ي‌ تو از مالت‌ جز آن‌چيزي‌ است‌ كه‌ خورده‌اي‌ و فنايش‌ ساخته‌اي‌، يا پوشيده‌اي‌ و كهنه‌اش‌ كرده‌اي‌، يا صدقه‌ داده‌اي‌ و باقي‌ گذاشته‌اي‌؟ بدان‌ كه‌ هرچه‌ جز اين‌ گذاشته‌اي‌، همه‌ از بين ‌رفتني‌ است‌ و در واقع‌ آن‌ را براي‌ مردم‌ گذاشته‌اي‌». «و شفاعت‌كنندگان‌ شما را باشما نمي‌بينيم‌» همانان‌ كه‌ در دنيا عبادتشان‌ كرديد و گفتيد: (ما آنها را جز براي‌آن‌ كه‌ هرچه‌ بيشتر ما را به‌ خدا نزديك‌ كنند، نمي‌پرستيم‌) «39/3». «همانان‌ كه ‌گمان‌ مي‌كرديد؛ در عبادت‌ شما شريكند» با خداوند متعال‌ و از سوي‌ شما سزاوار پرستش‌ مي‌باشند، همان‌گونه‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ سزاوار آن‌ است‌ «به‌يقين‌ پيوند ميان ‌شما بريده‌ شد» يعني: اينك‌ در آخرت‌ پيوند ميان‌ شما و معبودان‌ باطلتان‌ بريده‌ شد «و آنچه‌ را كه‌ مي‌پنداشتيد» از شرك‌ و شركا «از دست‌ شما رفت» و ميان‌ شما و ميان‌ آنان‌، فاصله‌ وصل‌ نشدني‌ افتاد.
ابن‌جريرطبري‌ دربيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ كرده‌ است‌؛ نضر بن‌ حارث‌ گفت: لات ‌و عزي‌ براي‌ من‌ شفاعت‌ مي‌كنند! همان‌ بود كه‌ آيه‌كريمه‌ نازل‌ شد.
 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1048.txt">آيه  95</a><a class="text" href="w:text:1049.txt">آيه  96</a><a class="text" href="w:text:1050.txt">آيه  97</a><a class="text" href="w:text:1051.txt">آيه  98</a><a class="text" href="w:text:1052.txt">آيه  99</a><a class="text" href="w:text:1053.txt">آيه  100</a><a class="text" href="w:text:1054.txt">آيه  101</a></body></html>آيه  95
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذَلِكُمُ اللّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ الله شكافنده‌ دانه‌ها و هسته‌هاست‌» شكافنده‌ دانه‌هاست‌ كه‌ از آنها گياهان‌ و نباتات‌ را بيرون‌ مي‌آورد و شكافنده‌ هسته‌هاست‌ كه‌ از آنها درختان‌ را بيرون‌ مي‌آورد. نوي: جمع‌ «نواه‌»، بر هر ميوه‌ و محصولي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ داراي‌ هسته‌ باشد، مانند خرما و زردآلو و هلو. «زنده‌ را از مرده‌ بيرون‌ مي‌آورد» يعني: موجود داراي‌ حيات‌ حيواني‌ و نباتي‌ را از موجود ضعيف‌ و ناچيزي‌ همچون‌ نطفه‌ و بيضه‌ و زمين‌ مرده‌ بيرون‌ مي‌آورد درحالي‌ كه‌ آنها فاقد حيات‌ هستند.
در تفسير جديد علمي‌ گفته‌ شده: مراد از بيرون ‌آوردن‌ زنده‌ از مرده‌؛ شكل‌گيري‌ وقوام‌پذيري‌ حياتي‌ موجودات‌ زنده‌ از غذاهاست‌ بنابراين‌، موجود زنده‌ با خوردن ‌اشياي‌ مرده‌ رشد و نمو مي‌كند زيرا غذا مرده‌ است‌ و رشد نمي‌كند.
«و بيرون‌آورنده‌ مرده‌ از زنده‌ است‌» يعني: بيرون‌آورنده‌ نطفه‌ و بيضه‌ از حيوانات‌ زنده‌ است‌. يا معناي‌ دو جمله‌ فوق‌ اين‌ است: بيرون‌آورنده‌ مؤمن‌ از كافر وبيرون‌آورنده‌ كافر از مؤمن‌ است‌ ـ با ولادت‌.
در تفسير جديد علمي‌ گفته‌ شده: مراد از بيرون‌ آوردن‌ مرده‌ از زنده‌؛ خارج‌شدن‌ مايعاتي‌ همچون‌ شير از بدن‌ موجودات‌ زنده‌ است‌ زيرا شير مايع‌ سيالي‌ است‌ كه‌ در آن‌ چيز زنده‌اي‌ وجود ندارد درحالي‌ كه‌ نطفه‌ داراي‌ حيوانات‌ (سلولهاي‌) زنده‌اي‌ است‌ كه‌ از بدن‌ حيوان‌ زنده‌ خارج‌ مي‌شود.
«اين‌» يعني: صانع‌ اين‌ صنع‌ عجيب‌ و پديدآورنده‌ اين‌ كارگاه‌ بديع‌ كه‌ ذكر شد، همانا «الله است‌ پس‌ چگونه‌ به‌ بيراهه‌ برگردانيده‌ مي‌شويد؟» يعني: با آن‌ كه‌ اين ‌صنع‌ بديع‌ و اين‌ قدرت‌ كامل‌ پروردگار را مي‌بينيد، چگونه‌ از حق‌ برگشته‌ و از آن روي‌ بر مي‌تابيد؟.
 
