گذارد، دستش‌ ذوب‌ مي‌شود و چون‌ دست‌ خود را برمي‌دارد، دستش‌ به‌ حال‌ خود برمي‌گردد و چون‌ پايش‌ را بر آن‌ مي‌گذارد، پايش ‌ذوب‌ مي‌شود اما وقتي‌ آن‌ را برمي‌دارد، به‌ حال‌ خود بازمي‌گردد».
 
﴿ سوره‌ مدثر ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (56) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ به‌سبب‌ افتتاح‌ با صفت‌ «تدثر: جامه‌ بر خود پيچيدن‌» كه‌ رسول‌ خدا ص به‌ آن‌ موصوف‌ شده‌اند، «مدثر» ناميده‌ شد. اصل ‌مدثر متدثر است‌؛ و او كسي‌ است‌ كه‌ خود را به‌ جامه‌ خويش‌ درمي‌پيچد تا بخوابد، يا خود را گرم‌ كند.
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ سوره‌ روايت‌ كرده‌اند كه: چون‌ ارسال‌ وحي‌ بر رسول‌ خدا ص آغاز شد، جبرئيل‌(ع) نزد ايشان‌ آمد و ايشان‌ او را همچون‌ نور درخشاني‌ بر تختي‌ در ميان‌ آسمان‌ و زمين‌ نشسته‌ ديدند. پس‌، از مشاهده‌ آن ‌منظره‌ عظيم‌ تكان‌ خورده‌ و بيهوش‌ بر زمين‌ افتادند و چون‌ به‌هوش‌ آمدند، به‌ منزل‌ خود نزد خديجه‌ بازگشته‌ و آبي‌ خواستند و بر خود ريختند سپس‌ فرمودند: مرا در جامه‌ بپيچانيد! مرا در جامه‌ بپيچانيد! پس‌ قطيفه‌اي‌ بر ايشان‌ پوشانيدند. آن‌گاه‌ اين‌سوره‌ نازل‌ شد. بخاري‌ از جابر(رض) روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: «اولين‌ چيزي‌ كه ‌از قرآن‌ نازل‌ گرديد، (‏ يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ ‏) بود». اما جمهور مفسران‌ قايل‌ به‌ آنند كه‌ اولين‌ آيات‌ نازل‌ شده: (‏ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ‏) «علق‌/1» بود. وجه‌ جمع‌ ميان‌ دو رأي‌ ياد شده‌ اين‌ است‌ كه: اولين‌ آيات‌ نازل‌ شده‌ بعد از دوران‌ فترت‌ وحي‌ (يعني ‌انقطاع‌ موقت‌ آن‌ در آغاز بعثت)، اين‌ سوره‌ بود.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3488.txt"> آيه  18</a><a class="text" href="w:text:3489.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:3490.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:3491.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:3492.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:3493.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:3494.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:3495.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:3496.txt"> آيه  26</a><a class="text" href="w:text:3497.txt">آيه  27-28-29</a><a class="text" href="w:text:3498.txt"> آيه  30</a><a class="text" href="w:text:3499.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:3500.txt"> آيه  32</a><a class="text" href="w:text:3501.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:3502.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:3503.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:3504.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:3505.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:3506.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:3507.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:3508.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:3509.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:3510.txt">آيه  42الي45</a><a class="text" href="w:text:3511.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:3512.txt">آيه  47</a></body></html>سوره مدّثر آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ او تأمل‌ كرد و بررسي‌ نمود» يعني: وليدبن‌مغيره‌ درباره‌ قرآن‌ و محمد ص انديشيد و نزد خود بررسي‌ و سنجش‌ كرد تا سرانجام‌ سخنش‌ درباره‌ آن ‌حضرت‌ ص را آماده‌ كرد كه‌ چه‌ بگويد. پس‌ خداي‌ سبحان‌ او را نكوهيد و مذمت ‌كرد و فرمود:
 
	سوره مدّثر آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ كشته‌ باد» يعني: لعنت‌ و عذاب‌ بر وي‌ باد «چگونه‌ سگاليد» يعني: چگونه‌ و به‌ كدامين‌ حال‌ سخنش‌ را بررسي‌ و سنجش‌ كرد و چگونه‌ به‌سوي‌ باطلي‌كه‌ قريش‌ از وي‌ مي‌خواستند، راه‌ برد.
 
