: شيطانهاي‌ ابليس‌ و پيروان‌ انسي‌ و جني‌ وي‌ كه‌ مردم‌ را گمراه‌ مي‌كردند نيز همگي‌ در دوزخ‌ سرنگون‌ افگنده‌ مي‌شوند. به‌قولي: مراد از (جنود ابليس‌) نسل‌ و تبار وي‌اند. به‌قولي‌ ديگر: مراد هر كسي‌است‌ كه‌ به‌سوي‌ پرستش‌ بتان‌ دعوت‌ مي‌كند. آري‌! همگي‌ آنان‌ به‌ دوزخ ‌درافگنده‌ مي‌شوند.
 
	سوره مريم آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» گفت‌: عيسي‌(ع) «در حقيقت‌ خداست‌ كه‌ پروردگار من‌ و پروردگار شماست ‌پس‌ او را بپرستيد، اين‌ است‌ راه‌ راست‌» يعني‌: آنچه‌ به‌ شما درباره‌ اين‌ حقيقت‌ كه ‌او پروردگار من‌ و پروردگار شماست‌، گفتم‌ همانا راه‌ راستي‌ است‌ كه‌ هيچ‌ كجي‌ وانحرافي‌ در آن‌ نيست‌ و رونده‌ اين‌ راه‌، هرگز گمراه‌ نمي‌شود.
 
	سوره شعراء آيه  96‏متن آيه : ‏‏ قَالُوا وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ ‏
 آيه  97‏متن آيه : ‏‏ تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنان‌ درحالي‌كه‌ در آنجا با يك‌ديگر ستيزه‌ مي‌كنند، مي‌گويند: سوگند به‌ خدا كه‌ ما درگمراهي‌ آشكاري‌ بوديم‌» يعني: در روز قيامت‌ پرستشگران‌ باطل‌ با معبودان‌ خود به‌دشمني‌ و ستيزه‌ برخاسته‌ و بر آنان‌ برمي‌شورند، بعد از آن‌كه‌ در دنيا در محبت ‌آنان‌ فنا شده‌ بودند و در پيروي‌ از آنان‌ سر از پا نمي‌شناختند و بر هركسي‌ كه‌ با آنان‌ در اين‌ راه‌ باطل‌ معارضه‌ مي‌كرد، به‌ مبارزه‌ برخاسته‌ و به‌ مجازاتشان‌ اقدام ‌مي‌كردند چنان‌كه‌ قوم‌ ابراهيم‌(ع) با وي‌ چنين‌ كردند. ليكن‌ در قيامت‌ وضع‌ دگرگون‌ مي‌شود و پرستشگران‌ با معبودان‌ باطل‌ خود به‌ ستيزه‌ برخاسته‌ و بر گمراهي‌ خود تأكيد مي‌كنند و مي‌گويند: ما آشكارا در گمراهي‌ بوده‌ايم‌.
 
سوره شعراء آيه  98
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! سوگند به‌ خدا كه‌ ما در گمراهي‌ آشكاري‌ بوديم‌ «آن‌گاه‌ كه ‌شما» معبودان‌ باطل‌ «را با پروردگار عالميان‌ برابر مي‌كرديم‌» و شما را مانند او مورد پرستش‌ قرار مي‌داديم‌.
 
	سوره شعراء آيه  99
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَضَلَّنَا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌ گاه‌ مي‌ افزايند: «و جز مجرمان‌» از شيطانهاي‌ انسي‌ و جني‌اي‌ كه‌ با خداي ‌يكتا و لاشريك‌ پرچم‌ مبارزه‌ و دشمني‌ را برافراشتند «ما را گمراه‌ نكردند».
 
	سوره شعراء آيه  100
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ اكنون‌ هيچ‌ شفيعي‌ نداريم‌» كه‌ براي‌ ما شفاعت‌ كند و ما را از عذابت ‌برهاند چنان‌كه‌ مؤمنان‌ به‌ اذن‌ پروردگارشان‌ شفيعان‌ و واسطه‌هايي‌ دارند.
 
	سوره شعراء آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نه‌ هيچ‌ دوست‌ حميمي‌» يعني: دوست‌ صميمي‌اي‌ هم‌ نداريم‌ كه‌ با ما نزديكي‌ كرده‌ و ياريمان‌ دهد و ما را از خشم‌ و عذاب‌ پروردگار برهاند. حميم: دوست ‌نزديكي‌ است‌ كه‌ تو او و او تو را به‌شدت‌ هر چه‌ تمامتر دوست‌ داشته‌ باشيد. درحديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ جابربن‌ عبدالله(رض) از رسول‌ خدا ص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «همانا شخص‌ بهشتي‌ در بهشت‌ مي‌پرسد: فلان‌ كس‌ و دوست‌ وي‌ در دوزخ ‌چه‌كار كردند؟ سپس‌ پيوسته‌ [دنبال‌ قضيه‌ را مي‌گيرد و] براي‌ او شفاعت‌ مي‌كند تا سرانجام‌ خداوند متعال‌ شفاعتش‌ را درباره‌ وي‌ مي‌پذيرد پس‌ چون‌ از دوزخ‌ نجات ‌مي‌يابد، مشركان‌ مي‌گويند: ما لنا من‌ شافعين‌ و لا صديق‌ حميم: اينك‌ نه‌ ما هيچ ‌شفيعي‌ داريم‌ و نه‌ هيچ‌ دوست‌ نزديكي‌».
 
