نام ‌«دقلديانوس‌» يا «دقيانوس‌» داشتند كه‌ مردم‌ را به‌سوي‌ پرستش‌ طواغيت‌ فرامي‌خواند پس‌خداي‌ عزوجل‌ آن‌ گروه‌ از جوانان‌ را بر راه‌ حق‌ استوار گردانيد و ايشان‌ را در پناه ‌عصمت‌ خويش‌ قرارداد تا برخاستند و گفتند: پروردگار ما همان‌ پروردگار آسمانها و زمين‌ است‌ «جز او هرگز معبودي‌ را نخواهيم‌ خواند» نه‌ با شريك‌ آوردن ‌معبودي‌ ديگر با وي‌ و نه‌ به‌ طور مستقل‌ «كه‌ در غير اين‌ صورت‌ قطعا سخن‌ دروغ‌ گفته‌ايم‌» شطط: غلو و تجاوز از حد در راه‌ ناصواب‌ و در بهتان‌ و ناروا و دوري‌ ازحق‌ است‌.
دو آيه‌ فوق‌ دلالت‌ مي‌كنند بر اين‌كه‌ اگر انسان‌ از همان‌ آغاز كار، در طلب ‌صادق‌ باشد، خداوند(ج) به‌ او هدايت‌ ارزاني‌ داشته‌ و قلبش‌ را استوار مي‌گرداند. البته‌ اين‌ درسي‌ است‌ بليغ‌ براي‌ كساني‌ كه‌ مي‌خواهند به‌ اسلام‌ درآيند و به‌ آنها مي‌آموزد كه‌ قبل‌ از هرچيز بايد با خداي‌ خويش‌ صادق‌ باشند.
 
سوره كهف آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ هَؤُلَاء قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
اصحاب‌ كهف‌ افزودند: «اين‌ قوم‌ ما بجز خداوند معبوداني‌ اختيار كرده‌اند، چرا بر حقانيت‌ آنها برهاني‌ آشكار نمي‌آورند؟» يعني‌: چرا بر خدا بودن‌ آنها دليلي‌ روشن‌ كه‌ قابل‌ تمسك‌ باشد، نمي‌آورند؟ «پس‌ كيست‌ ستمكارتر از آن‌ كس‌ كه‌ بر خدا دروغ ‌بندد» و بپندارد كه‌ او در عبادت‌ شريكي‌ دارد؟ يعني‌: هيچ‌ كس‌ از چنين‌ كسي ‌ستمكارتر نيست‌.
اين‌ نيز درسي‌ است‌ بليغ‌ براي‌ دعوتگران‌ كه‌ اسلام‌ انسان‌، بايد با كفر وي‌ به‌طاغوت‌ و طاغوتيان‌ همراه‌ باشد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2488.txt"> آيه  16</a><a class="text" href="w:text:2489.txt"> آيه  17</a><a class="text" href="w:text:2490.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:2491.txt"> آيه  19</a><a class="text" href="w:text:2492.txt">آيه  20</a></body></html>سوره كهف آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحمته ويُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ برخي‌ از آن‌ جوانان‌ برخي‌ ديگر را مخاطب‌ قرار داده‌ گفتند: «و اي ‌ياران‌! چون‌ از آنها كناره‌ گرفتيد» يعني‌: چون‌ از پرستشگران‌ بتان‌ بريديد «و كناره‌گرفتيد از آنچه‌ جز خدا مي‌پرستند» يعني‌: از پرستش‌ بتانشان‌ نيز كناره‌ گرفتيد «پس ‌به‌سوي‌ غار جاي‌ گيريد» يعني‌: چون‌ از آنان‌ به‌ كناره‌گيري‌ اعتقادي‌ كناره‌ گرفتيد پس‌ همين‌گونه‌ به‌ كنارگرفتن‌ جسماني‌ نيز از آنان‌ كناره‌ گيريد؛ با پناه ‌بردن‌ به‌سوي‌غار و مأوي‌ گزيدن‌ در آن‌.
اين‌ آيه‌ دلالت‌ مي‌كند بر اين‌كه‌: بريدن‌ حسي‌ و بدني‌ از اهل‌ كفر نيز همچون ‌بريدن‌ از آنان‌ با روح‌ و انديشه‌، اهميت‌ دارد.
«تا پروردگارتان‌ از رحمت‌ خود بر شما بگستراند» يعني‌: تا حق‌ تعالي‌ رحمت ‌خويش‌ را بر شما توسعه‌ داده‌ و شما را از ديد قومتان‌ پنهان‌ بدارد، يا بر شما از رزق‌ خويش‌ بگستراند «و براي‌ شما در كارتان‌ گشايشي‌ فراهم‌ سازد» يعني‌: شما را درعزم‌ مقاومت‌ عليه‌ شرك‌ و كفر كه‌ در صدد سازماندهي‌ آن‌ هستيد، پايدار گرداند وچنان‌ كارتان‌ را رونق‌ بخشد كه‌ از آن‌ بهره‌مند شويد.
