انش‌ را ياري‌ داد، حق‌ تعالي‌ در علم‌ ظهور وي‌ را ياري‌ دهنده‌ خود و پيامبرانش‌ مي‌شناسد و هر كس‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ را عصيان‌ و نافرماني‌ كرد، او وي‌ را در علم‌ ظهور برخلاف‌ اين‌ مي‌شناسد. ابن‌عباس‌(رض) در معني‌(ِبالْغَيْبِ): (غائبانه‌) مي‌گويد: «خداي ‌عزوجل‌ را در حالي‌ ياري‌ مي‌دهند كه‌ او را نمي‌بينند». «هرآينه‌ الله قوي‌ است‌» بر نابود كردن ‌كساني‌ كه‌ اراده‌ نابوديشان‌ را دارد «غالب‌ است‌» و نيازي‌ به‌ ياري‌ گرفتن‌ از بندگانش‌ ندارد بلكه‌ آنان‌ را از آن‌ رو به‌ جهاد دستور داده‌ است‌ كه‌ جهاد تحقق‌بخش‌ منافع‌ خود آنهاست‌ و افزون‌ بر آن‌، با جهاد ثواب‌ امتثال‌ امر خدا(ج) را نيز در مي‌يابند.
اين‌ آيه‌ بيانگر دستور و قاعده‌ اساسي‌ براي‌ جامعه‌ اسلامي‌ و نظام‌ حكومت‌ در اسلام‌ است‌ زيرا نشان‌ مي‌دهد كه‌ جامعه‌ اسلامي‌، جامعه‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ شريعت ‌آسماني‌ حكم‌ مي‌كند، بر بنياد آن‌ اداره‌ مي‌شود و روش‌ آن‌ برپا داشتن‌ حق‌ و عدل ‌و مساوات‌ است‌ و اين‌ نظام‌ در زير چتري‌ نيرومند، با صلابت‌ و آهنين‌ كه‌ حمايتگر مبادي‌ و اساسات‌ قانوني‌ و نظام‌ ارزشي‌ آن‌ است‌ قرار داشته‌ و نيروي‌ كوبنده‌ و ويرانگري‌ در اختيار دارد كه‌ هر قدرت‌ متجاوز و فتنه‌گري‌ را كه‌ به‌ خود جرأت ‌دهد تا روياروي‌ آن‌ قرار گيرد و مقدسات‌ آن‌ را پايمال‌ كند، يا در جهت‌ براندازي ‌آن‌ عمل‌ نمايد، يا راه‌ را بر دعوت‌ اسلامي‌ در داخل‌ و خارج‌ سرزمين‌هاي‌ مسلمانان‌ ببندد؛ با توانمندي‌ و صلابت‌ سرجاي‌ آن‌ مي‌نشاند و آن‌ را از سر راه‌ حق ‌و عدل‌ و خير و فضيلت‌ بر مي‌دارد.
اين‌ شريعت‌؛ از معجزات‌ آشكار و قوانين‌ و برنامه‌هاي‌ روشنگري‌ برخوردار است‌ كه‌ كتب‌ آسماني‌ متضمن‌ آنهاست‌ و آخرين‌ اين‌ كتب‌ كه‌ همانا قرآن‌ عظيم‌، اين‌ قانون‌ اساسي‌ زندگي‌ بشر است‌، نظام‌ و برنامه‌ الهي‌ را در آخرين‌ ساختار آن‌ به‌ جامعه‌ انساني‌ معرفي‌ كرده‌ است‌. روش‌ و برنامه‌ حكومت‌ در شريعت‌ خداوند(ج)، پايبندي‌ به‌ حق‌ و عدالت‌ در روابط، مناسبات‌ و تعاملات‌ انسانها است‌ زيرا آسمانها و زمين‌ با عدالت‌ بر پا ساخته‌ شده‌ است‌ ولي‌ در نظام‌ اسلامي‌ بر افرازنده‌ پرچم‌ عدل‌ و اقامه‌كننده‌ آن‌ خود مردم‌اند. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عمربن‌خطاب‌ (رض)آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «إن‌ الله‌ أنزل‌ أربع‌ بركات‌ من‌السماء إلي ‌الأرض: الحديد والنار والماء والملح: خداوند(ج) چهار بركت‌ را از آسمان‌ به‌زمين‌ فرود آورده‌ است: آهن‌، آتش‌، آب‌ و نمك‌ را» . پس با آنچه‌ گفتيم‌، وجه‌ مناسبت‌ ميان‌ كتاب‌، ميزان‌ و آهن‌ در آيه‌ مباركه‌ آشكار شد. امام‌ رازي‌ نيز در توجيه‌ اين‌ مناسبت‌ مي‌گويد: «دين‌ يا اعتقادات‌ است‌ يا معاملات‌، يا اصول ‌است‌ يا فروع‌ و اعتقادات‌ و اصول‌ به‌ اتمام‌ نمي‌رسند مگر با كتاب‌ آسماني‌، بويژه‌ آن‌ گاه‌ كه‌ اين‌ كتاب‌ اعجازگر هم‌ باشد و معاملات‌ يا فروع‌ نظم‌ و سامان‌ نمي‌يابند مگر با ميزان‌ كه‌ همانا نماد عدل‌ است‌. اينها كه‌ سامان‌ يافت‌، نوبت‌ به‌ قوه‌ و نيرويي‌ مي‌رسد كه‌ حمايتگر اصول‌ اعتقادات‌ و فروع‌ عمليات‌ يعني‌ نظامنامه‌هاي‌ تشريعي ‌باشد، اين‌ مؤيد و حمايتگر نيز آهن‌ است‌». سخن‌ امام‌ رازي: به‌ اين‌ حقيقت ‌اشاره‌ دارد كه‌ كتاب‌ ممثل‌ سلطه‌ تشريعي‌ و قانون‌گزاري‌، عدل‌ ممثل‌ سلطه‌ قضايي ‌و آهن‌ ممثل‌ سلطه‌ اجرايي‌ است‌.
