) فرزند اسحاق‌ كه‌ نامش‌ اسرائيل‌ بود با دو دختر دايي‌اش ‌«لابان‌» به‌ نامهاي ‌«ليئه‌ و راحيل‌» در «فدان‌ آرام‌» ازدواج‌ كرد، سپس‌ بعد از آنان‌ با دو كنيزشان‌: «زلفا و بلها» ازدواج‌ كرد و فرزندان‌ وي‌ كه‌ همه‌ جز «بنيامين‌» فلسطيني‌المولد بوده‌ و در«آرام‌» به‌ دنيا آمدند، از همين‌ زنان‌ وي‌ هستند.
 
	سوره نمل آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللَّهِ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لَا يَهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و او و قومش‌ را چنين‌ يافتم‌ كه‌ به‌جاي‌ خدا، به‌ خورشيد سجده‌ مي‌كنند» يعني: خورشيد را مي‌پرستند در حالي‌ كه‌ با اين‌ كار از عبادت‌ خداي‌ سبحان‌ كناره ‌گرفته‌اند. به‌ قولي: آنان‌ آتش‌پرست‌ بودند «و شيطان‌ اعمالشان‌ را» يعني: پرستش‌ خورشيد و ساير اعمال‌ كفري‌ را «برايشان‌ آراسته‌ است‌ و آنان‌ را از راه ‌باز داشته ‌است‌» يعني: شيطان‌ آنان‌ را به‌سبب‌ اين‌ آراستن‌ها، از راه‌ روشن‌ حق‌ كه ‌همانا ايمان‌ به‌ يگانگي‌ خداوندأ است، باز داشته ‌است‌ «در نتيجه‌ آنان‌ راه‌ يافته ‌نبودند» در كار دين‌.
 
	سوره نمل آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَّا يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْءَ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَيَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا سجده‌ نكنند» تقدير آيه‌ چنين‌ است: شيطان‌ اين‌ كار و راه‌ و روش‌ باطلي‌ را كه‌ در آن‌ قرار داشتند، برايشان‌ آراسته‌ بود تا سجده‌ نكنند «براي‌ خدايي‌كه‌ نهان‌ را در آسمانها و زمين‌ بيرون‌ مي‌آورد» يعني: خدايي‌ كه‌ آنچه‌ را در آسمانها و زمين ‌مخفي‌ است، آشكار مي‌كند؛ مانند باران‌ را از آسمان‌ و رستني‌ها را از زمين‌. به‌قولي: پنهاني‌هاي‌ زمين، گنجها و رستني‌هاي‌ آن‌ است‌. به‌قولي‌ ديگر؛ خبأ: به‌معني‌ راز است‌ «و مي‌داند آنچه‌ را كه‌ پنهان‌ مي‌داريد و آنچه‌ را آشكار مي‌نماييد» يعني: خداي‌ سبحان‌ امور نهاني‌اي‌ را كه‌ در ضمير عالم‌ انساني‌ است، با علم‌ خويش، از آن‌ بيرون‌ مي‌آورد چنان‌كه‌ هر چيز ديگري‌ از امور پنهاني‌ آسمانها و زمين‌ را كه‌ بخواهد، بيرون‌ مي‌آورد.
بايد دانست‌ كه‌ اين‌ آيه، محل‌ سجده‌ تلاوت‌ است‌ و سجده‌ تلاوت‌ در آن ‌واجب‌ مي‌باشد.
 
	سوره نمل آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«الله‌ است‌ كه‌ خدايي‌ جز او نيست، او پروردگار عرش‌ عظيم‌ است‌» هدهد از عرش‌ ـ مخصوصا ـ ياد كرد زيرا عرش‌ ـ چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ ـ بزرگترين‌ مخلوقات‌ خداي‌ عزوجل‌ است‌.
اين‌ آيات‌ دليل‌ برآن‌ است‌ كه‌ هدهد، دعوتگر خير و عبادت‌ خداوندأ به‌يگانگي‌ و سجده‌كردن‌ براي‌ اوست‌ بدين‌ جهت‌ رسول‌ خدا ص در حديث‌ شريف‌ ذيل‌كه‌ ابوهريره‌(رض) آن‌ را روايت‌ كرده‌ است، از كشتن‌ آن‌ نهي‌ كردند: «نهي‌ النبي‌ ص عن‌ قتل‌ أربع‌ من‌ الدواب: النملة والنحلة‌ والهدهد والصرد: رسول‌ خدا ص از كشتن‌ چهار چيز از جانداران‌ نهي‌ كردند: مورچه، زنبورعسل، هدهد و شير گنجشك‌».
 
