دت‌ است‌» يعني‌: خداي‌ متعال‌ داناي‌ هر امر پنهان‌ از ميدان ‌حس‌ و داناي‌ هر آشكار محسوس‌ و حاضري‌ است‌. يا داناي‌ هر معدوم‌ و هر موجودي‌ است‌ «بزرگ‌ بلند مرتبه‌ است‌» يعني‌: حق‌ تعالي‌ با قدرت‌ و عظمت‌ و سلطه‌ قاهرانه‌ خويش‌، از هر چيز بزرگ‌ و برتر است‌.
 
آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ سَوَاء مِّنكُم مَّنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَمَن جَهَرَ بِهِ وَمَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَسَارِبٌ بِالنَّهَارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يكسان‌ است‌» در علم‌ وي‌ «كسي‌ از شما سخن‌ را پنهان‌ بدارد و كسي‌كه‌ آن‌ را فاش‌ گرداند» پس‌ حق‌ تعالي‌ هر چه‌ را كه‌ انسان‌ پنهان‌ كند، مي‌داند همان‌ گونه‌ كه ‌علم‌ وي‌ به‌ آنچه‌ كه‌ او از خير و شر آشكار مي‌گرداند، نيز احاطه‌ دارد «و» مي‌داند «كسي‌كه‌ در شب‌ پنهان‌ است‌» يعني‌: حق‌ تعالي‌ به‌ موجوداتي‌ كه‌ در پرده‌ شب‌ پنهان‌ و از عرصه‌ ديد چشمها دورند، علم‌ و احاطه‌ دارد «و» نيز احاطه ‌دارد به‌ «كسي‌ كه‌ در روز آشكارا حركت‌ كند» بنابراين‌، موجودات‌ آشكار، يا پنهان‌ در پرده‌ تاريكي‌ها، همه‌ در پيشگاه‌ علم‌ خداي‌ دانا يكسان‌ و برابرند.
ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ در اين‌ سه‌ آيه‌، كمال‌ علم‌ الهي‌ با بياني‌ نهايت‌ رسا، شافي ‌و كافي‌ متجلي‌ شده‌ است‌. آري‌! حق‌ تعالي‌ به‌ همه‌ جزئيات‌ و مفردات‌ هستي‌ داناست‌، به‌ مقادير و حدود اشيا داناست‌، به‌ همه‌ موجودات‌ نهان‌ و به‌ همه‌ اشياي ‌آشكار داناست‌، علم‌ وي‌ بر همه‌ اشيا ـ بي‌ هيچ‌ گونه‌ فرقي‌ ميان‌ پنهان‌ها وآشكارها ـ محيط است‌؛ او ناظر است‌ بر دل‌ تاريكي‌ها چنان‌كه‌ ناظر است‌ بر درخشش‌ها و جلوه‌گريها.
 
	آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءاً فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«براي‌ او فرشتگاني‌است‌ از پي‌ يك‌ديگر آينده‌ كه‌ او را به‌ فرمان‌ خدا از پيش‌ رو و از پشت‌ سرش‌ نگهباني‌ مي‌كنند» يعني‌: بر هر يك‌ از انسانها در همه‌ حالات‌، فرشتگاني‌ گماشته‌اند كه‌ او را مطابق‌ آنچه‌ كه‌ خداوند(ج)  به‌ ايشان‌ فرمان‌ داده‌ است ‌نگهباني‌ مي‌كنند، نه‌ اين‌كه‌ قادر باشند تا از امر الهي‌ سرپيچي‌ كنند. به‌ قولي‌: فرشتگان‌ انسانها را از آسيب‌ جنيان‌ نگهباني‌ مي‌كنند. به‌ قولي‌ ديگر: او را به‌ امر خدا(ج)  از امر وي‌ نگهباني‌ مي‌كنند ولي‌ چون‌ قضا و قدر آمد، از وي‌ دست‌ برمي‌دارند. اينان‌ فرشتگان‌ نگهبان‌ (ملائكه‌ حفظه‌) اند كه‌ بعضي‌ از پي‌ بعضي‌ ديگر مي‌آيند و او را از همه‌ جهات‌ و جوانب‌ در نگهباني‌ خود دارند.
از ابن‌ عباس‌ك روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: ص اين‌ آيه‌ كنايه‌اي‌ در مورد شاهان‌ و اميران‌ است‌ كه‌ پاسداراني‌ را از پيش‌ رو و پشت‌ سر براي‌ نگهباني‌ خود مي‌گمارند، خداوند(ج)  مي‌فرمايد: آيا از آنان‌ در برابر امر من‌ نگهباني‌ مي‌كنند؟ غافل‌ از آن‌ كه‌ چون‌ من‌ به‌ كسي‌ بدي‌اي‌ را اراده‌ كنم‌، هيچ‌ نيرويي‌ توان‌ برگرداندن‌ آن‌ بدي‌ را از وي‌ ندارد و نگهبانان‌ هرگز چيزي‌ را از او دفع‌ نمي‌توانند كرد».
بلي‌! خداي‌ منان‌ به‌ هر انسان‌ چهار فرشته‌ را در شب‌ و چهار فرشته‌ را در روز اختصاص‌ داده‌ است‌ كه‌ دو تن‌ از آنان‌ نگهبان‌ و دو تن‌ نويسنده‌اند و فرشتگان‌ شب ‌از پي‌ فرشتگان‌ روز مي‌آيند. فرشتگان‌ نگهبان‌ وظايفي‌ دارند، مانند نگهباني‌ انسان ‌در شب‌ و روز از مضرات‌ و حوادث‌ به‌ اذن‌ و امر و رعايت‌ الهي‌ كه‌ اين‌ فرشتگان ‌دو تن‌اند، يكي‌ از جلو او را نگهباني‌ مي‌كند و ديگري‌ از پشت‌ سر. دو فرشته‌ ديگر، مأمور حفظ و نگهباني‌ اعمال‌ خير و شر انسانند كه‌ يكي‌ از آنها به‌ جانب ‌راست‌ وي‌ گمارده‌ است‌ و ديگري‌ به‌ جانب‌ چپش‌ و اين‌ دو فرشته‌، اعمال‌ وي‌ رامي‌نويسند، فرشته‌ دست‌ راست‌ اعمال‌ نيك‌ او و فرشته‌ دست‌ چپ‌، اعمال‌ بد او رامي‌نويسد. پس‌ مجموع‌ فرشتگان‌ گمارده‌ و موكل‌ براي‌ هر انسان‌، چهار فرشته‌ در روز و چهار فرشته‌ در شب‌ اند كه‌ در هر نوبت‌، دو تن‌ محافظ و دو تن‌ نويسنده ‌مي‌باشند. چنان‌ كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «بر شما فرشتگاني‌ در شب‌ وفرشتگاني‌ در روز پي‌درپي‌ مي‌آيند و هر دو گروه‌ در نماز صبح‌ و نماز عصر يكجا مي‌شوند...». در حديث‌ شريف‌ ديگري‌ آمده‌ است‌: «همانا با شما كساني‌ هستند كه ‌هرگز از شما جدا نمي‌شوند  مگر در هنگام‌ رفتن‌ به‌ قضاي‌ حاجت‌ و در هنگام ‌جماع‌. پس‌ از آنان‌ حيا كنيد و گرامي‌شان‌ بداريد».
«در حقيقت‌ خداوند حال‌ قومي‌ را تغيير نمي‌دهد» از نعمت‌ و عافيت‌ «تا وقتي‌ آنان ‌آنچه‌ در دلهايشان‌ دارند» از طاعت‌ خدا(ج)  «تغيير دهند» پس‌ پروردگار نعمتي‌ را كه‌ بر قومي‌ ارزاني‌ داشته‌ است‌، سلب‌ نمي‌كند تا آن‌ قوم‌، آنچه‌ را كه‌ در ضميرش ‌از خير و اعمال‌ نيك‌ است‌، تغيير ندهد لذا حفظ و نگهداري‌ فرشتگان‌ نعمتي‌ است ‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ در هنگام‌ دگرگون‌ شدن‌ نفسها به‌ سوي‌ شر، آن‌ را دگرگون ‌مي‌كند «و چون‌ خداوند براي‌ قومي‌ بدي‌اي‌ را بخواهد» يعني‌: آسيب‌ و نابودي‌ و عذابي‌ را «پس‌ هيچ‌ برگشتي‌ براي‌ آن‌ نيست‌» يعني‌: هيچ‌ برگرداني‌ ندارد. به‌ قولي‌ معني‌ اين‌ است‌: چون‌ خداوند(ج)  براي‌ قومي‌ بدي‌اي‌ اراده‌ كند، دلهايشان‌ را كور مي‌كند تا بلا را برگزينند «و براي‌ آنان‌ بجز او هيچ‌ كار سازي‌ نيست‌» كه‌ كاروبارشان ‌را به‌ سامان‌ آورد و چون‌ به‌ سويش‌ پناه‌ برند، عذاب‌ الهي‌ را از آنان‌ دفع‌ كند. بنابراين‌، تحول‌ از طاعت‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌سوي‌ معصيت‌ وي‌، در نهايت‌؛ تحول ‌از نعمت‌ به‌ سوي‌ مصيبت‌، از آسايش‌ به‌ سوي‌ رنج‌ و از عزت‌ به‌ سوي‌ ذلت ‌است‌ ـ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ ما را از اين‌ ورطه‌ مهلك‌ در پناه‌ خود نگاه‌ دارد.
 
آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَطَمَعاً وَيُنْشِئُ السَّحَابَ الثِّقَالَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اوست‌ آن‌كه‌ برق‌ را براي‌ بيم‌ و اميد به‌ شما مي‌نماياند» تا بترسيد و اميد بنديد. ترس‌ براي‌ مسافر است‌ كه‌ با مشاهده‌ رعدوبرق‌، دل‌ نگران‌ فرود آمدن‌ باران‌ مي‌شود زيرا او از باران‌ متأذي‌ مي‌گردد اما اميد براي‌ مقيم‌ است‌ كه‌ چون‌ برق‌ راببيند، به‌ نزول‌ باران‌ اميدوار مي‌شود «و» اوست‌ آن‌ كه‌ «ابرهاي‌ گرانبار را» كه‌ به‌سبب‌ آبي‌ كه‌ در آنهاست‌، گرانبارند «پدي