‌ شماست‌.
 
﴿سوره‌ نساء﴾
مدني‌ است‌ و داراي‌ (176) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه‌: چون‌ احكام‌ متعلق‌ به‌ زنان‌ در اين‌ سوره‌ بسيار است‌، از اين‌جهت‌، آن‌ را سوره‌ «نساء الكبري»، و در مقابل‌ آن‌، سوره‌ «طلاق» را سوره ‌«نساء القصري» ناميده‌اند. از عبدالله بن‌ مسعود(رض) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: در سوره‌ «نساء» پنج‌ آيه‌ است‌ كه‌ اگر تمام‌ دنيا و مافيها را در عوض‌ آنها به‌ من ‌بدهند، مرا بدين‌ اندازه‌ شادمان‌ نمي‌كند، اين‌ پنج‌ آيه‌ عبارتند از: ﴿‏ إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ ﴾  «آيه‌ 40» و: ﴿إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ﴾ «آيه‌ 31» و: ﴿‏ إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ﴾ «آيه‌ 48» و آيه‌: ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ   ﴾  «آيات‌ 65 ـ 64».
سوره‌ مباركه‌ «نساء» متضمن‌ احكام‌ خانواده‌ كوچك؛ يعني‌ هسته‌ اوليه‌ اجتماع ‌و خانواده‌ بزرگ؛ يعني‌ جامعه‌ اسلامي‌ و رابطه‌ آن‌ با كل‌ جامعه‌ انساني‌ مي‌باشد، به‌همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ اين‌ سوره‌ در نخستين‌ آيه‌، وحدت‌ اصل‌ و منشأ آفرينش‌ انسان‌را با بياني‌ روشن‌ و شگرف‌ تبيين‌ كرده‌ و تقواي‌ الهي‌ را به‌ عنوان‌ مراقب‌ و نگهبان‌ اين‌ رابطه‌ عام‌ اجتماعي‌ معرفي‌ مي‌نمايد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:597.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:598.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:599.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:600.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:601.txt">آيه  11</a></body></html>آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ لِّلرِّجَالِ نَصيِبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيباً مَّفْرُوضاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
سبب‌ نزول‌: در دوران‌ جاهليت‌ رسم‌ آن‌ بود كه‌ به‌ زنان‌ و پسربچه‌هايي‌ كه‌ قدرت ‌جنگيدن‌ نداشتند، ميراث‌ نمي‌دادند؛ پس‌ نازل‌ شد: «مردان‌ از آنچه‌ پدر و مادر وخويشاوندان‌ برجاي‌ گذارند، سهمي‌ دارند و زنان‌ نيز از آنچه‌ پدر و مادر و خويشاوندان ‌برجاي‌ گذارند، سهمي‌، آن‌ مال‌ كم‌ يا زياد باشد» يعني‌: از تمام‌ آنچه‌ كه‌ متوفي ‌برجاي‌ مي‌گذارد، براي‌ مردان‌ و زنان‌ نزديك‌ به‌ وي‌ كه‌ ارث‌بر هستند، سهم‌ وبهره‌اي‌ است‌، هرچند مال‌ متروكه‌ جز براي‌ استفاده‌ مردان‌ صلاحيت‌ نداشته‌ باشد؛مثلا سلاح‌ جنگي‌ باشد، يا اين‌ كه‌ فقط براي‌ استفاده‌ زنان‌ صلاحيت‌ داشته‌ باشد،چون‌ زيورآلات‌ «كه‌ به‌ عنوان‌ سهمي‌ معين‌ و مقرر گرديده‌ است‌» يعني‌: اين‌ حقي‌است‌ ثابت‌ كه‌ خداوند متعال‌ آن‌ را فرض‌ ساخته‌ و دست‌بردن‌ در آن‌ باهدف‌ازبين‌بردن‌، يا كاستن‌ از آن‌ جايز نيست‌.
 
	آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُوْلُواْ الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُم مِّنْهُ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلاً مَّعْرُوفاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ خويشاوندان‌» غير ارث‌بر «و يتيمان‌ و مستمندان‌ بر سر تقسيم‌ تركه‌ حضور يابند، پس‌ به‌ آنها چيزي‌ از آن‌ بدهيد» هر مقداري‌ كه‌ ورثه‌ به‌ طيب ‌خاطر مي‌دهند «و با آنان‌ سخني‌ پسنديده‌ بگوييد» سخن‌ پسنديده‌، سخني‌ است‌ كه‌ از منت‌ و آزار بدور باشد، چون‌ عذرخواهي‌ از آنان‌ بدين‌ مضمون‌: ببخشيد، ما مالك‌ اين‌ اموال‌ نيستيم‌، بلكه‌ اين‌ اموال‌ از آن‌ يتيمان‌ است‌.
ابن‌عباس‌ك مي‌گويد: «آيه‌ ميراث‌ (آيه‌ 11) حكم‌ اين‌ آيه‌ را منسوخ‌گردانيد». اين‌ قول‌ ابن‌عباس‌ك، مذهب‌ جمهور فقها و ائمه‌ اربعه‌ نيز هست‌. اما از ابن‌عباس‌(رض) در روايتي‌ ديگر نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: آيه‌ كريمه‌ محكم‌ است‌ ومنسوخ‌ نيست‌، لذا امر به‌ دادن‌ چيزي‌ از ارثيه‌ به‌ نزديكاني‌ كه‌ ارث‌بر نيستند، مفيد وجوب‌ است‌، هر چند كه‌ مردم‌ عمل‌ به‌ آن‌ را ترك‌ كرده‌اند. ولي‌ به‌نظر فقهاي‌ مذاهب‌، دادن‌ چيزي‌ از تركه‌ متوفي‌ به‌ نزديكان‌ غير ارث‌ بر، مستحب‌ است‌ نه ‌واجب‌.
 
	آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُواْ مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافاً خَافُواْ عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللّهَ وَلْيَقُولُواْ قَوْلاً سَدِيداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌كه‌ اگر فرزندان‌ ناتواني‌ از خود برجاي‌ گذارند، بر» آينده‌ «آنان‌ بيم‌ دارند، بايد» از ستم‌ بر يتيمان‌ مردم‌ نيز «بترسند، پس‌ بايد از خدا پروا دارند و بايد» اوصيا به‌ يتيمان‌، يا حاضران‌ به‌ فرد محتضر «سخني‌ استوار و درست‌ بگويند» كه‌ با حق‌ وعدالت‌ موافق‌ باشد. اين‌ خطاب‌ متوجه‌ اوصياي‌ ايتام‌ و دربرگيرنده‌ اين‌ اندرز و موعظه‌ براي‌ ايشان‌ است‌: بايد با يتيماني‌ كه‌ تحت‌ تكفل‌ خويش‌ دارند، همان‌ كنندكه‌ دوست‌ دارند بعد از درگذشت‌ ايشان‌ با فرزندان‌ خودشان‌ انجام‌ شود. ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «اين‌ آيه‌ ناظر بر مردي‌ است‌ كه‌ درحال‌ احتضار قرار دارد و كسي‌ كه‌ در نزد وي‌ حاضر است‌ مي‌شنود كه‌ او وصيتي‌ مي‌كند كه‌ به‌ حال ‌ورثه‌اش‌ مضر است‌، پس‌ خداوند(ج) اين‌ شخص‌ شنونده‌ وصيت‌ را امر مي‌كند تا فرد محتضر را در مورد وصيتش‌ به‌ راه‌ حق‌ و عدالت‌ برگرداند».
 
شماره سوره-اسم سوره –تعداد آيات –شماره صفحه
1-الحمد-7-ص1*
2-البقرة-286-ص2*
3-آل عمران-200-ص50*
4-النساء-176-ص77*
5-المائدة-120-ص106*
6-الأنعام-165-ص128*
7-الأعراف-206-ص151*
8-الأنفال-75-ص177*
9-التوبة-129-ص187*
آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فرمود» خداي‌ عزوجل‌ به‌ آدم‌u: «اي‌ آدم‌! ايشان‌ را از اسامي‌ آنان‌ خبر ده‌» آدم‌ (ع) در اجابت‌ اين‌ فرمان‌ حق‌ تعالي‌ به‌ آنان‌ توضيح‌ داد كه: اسم‌ آن‌ چيز، اين‌است‌... و اسم‌ آن‌ چيز، اين‌... و همين‌طور تا به‌ آخر... «و چون‌ آدم‌ آنان‌ را ازاسماءشان‌ خبر داد» در اين‌ هنگام‌ خداي‌ سبحان‌ خطاب‌ به‌ فرشتگان‌ «فرمود: آيا به‌شما نگفتم‌ كه‌ من‌ نهفته‌ آسمانها و زمين‌ را مي‌دانم‌» يعني: آنچه‌ را كه‌ از ميدان‌ درك‌ و دريافت‌ مخلوقات‌ نهان‌ است‌ - از جمله، به‌ موضوع‌ برتري‌ آدم‌ و نسل‌ و تباروي‌ به‌ وسيله‌ علم‌ و دانش‌ ايشان‌ - دانايم‌؛ «و مي‌دانم‌ آنچه‌ را آشكار مي‌كنيد» ابن‌مسعود(رض)مي‌گويد: «مراد از آن، اين‌ سخن‌ فرشتگان‌ خطاب‌ به‌خداوند (ج)است‌ كه‌ آيا در زمين‌ كسي‌ را قرار مي‌دهي‌ كه‌ در آن‌ فساد مي‌كند وخونها مي‌ريزد؟» «آيه‌/30». «و» ني