‌ مخصوص‌شد كه‌ آن‌ ممسكان‌ چون‌ فقيري‌ را مي‌ديدند، روترش‌ مي‌كردند و چون‌ در مجلسي‌ با فقيري‌ روبرو مي‌شدند، از او رو برتافته‌ و با پشت‌ كردن‌ و پهلو گرداندن ‌به‌ او، تحقيرش‌ مي‌كردند. يا معني‌ اين‌ است‌: اين‌ عذاب‌ بر هر چهار سوي‌ بدنشان ‌شعله‌ور است‌ «اين‌ است‌ آنچه‌ براي‌ خود ذخيره‌ نهاديد» يعني‌: از باب‌ استهزا و توبيخ‌ به‌ آنها گفته‌ مي‌شود: اين‌ همان‌ اموالي‌ است‌ كه‌ آن‌ را اندوخته‌ايد تا از آن‌ سود برگيريد، اين‌ است‌ سود آن‌؛ «پس‌ آنچه‌ را ذخيره‌ مي‌كرديد، بچشيد» يعني‌: كيفر و فرجام‌ بد آن‌ را بچشيد. ابن‌عمر(رض)  در تفسير آيه‌ كريمه‌ فرمود: «مفاد اين‌آيه‌ ناظر بر مال‌اندوزي‌ قبل‌ از فرضيت‌ زكات‌ است‌ و چون‌ زكات‌ فرض‌ شد،خداي‌ عزوجل‌ آن‌ را پاك‌كننده‌ اموال‌ گردانيد، سپس‌ اضافه‌ كرد: اگر به‌ اندازه ‌كوه‌ احد طلا داشته‌ باشم‌، مشروط به‌ اين‌كه‌ شمار آن‌ را بدانم‌ و زكات‌ آن‌ را بدهم ‌و در آن‌ به‌ طاعت‌ خدا(ج)  عمل‌ كنم‌، هيچ‌ باكي‌ ندارم».
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «هنگامي‌ كه‌ مردم‌ طلا و نقره‌ را گنج‌ مي‌كنند، شما اين‌ گروه‌ از كلمات‌ را براي‌ خود گنج‌ نماييد: «اللهم إني أسألك الثبات في الأمر والعزيمة على الرشد، وأسألك شكر نعمتك، وأسألك حسن عبادتك، وأسألك قلباً سليماً، وأسألك لساناً صادقاً، وأسألك من خير ما تعلم، وأعوذ بك من شر ما تعلم، وأستغفرك لما تعلم، إنك علاَّم الغيوب:  بارخدايا! من‌ از تو در كار (خير) پايداري‌ و بر راه ‌رشد؛ تصميم‌ و عزم‌ محكم‌ مي‌طلبم‌ و از تو مي‌خواهم‌ كه‌ به‌ من‌ توفيق‌ شكرگزاري ‌نعمتت‌ را ارزاني‌ بداري‌ و از تو مي‌خواهم‌ كه‌ به‌ من‌ توفيق‌ دهي‌ تا عبادتت‌ را به ‌نيكويي‌ انجام‌ دهم‌ و ازتو دلي‌ سالم‌ و زباني‌ صادق‌ مي‌طلبم‌ و از تو از خير آنچه‌ كه ‌مي‌داني‌، مي‌طلبم‌ و به‌ تو از شر آنچه‌ كه‌ مي‌داني‌، پناه‌ مي‌برم‌ و از تو از آنچه‌ كه‌ مي‌داني‌، آمرزش‌ مي‌خواهم‌، همانا تو داناي‌ غيب‌هايي». همچنين‌ در حديث‌ شريف ‌به‌ روايت‌ عمر(رض)  آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص به‌ وي‌ فرمودند: «آيا تو را از بهترين‌ آنچه‌ كه‌ شخص‌ گنج‌ مي‌كند آگاه‌ نكنم‌؟ آن‌ بهترين‌، زن‌ شايسته‌ است‌ كه ‌چون‌ شخص‌ به‌سوي‌ وي‌ بنگرد، او را شادمان‌ گرداند و چون‌ وي‌ را فرمان‌ دهد، اطاعتش‌ كند و چون‌ از وي‌ غايب‌ شود، نگهدار (آبرو و مال) وي‌ است».
 
 آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتَابِ اللّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلاَ تَظْلِمُواْ فِيهِنَّ أَنفُسَكُمْ وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِكِينَ كَآفَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَآفَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانا شمار ماهها نزد خداوند» يعني‌: در حكم‌ و قضا و حكمت‌ وي‌ «در كتابش» يعني‌: در آنچه‌ كه‌ مطابق‌ سنن‌ و قوانين‌ هستي‌ خود در نظام‌ و كتاب‌ بزرگ ‌كائناتش‌ به‌ ثبت‌ رسانده‌ و مقرر داشته‌ «از روزي‌ كه‌ آسمانها و زمين‌ را آفريده‌، دوازده ‌ماه‌ است» يعني‌: اين‌ دوازده‌ ماه‌، از آغاز آفرينش‌ عالم‌، در علم‌ و قضاي‌ وي‌ ثابت‌ است‌ «از اين‌ دوازده‌ ماه‌، چهار ماه‌ حرام‌ است» كه‌ عبارتند از ماههاي‌: ذوالقعده‌، ذوالحجه‌، محرم‌ و رجب‌، كه‌ سه‌ ماه‌ اول‌ پياپي‌ و ماه‌ اخير فرد است‌.