آيه  96
‏متن آيه : ‏
‏ فَالِقُ الإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَاناً ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هم‌ اوست‌ كه‌ شكافنده‌ صبح‌ است‌» يعني: شكافنده‌ ستون‌ صبح‌ از تاريكي‌ شب‌ است‌، يا آفريننده‌ نور و روشني‌ روز است‌ «و شب‌ را آرامگاه‌ گردانيد» كه‌ مردم‌ درآن‌ از جنب‌وجوش‌ و تكاپو براي‌ معاششان‌ آرام‌ گرفته‌ و از خستگي‌ روز مي‌آسايند و به‌ خواب‌ مي‌روند، همان‌گونه‌ كه‌ دوستان‌ خداوند متعال‌، شبانگاه‌ از وحشت‌ خلق‌ به‌سوي‌ انس‌ با حق‌، آرام‌ مي‌گيرند «و خورشيد و ماه‌ را معيار حساب‌ گردانيد» يعني: آنها را وسيله‌ و نشانه‌ حساب‌ و كتابي‌ قرارداد كه‌ مصالح‌ بندگان‌ به‌آن‌ وابسته‌ است‌ زيرا سيروسفر خورشيد و ماه‌، بر اندازه‌هاي‌ معيني‌ استوار مي‌باشد كه‌ كم‌ و زياد نمي‌شود و هر يك‌ از آنها را منازلي‌ است‌ كه‌ در تابستان‌ و زمستان‌ وديگر فصلهاي‌ سال‌، آن‌ را مي‌پيمايند پس‌ اختلاف‌ شب‌ و روز از نظر درازي‌ وكوتاهي‌، بر اين‌ حركت‌ مترتب‌ است‌. آري‌! بدين‌سان‌ پروردگار متعال‌ خورشيد و ماه‌ را وسيله‌ و معيار حساب‌ قرار داد تا بندگانش‌ را به‌ قدرت‌ عظيم‌ و صنع‌ بديع‌ خويش‌ رهنمون‌ گردد «اين‌ است‌ اندازه‌گيري‌ آن‌ تواناي‌ دانا» و ذات‌ ذوالجلالي‌ كه ‌از توانايي‌ها و دانايي‌هاي‌ او، يكي‌ هم‌ راهبري‌ خورشيد و ماه‌ بر چنين‌ تدبير استوار و محكمي‌ است‌.
 
	آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ گفتيم: بخشي‌ از بدن‌ گاو را به‌ آن‌» مقتول‌ «بزنيد» و زدند، آن‌گاه‌خداوند(ج) او را زنده‌ ساخت‌ و او قاتل‌ خود را معرفي‌ كرد «خداوند اين‌چنين‌»يعني: با زنده‌ كردني‌ اين‌چنين‌ «مردگان‌ را زنده‌ مي‌كند». در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است ‌كه‌ ابورزين‌ عقيلي‌(رض) از رسول‌ خدا ص پرسيد: خداوند (ج)مردگان‌ را چگونه‌ زنده ‌مي‌كند؟ فرمودند: «أما مررت بواد ممحل ثم مررت به خضرا: آيا تا كنون‌ به ‌واديي‌ خشك‌ و بي‌علف‌ نرفته‌اي‌ كه‌ بار ديگر آن‌ را در وقت‌ سبزه‌زار بودنش ‌ديده‌باشي‌؟» گفت: چرا، رفته‌ام‌! فرمودند: «كذلك‌ يحي‌ الله الموتي‌: خداوند مردگان‌ را اين‌ چنين‌ زنده‌ مي‌كند». «و» خداوند (ج) اين ‌چنين‌ «معجزات‌ خويش‌را» يعني: نشانه‌ها و دلايل‌ دال‌ بر كمال‌ قدرت‌ خويش‌ را «به‌ شما مي‌نماياند تابينديشيد».
خداوند بزرگ‌ در پنج‌ جا از سوره‌ «بقره‌» درباره‌ زنده‌ ساختن‌ مردگان‌ و مطلق ‌بودن‌ قدرت‌ خويش‌ در اين‌ باره، سخن‌ گفته‌ است: 
1- در اين‌ داستان‌.
2- در زنده‌ ساختن‌ نمايندگان‌ بني‌اسرائيل‌ كه‌ با موسي‌u به‌ كوه‌ طور رفتند - كه‌داستانشان‌ گذشت‌.
3- در داستان‌ كساني‌ كه‌ از بيم‌ مرگ‌ از ديارشان‌ بيرون‌ رفتند، در حالي‌ كه‌ هزاران‌تن‌ بودند.
4- در داستان‌ عزير نبي‌(ع).
5- در داستان‌ ابراهيم‌(ع).
 
آيه  97
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَاتِ ا