 مردم‌ بنا مي‌كنند» از گل‌ و چوب‌ و غيره‌ مصنوعات‌ «براي‌ خود خانه‌ها بساز» يعني: در روزنه‌هاي‌ كوهها، در جوف‌ درختان‌ و در ساختمانهايي‌ كه‌ فرزندان‌ آدم‌ از ديوار و چوب‌ و غيره‌ مي‌سازند، خانه‌هايي‌ موافق‌ و همساز با طبع‌ خود بساز. تعبير (يعرشون‌) اكثرا در آن‌ بناهايي‌ به‌كار مي‌رود كه‌ از چوب‌ ساخته‌ مي‌شوند.
 
	سوره نحل آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سپس‌» به‌ زنبور عسل‌ الهام‌ كرديم‌ كه‌ «از همه‌ ميوه‌ها» و گل‌ها «بخور آن‌گاه ‌راههاي‌ پروردگارت‌ را برو» يعني: راههايي‌ را كه‌ پروردگارت‌ به‌ تو شناسانده‌ وآموزش‌ داده‌ است‌ در كوهها و جوف‌ درختان‌ بپوي، يا آنچه‌ را كه‌ خورده‌اي‌ در راههاي‌ پروردگارت‌ ـ يعني‌ در آن‌ مجاري‌اي‌ ـ بريز كه‌ خوردني‌هايت‌ در آن ‌مجاري‌ ـ به‌ قدرت‌ بي‌مثال‌ ما ـ از شيره‌ به‌ عسل‌ تبديل‌ مي‌شود. يا آن‌گاه‌ كه‌ در مكانهايي‌ دور ميوه‌ها را خوردي، به‌سوي‌ خانه‌ و آشيانه‌ات‌ روان‌ شو، درحالي‌كه‌ به‌ راههاي‌ پروردگارت‌ باز گشته‌ و هرگز آن‌ راهها را گم‌ نمي‌كني‌ بلكه‌ آنها را به‌طور رهبري‌ شده‌ مي‌پيمايي‌ «رام‌ شده‌» يعني: به‌ راههاي‌ پروردگارت‌ رام ‌شده‌ وفرمانبردارانه‌ برو، بي‌آن‌كه‌ رفتن‌ در آنها برايت‌ دشوار باشد.
دانشمندان‌ گفته‌اند: گاهي‌ زنبور عسل‌ براي‌ تأمين‌ غذاي‌ خود تا بيست ‌و دو كيلومتر راه‌ مي‌پيمايد، سپس‌ بي‌آن‌كه‌ راه‌ را گم‌ كند، يكراست‌ به‌ آشيانه‌ خود برمي‌گردد.
«آن‌گاه‌ از درون‌ شكم‌ آن، شرابي‌» كه‌ مراد از آن: عسل‌ است‌ «به‌ رنگهاي ‌گوناگون‌ بيرون‌ مي‌آيد» پس‌ نوعي‌ از عسل‌ سفيد است، نوعي‌ قرمز، نوعي‌ زرد ونوعي‌ آبي‌ «در آن‌ براي‌ مردم‌ شفايي‌ است‌» جمعي‌ گفته‌اند: اين‌ شفا مخصوص‌ به ‌بعضي‌ از امراض‌ است، هم‌ از اين‌ روي‌ «شفاء» به‌ صيغه‌ نكره‌ بيان‌ شد. درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «دو شفا را بر خود لازم‌ گيريد، عسل‌ و قرآن‌ را». اطباي ‌عصر جديد از تركيب‌ شيميايي‌ عسل‌ كه‌ مركب‌ از گلوكز، ليفيلوز و آب‌ مي‌باشد، به‌ نتايج‌ اعجاب‌آوري‌ دست‌ يافته‌اند و آن‌ را مغذي، مقوي، ضد تسمم‌ از مواد سمي، ضد تسمم‌ از امراض‌ عضوي، شفاي‌ بيماريهاي‌ قلب، احتقان‌ مخ‌ و التهابات‌ حاد كليوي‌ مي‌دانند[3] «بي‌گمان‌ در اين‌» زنبور عسل‌ و دنياي‌شگفت‌انگيز آن‌ «براي‌ مردمي‌ كه‌ تفكر مي‌كنند» و افكارشان‌ را در امر نگرش‌ درصنع‌ خداي‌ سبحان‌ و عجايب‌ مخلوقات‌ وي‌ به ‌كار مي‌اندازند «نشانه‌اي ‌است‌» زيرا زندگي‌ زنبور عسل‌ از شگفت‌ترين، حيرت‌آورترين، پيچيده‌ترين، دقيق‌ترين‌ و محكم‌ترين‌ اشكال‌ زندگي‌ مخلوقات‌ است‌ اما كساني‌ كه‌ تفكر نمي‌كنند، عادت‌ و الفت‌گرفتن‌ آنها به‌ ديدن‌ اين‌ موجودات، از ديدن‌ اين‌ نشانه ‌كورشان‌ مي‌سازد.