	سوره شعراء آيه  102
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اي‌ كاش‌ براي‌ ما يك‌بار بازگشتي‌ بود» به‌ سوي‌ دنيا «تا از مؤمنان‌ مي‌شديم‌» ودر قطار آنان‌ درمي‌آمديم‌.
 
	سوره شعراء آيه  103
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ در اين‌ نشانه‌اي‌ است‌» يعني: در آنچه‌ ذكر شد از داستان‌ ابراهيم‌(ع)، دشمني‌ دوزخيان‌ با يك‌ديگر و حسرت‌خوردنشان‌ بر گمراهي‌ خويش، عبرت‌ وپندي‌ مؤثر است‌ «و بيشترشان‌ مؤمن‌ نبودند» يعني: بيشتر اين‌ گروهي‌ كه ‌رسول‌ خدا ص داستان‌ ابراهيم‌(ع) را برايشان‌ مي‌خواند ـ كه‌ قريش‌ و همراهان‌ ديني ‌آنانند ـ مؤمن‌ نيستند. يا مراد: قوم‌ ابراهيم‌(ع) اند كه‌ بيشترشان‌ مؤمن‌ نبودند.
 
سوره شعراء آيه  104
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در حقيقت‌ پروردگار تو همان‌ عزيز رحيم‌ است‌» لذا دشمنانش‌ را سركوب‌ كرده‌ و به‌ دوستانش‌ مهر و محبت‌ مي‌ورزد.
	سوره شعراء آيه  105
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«قوم‌ نوح‌ پيامبران‌ را تكذيب‌ كردند» چرا فرمود: (پيامبران‌ را)؟ درحالي‌كه ‌آنان‌ فقط پيامبر خويش‌ نوح‌(ع) را تكذيب‌ كردند نه‌ همه‌ پيامبران‌ را؟ بدان‌ جهت‌كه‌ آنان‌ منكر بعثت‌ تمام‌ پيامبران‌‡ بودند. يا اين‌كه‌ تكذيب‌ يك‌ پيامبر در حكم‌ تكذيب‌ همه‌ ايشان‌ است‌.
 
	سوره شعراء آيه  106
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«چون‌ برادرشان‌ نوح‌ به‌ آنان‌ گفت‌» يعني: نوح‌ برادرشان‌ در قبيله‌ و نسب‌ بود نه ‌برادرشان‌ در دين‌ زيرا آنان‌ و نوح‌(ع) از نظر ديني‌ در دو جهت‌ مخالف‌ با هم‌ قرارداشتند. آري‌! نوح‌(ع) به‌ آنان‌ گفت: «آيا پروا نمي‌داريد» از خداي‌ سبحان‌ تا پرستش‌ بتان‌ را ترك‌ كرده‌ و به‌ نداي‌ پيامبري‌ كه‌ به‌سوي‌ شما فرستاده‌ شده‌ است ‌لبيك‌ بگوييد؟
ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ در داستانهاي‌ نوح، هود، صالح، لوط و شعيب‡ نداي‌ پيامبران‌ به‌ اقوام‌ و امتهايشان‌ همه‌ اين‌ بود: (ألا تتقون: آيا تقوي‌ پيشه‌ نمي‌كنيد و پروا نمي‌داريد؟). البته‌ اين‌ امر دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ هدف‌ اساسي‌ دعوت‌ تمام ‌پيامبران‡، همانا رسانيدن‌ مردم‌ به‌ سر منزل‌ تقوا بوده‌ است‌.
 
	سوره مريم آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِن مَّشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اما احزاب‌ از ميانشان‌ اختلاف‌ كردند» يعني‌: فرقه‌هاي‌ نصاري‌ يا مجموعه‌ اهل‌ كتاب‌ در امر عيسي‌(ع) به‌ اختلاف‌ پرداختند لذا يهوديان‌ گفتند: او ساحر است ‌همچنين‌ گفتند: او پسر يوسف‌ نجار است‌. يوسف‌ نجار مرد عابد و زاهدي‌ از نزديكان‌ مريم‌ عليهاالسلام‌ بود كه‌ همراه‌ با وي‌ به‌ خدمت