لقاسم‌ قشيري‌: مي‌گويد: «لفظ مطفف‌ شامل‌ كم‌ كردن‌ در وزن‌ و پيمانه‌، آشكار كردن‌ عيب‌ كالا يا پنهان‌ كردن‌ آن‌ و طلب‌ انصاف‌ براي‌ خود و ترك ‌انصاف‌ دادن‌ براي‌ ديگران‌، همه‌ مي‌شود پس‌ هر كس‌ كه‌ آنچه‌ را براي‌ خود مي‌پسندد، براي‌ برادر مسلمان‌ خويش‌ نپسندد، او منصف‌ و دادگر نيست‌ و هر كس‌كه‌ عيب‌ مردم‌ را مي‌بيند اما عيب‌ خود را نمي‌بيند، او نيز مطفف‌ است‌ و هر كس‌ كه ‌حق‌ خود را از مردم‌ مي‌طلبد اما حقوق‌ آنان‌ را نمي‌دهد، او نيز از اين‌ جمله‌ است‌. پس‌ جوانمرد كسي‌ است‌ كه‌ حقوق‌ مردم‌ را مي‌پردازد و براي‌ خود از كسي‌ حقي ‌نمي‌طلبد». شايان‌ ذكر است‌ كه‌ خداوند(ج) قوم‌ شعيب‌(ع) را به‌ جهت‌ آن‌ نابود كرد كه‌ در وزن‌ و پيمانه‌ زيان‌ مي‌رسانيدند بعد از آن‌كه‌ شعيب‌(ع) مكررا آنان‌ را نصيحت‌ كرد:(‏ وَيَا قَوْمِ أَوْفُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ ...) «هود / 85» كه‌ تفسير و بيان‌ آن‌ گذشت‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص اين‌ سوره‌ را بر مردم‌ مدينه‌ تلاوت ‌كردند و سپس‌ فرمودند: «خمس‌ بخمس‌، ما نقض‌ قوم‌ العهد إلا سلط عليهم‌ عدوهم‌ وما حكموا بغير ما أنزل‌ الله‌ إلا فشا فيهم‌ الفقر ولا ظهرت‌ فيهم ‌الفاحشه‌ إلا فشا فيهم‌ الموت‌ ولا طففوا المكيال‌ إلا منعوا النبات‌ وأخذوا بالسنين‌ ولا منعوا الزكاة إلا حبس‌ عنهم‌ المطر: پنج‌ چيز در برابر پنج‌ چيز قرار دارد:
1 ـ هيچ‌ قومي‌ عهد خويش‌ را نشكستند مگر اين‌كه‌ دشمنشان‌ بر آنان‌ مسلط گردانيده‌ شد.
2 ـ هيچ‌ قومي‌ به‌غير آنچه‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ نازل‌ نموده‌ حكم‌ نكردند مگر اين‌كه ‌فقر در ميانشان‌ شيوع‌ و گسترش‌ يافت‌.
3 ـ فحشا در ميان‌ هيچ‌ قومي‌ شيوع‌ نيافت‌ مگر اين‌ كه‌ مرگ‌ومير در ميانشان‌ گسترش‌ پيدا كرد.
4 ـ هيچ‌ قومي‌ در پيمانه‌ كم‌ ندادند مگر اين‌كه‌ از رويش‌ نباتات‌ و رستني‌ها باز داشته‌ شدند و قحطي‌ بر آنان‌ مسلط گردانيده‌ شد.
5 ـ هيچ‌ قومي‌ زكات‌ را بازنداشتند مگر اين‌كه‌ باران‌ از آنان‌ باز داشته ‌شد».
 
سوره مطففين آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
«مگر آنان‌ نمي‌دانند كه‌ برانگيخته‌ خواهند شد؟» يعني: آيا كساني‌ كه‌ مرتكب‌ چنين‌ كارهايي‌ مي‌شوند، اين‌ انديشه‌ در خاطرشان‌ خطور نمي‌كند كه‌ برانگيختني ‌هستند و آن‌گاه‌ از آنچه‌ مي‌كنند، مورد پرسش‌ قرار خواهندگرفت‌؟ چرا در اين‌ امر تدبر و انديشه‌ نكردند تا سرانجام‌ با رسيدن‌ به‌ يقين‌ در اين‌ امر، آنچه‌ را كه‌ بايد از عاقبت‌ آن‌ بيمناك‌ بود، فروگذارند؟ پس‌ ﴿‏ أَلَا يَظُنُّ﴾ سؤالي‌ است‌ از سر توبيخ‌ و انكار و به‌ تعجب‌ افگندن‌ از حال‌ آنان‌. از يقين‌ به‌ «ظن‌» تعبير شد تا اشاره‌اي‌ باشد به‌ اين‌ امر كه‌ اگر كسي‌ حتي‌ به‌ گمان‌ برپايي‌ قيامت‌ باشد، بر ارتكاب‌ همچو كارهاي ‌زشتي‌ جسارت‌ نمي‌كند، چه‌ رسد به‌ كسي‌ كه‌ به‌ آن‌ يقين‌ دارد.
 
سوره مطففين آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ لِيَوْمٍ عَظِيمٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
آري‌! آيا يقين‌ نداشته‌اند كه‌ برانگيخته‌ خواهندشد؛ «در روزي‌ بزرگ» كه‌ روز قيامت‌ است‌. پس‌ روز قيامت‌ بدان‌ جهت‌ بزرگ‌ است‌ كه‌ امور و رخدادهاي ‌بزرگي‌ در آن‌ به‌ وقوع‌ مي‌پيوندد؛ از رستاخيز گرفته‌ تا حساب‌ و عقاب‌ و ورود بهشتيان‌ به‌ بهشت‌ و دوزخيان‌ به‌ دوزخ‌.
 
