‌ آن‌ را حرام ‌گردانيده‌ است‌ ـ جز به‌ حق‌ ـ خوردن‌ ربا، خوردن‌ مال‌ يتيم‌، پشت‌ كردن‌ در روز جنگ‌ و تهمت‌ زدن‌ به‌ زنان‌ پاكدامن‌ مؤمني‌ كه‌ از آن‌ اتهام‌ به‌ دور و بي‌خبرند». ليكن‌ ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «گناهان‌ كبيره‌ از هفت‌ به‌ هفتاد نزديكتر است». هم ‌او مي‌گويد: «گناه‌ كبيره‌ هر گناهي‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) آن‌ را به‌ آتش‌، يا غضب‌، يا لعنت‌، يا عذاب‌ خويش‌ ختم‌ كرده‌ باشد». امام‌ شمس‌الدين‌ ذهبي‌ نيز در باب‌ كبائر كتابي‌ نوشته‌ و در آن‌ هفتاد گناه‌ كبيره‌ را بر شمرده‌ است‌.
  
 آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُواْ اللّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
از مجاهد در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است‌: ام‌سلمه‌ گفت؛ يارسول‌الله! مردان‌ به‌ جهاد مي‌روند و ما نمي‌رويم‌ و نيز براي‌ ما نصف‌ ميراث ‌است؟ همان‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ نازل‌ كرد: «و چيزي‌ را كه‌ خداوند بدان‌ بعضي‌ ازشما را بر بعضي‌ برتري‌ بخشيده ‌است‌، آرزو نكنيد» اما جايز است‌ كه‌ شخص‌ آرزوكند تا حال‌ وي‌ مانند حال‌ رفيقش‌ باشد، بي‌آن‌ كه‌ در آرزوي‌ زوال‌ اين‌ حال‌ ازرفيقش‌ باشد «مردان‌ از آنچه‌ حاصل‌ كرده‌اند بهره‌اي‌ دارند و زنان‌ نيز از آنچه‌ حاصل ‌كرده‌اند بهره‌اي‌» پس‌ خداوند(ج) به‌ حسب‌ اقتضاي‌ اراده‌ و حكمت‌ خويش‌، براي ‌هريك‌ از دو گروه‌ بهره‌اي‌ از كار و كردارشان‌ قرار داده‌است‌ كه‌ آنان‌ را در برابرآن‌ جزاي‌ مناسب‌ مي‌دهد «و فضل‌ خدا را از وي‌ درخواست‌ كنيد» يعني‌: بجاي ‌اين‌ كه‌ به‌ تمنا و آرزوي‌ نعمت‌ و مقام‌ اين‌ و آن‌ مشغول‌ شويد، خود كار و تلاش ‌كنيد و از خداوند(ج) خواهان‌ خير و فضل‌ وي‌ گرديد زيرا فضل‌ او گسترده‌ و فراگيراست‌ و از آن‌ به‌ شما ارزاني‌ مي‌دارد. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌مسعود(رض) آمده‌است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «سلوا الله من فضله، فإن الله يحب أن يسأل، وإن أفضل العبادة انتظار الفرج: از فضل‌ خداوند درخواست‌ كنيد زيرا حق‌ تعالي ‌دوست‌ دارد كه‌ مورد درخواست‌ قرار بگيرد و بهترين‌ عبادت‌ انتظار گشايش ‌است». «بي‌گمان‌ خدا به‌ هر چيزي‌ داناست‌» پس‌ فضل‌ و بخشش‌ وي‌ از روي‌ علم ‌است‌ و چون‌ مورد درخواست‌ قرارگيرد، آن‌ را مي‌داند، لذا بر خداي‌ سبحان‌ دركار، يا حكمي‌ از افعال‌ و احكام‌ وي‌ اعتراض‌ نكنيد.
 
	آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِكُلٍّ جَعَلْنَا مَوَالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ هر يك‌» از شما، يا براي‌ هر مالي‌ «از آنچه‌ پدر و مادر و خويشاوندان ‌نزديك‌ بجا گذاشته‌اند، ميراث‌براني‌ قرار داده‌ايم‌» كه‌ آن‌ مال‌ را احراز مي‌كنند. موالي‌: نزديكان‌ ارث‌بر انسان‌ هستند كه‌ به‌ ميراث‌ وي‌ نزديك‌ شده‌ آن‌ را مالك ‌مي‌شوند «و كساني‌ كه‌ با آنان‌ پيمان‌ بسته‌ايد، نصيبشان‌ را به‌ ايشان‌ بدهيد» مراد نزديكان‌ و دوستان‌ هم‌پيماني‌ هستند كه‌ اصطلاحا آنان‌ را «موالي‌ موالاه» مي‌نامند.
