 آن‌ جمله ‌حديث‌ شريف‌ ذيل‌ به‌ روايت‌ جابربن‌ عبدالله(رض) از رسول‌ خداص است‌ كه‌ فرمودند: «هرگاه‌ يكي‌ از شما فقير بود، بايد از خودش‌ شروع‌ كند و اگر از نياز وي‌ چيزي ‌افزون‌ شد، بايد همراه‌ با خود، به‌ افراد تحت‌ تكفلش‌ بپردازد، سپس‌ اگر بعد از آن ‌افزوني‌اي‌ يافت، بايد به‌ ديگران‌ صدقه‌ كند».
سبب‌ نزول‌ قسمت‌ دوم‌ آيه‌، يعني‌: ﴿وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ  ...﴾ بنا به‌ روايت‌ ابن‌عباس‌(رض) اين‌ بود كه: چون‌ صحابه‌(رض) به‌ انفاق‌ در راه‌ خدا(ج) فرمان‌ يافتند، جمعي ‌از آنان‌ نزد رسول‌ خداص آمده‌ و گفتند: ما نمي‌دانيم‌ كه‌ اين‌ انفاقي‌ كه‌ بدان‌ مأمورشده‌ايم، چيست‌ و چه‌ مقدار از اموالمان‌ را بايد انفاق‌ كنيم‌؟ پس‌ نازل‌ شد: ﴿وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ ...﴾. 
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:276.txt">آيه  220</a><a class="text" href="w:text:277.txt">آيه  221</a><a class="text" href="w:text:278.txt">آيه  222</a><a class="text" href="w:text:279.txt">آيه  223</a><a class="text" href="w:text:280.txt">آيه  224</a></body></html>آيه  220
‏متن آيه : ‏
‏ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى قُلْ إِصْلاَحٌ لَّهُمْ خَيْرٌ وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَلَوْ شَاء اللّهُ لأعْنَتَكُمْ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در باره‌ يتيمان‌ از تو مي‌پرسند» يعني: از تكفل‌ و سرپرستي‌ ايشان‌ و مشكلاتي ‌كه‌ سرپرستان‌ در اين‌ عرصه‌ دارند زيرا اگر آنان‌ را به‌ حال‌ خويش‌ بگذارند، گنهكار مي‌شوند و اگر مال‌ خود را از اموالشان‌ جدا سازند و براي‌ آنها خوراك‌ جداگانه‌اي‌ درنظر بگيرند، اين‌ كاري‌ است‌ دشوار، پس‌ چه‌ بايد بكنند؟ «بگو: كار كردن‌ به ‌صلاح‌ آنان‌ بهتر است‌» از اين‌ كه‌ آنان‌ را به‌ حال‌ خود رها كنيد «و اگر با آنان ‌همزيستي‌ كنيد» و غذا و خوراك‌ و برنامه‌ معيشت‌ آنان‌ را با خود يك‌جا سازيد «آنها برادران‌» ديني‌ «شما هستند» يعني: اين‌ كار جايز است‌ و به‌ شما در اين‌باره ‌رخصت‌ داده‌ مي‌شود «و خدا مفسد را از مصلح‌ بازمي‌شناسد» اين‌ هشداري‌ به‌اولياي‌ ايتام‌ است‌. يعني: خدا(ج) مي‌داند كه‌ چه‌كسي‌ قصد خوردن‌ و تباه‌ ساختن ‌مال‌ يتيم‌ را دارد و چه‌كسي‌ از اين‌ كار احساس‌ گناه‌ كرده‌ و در پي‌ اصلاح‌ و رشد اموال‌ يتيم‌ و بهبود آينده‌ وي‌ است‌ «و اگر خدا مي‌خواست‌» دراين‌باره‌ «شما را به ‌دشواري‌ مي‌انداخت‌» ولي‌ كار را بر شما گشاده‌ گردانيد و به‌ شما اجازه‌ همزيستي‌ و آميزش‌ با ايتام‌ را داد، پس‌، از تباه‌ساختن‌ اموالشان‌ بپرهيزيد «همانا خداوند غالب‌ وچيره‌ است‌» بر كار خويش‌ «حكيم‌» است‌ در احكام‌ و در آفرينش‌ خويش‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از ابن‌عباس‌(رض) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: آن‌گاه‌ كه‌ آيه: ﴿ ‏ وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ﴾ (و به‌ مال‌ يتيم‌ نزديك ‌نشويد، مگر به‌ شيوه‌اي‌ كه‌ نيكوتر است) «انعام‌152/»، و آيه: ﴿ ‏ إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى﴾ (همانا كساني‌كه‌ اموال‌ يتيمان‌ را مي‌خورند... ) «نساء10/» نازل‌ شد؛ هر كسي‌ كه‌ يتيمي‌ در خانه‌اش‌ بود، خوراك‌ خود را از خوراكش‌ و نوشيدني‌ خود را از نوشيدني‌اش‌ جدا ساخت‌ و چنان‌ بود كه‌ اگر از غذاي‌ يتيم‌ چيزي‌ باقي‌مي‌ماند، آن‌ را برايش‌ نگه‌ مي‌داشتند كه‌ بعدا آن‌ را بخورد و چه‌ بسا كه‌ او نمي‌خورد و باقي‌ مانده‌ غذا فاسد مي‌شد. پس‌ اين‌ شيوه‌ كار برآنان‌ دشوار شد و ناگزير اين‌ قضيه‌ را با رسول‌ خداص در ميان‌ گذاشتند. آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ اين‌آيه‌ كريمه‌ را نازل‌ كرد.