	سوره أنبياء آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَهُم مِّنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همان‌ كساني‌ كه‌ از پروردگارشان‌ غائبانه‌ مي‌ترسند» يعني: درحالي‌ از عذاب‌ حق‌ تعالي‌ مي‌ترسند كه‌ او نسبت‌ به‌ آنان‌ غايب‌ است‌. يا در خلوت‌ خويش ‌از بندگان‌، از عذاب‌ حق‌ تعالي‌ مي‌ترسند؛ پس‌ اين‌ ترس‌ برآمده‌ از تقوا است‌ «وآنان‌ از قيامت‌ بيمناكند» مشفقون: قبلا گفتيم‌ كه‌ اشفاق‌ ترسي‌ است‌ كه‌ با توقع‌ و احتياط همراه‌ باشد. يعني: فقط پرهيزگارانند كه‌ از قيامت‌ چنين‌ هراس‌ و نگراني‌اي‌ دارند. پس‌ اين‌ گروه‌اند كه‌ تورات‌ در حقشان‌ فرقان‌، نور و ذكري‌ است‌.
و هرگاه‌ تورات‌ نور و ذكري‌ باشد، قرآن‌ از باب‌ اولي‌ چنين‌ است:
 
	سوره مدّثر آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«باز مرگ‌ بر او باد، چگونه‌ سگاليد» تكرار براي‌ مبالغه‌ است‌. «ثم‌» بر اين‌ امر دلالت‌ مي‌كند كه‌ نفرين‌ بر وي‌ در بار دوم‌ بيشتر و مؤكدتر است‌. اين‌ تعابير همه‌ براي‌ بزرگ ‌نمودن‌ جرم‌ وي‌ و سزاوار بودنش‌ براي‌ عذاب‌ مضاعف‌ است‌.
 
	سوره مدّثر آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ نَظَرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«باز درنگريست» كه‌ به‌ كدامين‌ چيز قرآن‌ را دفع‌ كند و چگونه‌ در حقانيت‌ آن ‌طعن‌ بزند، يا در چهره‌هاي‌ قومش‌ درنگريست‌.
 
	سوره مدّثر آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آن‌گاه‌ رو ترش‌ كرد» چرا كه‌ چيزي‌ نيافت‌ تا قرآن‌ را با آن‌ طعن‌ بزند «و چهره‌ درهم‌ كشيد» يعني: چهره‌اش‌ درهم‌ كشيده‌ و دگرگون‌ شد. «بسر» : سخت‌تر از ترشرويي‌ است‌.
 
	سوره مدّثر آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«باز پشت‌ گردانيد» از حق‌ و ايمان‌ «و تكبر كرد» از گردن‌ نهادن‌ به‌ حقانيت ‌قرآن‌.
	سوره مدّثر آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ گفت: اين‌ جز جادويي‌ فراگرفته‌ نيست» يعني: اين‌ قرآن‌ جز جادويي ‌نيست‌ كه‌ محمد آن‌ را از ديگران‌ نقل‌ كرده‌ است‌. البته‌ عكس‌العمل‌ وي‌ بدين ‌شيوه‌، خود دليل‌ آن‌ است‌ كه‌ او در ابراز نظر پيرامون‌ قرآن‌ درگير تناقض‌ دروني‌ بود چرا كه‌ در دل‌ خويش‌ رسول‌ خدا ص را تصديق‌ مي‌كرد و به‌ حقانيت‌ ايشان ‌قناعت‌ اندروني‌ داشت‌ ولي‌ از روي‌ عناد، صداقت‌ ايشان‌ را انكار مي‌كرد تا زعامت‌ و رياست‌ وي‌ در ميان‌ قريش‌ محفوظ بماند، از اين‌ جهت‌ گفت:
 
	سوره مدّثر آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ جز گفتار آدمي‌ نيست» يعني: قرآن‌ سخن‌ بشر است‌ نه‌ كلام‌ خداوند(ج). بيان‌ اين‌ امر گذشت‌ كه‌ وليدبن‌ مغيره‌ اين‌ سخن‌ را فقط براي‌ ارضاي‌ قومش‌ گفت‌، بعد از آن‌ كه‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ قرآن‌ شيريني‌ و شكوه‌ و رونق‌ مخصوص‌ و بي‌مانندي‌ دارد، اعتراف‌ كرد.
 
	سوره مدّثر آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ سَأُصْلِيهِ سَقَرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«زودا كه‌ به‌ سقرش‌ درآوريم» سقر: از نامهاي‌ دوزخ‌ است‌.
سوره مدّثر آيه  27‏متن آيه : ‏‏ وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ ‏
 آيه  28‏متن آيه : ‏‏ لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ ‏ 
 آيه  29‏متن آيه : ‏‏ لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ ‏
‏ترجمه : ‏
«و تو چه‌ داني‌ ك