‌ باشي‌ يا خير. اما حسد پسنديده‌ كه‌ به‌ نام‌ «غبطه‌»يا «منافسه‌» ناميده‌ مي‌شود؛ در اين‌ حديث‌ شريف‌ معرفي‌ شده‌ است: «لاحسد إلا في اثنتين: رجل آتاه الله القرآن فهو يقوم به آناء الليل وآناء النهار، ورجل آتاه الله مالاً، فهو ينفقه آناء الليل وآناء النهار: حسد مذموم‌ است‌ مگر در دو چيز: مردي‌ كه‌خداي‌ عزوجل‌ به‌ او قرآن‌ داده‌ (يعني‌ آن‌ را حفظ دارد) و در پاسهاي‌ شب‌ و روزآن‌ را بر پا مي‌دارد و مردي‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ او ثروتي‌ داده‌ و او در پاسهاي‌شب‌ و روز آن‌ را بر مستحقان‌ انفاق‌ مي‌كند». حقيقت‌ حسد پسنديده‌ آن‌ است‌ كه‌شخص‌ مسلمان‌ آرزو كند تا همان‌ خير و نعمتي‌ را كه‌ برادر مسلمانش‌ دارد، او نيزداشته‌ باشد، بي‌آن‌ كه‌ زوال‌ آن‌ نعمت‌ را از برادر مسلمان‌ خويش‌ تمنا كند.
«پس‌ عفو كنيد و روي‌ بگردانيد» عفو: ترك‌ بازخواست‌ و انتقام‌ دربرابرگناه‌ و صفح: دور ساختن‌ اثر گناه‌ و خطاي‌ ديگران‌ از نفس، يا روگردانيدن‌ ازگنهكار است، كه‌ شامل‌ ترك‌ مجازات‌ و ترك‌ سرزنش‌ و ملامت‌ وي‌ هر دومي‌شود «تا خدا فرمان‌ خويش‌ را بياورد» يعني: تا آن‌گاه‌ كه‌ فرماني‌ از سوي‌ خداي‌سبحان‌ در مورد مجازات‌ يهوديان‌ براي‌ شما برسد، عفو و گذشت‌ پيشه‌ كنيد.مضمون‌ اين‌ فرمان‌ كه‌ بعدا مي‌آيد: قتل‌ گروهي، تبعيد برخي، تعيين‌ جزيه‌ بر برخي‌ديگر و در امان‌ ماندن‌ كساني‌ از يهوديان‌ است‌ كه‌ اسلام‌ آورند «كه‌ خدا بر هر كاري‌تواناست‌» ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: ﴿فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ ﴾ را آيه: ﴿فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ﴾ منسوخ‌ گردانيد.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه: كعب‌بن‌ اشرف‌ شاعري ‌يهودي‌ بود و رسول‌ خداص را هجو مي‌كرد، پس‌ اين‌ آيه‌ درباره‌ وي‌ نازل‌ شد.
 آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَكُواْ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ اللّهِ وَلاَ رَسُولِهِ وَلاَ الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از اعلام‌ بيزاري‌ از مشركان‌، اعلام‌ فرضيت‌ جنگ‌ و بيان‌ حكمت‌ و ضرورت‌ آن‌، اينك‌ سياق‌ قرآني‌ به‌ تصحيح‌ ديدگاه‌ و جهان‌بيني‌ مؤمنان‌ مي‌پردازد: «آيا پنداشته‌ايد كه‌ به‌ خود واگذار مي‌شويد» بي‌ آن‌كه‌ در اموري‌ مورد ابتلا و آزمايش‌ قرار بگيريد كه‌ مؤمن‌ و منافق‌ با آن‌ امور از يك‌ديگر متمايز ساخته ‌مي‌شوند «در حالي‌ كه‌ خداوند تا هنوز كساني‌ از شما را كه‌ جهاد كرده‌اند، متمايز نگردانيده‌ است‌؟» يعني‌: چنين‌ نپنداريد كه‌ به‌ حال‌ خود واگذاشته‌ مي‌شويد، با آن‌كه‌ خداوند(ج)  هنوز كساني‌ را كه‌ در جهادشان‌ مخلص‌اند از غير مخلصان ‌متمايز نگردانيده‌ است‌ «و» كساني‌ را نيز كه‌ «جز خدا و پيامبر و مؤمنان‌ هيچ‌ دوست ‌پنهاني‌ نگرفته‌اند» از مشركان‌ متمايز نساخته‌ است‌؟ وليجه‌: محرم‌ اسرار و دوست ‌پنهاني‌ است‌. حاصل‌ معني‌ اين‌ است‌: خداوند(ج)  حتما گروه‌ مجاهد باصلابت‌ و سازش‌ ناپذير را از كساني‌ كه‌ جز خدا، رسولش‌ و مؤمنان‌، براي‌ خود از مشركان ‌هم‌راز و دوست‌ پنهاني‌ گرفته‌اند و اسرار مسلمانان‌ را نزد آنان‌ فاش‌ كرده‌ و از امور و مسائل‌ مسلمانان‌ آگاهشان‌ كرده‌اند، متمايز مي‌گرداند «و خداوند به‌ كار و كردار شما» اعم‌ از خير و شر «آگاه‌ است» و شما را در برابر آن‌ جزا مي‌دهد.