 
[3] علامه‌ سعيد حوي‌ درباره‌ عسل‌، زنبور آن‌ و فوايد اين‌ ماده‌ حياتي‌، در (16) صفحه‌ بحثي‌ شافي‌وكافي‌ دارد. نگاه‌؛ تفسير الاساس‌ 2967/6، طبع‌ سوم‌، دارالسلام‌ ـ قاهره‌.آيه  180
‏متن آيه : ‏
‏ كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بر شما فرض‌ شده‌است‌ كه‌ چون‌ مرگ‌ يكي‌ از شما فرا رسد» فرارسيدن‌ مرگ‌؛ فرارسيدن‌ اسباب‌ و علائم‌ آن‌ است‌. آري‌! در اين‌ هنگام‌ بر انسان‌ فرض‌ است‌؛ «اين‌ كه‌ اگر خيري‌ برجاي‌ گذارد» يعني: اگر مالي‌ باقي‌ مي‌گذارد، بايد «وصيت‌ كند» چرا كه‌ ديگر مجالي‌ براي‌ زندگي‌ وي‌ باقي‌ نمانده‌ است‌. بعضي‌ از مفسران‌، «خير» را به‌ مال‌ بسيار تفسير كرده‌اند، اما ظاهرا - چنان‌كه‌ ابن‌عباس‌(رض) و گروهي‌ ازتابعين‌ نيز گفته‌اند - مراد از «خير»، مطلق‌ مال‌ است، چه‌ كم‌ باشد و چه‌ بسيار زيرا اسم‌ «خير» بر مال‌ اندك‌ و بسيار هر دو اطلاق‌ مي‌شود. آري‌! بايد وصيت‌ كند، امابراي‌ چه‌كسي‌؟ «براي‌ پدر و مادر و خويشاوندان‌ خود» و بعد از اجراي‌ وصيت‌ وي، بقيه‌ مالش‌ براي‌ فرزندانش‌ باقي‌ مي‌ماند.
البته‌ اين‌ حكم‌ در اول‌ اسلام‌ مشروع‌ شد و سپس‌ وصيت‌ براي‌ نزديكان‌ با آيات ‌ميراث‌ (در سوره‌ نساء و غيرآن) منسوخ‌ گرديد. همچنين‌ با اين‌ حديث‌ شريف: «لاوصيه‌ لوارث‌: براي‌ هيچ‌ وارثي‌ وصيتي‌ نيست‌». نسخ‌ وصيت‌ براي‌ وارث، رأي‌ جمهور فقها و بيشتر مفسران‌ بلكه‌ به‌ قول‌ ابن‌كثير، حكمي‌ اجماعي‌ است‌. اما حكم‌ وصيت‌ براي‌ غير وارث‌، به‌ حال‌ خود باقي‌ است‌ و بنابر ارشاد همين‌ آيه‌ و نيزاحاديث‌ رسول‌ خدا ص، وصيت‌ نمودن‌ از ثلث‌ مال‌ براي‌ غير وارث، مستحب‌ ونافذ مي‌باشد، از جمله‌ اين‌ حديث‌ شريف: «ماحق امريء مسلم له شيء يوصي فيه يبيت ليلتين إلا ووصيته مكتوبة عنده: اگر شخص‌ مسلمان‌ داراي‌ مالي‌ است‌ كه‌ مي‌بايد در آن‌ وصيت‌ كند، نشايد كه‌ دو شب‌ را بگذراند، مگر اين‌ كه‌ بايستي‌ وصيت‌ وي ‌نوشته‌ شده‌ در نزدش‌ نهاده‌باشد». همچنان‌ وصيت‌ بايد «به‌طور معروف‌» يعني‌عادلانه‌ و پسنديده‌ و بدون‌ هيچ‌ افراط و تفريطي‌ باشد بنابراين، وصيت‌ كننده‌ نبايد توانگري‌ را بر فقيري‌ برتري‌ دهد، يا به‌ بيشتر از ثلث‌ (يك‌سوم) مال‌ وصيت‌ كند. ولي‌ حنفي‌ها وصيت‌ به‌ كل‌ مال‌ را نيز در صورتي‌ كه‌ وصيت‌كننده‌ ميراث‌ بري‌ ازخود به‌جا نگذاشته‌ باشد، جايز دانسته‌ اند «اين‌ حقي‌ است‌» واجب‌ و لازم‌ «برپرهيزگاران‌». البته‌ بايد دانست‌ كه‌ قبل‌ از نسخ‌ حكم‌ وصيت‌ با آيات‌ ميراث، وصيت‌ نمودن‌ واجب‌ بود، ولي‌ بعد از نسخ‌ - چنان‌كه‌ گفتيم‌ - در حق‌ غير وارث ‌مستحب‌ و در مورد وارث‌ حرام‌ است‌.
 سوره نحل آيه  70
‏متن آيه : ‏
‏ وَاللّهُ خَلَقَكُمْ ثُمَّ يَتَوَفَّاكُمْ وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْ لاَ يَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيْئاً إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خدا شما را آفريد» پس‌ اين‌ نعمت‌ را بر خود به‌ياد آوريد «باز شما را مي‌ميراند» پس‌ او را به‌ وصف‌ زنده‌ كننده‌ ميراننده‌ بشناسيد «و بعضي‌ از شما تا خوارترين‌ دوره‌ عمر بازگردانده‌ مي‌شود» و آن‌ هنگامي‌ است‌ كه‌ انسان‌ از اثر كبر سن‌به‌ فرتوتي‌ و خرفتي‌ مي‌رسد و به‌منزله‌ كودكي‌ بي‌تميز مي‌گردد. عكرمه‌ مي‌گويد: «هر كس‌ قرآن‌ بخواند، كارش‌