ي‌: نام‌ اين‌ پسر وي ‌كنعان‌، و او از جمله‌ كافران‌ بود. و به‌ قولي‌: او از منافقان‌ بود «كه‌ در كناري‌ بود» از قوم‌ و نزديكانش‌، به‌ نحوي‌ كه‌ اين‌ سخن‌ نوح‌(ع)  كه‌ گفت‌: در آن‌ سوار شويد... به‌ گوش‌ وي‌ نرسيده‌ بود. به‌ قولي‌ ديگر معني‌ اين‌ است‌: او در كناري‌ بود از دين‌ پدرش‌. آري‌! نوح‌(ع)  خطاب‌ به‌ او چنين‌ بانگ‌ درداد: «اي‌ پسرك‌ من‌! با ما سوار شو و با كافران‌ مباش» در خارج‌ از كشتي‌، يا بر دين‌ آنان‌ مباش‌ زيرا آنان ‌نابود مي‌شوند. 
	آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاء قَالَ لاَ عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِلاَّ مَن رَّحِمَ وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اما او جاهلانه‌ بر اين‌ باور بود كه‌ توفان‌ به‌ قله‌ كوهها نمي‌رسد بنابراين‌، در پاسخ‌ پدرش‌: «گفت‌: به‌زودي‌ به‌سوي‌ كوهي‌ پناه‌ مي‌برم‌ كه‌ مرا از آب ‌نگاه‌ دارد» يعني‌: با ارتفاعش‌ مرا از غرق‌ شدن‌ در آب‌ باز دارد «نوح‌ گفت‌: امروز هيچ‌ نگاه‌ دارنده‌اي‌ از عذاب‌ خدا نيست‌» زيرا اين‌ روزي‌ است‌ كه‌ در آن‌ عذاب ‌همگاني‌ به‌ تحقق‌ مي‌پيوندد «مگر كسي‌ كه‌ خدا بر وي‌ رحم‌ كند» يعني‌: ليكن‌ كسي‌كه‌ خدا(ج)  بر وي‌ رحم‌ كرده‌ باشد، او را در پناه‌ حمايت‌ خويش‌ نگاه‌ مي‌دارد و اين‌ رحمت‌شدگان‌ فقط كشتي‌نشينانند و بس‌ «و» در اين‌ هنگام‌ بود كه‌ «موج‌ ميان‌ آن‌ دو حايل‌ شد» يعني‌: امواج‌ فراز آمد و چنان‌ بزرگ‌ و فلك‌ آسا گشت‌ كه‌ ميان ‌نوح‌ و پسرش‌ حايل‌ گرديد و بنابراين‌، نجات‌ وي‌ از غرق‌ دشوار گشت‌ «پس‌، از غرق‌شدگان‌ شد» ابن‌كثير نقل‌ مي‌كند: «امواج‌ آب‌ پانزده‌ گز، و به‌ قولي‌ هشتاد مايل‌ از قله‌ كوه‌ها ارتفاع‌ گرفت‌».
 	آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءكِ وَيَا سَمَاء أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاء وَقُضِيَ الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْداً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و گفته‌ شد: اي‌ زمين‌! آب‌ خود را فروبر» به‌ يكباره‌، نه‌ آن‌گونه‌ كه‌ زمين‌ عادتا وبه‌ تدريج‌ آب‌ را در خود فرو مي‌برد «و اي‌ آسمان‌! بازمان‌» از باريدن‌. گفته ‌مي‌شود: «أقلع‌ المطر!: باران‌ باز ماند» آن‌گاه‌ كه‌ از باريدن‌ باز ايستد «و آب‌ كم‌ ساخته‌ شد» يعني‌: آب‌ فروكش‌ كرد و فروكاست‌ تا خشك‌ شد «و فرمان‌ گزارده ‌شد» يعني‌: كار به‌ سرانجام‌ خود رسيد و خداوند(ج)  قوم‌ نوح‌(ع)  را جملگي‌ نابود كرد «و كشتي‌ بر كوه‌ جودي‌ قرار گرفت‌» جودي‌: كوهي‌ معروف‌ در نزديكي ‌«موصل‌» است‌. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ كشتي‌ نوح‌(ع)  را بر كوه ‌جودي‌ ابقا كرد تا عبرت‌ و نشانه‌اي‌ براي‌ آيندگان‌ باشد و پيشينيان‌ اين‌ امت‌ آن‌ را ديده‌اند.
شيخ‌ سعيد حوي‌ در تفسير «الاساس‌» مي‌گويد: «جودي‌ كوهي‌ است‌ در الجزيره‌ اما در سفر «تكوين‌» آمده‌ است‌ كه‌ آن‌ كوه‌، كوه‌ «آرارات‌» است‌. گفتني ‌است‌ كه‌ ماهواره‌ها ـ و قبل‌ از آنها يكي‌ از كاوشگران‌ ـ بقاياي‌ كشتي‌ نوح‌ را كه ‌معجزه‌ هميشگي‌ دين‌ حق‌ است‌، در كوهي‌ از كوههاي‌ ارمنستان‌ كشف‌ كرده‌اند. والله اعلم‌». قتاده‌ مي‌گويد: «نوح‌(ع)  و ديگر سرنشينان‌ كشتي‌، در ماه‌ رجب‌ بر آن‌ سوار شدند و صد و پنجاه‌ روز را در آن‌ به‌سر بردند و در روز عاشورا از كشتي ‌بيرون‌ آمدند». اين‌ روايت‌ را حديثي‌ مرفوع‌ نيز تأييد مي‌كند. «و گفته‌ شد: مرگ‌ بر قوم‌ ستمكار».