دليل‌ اين‌كه‌ ماههاي‌ حرام‌ به‌ اين‌ ترتيب‌ قرار داده‌ شده‌، اين‌ است‌ تا زمينه‌ براي ‌برگزاري‌ مناسك‌ حج‌ و عمره‌ به‌ خوبي‌ فراهم‌ شود. آري‌! ماه‌ ذوالقعده‌ قبل‌ ازشروع‌ ماههاي‌ حج‌ حرام‌ قراداده‌ شد تا مردم‌ در آن‌ از جنگ‌ باز ايستند و زمينه‌ براي‌ سفر حج‌ مساعد و آماده‌ باشد و ماه‌ ذي‌الحجه‌ حرام‌ قرارداده‌ شد تا مردم‌ باامنيت‌ و آرامي‌ خاطر، مناسك‌ حج‌ را در آن‌ انجام‌ دهند، بعد از آن‌ ماه‌ محرم‌حرام‌ قرارداده‌ شد تا در آن‌ با ايمني‌ كامل‌ به‌ سرزمين‌ها و مناطقشان‌ برگردند و ماه‌ رجب‌ در وسط سال‌ حرام‌ قرارداده‌ شد تا در آن‌ با ايمني‌ تمام‌ عمره‌ انجام‌ دهند «اين‌ است‌ دين‌ استوار» يعني‌: قرار دادن‌ اين‌ ماهها به‌ اين‌ شيوه‌ و حرمت‌ گذاشتن ‌به‌ اين‌ چهار ماه‌ حرام‌؛ همانا دين‌ درست‌ و مستقيم‌، حساب‌ صحيح‌ و استوار و عددي‌ به‌ تمام‌ و كمال‌ است‌ «پس‌ در آنها بر خود ستم‌ نكنيد» يعني‌: در ماههاي‌ حرام‌، يا در تمام‌ ماهها ـ با ارتكاب‌ گناهان‌، برافروختن‌ جنگ‌ و هتك‌ حرمت‌ آن‌ ماهها ـ بر خود ستم‌ نكنيد. به‌ قولي‌: تحريم‌ جنگ‌ در ماههاي‌ حرام‌ به‌ دليل‌ اين‌آيه‌ كريمه‌، ثابت‌ و محكم‌ است‌ و منسوخ‌ نگرديده‌. اما به‌قول‌ مشهورتر؛ اين‌ حكم ‌منسوخ‌ است‌ و جنگ‌ در راه‌ خدا(ج)  در همه‌ ماهها بي‌هيچ‌ مانعي‌ بر مسلمانان‌ فرض‌ است‌ «و همگي‌ شما» با همدستي‌ و تعاون‌ همديگر «با مشركان‌ بجنگيد چنان‌كه‌ آنان ‌همگي‌ با شما» به‌ همدستي‌ و تعاون‌ با همديگر «مي‌جنگند و بدانيد كه‌ خداوند باپرهيزگاران‌ است» لذا آنان‌ را نصرت‌ مي‌دهد و پايدارشان‌ مي‌گرداند و هر كس‌خدا(ج)  با او باشد، قطعا پيروز است‌ و سرانجام‌ كار، از آن‌ اوست‌. بدين‌سان‌ خداوند متعال‌ مؤمنان‌ را به‌ تقوي‌ بر مي‌انگيزد و در صورت‌ داشتن‌ تقوي‌، پيروزي ‌را برايشان‌ تضمين‌ مي‌كند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1495.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:1496.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:1497.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:1498.txt">آيه  40</a></body></html>آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُحِلِّونَهُ عَاماً وَيُحَرِّمُونَهُ عَاماً لِّيُوَاطِؤُواْ عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللّهُ فَيُحِلُّواْ مَا حَرَّمَ اللّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«جز اين‌ نيست‌ كه‌ نسي‌ء فزوني‌اي‌ در كفر است» نسي‌ء: عبارت‌ است‌ از: به ‌تأخيرافگندن‌ تحريم‌ ماههاي‌ حرام‌ و جابجاكردن‌ آنها از ماهي‌ به‌ ماهي‌ ديگر.
در جاهليت‌، اعراب‌ به‌ دو هدف‌ در زمان‌ ماههاي‌ حرام‌ دخل‌ و تصرف ‌مي‌كردند؛ اول‌ اين‌كه‌: ترك‌ جنگ‌ و غارت‌ در سه‌ ماه‌ متوالي‌ (ذي‌القعده‌، ذي‌الحجه‌ و محرم) بر آنان‌ دشوار بود. دوم‌ اين‌كه‌: عبادت‌ و تجارت‌ در موسم‌ حج‌ ـ در فصل‌ تابستان‌ كه‌ فصل‌ گرماست‌، بر آنان‌ سخت‌ تمام‌ مي‌شد.
شيوه‌ دست‌ بردن‌ آنان‌ در زمان‌ نيز به‌ دو گونه‌ بود؛ اول‌: كبيسه ‌كردن‌ سال ‌قمري‌، يعني‌ كا