ن‌ از آنچه‌ به‌ دست‌ خويش‌ نوشته‌اند» از بر ساخته‌هاي‌ دروغين‌ به‌نام‌ خداي ‌سبحان‌ «و واي‌ بر آنان‌ از آنچه‌ به‌ دست‌ مي‌آورند» از رشوت، در برابر فروش‌ احكام‌ديني‌ و تحريف حقايق‌.
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ گفته‌ اند: «اين‌ آيه‌ كريمه‌ درباره‌ اهل‌ كتاب‌ نازل‌شد». عباس‌(رض) مي‌گويد: «اين‌ آيه‌ درباره‌ يهودياني‌ نازل‌ شد كه‌ اوصاف‌ وشمايل‌ پيامبراكرم‌ ص را در تورات‌ تغيير دادند». شمايل‌ رسول‌ اكرم‌ ص درتورات‌ چنين‌ توصيف‌ شده‌ بود: «پيامبر خاتم‌ چشماني‌ سياه‌ دارد، چهار شانه‌است، موهاي‌ مجعد و صورتي‌ زيبا دارد»، اما يهوديان‌ از سر حسد و تجاوز، اين‌اوصاف‌ را تغيير داده‌ و گفتند: «اوصاف‌ وي‌ در تورات‌ چنين‌ است‌ كه: قدي‌ بلند، چشماني‌ آبي‌ و موهاي‌ افتاده‌ دارد».
 
آيه  157
‏متن آيه : ‏
‏ أَوْ تَقُولُواْ لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يَصْدِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا بگوييد كه: اگر كتاب‌ آسماني‌ بر ما نازل‌ مي‌شد» چنان‌كه‌ بر دو طايفه‌ پيش‌ از مانازل‌ شد «قطعا از آنان‌ راه‌يافته‌تر بوديم‌» زيرا ما اعراب‌؛ اذهاني‌ بيدارتر، فهمي ‌راسختر و حافظه‌اي‌ نيرومندتر داشتيم‌. بنابراين‌، چنين‌ سخن‌ و چنين‌ معذرتي‌ ازسوي‌ شما با فرستادن‌ محمدص و فرودآوردن‌ قرآن‌ بر وي‌، به‌كلي‌ ناوارد و مردود است‌ «پس‌ به‌تحقيق‌ كه‌ براي‌ شما حجتي‌ از جانب‌ پروردگارتان‌ آمده ‌است‌» يعني: اي‌ گروه‌ عرب‌! خداوند(ج) بر پيامبرتان‌ كتابي‌ روشن‌ نازل‌ كرده‌ و اين‌ پيامبر از ميان‌ خود شماست‌ پس‌ به‌ عذرهاي‌ باطل‌ و بهانه‌هاي‌ مردود و ناوارد توسل‌ نجوييد «و هدايت‌ و رحمتي‌ است‌» اين‌ كتاب‌ الهي‌ براي‌ بندگاني‌ كه‌ پيرو آنند «پس‌ ستمكارتر از آن‌كس‌ كه‌ آيات‌ خدا را» كه‌ رحمت‌ و هدايتي‌ براي‌ مردم‌اند «دروغ‌ پندارد و از آنها اعراض‌ كند» و با رويگرداني‌ از آنها گمراه‌ شود «كيست‌؟ به‌زودي‌ كساني‌ را كه‌ از آيات‌ ما روي‌ مي‌گردانند، به‌سبب‌ اعراضشان‌، به‌ عذابي‌ سخت ‌مجازات‌ خواهيم‌ كرد».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1122.txt">آيه  158</a><a class="text" href="w:text:1123.txt">آيه  159</a><a class="text" href="w:text:1124.txt">آيه  160</a><a class="text" href="w:text:1125.txt">آيه  161</a><a class="text" href="w:text:1126.txt">آيه  162</a><a class="text" href="w:text:1127.txt">آيه  163</a><a class="text" href="w:text:1128.txt">آيه  164</a><a class="text" href="w:text:1129.txt">آيه  165</a></body></html>آيه  158
‏متن آيه : ‏
‏ هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِيهُمُ الْمَلآئِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لاَ يَنفَعُ نَفْساً إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْراً قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا جز اين‌ انتظار دارند» يعني: ما حجت‌ را بر وحدانيت‌ و ثبوت‌ رسالت‌ پيامبر خويش‌ برپاداشته‌ و باورهاي‌ نادرست‌شان‌ را ابطال‌ كرده‌ايم‌ لذا بعد از اين‌، جز