‌، تصنيف‌ و دسته‌بندي‌ دقيقي‌ را بيان‌ نموده‌ كه‌ اينك‌ به‌ ايجاز آن‌ را نقل‌ مي‌كنيم:
1 ـ گاهي‌ خداوند متعال‌ به‌ يك‌ چيز يا به‌ يك‌ حرف‌ قسم‌ ياد كرده‌ است‌؛ مثال‌ يك‌ چيز: «و العصر» و «و النجم‌» و مثال‌ يك‌ حرف: «ص‌» و «ن‌» است‌.
2 ـ گاهي‌ به‌ دو چيز و به‌ دو حروف‌ قسم‌ ياد كرده‌ است‌؛ مثال‌ دو چيز: «والضحي ‌والليل‌» و «والسماء و الطارق‌» و مثال‌ دو حرف: «طه‌»، «طس‌»، «يس‌» و «حم‌» است‌.
3 ـ گاهي‌ به‌ سه‌ چيز و به‌ سه‌ حرف‌ قسم‌ ياد كرده‌ است‌؛ مثال‌ سه‌ چيز: «والصافات‌...  فالزاجرات‌...  فالتاليات‌...» و مثال‌ سه‌ حرف: «الم‌»، «طسم‌» و«الر» است‌.
4 ـ گاهي‌ به‌ چهار چيز و به‌ چهار حرف‌ قسم‌ ياد كرده‌است‌؛ مثال‌ چهار چيز: (والذاريات‌...  فالحاملات‌...  فالجاريات‌...  فالمقسمات‌...)، (والسماء ذات‌ البروج‌...)، (والتين‌ والزيتون‌...  )؛ و مثال‌ چهار حرف: «المص‌» در اول‌ سوره‌ «اعراف‌» و«المر» در اول‌ سوره‌ «رعد» است‌.
5 ـ گاهي‌ به‌ پنج‌ چيز و به‌ پنج‌ حرف‌ قسم‌ ياد كرده‌است‌؛ مثال‌ پنج‌ چيز: (والطور...)، (والمرسلات‌...)، (النازعات‌...) و (والفجر...) و مثال‌ پنج‌ حرف: (كهيعص‌) و (حمعسق‌) است‌.
6 ـ خداوند(ج) جز در يك‌ سوره‌ به‌ بيشتر از پنج‌ چيز قسم‌ ياد نكرده‌ و آن‌ سوره: (والشمس‌ وضحاها...) است‌ و به‌ بيشتر از پنج‌ حرف‌ نيز قسم‌ ياد نكرده‌ است‌ تا كلمه‌ سنگين‌ نشود.
7 ـ خداوند(ج) در آغاز بيست‌ و هشت‌ سوره‌ به‌ حروف‌ قسم‌ ياد كرده‌ و قسم‌ به‌ حروف‌ جز در اوايل‌ سوره‌ها، در ديگر مواضع‌ قرآن‌ كريم‌ نيامده‌ است‌».
خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ مفسران‌ در تأويل‌ معناي‌ «ق‌» بر يازده‌ قول‌ متعارض ‌اختلاف‌نظر دارند كه‌ بر صحت‌ هيچ‌ يك‌ از آنها دليلي‌ وجود ندارد بنابراين‌، از ذكر آنها صرف‌نظر كرديم‌.
 
سوره ق آيه  2‏متن آيه : ‏‏ بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءهُمْ مُنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٌ عَجِيبٌ ‏
 آيه  3‏متن آيه : ‏‏ أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَاباً ذَلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«بلكه‌ از اين‌كه‌ هشداردهنده‌اي‌ از ميان‌ خودشان‌ برايشان‌ آمد، تعجب‌ كردند» يعني: كفار از اين‌كه‌ بشري‌ از ميان‌ خودشان‌ ـ كه‌ محمد ص است‌ ـ به‌ عنوان ‌هشداردهنده‌اي‌ به‌ سراغشان‌ آمد، شگفت‌زده‌ شدند پس‌ به‌ صرف‌ تشكيك‌ و رد دعوت‌ هشداردهنده‌ اكتفا نكرده‌ بلكه‌ آن‌ را از امور عجيب‌ و شگفت‌آور نيز تلقي ‌كردند؛ «و كافران‌ گفتند: اين‌ چيزي‌ است‌ عجيب‌» يعني: ما از اين‌كه‌ پيامبر بشري ‌همانند ما باشد، در تعجب‌ و شگفتي‌ فرورفته‌ايم‌ و نيز در شگفتيم‌ از اين‌كه‌ بعد ازمرگ‌ برانگيخته‌ شويم‌؛ «آيا چون‌ مرديم‌ و خاك‌ شديم‌» و اجزاي‌ بدن‌ ما در زمين ‌پراكنده‌ شد و به‌ خاك‌ تبديل‌ گرديد آن‌گاه‌ خداوند ـ چنان‌كه‌ اين‌ هشداردهنده ‌مي‌گويد ـ ما را برمي‌انگيزد و به‌ سوي‌ خويش‌ باز مي‌گرداند؟ «اين‌» يعني: اين ‌از نو زنده‌ شدن‌ «بازگشتي‌ بعيد است‌» يعني: دور از عقل‌، يا دور از ظن‌ و عادت ‌است‌ زيرا عقل‌ آن‌ را تصديق‌ نمي‌كند چرا كه‌ ـ به‌ زعم‌ آنان‌ ـ اين‌ امري‌ است‌ غير ممكن‌.
 
