«و براي‌ شما هيچ‌ منكري‌ نيست‌» يعني: شما در آن‌ روز هيچ‌ منكري‌ را نمي‌يابيد كه‌ عذابي‌ را كه‌ بر شما فرود آمده‌، انكار كند و آن‌ را ناپسند بداند و خودتان‌ نيز قدرت‌ انكار چيزي‌ از گناهان‌ خويش‌ را نداريد زيرا اعمالتان‌ در كارنامه‌هايتان‌ ثبت‌ شده‌ است‌ و زبانها و اندامها و پوستهایتان‌ نيز به‌ آن‌ گواهي ‌مي‌دهد لذا از عذاب‌ خدا(ج)  هيچ‌ پناهگاهي‌ جز به‌سوي‌ خود وي‌ وجود ندارد.
 
	آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الْإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الْإِنسَانَ كَفُورٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ اگر رويگردان‌ شدند» از اجابت‌ نداي‌ حق‌ «ما تو را بر آنان‌ نگهبان‌» اعمالشان‌ «نفرستاديم‌» تا آنان‌ را در برابر اعمالشان‌ محاسبه‌ كني‌ پس‌ ما تو را ناظر و مراقب‌ آنان‌ نگمارده‌ايم‌ «بر عهده‌ تو جز پيام‌رساني‌» آن‌ پيامهايي‌ كه‌ مأمور ابلاغ‌ آنها به‌ مردم‌ شده‌اي‌ «نيست‌» و جز اين‌، هيچ‌ تكليف‌ ديگري‌ بر عهده‌ نداري ‌و تو اين‌ مأموريت‌ را به‌درستي‌ انجام‌ داده‌اي‌ «و ما چون‌ رحمتي‌ از جانب‌ خود به‌ انسان‌ بچشانيم‌» يعني: نعمتي‌ مانند سلامتي‌، توانگري‌، امنيت‌ و غيره‌ «بدان‌ شاد شود» يعني: به‌ سبب‌ آن‌ نعمت‌، سرمست‌ و مغرور و متكبر مي‌گردد «و اگر به‌ آنان ‌مصيبتي‌ برسد» يعني: بلا، بيماري‌، فقر، يا ترسي‌ برسد «به‌سبب‌ آنچه‌ دستهاي ‌آنان‌ پيش‌ فرستاده‌ است‌» از گناهان‌ «آن‌گاه‌ انسان‌ ناسپاس‌ است‌» تمام‌ نعمتها را فراموش‌ كرده‌ و فقط از بلا يادآوري‌ مي‌كند و در علت‌ و سبب‌ فرود آمدن‌ آن‌ هيچ ‌تأمل‌ نمي‌ورزد پس‌ اين‌ ناسپاسي‌اي‌ است‌ آشكار. تعبير «دستهاي‌ آنان‌ پيش‌فرستاده‌است‌»، از آن ‌روي‌ است‌ كه‌ بيشتر اعمال‌ با دست‌ انجام‌ مي‌شود. البته‌ نمودهاي‌ ناسپاسي‌، در مردان‌ كمتر و در زنان‌ بيشتر ديده‌ مي‌شود. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است: «اي‌ گروه‌ زنان‌! صدقه‌ بدهيد زيرا من‌ شما را اكثريت‌ اهل‌دوزخ‌ ديده‌ام‌. در اين‌ هنگام‌ زني‌ گفت: به‌ چه‌ سبب‌ اي‌ رسول‌ خدا؟ فرمودند: «لأنكن‌ تكثرن‌ الشكاية‌ و تكفرن‌ العشير، لو أحسنت‌ إلي‌ احداهن‌ الدهر، ثم‌ تركت‌ يوما قالت‌ ما رأيت‌ منك‌ خيرا قط: زيرا شما (از زندگي) بسيار شكايت‌ مي‌كنيد و شوهران‌ را ناسپاسي‌ مي‌نماييد؛ اگر به‌ يكي‌ از زنان‌ تمام‌ عمر نيكي‌ كني‌، سپس‌ اين ‌نيكي‌ را فقط يك‌ روز از وي‌ دريغ‌ داري‌، مي‌گويد: من‌ هرگز از تو هيچ‌ خيري ‌نديده‌ام‌!».
	آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ إِنَاثاً وَيَهَبُ لِمَن يَشَاءُ الذُّكُورَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فرمانروايي‌ آسمانها و زمين‌ از آن‌ خداوند است‌» يعني: حق‌ تعالي‌ صاحب‌ اختيار و مالك‌ تصرف‌ در آنهاست‌ به‌ هرگونه‌ كه‌ بخواهد پس‌ نه‌ براي‌ آنچه‌ كه‌ او داده ‌است‌، بازدارنده‌اي‌ است‌ و نه‌ براي‌ آنچه‌ كه‌ بازداشته‌ است‌، دهنده‌اي‌ و دليل‌ آن ‌اين‌ است‌ كه: «هر چه‌ بخواهد مي‌آفريند» از خلق‌ و نشانه‌ آن‌ اين‌ است‌ كه: «به‌ هركس‌ بخواهد، فرزندان‌ دختر و به‌ هر كس‌ بخواهد، فرزندان‌ پسر مي‌بخشد» يعني: به‌ هركس‌ كه‌ بخواهد، دختراني‌ چند مي‌بخشد درحالي‌كه‌ هيچ‌ پسري‌ با آنان‌ نيست‌ و به‌هر كس‌ كه‌ بخواهد، پسراني‌ چند مي‌بخشد؛ در حالي‌كه‌ هيچ‌ دختري‌ با آنان ‌نيست‌.
