مان‌ آورده‌اند و به‌ طاعت‌ وي‌ عمل‌ كرده‌اند؛ پس‌ اين‌ آخرت ‌است‌ كه‌ ماندگار و فنانشدني‌ است‌ و نعمتهاي‌ آن‌ زوال‌ناپذير مي‌باشد. درحديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ سهل‌بن‌سعد(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «لو أن‌ الدنيا تزن‌ عند الله‌ جناح‌ بعوضة‌ ما سقي‌ منها كافرا شربة‌ ماء: اگر دنيا در نزد خداوند به‌اندازه‌ بال‌ پشه‌اي‌ ارزش‌ مي‌داشت‌، او هرگز هيچ‌ كافري‌ را از آن‌ جرعه ‌آبي‌ نمي‌نوشانيد». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ طبراني‌ آمده‌ است‌ كه‌ چون ‌رسول‌ خدا ص از زنان‌ خويش‌ «ايلاء» كردند، عمربن‌ خطاب‌(رض) نزد ايشان‌ آمد و ديد كه‌ ايشان‌ بر روي‌ حصيري‌ درشت‌ برهنه‌اي‌ تكيه‌ داده‌اند كه‌ اثر زمختي‌ آن‌ بر پهلوي‌ مباركشان‌ مشهود بود پس‌ بي‌اختيار اشك‌ بر چشمانش‌ سرازير شد و گفت: يا رسول‌الله! كسري‌ و قيصر در آن‌ ناز و نعمتي‌ قرار دارند كه‌ دارند و شما كه‌ برگزيده‌ خداوند(ج)  از خلق‌ وي‌ هستيد...؟! رسول‌ خدا ص كه‌ تكيه‌ داده‌ بودند، نشستند و فرمودند: «اي‌ فرزند خطاب‌! آيا تو در شك‌ هستي‌؟ سپس‌ افزودند: آن‌ گروه‌ مردمي‌ هستند كه‌ لذتها و گوارايي‌هاي‌ آنها در زندگاني‌ دنيايشان‌ به‌ آنها داده‌ شده ‌است‌»، يعني‌ آنها از نعمت‌ و لذت‌ آخرت‌ محرومند. در روايت‌ ديگري ‌آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «آيا راضي‌ نيستي‌ كه‌ دنيا از آنان‌ باشد و آخرت‌ از آن‌ ما؟».
آيه‌ كريمه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ يكي‌ از عوامل‌ بازگرداننده‌ انسان‌ مسلمان‌ از دينش‌، ديدن‌ كفار در وضعيت‌ اقتصادي‌ برتر است‌ و اين‌ همان‌ واقعيتي‌ است‌ كه‌ ما در عصر خود نيز آن‌ را ملاحظه‌ كرده‌ و بسياري‌ از مسلمانان‌ را مي‌بينيم‌ كه‌ مشاهده ‌پيشرفت‌ اقتصادي‌ كفار، آنها را نسبت‌ به‌ دين‌ و آيينشان‌ بي‌ميل‌ ساخته‌ است‌.
 
	سوره زخرف آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هر كس‌ از ياد رحمان‌ تغافل‌ كند» يعني: هر كس‌ از بصيرت‌ بي‌بهره‌ بوده‌ و بينش‌ باطني‌اش‌ از ديدن‌ حقيقت‌ كور شود و در نتيجه‌، از ياد خداي‌ رحمان‌ دل ‌بگرداند «بر او شيطاني‌ مي‌گماريم‌» يعني: بر او شيطاني‌ را مسلط مي‌گردانيم‌. اعشي: كسي‌ است‌ كه‌ در شب‌ كور است‌ و در روز مي‌بيند اما مراد از آن‌ در اينجا ـ چنان‌كه‌ در تفسير آن‌ بيان‌ شد ـ كوري‌ بصيرت‌ باطني‌ است‌ «پس‌ آن‌ شيطان ‌برايش‌ همنشين‌ است‌» يعني: آن‌ شيطان‌، هميشه‌ همراه‌ اوست‌ و هرگز از او جدا نمي‌شود بلكه‌ او را در تمام‌ امورش‌ دنبال‌ مي‌كند و او نيز از آن‌ شيطان‌ در تمام‌ وسوسه‌هايي‌ كه‌ بر وي‌ مي‌افگند، اطاعت‌ و دنباله‌روي‌ مي‌نمايد.
ابن‌ابي‌حاتم‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ گفته‌است: قريشيان‌ گفتند؛ بر هر يك ‌از ياران‌ محمد مردي‌ را بر گماريد كه‌ بر او مسلط شود. در اين‌ ميان‌، طلحه‌بن‌عبيدالله(رض) را بر ابوبكر صديق‌(رض) گماردند، طلحه‌ ـ درحالي‌كه‌ ابوبكر صديق‌(رض) در ميان‌ قريش‌ بود ـ نزد او آمد. ابوبكر(رض) به‌ او گفت: مرا به‌سوي‌ چه‌ چيزي ‌دعوت‌ مي‌كني‌؟ طلحه‌ پاسخ‌ داد: تو را به‌سوي‌ پرستش‌ لات‌ و عزي‌ دعوت ‌مي‌كنم‌. ابوبكر(رض) گفت: مگر لات‌ كيست‌؟ طلحه‌ گفت: او از فرزندان‌ خداست‌! ابوبكر صديق‌(رض) پرسيد: عزي‌ كيست‌؟ طلحه‌ سكوت‌ كرد و پاسخي‌ نداد ولي ‌روي‌ به‌ ياران‌ مشرك‌ خويش‌ نمود و گفت: پاسخ‌ اين‌ مرد را بدهيد. اما آنان‌ نيز سكوت‌ كردند و جوابي‌ پس‌ ندادند. در اين‌ هنگام‌، طلحه‌ روي‌ به‌ ابوبكر صديق‌(رض) كرد و گفت: برخيز اي‌ ابوبكر! گواهي‌ مي‌دهم‌ كه‌ خدايي‌ جز معبود يگانه‌ نيست‌ و گواهي‌ مي‌دهم‌ كه‌ محمد ص رسول‌ خداست‌ آن‌گاه‌ كلمه‌ شهادت ‌را در محضر همه‌ با نداي‌ بلند ادا كرد. همان‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ اين‌ آيه ‌كريمه‌ را نازل‌ فرمود.
 