بيان‌ احكام: امام‌ ابوحنيفه: بر آن‌ است‌ كه‌ اگر سرپرست‌ يا وصي‌ يتيم‌ دختر، نكاح ‌دادن‌ وي‌ را به‌ صلاح‌ حالش‌ بداند؛ مي‌تواند او را به‌ نكاح‌ دهد و هم‌ مي‌تواند خود با وي‌ ازدواج‌ كند. جصاص‌ از مضمون‌ آيه: ﴿ قُلْ إِصْلاَحٌ لَّهُمْ خَيْرٌ  ﴾ جايز بودن ‌اجتهاد در احكام‌ حوادث‌ را استنباط كرده‌ است‌ زيرا اصلاح‌ مورد نظر آيه ‌كريمه‌ در مورد يتيمان، از راه‌ اجتهاد و حدس‌ غالب، دانسته‌ مي‌شود.
 
آيه  221
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَنكِحُواْ الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلاَ تُنكِحُواْ الْمُشِرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُواْ وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُوْلَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللّهُ يَدْعُوَ إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و با زنان‌ مشرك‌ ازدواج‌ نكنيد، مگر آن‌ كه‌ ايمان‌ بياورند» مشركات‌: زنان ‌بت‌پرست‌ اند و ازدواج‌ مسلمانان‌ با ساير زنان‌ كافر حربي‌ غير كتابي‌ نيز همانند آنان‌حرام‌ است، مگر زنان‌ يهودي‌ و مسيحي‌، كه‌ ازدواج‌ با آنان‌ جايز است، چنان‌كه‌حكم‌ آن‌ در آيه‌ (5 ) از سوره‌ «مائده‌» مي‌آيد. «و البته‌ كنيزي‌ مؤمن‌ بهتر از زن ‌آزاد مشركي‌ است‌» يعني: اگر يكي‌ از شما با كنيزكي‌ مسلمان‌ ازدواج‌ كند، اين ‌برايش‌ از ازدواج‌ با زن‌ آزاد كافري‌ بهتر است‌ «هرچند كه‌ زيبايي‌ او شما را به‌ شگفت‌آورد» يعني: هر چند آن‌ زن‌ كافر شما را با زيبايي، يا ثروت، يا اشرافيت‌ خود به ‌شگفت‌ آورد «و زنان‌ مسلمان‌ را» مطلقا «به‌ همسري‌ مشركان‌ در نياوريد، مگرآن‌ كه‌ ايمان‌ آورند. و برده‌اي‌ مؤمن‌ بهتر از مرد آزاد مشركي‌ است، هرچند شما را به ‌شگفت‌ آورد» مال‌ و ثروت‌ و جاه‌ و جمال‌ وي‌. اجماع‌ امت‌ بر اين‌ است‌ كه‌ مرد مشرك‌ به‌ هيچ‌ وجهي‌ از وجوه‌ نمي‌تواند با زن‌ مؤمني‌ هم‌بستر شود، به‌ سبب‌ خفت ‌و ذلتي‌ كه‌ از اين‌ كار به‌ اسلام‌ رخ‌ مي‌نمايد، و قطعا اسلام‌ اين‌ خفت‌ را نمي‌پذيرد «آنان‌» اشاره‌ به‌ سوي‌ مردان‌ و زنان‌ مشرك‌ است‌ «به‌ سوي‌ آتش‌ دوزخ‌ فرامي‌خوانند» يعني: آنان‌ با معاشرت، گفتار و كردار خود، شما را به‌ سوي‌ اعمالي ‌فرامي‌خوانند كه‌ موجب‌ آتش‌ دوزخ‌ است، پس‌ خويشاوندي‌ و معاشرت‌ ومصاحبت‌ آنان، خطر عظيمي‌ را متوجه‌ دين‌ انسان‌ مسلمان‌ و فرزندان‌ وي‌مي‌گرداند، لذا هرگز براي‌ يك‌ فرد مسلمان‌ جايز نيست‌ تا خود و خانواده‌ خويش ‌را در معرض‌ چنين‌ خطري‌ قرار دهد «و خداوند فرامي‌خواند» بر زبان‌ پيامبرانش ‌«به‌ سوي‌ بهشت‌ و آمرزش‌» يعني: به‌ سوي‌ عملي‌ كه‌ موجب‌ قطعي‌ شدن‌ بهشت ‌براي‌ عمل‌كننده‌ است‌ «به‌ اذن‌ خويش‌» يع