 
		آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَاناً وَإِنَاثاً وَيَجْعَلُ مَن يَشَاءُ عَقِيماً إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا برايشان‌ پسران‌ و دختران‌ را جمع‌ مي‌كند» يعني: به‌ بعضي‌ از خلقش‌ هم ‌فرزند پسر و هم‌ فرزند دختر مي‌دهد و دختران‌ و پسران‌ ـ هر دو ـ را به‌ وي‌ مي‌بخشايد. پس‌ معناي‌ (يزوجهم‌) در اينجا، جمع‌ كردن‌ ميان‌ پسران‌ و دختران ‌است‌ «و هركه‌ را بخواهد، عقيم‌ مي‌گرداند» يعني: او را سترون‌ و فاقد قدرت‌ باروري ‌و بارورسازي‌ مي‌گرداند كه‌ نه‌ برايش‌ فرزند پسري‌ به‌دنيا آيد و نه‌ فرزند دختري ‌«هرآينه‌ اوست‌ داناي‌ توانا» يعني: او به‌ كساني‌ كه‌ سزاوار بخشودن‌ هر قسم‌ از اين‌اقسام‌ مواليد مي‌باشند، بسيار دانا و بر بخشيدن‌ مواليد با اين‌ گونه‌ تفاوت‌ها، بسي‌ تواناست‌ زيرا اين‌ نشانه‌ كمال‌ قدرت‌ وي‌ است‌ كه‌ به‌ هر كس‌ هر چه‌ بخواهد؛ از انواع‌ نسلها مي‌بخشد. شايد ذكر دختران‌ پيش‌ از پسران‌ در آيه‌ كريمه‌، براي ‌خوشحال ‌ساختن‌ دلهاي‌ پدران‌ و شادباش‌گفتن‌ به‌ آنان‌ در تولد دختران‌ باشد؛ به‌مثابه‌ ردي‌ بر پندارهاي‌ جاهلانه‌ اعراب‌ كه‌ تولد دختر را بلايي‌ بزرگ‌ براي‌ خود مي‌دانستند. چنان‌كه‌ ايله‌بن‌اسقع‌ مي‌گويد: «از يمن‌ و خجسته ‌بودن‌ زن‌ است‌ كه ‌نخست‌ قبل‌ از فرزند پسر، فرزند دختر به ‌دنيا آورد چنان‌ كه‌ خداوند(ج)  نيز دختران ‌را بر پسران‌ مقدم‌ ذكر كرده‌ و فرموده‌ است: ( يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ إِنَاثاً وَيَهَبُ لِمَن يَشَاءُ الذُّكُورَ ‏) ». در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه: «چون‌ (در هنگام‌ مقاربت) آب‌ مرد برآب‌ زن‌ سبقت‌ گيرد، فرزند، پسر خلق‌ مي‌شود و چون‌ آب‌ زن‌ بر آب‌ مرد سبقت ‌گيرد، فرزند، دختر خلق‌ مي‌شود».
ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ نص‌ قرآني‌ در اين‌ دو آيه‌، بر غالب‌ انواع‌ مواليد بشري ‌تصريح‌ كرده‌ و از ذكر موارد نادر، همچون‌ تولد فرزند خنثي‌ سكوت‌ نموده‌ است ‌زيرا مبناي‌ كار، بر غالب‌ و اكثر است‌ و حالات‌ نادر نيز در عموم‌ سخن‌ داخل ‌مي‌شود.
بيشتر مفسران‌ برآنند كه‌ حكم‌ اين‌ آيات‌ در حق‌ تمام‌ مردم‌ عام‌ است‌ زيرا دليلي‌ براي‌ تخصيص‌ آن‌ وجود ندارد، از آن‌ روي‌ كه‌ هدف‌ آيه‌ كريمه‌، بيان‌ نافذ بودن ‌قدرت‌ الهي‌ در آفرينش‌ اشياء بر آن‌گونه‌ كه‌ بخواهد و اراده‌ كند، مي‌باشد. ولي‌ با اين‌ وجود، مفسران‌ براي‌ هر حالت‌ از چهار مورد يادشده‌ در آيه‌ كريمه‌، مثالهايي ‌را از انبياي‌ عظام(ع) بيان‌ كرده‌اند تا مايه‌ تسلي‌ خاطر انسانهايي‌ باشد كه‌ از داشتن ‌دختر يا پسر محروم‌ مي‌گردند؛ مثال‌ حالت‌ اول: لوط و شعيب‌ عليهماالسلام‌ اند كه ‌فقط فرزند دختر داشتند نه‌ فرزند پسر. مثال‌ حالت‌ دوم: ابراهيم‌(ع) است‌ كه‌ جز فرزند پسر، فرزند دختري‌ نداشت‌. مثال‌ حالت‌ سوم: سيدنا محمد ص اند كه‌ چهار فرزند پسر داشتند و چهار فرزند دختر؛ پسرانشان: قاسم‌، طاهر، عبدالله و ابراهيم‌ ودخترانشان: زينب‌، رقيه