ونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«جز اين‌ نيست‌ كه‌ فقط كساني‌ دروغ‌پردازي‌ مي‌كنند كه‌ به‌ آيات‌ خدا ايمان ‌ندارند» پس‌ چگونه‌ از پيامبر ص دروغ‌پردازي‌ روي‌ مي‌دهد در حالي‌كه‌ او در رأس‌ مؤمنان‌ به‌ آيات‌ الله(ج)  قرار دارد؟ «و آنان‌» كه‌ به‌ اين‌ وصف‌ موصوفند «خود دروغگويانند» يعني: بي‌گمان‌ دروغ، وصفي‌ لازم‌ براي‌ خود آنان‌ و عادتي ‌از عادات‌ هميشگي‌ خودشان‌ است‌.
اين‌ آيه‌ ردي‌ بر هر دو شبهه‌ ياد شده‌ كفار؛ يعني‌ قضيه‌ «نسخ‌» و اين‌ شبهه‌ باطل‌ آنان‌ است‌ كه‌ قرآن‌ منشأ بشري‌ دارد.
	آيه  183
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! بر شما روزه‌ فرض‌ گردانيده‌ شد» روزه: خودداري‌ از خوردن‌، نوشيدن‌، مقاربت‌ جنسي‌ و ديگر شكننده‌ها از طلوع‌ بامداد تا غروب‌ آفتاب‌ همراه‌ با نيت‌ است‌ «همان‌گونه‌ كه‌ بر آنان‌ كه‌ پيش‌ از شما بودند، فرض‌ شده‌ بود» يعني: همان‌گونه‌ كه‌ روزه، بر امتهاي‌ بشري‌ - از زمان‌ آدم‌(ع)  تا هم‌اكنون‌ كه‌ عهد پيامبرخاتم‌ ص است‌ - فرض‌ شده‌ بود. آري‌! تاريخ، نشان‌ دهنده‌ اين‌ واقعيت‌است‌ كه‌ روزه‌ در ميان‌ تمام‌ ملل‌ مشروع‌ بوده‌ است، حتي‌ در ميان‌ مصريان‌ قديم، رومي‌ها، يوناني‌ها و هنديان‌. در تورات‌ كنوني‌ نيز - باوجود تحريف‌ آن‌ - روزه ‌و روزه‌داران‌ مورد ستايش‌ قرار گرفته‌اند. اين‌ نقل‌ نيز صحيح‌ است‌ كه‌ موسي‌(ع)  چهل‌ روز، روزه‌ گرفت، اما يهوديان‌ عصر حاضر، يك‌ هفته‌ روزه‌ مي‌گيرند. همچنين، انجيل‌هاي‌ كنوني‌، روزه‌ را ستوده‌ و آن‌ را عبادت‌ مي‌شمارند و مشهورترين‌ روزه‌ نصاري، روزه‌ بزرگ‌ قبل‌ از عيد «فصح‌» است، سپس‌ رؤساي ‌كليسا انواع‌ ديگري‌ از روزه‌ را نيز بنياد نهادند. به‌ قولي: مراد از ﴿  الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ﴾ (كساني‌ كه‌ پيش‌ از شما بودند)، اهل‌ كتابند. «باشد كه‌ به‌ تقوي‌ گراييد» با پايبندي‌ به‌ روزه‌ زيرا روزه‌ انگيزه‌هاي‌ ارتكاب‌ گناهان‌ را در نهاد انسان‌ تضعيف ‌مي‌كند و شهوت‌ را كه‌ مبدأ معصيت‌ است‌ درهم‌ شكسته‌ لذتهاي‌ دنيا را بي‌ارزش‌ مي‌گرداند و اين‌ همه‌ تقوي‌آفرين‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «الصوم نصفالصبر: روزه‌ نصف‌ صبر است‌». همچنين‌ روزه‌ از ابعاد و جنبه‌هاي‌ گوناگوني ‌پديدآورنده‌ تقوي‌ است، كه‌ مهم‌ترين‌ اين‌ ابعاد عبارتند از:
1- روزه، نفس‌ انسان‌ را در آشكار و نهان‌ بر خشيت‌ و بيم‌ از خداوند متعال ‌تربيت‌ مي‌كند زيرا جز پروردگار بزرگ، هيچ‌ كس‌ ديگري‌ ناظر و مراقب‌ شخص‌روزه‌دار نيست‌ و اين‌ از بزرگترين‌ فوايد روحي‌ روزه‌ مي‌باشد.
2- روزه، از حدت‌ و غليان‌ شهوت‌ مي‌كاهد، چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است: «الصوم‌ جنه‌» يعني: روزه‌ سپر نگه‌دارنده‌اي‌ از آلودگي‌ به‌ شهوات‌ وارتكاب‌ گناهان‌ است‌.
3- روزه، احساس‌ شفقت‌ و رحمت‌ به‌ همنوع‌ را در انسان‌ بيدار مي‌سازد.
4- روزه، تحقق‌بخش‌ معناي‌ برابري‌ ميان‌ توانگران‌ و فقرا و اشراف‌ و عوام ‌است‌ و اين‌ از فوايد اجتماعي‌ روزه‌ مي‌باشد.
5- روزه، انسان‌ را به‌ نظم‌ و برنامه‌ريزي‌ و مهار نمودن‌ اراده‌ عادت‌ مي‌دهد.