	سوره مطففين آيه  6

‏متن آيه : ‏

‏ يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«روزي‌ كه‌ مردم‌ در پيشگاه‌ پروردگار جهانيان‌ به‌ پاي‌ ايستند» به‌ انتظار فرمان‌ او يا به‌ انتظار جزا يا حسابش‌. اين‌ تعبير خود بر بزرگي‌ و فزوني‌ گناه‌ كم‌فروشان‌ و درشتي‌ مجازات‌ آنان‌ دلالت‌ مي‌كند زيرا اين‌ كار، خيانت‌ در امانت‌ و خوردن‌ حق ‌ديگران‌ است‌. پس‌ ملاحظه‌ كنيم‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ انواعي‌ از تهديد را در اين‌ آيات‌ با هم‌ جمع‌ كرده ‌است‌.
	سوره مطففين آيه  7

‏متن آيه : ‏

‏ كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«نه‌ چنين‌ است» كلا: براي‌ ردع‌ و تنبيه‌ آنان‌ از كم‌فروشي‌ و نيز تنبيه‌ و زجر بر تكذيب‌ روز جزا نسبت‌ به‌ كافر، يا غفلت‌ از رستاخيز و حساب‌ نسبت‌ به‌ مؤمن ‌است‌ «بي‌گمان‌ نامه‌ فجار در سجين‌ است» يعني: فجار نافرمان‌ بدكار و من‌جمله ‌كاهندگان‌ حقوق‌ مردم‌ در پيمانه‌ و وزن‌، در پرونده‌ (سجل) اهل‌ دوزخ‌ ثبت ‌شده‌اند. يا در زندان‌ و تنگناي‌ سختي‌ قرار دارند.
 
سوره مطففين آيه  8‏متن آيه : ‏‏ وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ ‏
 آيه  9‏متن آيه : ‏‏ كِتَابٌ مَّرْقُومٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و تو چه‌ داني‌ كه‌ سجين‌ چيست» اين‌ سؤال‌ براي‌ بزرگ‌نماياندن‌ و هولناك ‌نشان‌ دادن‌ جهنم‌ است‌ و به‌ ما بعد خود يعني‌ به‌ اين‌ فرموده‌ حق‌ تعالي‌ ارتباطي ‌ندارد: «كتابي‌ است‌ نوشته ‌شده» يعني: كتابي‌ كه‌ نامهاي‌ فجار دوزخي‌ در آن‌ ثبت‌ شده ‌است‌، كتابي‌ است‌ نگاشته ‌شده‌. به‌قولي: سجين‌ كتابي‌ است‌ كه‌ جمع‌كننده‌ اعمال‌ شر صادر شده‌ از شياطين‌ و كافران‌ و فاسقان‌ مي‌باشد. پس‌ سجين‌ ديوان‌ شر است‌ كه‌ خداوند(ج) اعمال‌ اشرار را در آن‌ تدوين‌ كرده ‌است‌ و از سجن‌ به‌ معني ‌زندان‌ است‌ زيرا آن‌ كتاب‌، سبب‌ زنداني‌ شدن‌ و تنگ ‌شدن‌ كار بر اشرار در جهنم‌ مي‌شود. به‌قولي‌ديگر: سجين‌ در اصل‌ سجيل‌ و مشتق‌ از سجل‌ است‌ كه‌ كتاب ‌اعمال‌ مي‌باشد. به‌قولي ‌ديگر: سجين‌ مكاني‌ است‌ در اسفل‌السافلين‌ و بنابراين ‌تفسير، (كتاب‌ مرقوم) تفسير سجين‌ نيست‌ بلكه‌ تقدير سخن‌ چنين‌ مي‌شود: «نه‌ چنين‌ است‌ بلكه‌ كتاب‌ نافرمانان‌ در سجين‌ است‌».
 
سوره مطففين آيه  10

‏متن آيه : ‏

‏ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«واي‌ بر تكذيب‌ كنندگان‌ در آن‌ روز» يعني: واي‌ در روز قيامت‌ بر كساني‌ كه‌ زنده ‌شدن‌ پس‌ از مرگ‌ را دروغ‌ شمرده‌ و پيام‌ پيام‌آوران‌ الهي‌ را به‌انكار گرفته‌اند؛
	سوره أنبياء آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنَ الشَّيَاطِينِ مَن يَغُوصُونَ لَهُ وَيَعْمَلُونَ عَمَلاً دُونَ ذَلِكَ وَكُنَّا لَهُمْ حَافِظِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» مسخر ساختيم‌ براي‌ سليمان‌(ع) «از شياطين‌» يعني: از ديوان‌، گروهي‌ را «كه‌ براي‌ او غواصي‌ مي‌كردند» در درياها و آنچه‌ را كه‌ او مي‌خواست‌، از دريا بيرون‌ مي‌آوردند. غواص: كسي‌ است‌ كه‌ براي‌ بيرون‌ آوردن‌ مرواريد، در دريا فرو مي‌رود «و» آن‌ ديوان‌ «كارهايي‌ غير از آن‌ هم‌ انجام‌ مي‌دادند» چون‌ ساخ