نبلي‌ها. البته‌ پرداخت‌ كفاره‌ قبل‌ از تماس‌ يا بهره‌گيري‌ جنسي‌ است‌. ظاهر فرموده‌ حق‌ تعالي:(فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً) دليل‌ برآن‌ است‌ كه‌ ناگزير بايد عدد شصت‌ کامل‌ باشد بنابراين‌، اگر يك‌ مسكين‌ را به ‌مدت‌ شصت‌ روز اطعام‌ كرد ـ در نزد جمهور ـ از او پذيرفته‌ نيست‌ اما در نزد احناف‌ اطعام‌ يك‌ نفر در شصت‌ روز نيز جايز و پذيرفته‌ است‌ و هم‌ جايز است‌ كه ‌شصت‌ مسكين‌ را به‌ يكباره‌ اطعام‌ كند تا سير شوند، يا به‌ آنان‌ چيزي‌ بدهد كه ‌سيرشان‌ گرداند.
علما بر اين‌ امر كه‌ پرداخت‌ كفاره‌ ظهار ترتيب‌ دارد، اتفاق‌ نظر دارند. يعني: در مرتبه‌ اول‌ آزادسازي‌ برده‌ است‌ و در صورت‌ نيافتن‌ برده‌، روزه‌ گرفتن‌ و در صورت‌ ناتواني‌ از گرفتن‌ روزه‌، كفاره‌ آن‌ طعام‌ دادن‌ شصت‌ مسكين‌ است‌. همچنين‌ فقها اتفاق‌ نظر دارند بر اين‌كه‌ اگر كسي‌ قبل‌ از پرداخت‌ كفاره‌ جماع‌ كرد، پروردگارش‌ را نافرماني‌ كرده‌ و گنه‌كار شده‌ است‌ ولي‌ بر او كفاره‌ خاصي‌ نيست‌ و بايد توبه‌ و استغفار نمايد و در عين‌ حال‌ كفاره‌ ظهار بر ذمه‌ وي‌ برقرار مي‌ماند و حرمت‌ همسرش‌ نيز بر وي‌ باقي‌ مي‌ماند تا كفاره‌ بدهد. خاطرنشان‌ مي‌شود كه ‌تفصيل‌ احكام‌ ظهار در كتاب‌هاي‌ فقه‌ آمده‌ است‌.
«اين‌ براي‌ آن‌ است‌ كه‌ به‌ الله و پيامبرش‌ منقاد شويد» يعني: به‌ اين‌ احكام‌ حكم ‌كرديم‌ تا به‌ اين‌ اوامر و مشروعات‌ خداوند(ج) باور و تصديق‌ كنيد لذا در برابر حدود شرع‌ بايستيد و از آن‌ تجاوز نكنيد و به‌ ارتكاب‌ ظهار كه‌ سخن‌ منكر، دروغ ‌و بهتاني‌ بيش‌ نيست‌، برنگرديد «و اين» احكام‌ ياد شده‌ «حدود خداوند است» پس‌ از حدود و مرزهايي‌ كه‌ او براي‌ شما مقرر و معين‌ كرده‌ است‌ تجاوز نكنيد لذا حق‌ تعالي‌ براي‌ شما بيان‌ كرده‌ است‌ كه‌ ظهار معصيتي‌ است‌ و اگر مرتكب‌ آن ‌شديد، اداي‌ كفاره‌ آن‌ موجب‌ عفو و مغفرت‌ مي‌شود «و براي‌ كافران» يعني: براي‌ كساني‌ كه‌ در برابر حدود خداوند(ج) توقف‌ نمي‌كنند؛ «عذابي‌ دردناك‌ است» هم‌ در دنيا و هم‌ در آخرت‌.
 
[2] صاع: (2751) گرم‌ است‌.
[3] مد: (675) گرم‌ است‌.
سوره مجادلة آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ كُبِتُوا كَمَا كُبِتَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ كساني‌ كه‌ با خداوند و پيامبرش‌ محاده‌ مي‌كنند ذليل‌ شدند» مانند ذلت‌ ونگونساري‌اي‌ كه‌ در روز بدر به‌ مشركان‌ دست‌ داد، چرا كه‌ خداي ‌عزوجل‌ با قتل‌ واسارت‌ و سركوب‌، خوار و ذليلشان‌ گردانيد «چنان‌كه‌ ذليل‌ شدند كساني‌ كه‌ پيش‌ از آنان‌ بودند» يعني: به‌ مانند خواري‌ و خفت‌ كفار امت‌هاي‌ گذشته‌ كه‌ به‌ سبب ‌مخالفت‌ با پيامبران‌ خود، ذليل‌ و حقير و بي‌مقدار شدند. محاده: ستيز، دشمني‌ ومخالفت‌ و در اصل‌ به‌ معناي‌ ممانعت‌ است‌، از اين‌ جهت‌ به‌ دربان‌ حداد گفته ‌مي‌شود. مكبوت: كسي‌ است‌ كه‌ به‌ خواري‌ درافتاده‌ است‌. «و به‌ راستي‌ آياتي ‌بينات‌ را فرود آورديم» درباره‌ كساني‌ از امت‌هاي‌ پيشين‌ كه‌ با خدا و رسولش‌ سر ستيز گرفتند. به‌قولي: مراد از آيات‌ بينات‌؛ معجزات‌ است‌ «و كافران‌ را عذابي‌ مهين ‌است» مهين: عذابي‌ است‌ كه‌ صاحبش‌ را خوار، بي‌مقدار و ذليل‌ مي‌گرداند و عزت‌ و اعتبار وي‌ را از بين‌ مي‌برد.
 