سوره ق آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِندَنَا كِتَابٌ حَفِيظٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌ گاه‌ حق‌ تعالي‌ در بيان‌ مطلقيت‌ قدرت‌ و علمش‌ مي‌فرمايد: «قطعا دانسته‌ايم ‌كه‌ زمين‌ چه‌ مقدار از اجسادشان‌ را فرو مي‌كاهد» بعد از مرگ‌شان‌ پس‌ اين‌ امر كه ‌اجساد در كجا پراكنده‌ شده‌ و به‌ كجا رفته‌اند، بر ما پنهان‌ نيست‌ و چيزي‌ از آن‌ از نزد ما گم‌ نمي‌شود «و نزد ما كتاب‌ ضبط كننده‌اي‌ است‌» يعني: نزد ما كتابي‌ است‌ كه‌ نگاه‌دارنده‌ شمار آنان‌، نامهاي‌ آنان‌ و همه‌ چيز آنان‌ و نيز نگاه‌دارنده‌ تفاصيل‌ وجزئيات‌ همه‌ اشياء است‌ كه‌ اين‌ كتاب‌، لوح‌ محفوظ مي‌باشد.
 	سوره ق آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَّرِيجٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«نه‌ بلكه‌ حق‌ را دروغ‌ شمردند» يعني: كفار ياد شده‌، از مرز تعجب‌ و استبعاد نيز فراتر رفته‌ و صراحتا حق‌ را تكذيب‌ كردند. مراد از «حق‌» در اينجا، قرآن‌ و نبوت‌ است‌ كه‌ به‌ وسيله‌ معجزات‌ ثابت‌ شده‌ است‌؛ «وقتي‌ برايشان‌ آمد» يعني: به‌ مجرد اين‌كه‌ حق‌ به‌ وسيله‌ قرآن‌ به‌ آنان‌ ابلاغ‌ شد، آن‌ را مورد تكذيب‌ قرار دادند، بي‌آن‌كه‌ در آن‌ تدبر، تفكر و امعان‌ نظر نموده‌ و ژرف‌ بينديشند «پس‌ آنان‌ در كاري ‌سردرگم‌اند» يعني: آنان‌ آشفته‌، سردرگم‌ و مضطربند، گاهي‌ مي‌گويند: محمد ص ساحر است‌، باري‌ مي‌گويند: او شاعر است‌ و باري‌ مي‌گويند: فال‌ بين‌ و كاهن‌ است‌ پس‌ استقرار فكري‌ ندارند.
 
	 سوره ق آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاء فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند متعال‌ نمونه‌هايي‌ از آفرينش‌ خود را ذكر مي‌كند كه‌ بسيار بزرگتر از آن‌ چيزي‌ است‌ كه‌ آنها از امكان‌ اعاده‌ خلقت‌ آن‌ در شگفتي‌ و استبعاد فروافتاده‌اند: «مگر» آن‌گاه‌ كه‌ آنان‌ منكر بعث‌ بعد از مرگ‌ شدند؛ «به‌ آسمان ‌بالاي‌ سرشان‌ ننگريسته‌اند كه‌ چگونه‌ آن‌ را» بر اين‌ وصف‌ عجيب‌ و شگفت‌آور «بنا كرده‌ايم‌» زيرا آسمانها بدون‌ ستوني‌ كه‌ بر آن‌ تكيه‌ داشته‌ باشند، برافراشته‌ شده‌اند «و چگونه‌ آن‌ را آراسته‌ايم‌؟» با رنگ‌ زيبا و چشم‌نواز و ستارگاني‌ كه‌ همچون ‌چراغها در آن‌ نورافشاني‌ مي‌كنند «و براي‌ آن‌ هيچ‌ گونه‌ شكافتگي‌اي‌ نيست‌» يعني: هيچ‌گونه‌ خلل‌، عيب‌، شكاف‌ و بي‌نظمي‌اي‌ در آسمانها نيست‌.
 
	سوره طه آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ خَالِدِينَ فِيهِ وَسَاء لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حِمْلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در آن‌» مجازات‌ كه‌ آتش‌ دوزخ‌ است‌ «جاودانه‌ هستند و چه‌ بدباري‌است‌» آن‌ بار سنگين‌ «برايشان‌ كه‌ روز قيامت‌ خواهند داشت‌» يعني‌: اين‌ گناه‌ بزرگشان‌ در روز قيامت‌ چه‌ سربار بدي‌ برايشان‌ است‌.
 
	سوره ق آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ‏
 
‏ترجمه :
 ‏«و زمين‌ را گسترديم‌» يعني: آن‌ را هموار و مسطح‌ ساختيم‌؛ به‌ حسب‌ نگاه‌ جزئي‌ انسان‌ به‌ سوي‌ موقعيت‌ جغرافيايي‌اي‌ كه‌ در آن‌ زندگي‌ مي‌كند، نه‌ نظر به‌كليت‌ وجودي‌ آن‌؛ زيرا زمين‌ در كليت‌ خود، سياره‌اي‌ كروي‌ است‌ «و در آن‌ كوه‌ها درافگنديم‌» رواسي: يعني‌ كوه‌هاي‌ استوار و لنگرآسا «و در آن‌ از هرگ