 
آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَن يَعْمُرُواْ مَسَاجِدَ الله شَاهِدِينَ عَلَى أَنفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ أُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ وَفِي النَّارِ هُمْ خَالِدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مشركان‌ را نرسد كه‌ مساجد خدا را آباد كنند» يعني‌: براي‌ آنان‌ صحيح‌ و روا نيست‌ كه‌ مساجد را در عبادات‌ باطلشان‌ مورد بهره‌برداري‌ قرار داده‌ و به‌ امر آباداني ‌و خدمت‌ مساجد بپردازند. به‌ قولي‌: مراد اين‌ آيه‌، مخصوصا مسجدالحرام‌ است ‌«درحالي‌كه‌ به‌ كفر خويش‌ شهادت‌ مي‌دهند» با انجام‌ دادن‌ عملي‌ كفر؛ چون‌ نصب ‌بتان‌، گرفتن‌ آنها به‌ خدايي‌ و تقديم‌ عبادت‌ و نيايش‌ براي‌ آنها پس‌ چگونه‌ مي‌توان‌ ميان‌ چنين‌ اعمالي‌ با آباد ساختن‌ مساجد كه‌ فقط از شأن‌ مؤمنان‌ است‌، جمع‌ كرد؟به‌ قولي‌: مراد از گواهي‌ دادن‌ آنها بر كفر، اين‌ قول‌ آنان‌ است‌ در طواف‌ خويش‌: «لبيك‌ لاشريك‌ لك‌ إلا شريكا هو لك‌ تملكه‌ و ما ملك‌ ـ پروردگارا! به‌ فرمان‌ حاضريم‌، براي‌ تو شريكي‌ نيست‌، جز شريكي‌ كه‌ از خود توست‌ و تو مالك‌ آن‌ شريك ‌هستي‌ و مالك‌ آنچه‌ كه‌ او دارد!!» «آنانند كه‌ اعمالشان» كه‌ بدان‌ افتخارمي‌كردند و مي‌پنداشتند كه‌ اعمال‌ خيري‌ است‌ «تباه‌ شده» و از جمله‌، آبادسازي ‌مساجد. يعني‌ اين‌ اعمالشان‌ باطل‌ شده‌ و هيچ‌ اثري‌ براي‌ آن‌ باقي‌ نمانده‌ «و خود در آتش‌ جاودانند».
 
	آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللّهَ فَعَسَى أُوْلَئِكَ أَن يَكُونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مساجد خدا را تنها كساني‌ آباد مي‌كنند» به‌ آباد ساختن‌ معنوي‌ و حسي‌ «كه‌ به ‌خدا و روز آخرت‌ ايمان‌ آورده‌ و نماز برپاداشته‌ و زكات‌ داده‌ و جز از خدا نترسيده‌اند» و شكي‌ نيست‌ كه‌ تنها انسان‌ مؤمن‌، اين‌ اعمال‌ شايسته‌ را ـ چنان‌كه‌ پروردگار متعال ‌بدان‌ فرمان‌ داده‌ ـ انجام‌ مي‌دهد بنابراين‌، فقط مؤمن‌ يكتاپرست‌ سزاوار آباد ساختن‌ مساجد است‌ نه‌ كسي‌ كه‌ از اين‌ اوصاف‌ تهي‌ باشد. مراد از اين‌كه‌ ايشان ‌جز خدا(ج)  از هيچ‌ كس‌ ديگر نترسيده‌اند، اين‌ است‌ كه‌: ايشان‌ از بتي‌، يا بشري‌، يا خداي‌ پنداري‌اي‌ يا از غير آنها در باب‌ دين‌ نترسيده‌اند، به‌ اين‌ معني‌ كه‌ چنان‌ نبوده ‌تا به‌سبب‌ ترس‌ از آن‌ امر غير خدايي‌، رضاي‌ غير خدا(ج)  را بر رضاي‌ وي‌ برگزينند، در غير آن‌؛ ترس‌ از چيزهاي‌ ترسناك‌ يك‌ امر طبعي‌ است‌ كه‌ انسان‌ قادر به‌ نگهداري‌ خود از آن‌ نمي‌باشد «پس‌ اميد است‌ كه‌ اين‌ گروه‌ از راه‌يافتگان‌ باشند» هرگاه‌ راه‌يابي‌ و هدايت‌ اين‌ مؤمنان‌ يكتاپرست‌، فقط در حد اميد و توقع ‌باشد، چگونه‌ خواهد بود حال‌ كفاري‌ كه‌ به‌ هيچ‌يك‌ از اين‌ صفات‌ موصوف ‌نيستند! ابن‌كثير مي‌گويد: هر «عسي: اميد است» در قرآن‌ كريم‌ كه‌ مربوط به‌خداوند(ج)  باشد، حق‌ و ثابت‌ است‌ و يقينا تحقق ‌يافتن