ن‌ امان‌ از امام‌ (زمامدار مسلمان) يا نايب‌ وي‌ خواسته‌ شود. البته ‌احناف‌ بر اين‌ امر تصريح‌ كرده‌اند كه‌: مستأمن‌ حق‌ اقامت‌ دائمي‌ در دار اسلام‌ را نداشته‌ و مي‌تواند فقط به‌ مدت‌ چهار ماه‌ ـ براي‌ ضرورتي‌ ـ در دار اسلام‌ اقامت ‌گزيند پس‌ بر امام‌ (زمامدار مسلمان) واجب‌ است‌ تا مستأمن‌ را به‌ هنگام‌ برآمدن‌ نياز وي‌، به‌ خروج‌ از كشور اسلامي‌ دستور دهد و به‌ او اعلام‌ كند كه‌ اگر بعد از دستور خروج‌، باز هم‌ به‌ مدت‌ يك‌ سال‌ به‌ اقامت‌ در كشور اسلامي‌ ادامه‌ داد، او بعد از اين‌ مدت‌، به‌ يك‌ شهروند ذمي‌ تبديل‌ مي‌شود و بنابراين‌، جزيه‌ بر وي‌ مقرر است‌ و بايد آن‌ را بپردازد.
 
﴿سوره‌ توبه ﴾
مدني‌ است‌ و داراي‌ (129) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه‌: اين‌ سوره‌ را بدان‌ جهت‌ «توبه» ناميدند كه‌ در آن‌ بيان‌ توبه‌مؤمنان‌ عموما و توبه‌ تخلف‌ كنندگان‌ از جنگ‌ تبوك‌ مخصوصا، مطرح‌ شده ‌است‌.
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ سوره‌ توبه‌ در سال‌ نهم‌ هجري‌، يعني‌ يك‌ سال‌ بعد از فتح‌ مكه‌ نازل‌ شد.
مفسران‌ نقل‌ مي‌كنند: رسول‌ خداص بعد از برگشتن‌ از غزوه‌ تبوك‌، در اين ‌انديشه‌ بودند كه‌ به‌ سفر حج‌ بروند، ليكن‌ به‌ ياد آوردند كه‌ مشركان‌ در اين‌ سال‌ هم ‌به‌ عادت‌ سالهاي‌ قبل‌، در خانه‌ كعبه‌ برهنه‌ طواف‌ مي‌كنند پس‌ از اين‌ كه‌ با آنان ‌يكجا باشند، احساس‌ كراهت‌ كردند، از اين‌رو در آن‌ سال‌ ابوبكر صديق‌(رض)  را امير حج‌ تعيين‌ كردند تا مناسك‌ حج‌ را به‌ مردم‌ اقامه‌ كند و چون‌ ابوبكر(رض)  عازم ‌شد، آن‌ حضرت‌ص به‌دنبال‌ وي‌، ده‌ آيه‌ اول‌ از اين‌ سوره‌ را با علي‌(رض)  فرستادند تا اين‌ آيات‌ را به‌ مردم‌ مكه‌ و به‌ كافه‌ مردم‌ در مناسك‌ حج‌ ابلاغ‌ نمايد و پيمانهاي ‌مشركان‌ را ـ بعد از آن‌كه‌ پيمان‌شكني‌ از سويشان‌ بسيار شده‌ بود ـ به‌سوي‌ آنان‌ افگنده‌ و ملغي‌ اعلام‌ كند؛ علي(رض)  مردم‌ را در مناسك‌ اين‌ گونه‌ ندا مي‌كرد:
«اي‌ مردم‌! جز انسان‌ مؤمن‌، كسي‌ ديگر به‌ بهشت‌ داخل‌ نمي‌شود.
بعد از اين‌، هيچ‌ كس‌ نبايد در خانه‌ كعبه‌ برهنه‌ طواف‌ كند.
بعد از گذشت‌ اين‌ سال‌، ديگر مسلمان‌ و كافر نبايد با هم‌ در بيت‌الحرام‌ گرد آيند.
هر كس‌ كه‌ ميان‌ او و رسول‌ خداص پيماني‌ است‌، پيمانش‌ تا به‌ پايان‌ رسيدن ‌مدتش‌ داراي‌ اعتبار است‌ و هر كس‌ كه‌ با ايشان‌ پيماني‌ ندارد، بداند كه‌ مهلت‌ وي‌ فقط چهار ماه‌ است‌ و بس».
از عثمان‌(رض)  روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: ص سوره‌ «انفال» از اوايل‌ سوره‌هاي‌ نازل‌ شده‌ در مدينه‌ و سوره‌ «برائه» از آخرين‌ سوره‌هاي‌ نازل‌ شده‌ در آن‌ است‌ و از آنجا كه‌ داستان‌ «برائه» شبيه‌ داستان‌ «انفال» بود، من‌ چنين‌ پنداشتم‌ كه‌ «برائه» جزء «انفال» است‌، از طرفي‌ رسول‌ خداص رحلت‌ كردند درحالي‌ كه‌ براي‌ ما بيان ‌نكرده‌ بودند كه‌ «برائه» جزء «انفال» است‌ يا خير، به‌ همين‌ جهت‌، من‌ اين‌ دو سوره‌ را به‌ هم‌ پيوسته‌ ساخته‌ و ميان‌ آنها (آيه‌ فاصله‌ دهنده) ‏ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم را ننوشتم».