	سوره مجادلة آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا أَحْصَاهُ اللَّهُ وَنَسُوهُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«روزي‌ كه‌ خداوند همگي‌ آنان‌ را يكجا برانگيزد» در يك‌ زمان‌ و بدون‌ استثنا، به‌گونه‌اي‌ كه‌ كسي‌ از آنان‌ باقي‌ نماند كه‌ از گور برانگيخته‌ نشده‌ باشد «سپس‌ آنان‌ را از آنچه‌ كرده‌ بودند» در دنيا از اعمال‌ زشت‌؛ «خبر دهد» با وجود كثرت‌ و اختلاف‌ انواع‌ آن‌ اعمال‌؛ تا حجت‌ بر آنها تمام‌ گردد و خجالت‌ و شرمساري‌ آنها برملا شود «خداوند آن‌ را در شمار آورده‌ است» يعني: چيزي‌ از اعمالشان‌ از نزد وي ‌فوت‌ نگرديده‌ است‌ بلكه‌ همه‌ نزد وي‌ معلوم‌ و مشخص‌ است‌ «و اما آنها آن‌ را» يعني: اعمال‌ خود را «فراموش‌ كرده‌اند» و آن‌ را به‌ ياد نمي‌آورند؛ يا به‌ سبب ‌بسياري‌ اعمال‌ زشتشان‌، يا به‌ جهت‌ بي‌اعتنايي‌ و اهميت‌ ندادنشان‌ به‌ آن‌ پس‌ بناگاه ‌همه‌ اين‌ اعمال‌ را حاضر و نوشته‌ شده‌ در نامه‌هاي‌ اعمال‌ خود مي‌يابند «و خداوند بر همه‌ چيز گواه‌ است» يعني: آگاه‌ و ناظر است‌ پس‌ چيزي‌ بر وي‌ غايب‌ و پنهان‌ نمي‌ماند.
	﴿سوره‌ مجادله﴾
مدنی‌ است‌ و داراي‌ (22) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: سبب‌ نامگذاري‌ آن‌ به‌ «مجادله‌» اين‌ است‌ كه‌ با فرموده‌ حق‌ تعالي: (‏ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا ...)آغاز شده‌ است‌. اين‌ سوره‌ بنا بر قول‌ صحيح‌، مدني‌ است‌. از كلبي‌ نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ گفت: تمام‌ اين‌ سوره ‌در مدينه‌ نازل‌ شد، بجز اين‌ فرموده‌ حق‌ تعالي: (مَا يَكُونُ مِن نَّجْوَى ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ  ..)كه‌ در مكه‌ نازل‌ شد. اما عطا مي‌گويد: «ده‌ آيه‌ اول‌ از آن‌ مدني‌ و بقيه ‌آن‌ مكي‌ است‌».
 
سوره أنبياء آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَاباً فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ هشدار ديگري‌ نازل‌ شد: «در حقيقت‌ ما به‌ سوي‌ شما» اي‌ گروه‌ قريش‌، يا اي‌ گروه‌ عرب‌! «كتابي‌ را نازل‌ كرديم‌» يعني‌ قرآن‌ را «كه‌ ذكر شما در آن ‌است‌» يعني: كتابي‌ كه‌ شرف‌ و مقام‌ و منزلت‌ بلند شما در آن‌ است‌. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: در قرآن‌ ذكر مكارم‌ اخلاق‌ و اعمال‌ نيكويي‌ است‌ كه‌ شما بايد آنها را انجام‌ دهيد. به‌قولي‌ ديگر معني‌ اين‌ است: قرآن‌ براي‌ شما در برگيرنده‌ پند و موعظه‌ است‌. به‌ هر توجيه‌؛ قرآن‌ سبب‌ برتري‌ و رفعت‌ و شرف‌ شماست‌ و حكايت‌ خواب‌هاي‌ پريشاني‌ كه‌ ادعا مي‌كنيد، نيست‌ «آيا تعقل‌ نمي‌كنيد» و نمي‌انديشيد كه ‌حقيقت‌ چنين‌ است‌ تا براي‌ به‌دست‌آوردن‌ اين‌ فضل‌ ـ يعني‌ آراسته‌ شدن‌ به‌ اين‌شرف‌ و عروج‌ به‌ اين‌ مقام‌ و منزلت‌ و تخلق‌ به‌ مكارم‌ اخلاق‌ و اندرز گرفتن‌ از قرآن‌ ـ به‌ آن‌ ايمان‌ آوريد؟
شهيد سيد قطب: در تفسير «في‌ظلال‌ القرآن‌» مي‌گويد: «مگر اعراب‌ جز اين ‌قرآن‌ كه‌ به‌ زبانشان‌ نازل‌ شده‌، ديگر چه‌ توشه‌ و ارمغاني‌ دارند كه‌ آن‌ را تقديم‌ بشريت‌ كنند...؟ و مگر نژاد عرب‌ بر ديگر نژادها و