در جاهليت‌ رسم‌ برآن‌ بود كه‌ هم‌پيمانان‌ از يك‌ديگر ارث‌ مي‌بردند، بدين‌سان ‌كه‌ مردي‌ با مرد ديگري‌ پيمان‌ دوستي‌ مي‌بست‌ و به‌او مي‌گفت‌: تو از من‌ ميراث ‌مي‌بري‌ و من‌ از تو! اين‌ رسم‌ كهن‌، در دوران‌ جاهليت‌ و در آغاز اسلام‌ نيز پابرجا بود، سپس‌ با آيه‌: ﴿وَأُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ ﴾ : (خويشاوندان‌ نسبت‌ به‌ يك‌ديگر از ديگران‌ در كتاب‌ خدا سزاوارترند) «انفال/‌75» منسوخ‌ گرديد و براي ‌هم‌پيمان‌ فقط وصيت‌ و نيكوكاري‌ باقي‌ ماند، به ‌دليل‌ اين‌ فرموده‌ حق‌ تعالي‌: ﴿ِلَّا أَن تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُم مَّعْرُوفاً﴾ : (مگر آن‌ كه‌ بخواهيد به‌ دوستان‌ خود (وصيت‌ يا) احساني‌ بكنيد) «احزاب/‌6».
ولي‌ در نزد احناف‌، حكم‌ اين‌ آيه‌ منسوخ‌ نيست‌ و اگر كسي‌ با ديگري‌ عقد «موالاه» بست‌، از وي‌ ميراث‌ مي‌برد، اما بعد از صاحبان‌ فروض‌ (سهم‌ بران) وبعد از عصبه‌[4] و ذوي‌الارحام‌. پس‌ تفسير آيه‌ كريمه‌ نيز از نظر احناف‌ چنين‌است‌: چون‌ مرد يا زني‌ مسلمان‌ شد و وارثي‌ نداشت‌، از قوم‌ عرب‌ نبود و برده‌آزاد شده‌ هم‌ نبود، مي‌تواند به‌ شخص‌ مسلمان‌ عربي‌ بگويد كه‌: با تو براين‌ شرط پيمان‌ دوستي‌ مي‌بندم‌ كه‌ اگر جنايت‌ كردم‌، بجاي‌ من ‌ديه‌ بدهي‌ و اگر مردم‌ از من‌ميراث‌ بري‌! و آن‌ ديگري‌ هم‌ بگويد: پذيرفتم‌! پس‌ در اين‌ صورت‌ عقد «موالاه» منعقد گرديده‌ و آن‌ شخص‌ عرب‌ از هم‌پيمان‌ خود ميراث‌ مي‌برد؛ در صورتي‌ كه ‌كسي‌ از اصحاب‌ فروض‌، عصبه‌، يا خويشاوندان‌ شخص‌ هم‌پيمانش‌ كه‌ از او در ارث‌ ذي‌حق‌ترند، وجود نداشت‌ «همانا خداوند همواره‌ بر هر چيزي‌ گواه‌ است‌» و او داناي‌ آشكار و نهان‌ مي‌باشد بنابراين‌، بر عقدها و معاملات‌ شما نيز گواه‌ است‌،پس‌ به‌ تعهدات‌ خود در قبال‌ همديگر وفا كنيد. اين‌ فرموده‌ حق‌ تعالي‌ بليغ‌ترين‌ مژده‌ و هشداري‌ است‌ زيرا وقتي‌ خداوند(ج) بر پيمانهاي‌ ما گواه‌ باشد، ما را در برابر وفا به‌ آنها پاداش‌ داده‌ و در برابر پيمان‌شكني‌ مجازات‌ مي‌كند.
[4] عصبه‌: نزديكان‌ انسان‌ اند از جهت‌ پدر وي‌. آنان‌ را عصبه‌ ناميدند زيرا به‌ شخص‌ احاطه ‌مي‌كنند و او به‌ سبب‌ ايشان‌ نيرو مي‌گيرد و از حمايت‌ و پشتيباني‌ ايشان‌ برخوردار مي‌گردد.لسان‌العرب‌.آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
 «پس‌ شيطان‌ هردو را از آن‌ لغزانيد» يعني: شيطان‌ به‌سبب‌ آن‌ درخت، آن‌ دو رابه‌ لغزش‌ كشانيد. بعضي‌ گفته‌اند: ضمير « عنها: از آن‌» به‌ جنت‌ برمي‌گردد، يعني: شيطان‌ آن‌ دو را از جنت‌ دور گردانيد. زله: اشتباه‌ و لغزش‌ است‌. «و از آنچه‌در آن‌ بودند» از نعمتها و كرامتها، يا از بهشت‌ «ايشان‌ را به‌در برد» نسبت‌ اين‌ به ‌دربردن‌ از آن‌ روي‌ به‌ شيطان‌ داده‌ شد كه‌ او اغواگر آدم‌ گشت، چراكه‌ آدم‌ و حوا براثر اين‌ وسوسه‌ او كه‌ آن‌ درخت‌؛ درخت‌ جاودانگي‌ و پادشاهي‌ ابدي‌ است، ازآن‌ خوردند.
آن‌گاه‌ خداون