بايد دانست‌ كه‌ اصحاب‌ بعد از اميرالمؤمنين‌ عثمان‌(رض)  نيز به‌ وي‌ اقتدا كرده‌ و در آغاز آن‌ (‏ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم) را ننوشتند.
ابن‌عباس‌ك مي‌گويد: «از علي‌(رض)  پرسيدم‌ كه‌ چرا در آغاز سوره‌ برائه‌(‏ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم) نوشته‌ نشده‌؟ فرمود: زيرا (‏ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم) امان‌ است ‌و برائه‌ حكم‌ شمشير و ملغي‌ كردن‌ پيمانها را فرود آورد لذا در آن‌، اماني‌ نيست». بدين‌جهت‌، «برائه» و «عذاب» از نامهاي‌ مشهور اين‌ سوره‌ است‌ و براي‌ آن ‌چندين‌ نام‌ ديگر نيز روايت‌ شده‌ است‌ چنان‌كه‌ نسفي‌ نامهاي‌ آن‌ را چنين‌ نقل ‌مي‌كند: «برائه‌، توبه‌، مقشقشه‌ (بيزاري‌ كننده‌ از نفاق)، مبعثره‌ (افشاكننده ‌رازهاي‌ منافقان)، مشرده‌ (برهم‌ زننده‌ منافقان‌ و مشركان)، مخزيه‌ (خواركننده‌ منافقان‌ و مشركان)، فاضحه‌ (رسواگر منافقان‌ و مشركان)، مثيره‌، حافره‌، منكله ‌و مدمدمه‌ ـ كه‌ در معني‌ شبيه‌ هم‌اند ـ يعني‌ تارومار كننده‌ كفار و منافقان».
علما در روشني‌ آيات‌ اين‌ سوره‌ گفته‌اند: اهل‌ كتاب‌، در ميان‌ سه‌ انتخاب‌ زيرقرار دارند:
1 ـ پذيرفتن‌ اسلام‌.
2 ـ تن ‌دادن‌ به‌ جنگ‌.
3 ـ قبول‌ جزيه‌.
اما مشركان‌ عرب‌ ـ به‌ اجماع‌ علما ـ دو انتخاب‌ بيشتر پيش‌ رو ندارند: پذيرفتن ‌اسلام‌، يا كشته ‌شدن‌. ولي‌ فقها در غير مشركان‌ عرب‌ اختلاف‌ نظر دارند ولي‌ در طول‌ تاريخ‌، با غير از مشركان‌ عرب‌ ـ از جمله‌ با مجوس‌ ـ مانند اهل‌ كتاب‌ رفتار شده‌، يعني‌ از آنان‌ جزيه‌ نيز پذيرفته‌ شده‌. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ جزيه‌، رمز گردن ‌نهادن‌ به‌ سلطه‌ اسلام‌ و مسلمانان‌ است‌.
البته‌ آيات‌ نخست‌ اين‌ سوره‌، از اعلام‌ برائت‌ و جنگ‌ عليه‌ مشركان‌ و اهل‌ كتاب‌ سخن‌ مي‌گويد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1460.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:1461.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:1462.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:1463.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:1464.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:1465.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:1466.txt">آيه  13</a></body></html>آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ تُرِيدُونَ أَن تَسْأَلُواْ رَسُولَكُمْ كَمَا سُئِلَ مُوسَى مِن قَبْلُ وَمَن يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در اين‌ آيه‌ كريمه‌ خداوند متعال‌ مؤمنان‌ را از سؤال‌ كردن‌ بسيار از رسول‌خويشص درباره‌ امور مختلف‌ - قبل‌ از آن‌ كه‌ آن‌ امور واقع‌ شوند - نهي‌مي‌كند: «آيا از پيامبر خود همان‌ را مي‌خواهيد كه‌ قبلا از موسي‌ خواسته‌ شد» آنجا كه‌ بني‌ اسرائيل‌ از او خواستند كه‌ خداوند(ج) را آشكارا به‌ آنان‌ نشان‌ دهد! همچنين‌مشركان‌ از رسول‌ خدص خواستند كه‌ خدا و فرشتگان‌ را با آنان‌ رويارو گرداند! «حال‌ آن‌ كه‌ هر كس‌ كفر را جانشين‌ ايمان‌ كند، مسلما از راه‌ راست‌ گمراه‌ شده‌ است‌» يعني: از ميانه‌ راه‌ طاعت‌ خداي‌ عزوجل‌ و از راستاي‌ آن‌ به‌ بيراهه‌ رفته‌است‌. درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «... آنچه‌ را كه‌ من‌ بيان‌ آن‌ را فرو گذاشته‌ام، از من‌ سؤال ‌نكنيد زيرا جز اين‌ نيست‌ كه‌ پيشينيان‌ شما با كثرت‌ سؤالهايشان‌ و اختلاف‌ باانبيايشان‌ هلاك‌ شدند، پس‌ هنگامي‌ كه شما را به‌ امري‌ فرمان‌ دادم، آن‌ را تا آنجاكه‌ مي‌توانيد انجام‌ دهيد و چون‌ شما را از چيزي‌ نهي‌ كردم، از آن‌ بپرهيزيد».
ابن‌ عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: رافع‌بن‌ حرمله‌ و 