علماي‌ بلاغت‌ جملگي‌ اتفاق‌ نظر دارند بر اين‌كه‌ اين‌ آيه‌ شريفه‌، در جايگاهي ‌از فصاحت‌ و بلاغت‌ قرار دارد كه‌ در وصف‌ نمي‌گنجد و توان‌ توانايان‌ فنون ‌بلاغت‌ و ميدانداران‌ علم‌ بيان‌ و پيشاهنگان‌ علم‌ لغت‌، از آوردن‌ سخني‌ كه‌ حتي‌ در اين‌ عرصه‌ به‌ آن‌ نزديك‌ باشد، عاجز است‌. ابوحيان‌ توحيدي‌ در تفسير «البحرالمحيط» مي‌گويد: «به‌ رغم‌ آن‌كه‌ اين‌ آيه‌ شريفه‌، نوزده‌ لفظ بيشتر ندارد ولي‌ درآن‌ بيست‌ويك‌ نوع‌ از انواع‌ بديع‌ گرد آمده‌ است‌، از جمله‌: مناسبت‌، مطابقت‌، مجاز، استعاره‌، اشاره‌، تمثيل‌، ارداف‌، تعليل‌، احتراس‌، ايضاح‌، مساوات ‌وصف‌ و...»، ابوحيان‌ هر يك‌ از اين‌ انواع‌ را بر شواهد آن‌ در اين‌ آيه‌ تطبيق‌ كرده ‌است‌[1].
 
[1] نگاه‌ كنيد به‌ حاشيه‌ تفسير «البحرالمحيط 227/5»آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَنَادَى نُوحٌ رَّبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابُنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نوح‌ پروردگار خود را آواز داد و گفت‌: پروردگارا! پسرم‌ از اهل‌ من‌ است‌» يعني‌:او از همان‌ كساني‌ است‌ كه‌ تو نجات‌ آنان‌ را با اين‌ فرموده‌ات‌: ﴿وَأَهْلَكَ ‌...﴾ به‌ من‌وعده‌ داده‌اي‌ «و البته‌ وعده‌ تو راست‌ است‌» كه‌ در آن‌ هيچ‌ خلافي‌ نيست‌ «و تو بهترين‌ حكم‌كنندگاني‌» يعني‌: تو داناترين‌ و عادل‌ترين‌ حكم‌ كنندگاني‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1780.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:1781.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:1782.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:1783.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:1784.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:1785.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:1786.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:1787.txt">آيه  53</a></body></html>آيه  137
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِنْ آمَنُواْ بِمِثْلِ مَا آمَنتُم بِهِ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ اگر آنان‌ هم‌ به‌ آنچه‌ شما بدان‌ ايمان‌ آورده‌ايد، ايمان‌ آوردند، قطعا هدايت ‌شده‌اند» يعني: اگر اهل‌ كتاب‌ و غيرآنان‌ نيز همچون‌ شما به‌ تمام‌ كتابهاي‌خداوند(ج) و به‌ تمام‌ پيامبرانش‌ ايمان‌ آورده‌ و ميان‌ هيچ ‌يك‌ از آنان‌ فرقي‌نگذاشتند، بي‌شك‌ به‌ راه‌ حق‌ هدايت‌ شده‌اند «ولي‌ اگر روي‌ برتافتند، جز اين‌ نيست‌كه‌ در شقاق‌اند» شقاق: ستيزه‌ و عناد است‌ «و به‌زودي‌ خداوند شر آنان‌ را از تو كفايت‌ خواهد كرد» اين‌ وعده‌اي‌ از سوي‌ حق‌ تعالي‌ به‌ پيامبرش‌ مي‌باشد كه‌ يقينا كفايت‌ شر معاندان‌ ستيزنده‌ و روبرتابنده‌ از حق‌ و حقيقت‌ را خواهد كرد. بحمدالله كه‌ اين‌وعده‌ محقق‌ شد زيرا مردان‌ بني‌قريظه‌ به‌ دست‌ پيامبرص و مؤمنان‌ به‌ قتل‌ رسيدند، بني‌نضير به‌ شام‌ تبعيد شدند و بر نصاراي‌ نجران‌ هم‌ جزيه‌ وضع‌ شد. «كه‌ او شنواست‌» به‌ آنچه‌ كه‌ مي‌گويند «داناست‌» به‌ هر كاري‌ و به‌ آنچه‌ كه‌ از كينه‌ وحسد و بغض‌ و نفرت‌ عليه‌ مسلمين‌ پنهان‌ مي‌دا