 
سوره حديد آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحاً وَإِبْرَاهِيمَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ فَمِنْهُم مُّهْتَدٍ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هرآينه‌ نوح‌ و ابراهيم‌ را» به‌ رسالت‌ «فرستاديم‌ و در ذريه‌ آنان‌ پيامبري‌ و كتاب ‌را قرار داديم‌» يعني: نبوت‌ را در آنان‌ قرار داديم‌ پس‌ همه‌ پيامبران‌ از نسل‌ اين‌ دوپيامبر اولي‌العزم‌ الهي‌ هستند و خداي‌ متعال‌ كتابهاي‌ آسماني‌ را بر احدي‌ جز پيامبران‌ برآمده‌ از نسل‌ ايشان‌ فرو نفرستاده‌ است‌ «پس‌ بعضي‌ از آنان‌ راه‌يابنده‌اند» يعني: بعضي‌ از ذريه‌ و نسل‌ اين‌ پيامبران(ع)، يا بعضي‌ از كساني‌ كه ‌پيامبران(ع) به‌سوي‌ آنها فرستاده‌ شده‌اند، با پيروي‌ از ايشان‌ به‌ سوي‌ حق‌ راهيافته‌اند «و بسياري‌ از آنان‌ فاسق‌اند» يعني: از راه‌ مستقيم‌ خارج‌ شده‌اند.
 
	سوره حديد آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاء رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«باز از پي‌ ايشان‌» يعني: از پي‌ نوح‌، ابراهيم‌ و پيامبران‌ پيشين(ع) «پيامبران ‌خود را فرستاديم‌ و عيسي‌ پسر مريم‌ را از پي‌ آورديم‌» عيسي‌(ع) از جهت‌ مادر از نسل‌ابراهيم‌(ع) است‌ زيرا او را با پدر نسبتي‌ نيست‌ چرا كه‌ پدري‌ ندارد، در غير آن‌ مردم ‌نسب‌ خويش‌ را از پدران‌ خويش‌ مي‌گيرند «و به‌ او انجيل‌ را داديم‌» و آن‌ كتابي ‌است‌ كه‌ خداوند(ج) بر عيسي‌(ع) نازل‌ فرمود «و در دل‌ كساني‌ كه‌ از او پيروي‌ كردند، رأفت‌ و رحمتي‌ قرار داديم‌» رأفت: دفع‌ نمودن‌ بدي‌ با لطف‌ و نرمي‌ و رحمت: جلب ‌خير و مودت‌ با نيكوكاري‌ و به‌ كارگرفتن‌ شيوه‌هاي‌ خوب‌ است‌. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ اين‌ پيروان‌ برخوردار از رأفت‌ و رحمت‌ عيسي‌(ع) حواريون‌ و پيروانشان‌ بودند كه‌ خداوند(ج) در دلهايشان‌ براي‌ مردم‌ رحمتي‌ قرار داد، بر خلاف‌ يهود كه‌ اينچنين ‌نيستند و سخت‌ سنگدل‌ و بي‌رحم‌ مي‌باشند «و رهبانيتي‌ را كه‌ آنها خود آن‌ را بدعت ‌نهاده‌اند ما برآنان‌ فرض‌ نساخته‌ بوديم‌» يعني: ما نه‌ آن‌ رهبانيت‌ را برايشان‌ مشروع‌ گردانيده‌ بوديم‌ و نه‌ آنان‌ را بدان‌ امر كرده‌ بوديم‌ بلكه‌ خودشان‌ به‌ انگيزه‌ غلو و افراط در عبادت‌، آن‌ را برگزيده‌ و با پرهيز از نكاح‌، بي‌علاقه‌گي‌ به‌ غذا و نوشيدني‌ و گوشه‌گيري‌ در كنج‌ غارها و صومعه‌ها، بر خود سختي‌هايي‌ را تحميل ‌كردند.
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ اصل‌ ظهور اين‌ رهبانيت‌ از آنجا ناشي‌ شد كه‌ شاهان‌ و فرمانروايانشان‌ از راه‌ حق‌ منحرف‌ شده‌ و آن‌ را تغيير دادند و رفته‌ رفته‌ از عيسويان‌ راستين‌ جز تعداد اندكي