خودش‌ برمي‌گردد. يعني‌: قوم‌ آن‌ شخص‌ دزد، نبايد از دزدي ‌وي‌ در تنگنا و فشار قرار گيرند، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ آنان‌ را وادارد تا از وي‌ به ‌ناحق‌ دفاع‌كنند زيرا گناه‌ سرقت‌ وي‌ فقط متوجه‌ خود وي‌ است‌ و اين‌ گناه‌ اصلا به‌ آنان‌ مربوط نيست‌ «و الله داناي‌ حكيم‌ است‌» داناست‌ به‌ گنهكاران‌ و صاحب‌ حكمت ‌است؛ از آن‌ رو كه‌ به‌ اين‌ قاعده‌ بزرگ‌ حكم‌ 