سوره زخرف آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مسلما آنها» يعني: شياطين‌ برگمارده‌ «آنان‌ را از راه‌ باز مي‌دارند» يعني: شياطيني‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ آنها را بر هر يك‌ از كساني‌ كه‌ از ياد او تغافل‌ مي‌كنند، برگمارده‌؛ ميان‌ آنها و ميان‌ رفتن‌ به‌ راههاي‌ حق‌ حايل‌ مي‌شوند و آنها را از راه‌ حق‌ بازداشته‌ و اين‌ وسوسه‌ را به‌ آنان‌ القا مي‌كنند كه: بر طريق‌ هدايت‌ قرار دارند و راه‌ درستي‌ را برگزيده‌اند «و مي‌پندارند كه‌ خود رهيافته‌اند» يعني: كفار به‌سبب‌ اين ‌وسوسه‌، مي‌پندارند كه‌ راهيافته‌اند و راهي‌ را كه‌ مي‌روند، راه‌ درستي‌ است‌.
 
	سوره زخرف آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا آن‌گاه‌ كه‌ نزد ما آيد» آن‌ انسان‌ غافل‌ مانده‌ از ياد ما كه‌ شيطانش‌ بر او مسلط بوده‌ است‌ پس‌ در آنجا به‌ شيطان‌ خود «مي‌گويد: اي‌ كاش‌ ميان‌ من‌ و تو، فاصله ‌مشرقين‌ بود» مراد از «مشرقين‌»: مشرق‌ و مغرب‌ است‌ كه‌ از باب‌ تغليب‌ «مشرقين‌» گفته‌ شد چنان‌ كه‌ از همين‌ باب‌، به‌ خورشيد و ماه‌ «قمرين‌» و به‌ پدر و مادر «ابوين‌» گفته‌ مي‌شود. «پس‌ چه‌ بدهمنشيني‌ است‌!» و چه‌ بد همراه‌ و همدمي‌ است‌ آن‌ شيطان‌ برگمارده‌ براي‌ انسان‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «هر فرد مسلمان‌، با خود همنشيني‌ از جن‌ دارد و شيطان‌ بر فرزند آدم‌ در مجراي‌ خون ‌وي‌ جاري‌ مي‌شود».
 
	سوره زخرف آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَن يَنفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذ ظَّلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
و براي‌ آن‌ غافلان‌ در روز قيامت‌ گفته‌ مي‌شود: «و امروز هرگز» پشيماني ‌«سودتان‌ ندهد» اي‌ تيره‌ روزان‌! «چرا كه‌ ستم‌ ورزيده‌ايد» بر خود در دنيا با شرك‌ورزيدن‌ به‌ خداي‌ سبحان‌ «در حقيقت‌ شما در عذاب‌ مشترك‌ هستيد» يعني: امروز، هرگز اشتراك‌ شما در عذاب‌ به‌ شما سودي‌ نمي‌بخشد، برخلاف‌ حال‌ دنيا كه‌ چون‌ مصيبت‌ در آن‌ عام‌ شود، تحمل‌ آن‌ هم‌ آسان‌ مي‌گردد چنان‌ كه‌ گفته‌اند: «البلية‌ إذا عمت‌ طابت:  بلا چون‌ همگاني‌ گردد، گوارا مي‌شود».
 
	سوره زخرف آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَمَن كَانَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ آيا تو» اي‌ محمد ص! «مي‌تواني‌ كران‌ را بشنواني‌، يا كوران‌ را راه‌ مي‌تواني‌ نمود» يعني: تو بر اين‌ كار قادر نيستي‌ پس‌ از اين‌ امر دلتنگ‌ نشو كه‌ آنان‌ كفر ورزيده‌اند بلكه‌ بر