س‌ حق‌ تعالي‌ بعد از بيان‌ حال‌ اشقيا و سيه‌ روزان‌، به‌ بيان‌ حال‌ نيك‌بختان ‌مي‌پردازد: «بي‌گمان‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌ و فروتني‌ كرده‌اند رو نموده‌ به‌سوي‌ پروردگار خويش‌» يعني‌: در برابر پروردگار خود خشيت‌ و خشوع ‌داشته‌ و در پناه‌ ياد و نام‌ او آرامش‌ يافته‌اند «آنان‌ اهل‌ بهشتند و در آن‌ جاودانند».
 
آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالأَعْمَى وَالأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلاً أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند متعال‌ براي‌ كافران‌ و مؤمنان‌ مثلي‌ زده‌ و مي‌فرمايد: «مثل‌ اين‌ دو گروه‌، چون‌ نابينا و ناشنوا با بينا و شنواست‌» پس‌ كافر به‌ كسي‌ تشبيه‌ شده‌ كه‌ هم‌ كور و هم‌ كر است‌ و مؤمن‌ به‌ كسي‌ تشبيه‌ شده‌ كه‌ هم‌ شنوايي‌ دارد و هم‌ بينايي‌ «آيا در مثل‌ يكسانند؟» يعني‌: آيا آن‌ دو گروه‌ در حال‌ و وصف‌ خود برابرند؟ هرگز! «پس‌ آيا پند نمي‌گيريد» از تأمل‌ در عدم‌ برابري‌ ميان‌ آنها و در تفاوت‌ آشكاري ‌كه‌ ميان‌ آنها وجود دارد تا به‌ خود آييد و از اهل‌ ايمان‌ گرديد؟.
 
	آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحاً إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏ 
«و به‌ راستي‌ نوح‌ را به ‌سوي‌ قومش‌ فرستاديم‌» درحالي‌كه‌ مي‌گفت‌: «بي‌گمان ‌من‌ براي‌ شما بيم‌دهنده‌اي‌ آشكار هستم‌» از جانب‌ حق‌ تعالي‌ و با من‌ حجتي‌ است ‌روشن‌ بر اين‌كه‌ پيامبر او هستم‌.
 
	آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ أَن لاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ نوح‌(ع)  افزود؛ مضمون‌ دعوت‌ من‌ اين‌ است‌: «كه‌ جز خدا را نپرستيد زيرا من‌ از عذاب‌ روزي‌ سهمگين‌ بر شما بيمناكم‌» نوح‌(ع)  اين‌ روز سهمگين‌ را به‌طور مبهم‌ ياد نمود و آن‌ را برايشان‌ تفسير نكرد. و تفسير آن‌: روز قيامت‌، يا روز طوفان‌ است‌.
 
	آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ فَقَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قِوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلاَّ بَشَراً مِّثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلاَّ الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ ملاي‌ كه‌ كافر بودند از قوم‌ او گفتند» ملأ: سران‌ و اشرافند. اين‌ تعبير متضمن ‌آن‌ است‌ كه‌ برخي‌ از اشراف‌ قوم‌ نوح‌(ع) ، كافر نبودند. آري‌! اشراف‌ كافر از قوم ‌نوح‌(ع)  پاسخ‌ او را به‌ گونه‌اي‌ دادند كه‌ از سه‌ وجه‌ مقتضي‌ طعنشان‌ در نبوت‌ وي ‌است‌: 
وجه‌ اول‌ اين‌ سخنشان‌ است‌: «ما تو را جز بشري‌ مانند خويش‌ نمي‌بينيم‌» اي‌ نوح‌! نه‌ تو فرشته‌ هستي‌ و نه‌ فرمانروا، از اين‌ رو، تو از چنان‌ مزيت‌ خاصي‌ برخوردار نيستي‌ كه‌ با آن‌ سزاوار نبوت‌ باشي‌ ولي‌ ما نباشيم‌.
وجه‌ دوم‌ اين‌ سخنشان‌ است‌: «و نمي‌بينيم‌ كسي‌ جز اراذل‌ ما از تو پيروي‌ كرده ‌باشد» اراذل‌: از نظر آنان‌ فقرا و كساني‌ بودند كه‌ مشاغل‌ و حرفه‌هاي‌ فرومايه‌اي‌ داشته‌ و از حسب‌ و شرف‌ ظاهري‌اي‌ برخوردار نبودند. يعني‌: كسي‌ از اشراف‌ از تو پيروي‌ نكرده‌ است‌ پس‌ تو را با اين‌ مشت‌ فرومايه‌ از پيروانت‌، بر ما هيچ‌ مزيتي ‌نيست‌ زيرا اين‌ فرومايگان‌ در آنچه‌ مي‌شنوند به‌ نقاط ضعف‌ و اشتباه‌ پي‌ نمي‌برند بلكه‌ هر كسي‌ را كه‌ به‌سوي‌ مذهب‌ و راه‌ و روش‌ جديدي‌ فراخواند، بي‌آنكه‌ ازسخن‌ وي‌ فهم‌ و برداشت‌ درستي‌ داشته‌ باشند، پيروي‌ مي‌كنند «آن‌ هم ‌نسنجيده‌» يعني‌: اين‌ فرومايگان‌ از تو به‌ طور سرسري‌، بي‌تأمل‌ و نسنجيده‌ پيروي ‌مي‌كنند، بي‌آن‌كه‌ در اين‌ امر كه‌ تو آيا حقيقتا پيامبر هستي‌ يا خير، تعمق‌ و تحقيق ‌كنند.
وجه‌ سوم‌ از طعنهايشان‌ اين‌ سخن‌ بود: «و براي‌ شما بر خود هيچ‌ برتري ‌نمي‌بينيم‌» اين‌ بخش‌ از سخنانشان‌ را خطاب‌ به‌ نوح‌(ع)  و پيروانش‌ ـ هر دو ـ گفتند. يعني‌: اي‌ نوح‌! ما براي‌ تو و كساني‌ از فرومايگان‌ كه‌ از تو پيروي ‌كرده‌اند، هيچ‌گونه‌ فضل‌ و برتري‌اي‌ بر خود نمي‌بينيم‌ كه‌ با آن‌ بر ما امتيازي‌ داشته‌ و شايسته‌ اين‌ تفوق‌ ادعايي‌ خويش‌ باشيد.
سپس‌ آنها بر سبيل‌ استدراك‌ از آن‌ طعنهاي‌ سه‌گانه‌ دست‌ برداشته‌ به‌ گمان ‌بي‌بهره‌ از برهان‌ خويش‌ كه‌ جز عصبيت‌ محض‌ و حسد و حرص‌ بر باقي‌ ماندن ‌رياست‌ دنيوي‌شان‌، هيچ‌ تكيه‌گاه‌ ديگري‌ نداشت‌، منتقل‌ شدند و گفتند: «بلكه‌ شما را دروغگو مي‌پنداريم‌» يعني‌: تو را اي‌ نوح‌ در دعوتت‌ و شما پيروانش‌ را در اجابت‌ و تصديقش‌، دروغگو مي‌پنداريم‌ و شما در دعوت‌ و اجابت‌ با هم‌ تباني ‌كرده‌ايد تا رياست‌ و رهبري‌ را به‌ چنگ‌ آوريد.
 
آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّيَ وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» نوح‌(ع)  «اي‌ قوم‌ من‌! به‌ من‌ خبر دهيد كه‌ اگر از سوي‌ پروردگارم‌ بر حجتي ‌روشن‌ باشم‌» يعني‌: اگر از سوي‌ پروردگارم‌ در نبوت‌ خود حجت‌ و برهان‌ روشني ‌داشته‌ باشم‌ كه‌ بر صحت‌ نبوتم‌ دلالت‌ كند و پذيرش‌ آن‌ را بر شما حتمي‌ گرداند چه‌طور؟ آيا باز هم‌ دعوتم‌ را انكار مي‌كنيد؟ «و» آيا باز هم‌ انكار مي‌كنيد اگر حق‌ تعالي‌ «مرا از نزد خود رحمتي‌» مانند نبوت‌ «بخشيده‌ باشد كه‌ از ديد شما پنهان‌ مانده‌ باشد» يعني‌: بر شما پوشيده‌ مانده‌ باشد؟ شما بايد بدانيد كه‌ برابر بودن‌ در وصف‌ بشريت‌، مانع‌ داشتن‌ امتياز در وصف‌ نبوت‌ نيست‌ زيرا ممكن‌ است‌ كه‌ همه ‌انسانها در آدميت‌ برابر باشند ولي‌ لزوما همه‌ آنها شايستگي‌ وصف‌ نبوت‌ را نداشته ‌باشند «پس‌ آيا ما شما را بدان‌ ملزم‌ كنيم‌» يعني‌: آيا ما مي‌توانيم‌ شما را به‌ پذيرش ‌اين‌ دعوت‌ مجبور كنيم‌ و ايمان‌ را علي‌رغم‌ ميل ‌باطني‌تان‌ به‌ دلهايتان‌ فرونماييم‌؟ «در حالي‌كه‌ شما بدان‌ اكراه‌ داشته‌ باشيد» بي‌آنكه‌ در آن‌ تدبر و انديشه‌ كنيد؟ قطعا اين‌ كاري‌ است‌ كه‌ جز خداي‌ عزوجل‌، هيچ‌ كس‌ ديگري‌ بر آن‌ توانا نيست‌.
	‏ آيه  135
متن آيه : ‏
‏ وَقَالُواْ كُونُواْ هُوداً أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُواْ قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و گفتند: يهودي‌ يا مسيحي‌ باشيد تا هدايت‌ شويد» يعني: يهوديان‌ به‌ مسلمانان‌گفتند: يهودي‌ شويد و نصاري‌ به‌ مسلمانان‌ گفتند: مسي