اين‌ آيه‌ دلالت‌ مي‌كند بر اين‌كه‌ اصحاب‌ كهف‌ در حال‌ و مقال‌ و رفتار، به‌ پروردگار خود عارف‌ شده‌ بودند و از كمال‌ معرفتشان‌ بود كه‌ دانستند؛ چون‌ از قوم‌ خويش‌ به‌ غار پناه‌ برند، عطا و بخشش‌ الهي‌ در قبال‌ آن‌ حتمي‌ خواهد بود.
 
سوره كهف آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ مِّنْهُ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِيّاً مُّرْشِداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آفتاب‌ را مي‌بيني‌ كه‌ چون‌ برمي‌آيد، از غارشان‌ به‌ سمت‌ راست‌ ميل‌ مي‌كند» وشعاع‌ آن‌ بر ايشان‌ برنمي‌تابد تا اذيت‌شان‌ كند «و چون‌ غروب‌ كند از آنان‌ به‌ جانب ‌چپ‌» غار «تجاوز مي‌كند» و باز هم‌ مستقيما بر آنان‌ نمي‌تابد. يعني‌ آفتاب‌ در هر دو سوي‌ روز ـ چه‌ قبل‌ از زوال‌ و چه‌ بعد از آن‌ ـ به‌ دو جانب‌ راست‌ و چپ‌ متمايل‌ شده‌ دامن‌ برمي‌چيند و مستقيما بر غار نمي‌تابد «در حالي‌ كه‌ آنان‌ در گشادگي ‌غار قراردارند» يعني‌: آنان‌ در جايي‌ فراخ‌ و با گستره‌ از غار قرار گرفته‌اند كه‌ از آزار تابش‌ مستقيم‌ آفتاب‌ مصونند و در تمام‌ مدت‌ روز در سايه‌ قرار داشتند لذاخورشيد نه‌ در هنگام‌ طلوع‌ و نه‌ در وقت‌ غروب‌ برآنان‌ نمي‌تابيد. به‌قولي‌ ديگرمعني‌ اين‌ است‌: در آن‌ غار به‌سوي‌ شمال‌ گشاده‌ بود پس‌ چون‌ خورشيد طلوع ‌مي‌كرد، آفتاب‌ از دست‌ راست‌ غار بر آن‌ مي‌تابيد و چون‌ غروب‌ مي‌كرد، ازدست‌ چپ‌ غار پس‌ از آنجا كه‌ آنها در ميانه‌ غار قرار داشتند، آفتاب‌ مستقيما برآنان‌ نمي‌تابيد لذا در عين‌ حال‌ كه‌ غار در معرض‌ نور خورشيد و تهويه‌ مناسب‌ قرار داشت‌، ايشان‌ از گزند شعاع‌ خورشيد در امان‌ بودند «اين‌ از نشانه‌هاي‌ خداست‌» كه‌ ايشان‌ را در محلي‌ امن‌ و جايگاهي‌ راحتبخش‌ قرارداد و بدنهايشان‌ را از تلف‌شدن‌ حفظ كرد، از آنجا كه‌ ايشان‌ را به‌ غاري‌ راهنمايي‌ كرد كه‌ خورشيد و هوا هر دو در آن‌ نفوذ و جريان‌ داشت‌ تا بدنهايشان‌ آسيبي‌ نبيند ـ چنان‌كه‌ ابن‌كثير گفته‌ است‌. و اين‌ خود دليلي‌ بر قدرت‌ بي‌كران‌ حق‌ تعالي‌ است‌ «خدا هر كه‌ را هدايت‌ كند پس‌ همو راه‌ يافته‌ است‌ و هركه‌ را گمراه‌ كند پس‌ هرگز براي‌ او ولي‌ مرشدي ‌نخواهي‌ يافت‌» ولي‌ مرشد: يعني‌ كارساز و يار و راهبر. پس‌ خدايا! از تو مي‌خواهيم‌ كه‌ ما را از اولياي‌ مرشد خويش‌ قرار دهي‌.
 آيه  197
‏متن آيه : ‏
‏ الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«حج‌ در ماههاي‌ معيني‌ است‌» يعني: وقت‌ انجام‌ اعمال‌ حج، در ماههاي ‌معيني‌است‌ كه‌ در رأي‌ امام‌ مالك، عبارتند از: شوال، ذوالقعده‌ و تمام‌ ذوالحجه‌. ولي‌ در رأي‌ جمهور علما، عبارتند از: شوال، ذوالقعده‌ و ده‌ روز از ماه ‌ذوا