	سوره نمل آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ سَنَنظُرُ أَصَدَقْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْكَاذِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» سليمان‌(ع) به‌ هدهد «به‌زودي‌ خواهيم‌ ديد كه‌ آيا راست‌ گفته‌اي‌» در اين ‌اخباري‌ كه‌ به‌ ما داده‌اي‌ «يا از دروغگويان‌ بوده‌اي‌» در اخبار خود تا خود را از چنگ‌ مجازات‌ ما برهاني‌.
اين‌ آيه‌ ما را به‌ كاوش‌ و تحقيق‌ در اخبار، تلاش‌ براي‌ كشف‌ حقايق‌ و عدم‌ پذيرفتن‌ بدون‌ تحقيق‌ خبر مخبران‌ به‌صرف‌ اعتماد به‌ آنان، ارشاد مي‌كند، در صورتي‌كه‌ به‌ وجهي‌ از وجوه‌ امكان‌ تحقيق‌ وجود داشته‌ باشد. همچنين‌ اين‌ آيه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ بر زمامدار (امام‌) واجب‌ است‌ تا عذر رعيت‌ خويش‌ را بپذيرد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «ليس‌ أحد أحب‌ إليه‌ العذر من‌ الله، من‌ أجل‌ ذلك ‌أنزل‌ الكتب‌ وأرسل‌ الرسل: عذر نزد هيچ‌كس‌ مانند خداي‌ عزوجل‌ دوست‌ داشته‌تر نيست‌ به‌ همين‌ جهت‌ بود كه‌ او كتابها را نازل‌ كرد و پيامبران‌ را فرستاد».
 
	سوره نمل آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ اذْهَب بِّكِتَابِي هَذَا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانظُرْ مَاذَا يَرْجِعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ سليمان‌(ع) به‌ هدهد گفت: «اين‌ نامه‌ مرا ببر و آن‌ را به‌سوي‌ آنها بيفگن‌» يعني: به‌سوي‌ اهل‌ سباء «آن‌گاه‌ از آنان‌ روي‌ برتاب‌» يعني: دور از آنان‌ در مكاني‌ كه‌ سخنانشان‌ را بشنوي‌ درنگ‌ كن‌ تا آنچه‌ را كه‌ مي‌شنوي، به‌ من ‌بازآوري‌ «آن‌گاه‌ بنگر چه‌ باز مي‌دهند» يعني: به‌ سخناني‌ كه‌ در ميان‌ خويش ‌ردوبدل‌ مي‌كنند گوش‌ فراده‌ و خبر آن‌ را به‌ ما بياور.
هدهد رفت‌ و نامه‌ سليمان‌(ع) را به‌سويشان‌ افگند و خود را به‌ كناري‌ كشيد سپس‌ اين‌ سخن‌ بلقيس‌ را شنيد:
 
سوره نمل آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَتْ يَا أَيُّهَا المَلَأُ إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتَابٌ كَرِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» بلقيس‌ ملكه‌ سبا «اي‌ بزرگان‌! نامه‌اي‌ ارجمند به‌سوي‌ من‌ افگنده ‌شده ‌است‌» بلقيس‌ نامه‌ سليمان‌(ع) را به‌ سه‌ دليل‌ گرامي‌ و ارجمند دانست:
1 ـ تا سليمان‌(ع) را بزرگ‌ بدارد.
2 ـ نامه‌ سليمان‌(ع) دربرگيرنده‌ پيام‌ و كلامي‌ نيكو بود.
3 ـ نامه‌ او مهر شده‌ بود. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «كرامة‌ الكتاب‌ ختمه‌: كرامت‌ و بزرگي‌ نامه، در مهر كردن‌ آن‌ است‌». از اين‌ جهت‌ رسول‌ خدا ص براي‌ خود خاتمي‌ ساخته‌ و بر نگين‌ آن‌ چنين‌ نقش‌ كرده‌ بودند: «لااله‌الاالله محمدرسول‌ الله».
 
	سوره نمل آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّهُ مِن سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بلقيس‌ افزود: «كه‌ اين‌» نامه‌ «از سوي‌ سليمان‌ است‌ و آن‌ به‌نام‌ خداوند بخشاينده ‌مهربان‌ است‌» يعني: آن‌ نامه‌ با نام‌ خداوندأ آغاز گرديده‌ و بعد از (بسم‌ الله الرحمن‌ الرحيم‌) در آن‌ چنين‌ آمده‌است: 	سوره نمل آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بر من‌ گردنكشي‌ نكنيد» يعني: تكبر نورزيد چنان‌كه‌ پادشاهان‌ ستمگر چنين‌ مي‌كنند «و فرمانبردار نزد من‌ آييد» يعني:فرمانبردار براي‌ دين‌ خداأ، مؤمن‌ به‌ آنچه‌ كه‌ من‌ با خود از رسالت‌ حق‌ آورده‌ام، نزد من‌ آييد.
علما گفته‌اند: هيچ‌كس‌ قبل‌ از سليمان‌(ع) (بسم‌الله الرحمن‌ الرحيم‌) را ننوشته ‌است‌. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ (بس