6- روزه، بنيه‌ جسمي‌ را تجديد نموده، سلامتي‌ و نيروي‌ حافظه‌ را تقويت‌ و بدن‌ را از رسوبها و تخميرات‌ زيانبخش‌ مي‌رهاند، چنان‌كه‌ اين‌ معني‌ و بيش‌ از آن‌ نيز در اين‌ حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «صوموا تصحوا: روزه‌ بگيريد تا تندرست‌شويد».
 
سوره نحل آيه  106
‏متن آيه : ‏
‏ مَن كَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ وَلَكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هر كس‌ پس‌ از ايمان ‌آوردن‌ خود، به‌ خدا كفر ورزد» او عذابي‌ سخت‌ و دردناك ‌در پيش‌ دارد و مستوجب‌ خشم‌ خدا(ج)  مي‌گردد «مگر آن‌ كس‌ كه‌ مجبور شده‌ ولي ‌قلبش‌ به‌ ايمان‌ آرام‌ و استوار است‌» اين‌ آيه‌ ناظر بر كساني‌ است‌ كه‌ با نطق‌ سخن‌ كفر يا با ارتكاب‌ عمل‌ كفر، مرتد مي‌شوند بعد از آن‌كه‌ به‌ اسلام‌ در آمده‌ بودند.
بايد دانست‌ كه‌ گفتن‌ سخن‌ كفر يا ارتكاب‌ عمل‌ كفر داراي‌ دو حالت‌ است: يكي‌ اين‌كه‌ چنين‌ چيزي‌ به‌ رضا و اختيار انسان‌ از وي‌ صادر شود. دوم‌ اين‌كه‌ كسي‌ ديگر او را به‌ گونه‌اي‌ بر كفر اكراه‌ و اجبار نمايد كه‌ بيم‌ كشته‌ شدن‌ وي‌ متصور باشد پس‌ در اين‌ هنگام‌ از روي‌ ناچاري‌ فقط به‌ زبان‌ كلمه‌ كفر را بگويد درحالي‌كه‌ قلبش‌ به‌ ايمان‌ مطمئن‌ است‌. لذا حكم‌ اين‌ دو حالت‌ يكسان‌ نيست‌ زيرا اكراه‌ و اجبار بر كفر مستوجب‌ سزا و گناه‌ نبوده‌ و اگر كسي‌ به‌ زور وادار ساخته‌ مي‌شود كه‌ سخني‌ كفرآميز بگويد، يا فعل‌ كفري‌اي‌ همچون‌ سجده‌ كردن‌ براي‌ غير خدا(ج)  را انجام‌ دهد، بر او گناهي‌ نيست، به‌ شرط اين‌كه‌ قلبش‌ در حال‌ صدور اين‌ قول‌ يا فعل‌ كفري، به‌ ايمان‌ مطمئن‌ باشد بنابراين، بر چنين‌ كسي‌ به‌ كفر حكم‌ نمي‌شود. اما حسن، اوزاعي، شافعي‌ و سحنون‌ رحمهم‌الله برآنند كه‌ اين‌ رخصت‌ فقط درگفتن‌ سخن‌ كفر است، نه‌ در انجام ‌دادن‌ فعل‌ كفر پس‌ در انجام‌ دادن‌ فعل‌ كفر هيچ ‌رخصتي‌ نيست‌.
اما حالت‌ ديگر گرايش‌ به‌ كفر: «ولي‌ كسي‌ كه‌» از روي‌ اختيار و عمد مرتد شود «و به‌ كفر سينه‌ گشاده‌ كند» يعني: به‌ كفر راضي‌ باشد و به‌ آن‌ اطمينان‌ يافته‌ وپايداري‌ كند «پس‌ غضبي‌ از جانب‌ خدا بر آنان‌ است‌ و برايشان‌ عذابي‌ بزرگ‌ خواهد بود» لذا چنين‌ كساني‌ در معرض‌ خشم‌ و عذاب‌ الهي‌ قرار دارند.
عبدالرزاق، ابن‌سعد و ابن‌جرير در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده‌اند: «مشركان‌ عماربن‌ياسر را گرفته‌ و سخت‌ شكنجه‌ و آزارش‌ دادند و رهايش‌ نكردند تا رسول‌ خدا ص را دشنام‌ داده‌ و خدايانشان‌ را به‌ نيكي‌ ياد كند. سرانجام‌ او در زير فشار شكنجه، به‌ گفتن‌ اين‌ سخن‌ وادار شد آن‌گاه‌ آشفته‌ و اندوهناك‌ نزد رسول‌ خدا ص آمد، آن‌ حضرت‌ ص به‌ وي‌ گفتند: حكايت‌ چيست‌؟ گفت: حكايت‌ شر و شرمساري‌؛ مرا چنان‌ شكنجه‌ كردند تا به‌ اجبار زبان‌ به‌ دشنام‌ شما آلودم‌ و خدايانشان‌ را ستودم‌! فرمودند: اما قلبت‌ را چگونه‌ مي‌يابي‌؟ گفت: مطمئن‌ به‌ ايمان‌. فرمودند: باكي‌ نيست، اگر دگربار نيز به‌ همچو حالي‌ روبرو شدي ‌و از تو خواستند تا نظير آن‌ سخن‌ را بگويي‌؛ بگو، كه‌ بر تو حرج‌ و گناهي‌ نيست‌. همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌ ك