 جهت ‌مفيد تأكيد نيز هست‌. يعني: قضيه‌ روشن‌تر از آن‌ است‌ كه‌ نيازي‌ به‌ قسم‌ خوردن ‌داشته‌ باشد، چه‌ رسد به‌ اين‌كه‌ براي‌ اثبات‌ درستي‌ آن‌، همچو قسم‌ بزرگي‌ ياد شود. دليل‌ اين‌كه‌ خداوند(ج) مخصوصا به‌ غروبگاه‌هاي‌ ستارگان‌ سوگند خورد، دو چيز است‌ : يكي‌ اين‌ كه‌ غروب‌ ستارگان‌ نشان‌ دهنده‌ زوال‌ اثر آنهاست‌ و اين‌ خود بر وجود مؤثر فناناپذيري‌ دلالت‌ مي‌كند كه‌ تأثير آن‌ هرگز زوالي‌ ندارد، بدين‌ جهت‌ ابراهيم‌(ع) با افول‌ ستارگان‌ بر وجود خداوند(ج) استدلال‌ كرد. دوم‌ اين‌ كه‌ اواخر شب‌ بدون‌ شك‌ خاصيت‌هاي‌ شريف‌ و برتري‌ دارد.
مسلم‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ از ابن‌عباس‌(رض) روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: در زمان‌ رسول‌ اكرم‌ ص به‌ مردم‌ باران‌ فرو فرستاده‌ شد پس‌ آن‌ حضرت‌ ص فرمودند: اينك‌ بعضي‌ از مردم‌ شاكرند و بعضي‌ ناسپاس‌ اما آنان‌كه‌ شكرگزارند گفتند: اين ‌رحمتي‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) آن‌ را بر ما منت‌ نهاد و اما بعضي‌ از  كساني‌ كه ‌ناسپاس‌اند، گفتند: باران‌ به‌ سبب‌ فلان‌ ستاره‌ در حال‌ غروب‌ بر ما فرود آمده ‌است‌، همان‌ بود كه‌ اين‌ آيات: (‏ فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ‏)تا (‏ وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ ‏)نازل‌ شد.
 
سوره واقعة آيه  76
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر بدانيد اين‌ قسمي‌ است‌ بزرگ‌» زيرا «مقسم‌ به‌» كه‌ ستارگانند بر قدرت ‌عظيم‌، حكمت‌ كامل‌ و فرط رحمت‌ خداوند(ج) دلالت‌ مي‌كنند.
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2993.txt"> آيه  77</a><a class="text" href="w:text:2994.txt"> آيه  78</a><a class="text" href="w:text:2995.txt">آيه  79</a><a class="text" href="w:text:2996.txt">آيه  80</a><a class="text" href="w:text:2997.txt">آيه  81</a><a class="text" href="w:text:2998.txt">آيه  82</a><a class="text" href="w:text:2999.txt">آيه  83-84-85</a><a class="text" href="w:text:3000.txt"> آيه  86-87</a><a class="text" href="w:text:3001.txt">آيه  88-89</a><a class="text" href="w:text:3002.txt"> آيه  90-91</a><a class="text" href="w:text:3003.txt">آيه  92-93</a><a class="text" href="w:text:3004.txt">آيه  94</a><a class="text" href="w:text:3005.txt">آيه  95</a><a class="text" href="w:text:3006.txt">آيه  96</a><a class="text" href="w:text:3007.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:3008.txt"> آيه  2</a><a class="text" href="w:text:3009.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:3010.txt">وجه‌ تسميه: ﴿سوره‌ حدید ﴾</a></body></html>سوره واقعة آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ اين‌ كتاب‌ قرآني‌ است‌ كريم‌» اين‌ آيه‌ «مقسم‌ عليه‌» است‌. يعني: به ‌منزلگاه‌هاي‌ ستارگان‌ قسم‌ مي‌خورم‌ كه‌ اين‌ كتاب‌ قرآني‌ است‌ گرامي‌ داشته‌ من‌ كه‌ آن‌ را در عزت‌ و قدر و منزلت‌ بر تمام‌ كتابها برتري‌ داده‌ام‌ و آن‌ را بزرگتر و گرامي‌تر از آن‌ داشته‌ام‌ كه‌ از مقوله‌ سحر، كهانت‌، فال‌بيني‌ يا دروغ‌ و مانند آنها باشد. چنان‌كه‌ قرآن‌ به‌ اين‌ دليل‌ نيز كريم‌ است‌ كه‌ در آن‌ اخلاق‌ كريمانه‌ و ارزشهاي‌ متعالي‌ طرح‌ و تبيين‌ شده‌ است‌ و بنابراين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ حافظ آن‌ گرامي‌ و قاري‌ آن‌ بزرگ‌ داشته‌ مي‌شود. مناسبت‌ ميان‌ مقسم‌به‌ كه‌ ستارگان‌ است‌ و ميان‌ مقسم‌ عليه‌ كه‌ قرآن‌ است‌ آشكار مي‌باشد زيرا چنان‌ كه‌ ستارگان‌ تاريكي‌ها را روشن‌ مي‌كنند، آيات‌ قرآن‌ نيز در دنيا و آخرت‌ راه‌ و روش‌ زندگي‌ را روشن ‌مي‌كنند و چنان‌ كه‌ ستارگان‌ تاريكي‌هاي‌ حسي‌ را از بين‌ مي‌برند، قرآن‌ نیز تاريكي‌هاي‌ معنوي‌ يعني‌ تاريكي‌هاي‌ جهل‌ و گمراهي‌ را از بين‌ مي‌برد.
 
	سوره واقعة آيه  78
‏متن آيه : ‏
‏ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! قرآن‌ «در كتابي‌ نهفته‌» يعني: پوشيده‌ و مصون‌ قراردارد كه‌ جز فرشتگان‌ مقرب‌ كسي‌ ديگر بر آن‌ اطلاع‌ ندارد. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: آن‌ كتاب‌كه‌ لوح‌ محفوظ مي‌باشد، از باطل‌ محفوظ است‌.
 
	سوره واقعة آيه  79
‏متن آيه : ‏
‏ لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ آن‌ جز پاك‌شدگان‌ دست‌ نمي‌رسانند» يعني: كتاب‌ مصون‌ و محفوظ را جز پاكيزگان‌ از بهره‌هاي‌ نفسي‌ در آسمان‌ كه‌ فرشتگانند، مساس‌ نمي‌كنند اما شياطين ‌به‌ آن‌ دسترسي‌ ندارند همچنين‌ در زمين‌ نيز جز پاك‌شدگان‌ از جنابت‌ و ناپاكي‌ و بي‌وضويي‌، به‌ آن‌ دست‌ نمي‌رسانند. از فحواي‌ اين‌ آيه‌ دانسته‌ مي‌شود كه‌ نبايد اشخاص‌ كافر، جنب‌ و بي‌وضوء قرآن‌ را مساس‌ كنند پس‌ بنابراين‌، خبر به‌ معناي ‌نهي‌ است‌ يعني‌ هرچند (لايمسه‌) به‌ صيغه‌ نفي‌ بيان‌ شده‌ اما مراد از آن‌ نهي‌ مي‌باشد چنان‌كه‌ جمهور فقها و از جمله‌ ائمه‌ مذاهب‌ اربعه‌ بنابراين‌ آيه‌ و نيز بر مبناي ‌حديث‌ شريف‌ ذيل: «قرآن‌ را جز شخصي‌ كه‌ پاك‌ است‌، مساس‌ نكند»؛ بر منع ‌اشخاص‌ ياد شده‌ از مساس‌ كردن‌ قرآن‌ متفق‌القول‌ اند و فقط مالكي‌ها مساس‌كردن ‌قرآن‌ از سوي‌ شخص‌ بي‌وضوء را براي‌ ضرورت‌ تعليم‌ و تعلم‌ جايز شمرده‌اند.
 
	سوره واقعة آيه  80
‏متن آيه : ‏
‏ تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فروفرستاده‌اي‌ از سوي‌ پروردگار عالميان‌ است‌» اين‌ چهارمين‌ وصف‌ براي ‌قرآن‌ كريم‌ در چهارمين‌ آيه‌ است‌.
 
	سوره واقعة آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَبِهَذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا شما به‌ اين‌ سخن‌» يعني: به‌ قرآني‌ كه‌ به‌ اوصاف‌ ياد شده‌ وصف‌ شد؛ «سستي‌ مي‌ورزيد؟» مدهنون: يعني‌ آيا شما با كفار در كفرشان‌ نرمش‌ و مدارا مي‌كنيد؟ اصل‌ مدهن‌ كسي‌ است‌ كه‌ ظاهرش‌ برخلاف‌ باطنش‌ باشد، گو اين‌كه‌ او در رواني‌ و نرمي‌ خود به‌ دهن‌ (روغن‌) شباهت‌ دارد و اين‌ از باب‌ به‌كار گرفتن ‌لفظ در يك‌ امر معنوي‌ بر سبيل‌ مجاز است‌، مجازي‌ كه‌ به‌ خاطر شهرت‌ خود به‌ حقيقت‌ عرفي‌ تبديل‌ شده‌ است‌.
 
سوره واقعة آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» آيا شما «تنها روزيتان‌ را در تكذيب‌ آن‌ قرار مي‌دهيد؟» يعني: آيا شكر و سپاس‌ روزيتان‌ را كه‌ همانا فروفرستادن‌ باران‌ است‌ در اين‌ قرار مي‌دهيد كه‌ نعمت ‌خداوند(ج)  را تكذيب‌ و انكار كرده‌ و اين‌ تكذيب‌ و انكار را به‌ جاي‌ شكر قرار دهيد؟ چرا كه‌ به‌جاي‌ شكرگزاري‌ بخشنده‌ و فروآورنده‌ باران‌، آن‌ را به‌ستارگان‌ نسبت‌ مي‌دهيد و مي‌گوييد: ما به‌ خاطر غروب‌ فلان‌ ستاره‌ از منزلگاه‌ خود در مغرب‌ و طلوع‌ ستاره‌ رقيب‌ آن‌ از مشرق‌، باران‌ يافته‌ايم‌؟ شايان‌ ذكر است ‌كه‌ اعراب‌ باران‌، باد، گرما و سرما را به‌ ستاره‌هاي‌ غروب‌ كرده‌، يا به‌ ستاره‌هاي ‌طلوع‌كننده‌ نسبت‌ مي‌دادند.
  
سوره واقعة آيه  83