اين ‌انتظاري‌ ندارند؛ «كه‌ فرشتگان‌ به‌سويشان‌ بيايند» يعني: فرشتگان‌ مرگ‌ براي‌ قبض ‌ارواحشان‌ بيايند «يا پروردگار تو بيايد» در روز قيامت‌ براي‌ داوري‌ نهايي‌ ميانشان ‌«يا بعضي‌ از نشانه‌هاي‌ پروردگار تو بيايد» يعني: نشانه‌ها و علائمي‌ كه‌ بر فرارسيدن ‌قيامت‌ دلالت‌ مي‌كند «روزي‌ كه‌ بعضي‌ از نشانه‌هاي‌ پروردگار تو بيايد» يعني: همان ‌نشانه‌هايي‌ كه‌ آنان‌ پيشنهاد كرده‌اند و عبارت‌ از نشانه‌هايي‌ است‌ كه‌ آنان‌ را به ‌ايمان ‌آوردن‌ مجبور مي‌كند؛ چون‌ طلوع‌ خورشيد از مغرب‌ و خروج‌ «دابه‌ الارض» ‌كه‌ با آنها سخن‌ مي‌گويد؛ در آن‌ روز: «نفعي‌ نمي‌بخشد هيچ‌ كسي‌ را ايمان‌آوردن ‌آن‌» به‌سبب‌ اين‌ كه‌ در آن‌ روز تكليف‌ ايمان ‌آوردن‌ برداشته‌ مي‌شود زيرا آن‌روز، روزي‌ است‌ كه‌ همگان‌ حق‌ را به‌ رأي‌العين‌ مي‌بينند و همه‌ باالاجبار به‌ آن ‌ايمان‌ مي‌آورند بنابراين‌، ايمان‌ آوردن‌ در آن‌ به‌ كسي‌ سودي‌ نمي‌رساند، چرا «كه‌ ايمان‌ نياورده‌ بود پيش‌ ازاين‌» يعني: پيش‌ از آمدن‌ بعضي‌ از آن‌ نشانه‌ها «يا در ايمان ‌آوردن‌ خود خيري‌ به‌دست‌ نياورده‌ بود» با عمل‌ صالحي‌ كه‌ تقديم‌ كرده‌ باشد. يعني: در آن‌ روز كه‌ بعضي‌ از نشانه‌هاي‌ پروردگارت‌ بيايد، از هيچ‌كس‌ عمل‌ صالحي‌ پذيرفته‌ نمي‌شود؛ در صورتي‌ كه‌ قبلا به‌ آن‌ عمل‌ صالح‌ عامل‌ نبوده‌ باشدبنابراين‌، هر كس‌ پيش‌ از آمدن‌ نشانه‌هاي‌ قيامت‌، فقط ايمان‌ آورده‌ اما در ايمان ‌خويش‌ هيچ‌ عمل‌ شايسته‌اي‌ نكرده‌باشد، يا عمل‌ شايسته‌اي‌ كرده‌ ولي‌ ايمان ‌نياورده‌ باشد؛ بي‌گمان‌ اين‌ ايمان‌ يا اين‌ عمل‌ نيك‌، به‌ حال‌ وي‌ هيچ‌ سودي‌ ندارد «بگو: انتظار بكشيد» يكي‌ از سه‌چيز ياد شده‌ در اول‌ آيه‌ را، «ما نيز منتظريم‌» براي‌ شما يكي‌ از آنها را.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «قيامت‌ برپا نمي‌شود تا آن‌ كه‌ خورشيد از غروبگاه‌ خود طلوع‌ نكند پس‌ چون‌ خورشيد از غروبگاه‌ خود طلوع‌ كرد و همه‌ مردم‌ آن‌ را ديدند، در آن‌ هنگام‌ همگي‌ آنها ايمان‌ مي‌آورند اما اين‌ ايمان ‌آوردنشان‌ در وقتي ‌است‌ كه‌ براي‌ هيچ‌ كسي‌ ايمان ‌آوردن‌ آن‌ سودي‌ نمي‌بخشد...».
 
	آيه  159
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعاً لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ تحقيق‌ كساني‌ كه‌ دين‌ خود را پراكنده‌ ساختند» يعني: دين‌ خود را تكه‌ تكه‌ كرده‌، برخي‌ از آن‌ را گرفتند و برخي‌ را وانهادند. مراد: يهود، نصاري‌ و مشركان‌اند كه‌ بعضي‌ از آنها بتان‌ را پرستيدند و بعضي‌ فرشتگان‌ را، همچنان‌ مراد همه‌ كساني‌ هستند كه‌ در دين‌ خدا(ج) بدعت‌ نهاده‌ و اموري‌ را به‌ميان‌ مي‌آورند كه‌ خداي‌ عزوجل‌ بدانها فرمان‌ نداده ‌است‌ «و فرقه‌فرقه‌ شدند» يعني: گروه‌گروه‌ وحزب‌حزب‌ شدند. پس‌ اين‌ معني‌ بر هر امتي‌ صادق‌ است‌ كه‌ اساس‌ كارشان‌ در امر دين‌ بر وحدت‌ و اجتماع‌ و يگانگي‌ استوار بوده‌، سپس‌ هر گروهي‌ از آنان‌، رأي ‌نادرست‌ شخصي‌ از سركردگان‌ خود را پيروي‌ كرده‌ و در نتيجه‌، از آنها فرقه‌ها وگروههاي‌ مختلفي‌ پديد آمده‌است‌ «تو هيچ‌گونه‌ مسؤول‌ آنان