همگين‌ به‌ آنان‌ مي‌چشانيم» كه‌ برعكس‌ آنچه‌ مي‌پندارند، دامنگيرشان‌ شده‌ و هرگز از آنان قطع ‌نمي‌شود.
 
آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاء عَرِيضٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداي‌ عزوجل‌ نوع‌ ديگري‌ از طغيان‌ انسان‌ را يادآور مي‌شود: «و چون‌ به‌ انسان‌ نعمتي‌ ارزاني‌ داريم» در اين‌ حال‌، طبيعت‌ او ـ از حيث‌ اين‌كه‌ انسان ‌است‌، به‌ اعتبار غالب‌ افراد آن‌ ـ اين‌ است‌ كه‌: «روي‌ مي‌گرداند» از شكر و سپاس‌الهي‌ «و دامن‌كشان‌ مي‌گذرد» يعني‌: خود را از انقياد براي‌ حق‌ برتر مي‌بيند و تكبر و گردنكشي‌ پيشه‌ مي‌كند «و چون‌ شري» يعني‌: بلا، سختي‌، فقر و بيماري‌اي‌ «به‌ او برسد، صاحب‌ دعايي‌ بسيار است» پس‌ به‌صورت‌ پي‌گير، دست‌ به‌ دعا برداشته‌ و زاري‌ و التماس‌ مي‌كند و دعا و التجا را رها كردني‌ نيست‌. پس‌ سخن‌ «عريض‌»، سخني‌ است‌ كه‌ لفظ آن‌ بسيار و معناي‌ آن‌ اندك‌ باشد. و در مقابل‌ آن‌، سخن ‌«وجيز»، سخني‌ اندك‌ اما پرمعني‌ است‌.
آري‌! چون‌ به‌ انسان‌ بدي‌ و شري‌ برسد، به‌سوي‌ خداي‌ عزوجل‌ تضرع‌ و زاري‌ و فرياد و استغاثه‌ مي‌كند تا آنچه‌ را كه‌ بر وي‌ فرود آمده‌ است‌، از وي‌ دور سازد و او در اين‌ زاري‌ و التجا و استغاثه‌، پي‌گيرانه‌ پاي‌ مي‌فشارد. بدين‌گونه‌ است‌ كه‌ او خداي‌ عزوجل‌ را در حال‌ رنج‌ و سختي‌ ياد كرده‌ اما در حال‌ آسودگي‌ و راحت‌، فراموشش‌ مي‌كند، در هنگام‌ نزول‌ نكبت‌ و نقمت‌ به‌ بارگاهش‌ زاري‌ و التماس‌ كرده‌ اما در هنگام‌ تحقق‌ نعمت‌ او را ترك‌ مي‌نمايد. آري‌! شيوه‌ كار كافران‌ و مسلماناني‌ كه‌ ثبات‌ قدم‌ ندارند، اين‌چنين‌ است‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌است‌: اين‌ آيات‌ درباره‌ كفاري‌ مانند وليدبن‌ مغيره‌ و عتبه‌بن‌ ربيعه‌ نازل‌ شد.
 
	آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُم بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اي‌ محمد‌ص! به‌ اين‌ مشركان‌ تكذيب‌ كننده‌ قرآن‌؛ همانان‌ كه‌ گفتند: (دلهاي ‌ما از آنچه‌ ما را به‌ سوي‌ آن‌ فرامي‌خواني‌ در پوششي‌ است‌...) «آيه‌/5» «بگو: آيا ديديد» يعني‌: به‌ من‌ خبر دهيد «كه‌ اگر» اين‌ قرآن‌ «از سوي‌ خدا باشد، سپس‌ شما به‌ آن‌ كافر شده‌ باشيد» يعني‌: سپس‌ شما آن‌ را دروغ‌ انگاشته‌ و نپذيرفته‌ باشيد و به ‌آنچه‌ در آن‌ است‌، عمل‌ نكرده‌ باشيد؛ «ديگر چه‌كسي‌ از آن‌ كس‌ كه‌ چنين‌ ناسازگاري ‌بزرگي‌ دارد، گمراه‌تر است‌؟» يعني‌: در آن‌ صورت‌، هيچ‌كس‌ ـ به‌ سبب‌ شدت ‌عداوت‌ و ستيز شما با حق‌ ـ از شما گمراه‌تر نيست‌. امام‌ فخر رازي‌ مي‌گويد: «بالضروره‌ معلوم‌ است‌ كه‌ علم‌ مدعيان‌ باطل‌ بودن‌ قرآن‌، علمي‌ بديهي‌ نيست ‌بنابراين‌، اصرارشان‌ بر نپذيرفتن‌ قرآن‌ از بزرگترين‌ موجبات‌ عقاب‌ است‌ لذا ايجاب ‌عقل‌ و علم‌ اين‌ است‌ كه‌ آنها راه‌ بي‌بنياد انكار را رها كرده‌ و به‌ شيوه‌ تأمل‌ واستدلال‌ بازگردند».
 
	آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«زودا كه‌ آيات‌ خود را به‌ آنان‌ بنمايانيم» يعني‌: به‌زودي‌ در پرتو فروغ‌ دانش‌، روشن‌ مي‌سازيم‌ كه‌ قرآن‌ كلام‌ ما است‌ و نشانه‌ها و دلالتهاي‌ صدق‌ و راستي‌ قرآن‌ را به‌ آنان‌ مي‌نمايانيم‌ «در آفاق» يعني‌: در بيرون‌ وجود خودشان‌ در پهناي‌ آسمانها و زمين‌؛ از خورشيد گرفته‌ تا ماه‌ و ستارگان‌ و شب‌ و روز و باد و باران‌ و رعدوبرق‌ و صاعقه‌ و نبات‌ و اشجار و كوه‌ و دريا و غير اينها «و در نفسهاي‌ آنان» يعني‌: به‌ زودي‌ آيات‌ خود را در صنعت‌ پيچيده‌ و دقيق‌ و حكمت‌ بديعي‌ كه‌ در كارگاه‌ وجود و ساختمان‌ هستي‌ خود انسان‌ و تركيب‌ روحي‌ وي‌ ايجاد كرده‌ايم‌، نيز به‌ آنان‌ مي‌نمايانيم‌. به‌قولي‌: مراد از نشانه‌هاي‌ الهي‌ در آفاق‌، عبارت‌ است‌ از: قلمروها و شهرهايي‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ آن‌ را براي‌ پيامبر خويش‌ و پيشوايان ‌مسلمان‌ بعد از ايشان‌ گشود و نشانه‌هاي‌ او در نفسهاي‌ ايشان‌: فتح‌ خود مكه‌ است ‌«تا برايشان‌ روشن‌ شود كه‌ او خود حق‌ است» يعني‌: تا با نماياندن‌ آيات‌ آفاقي‌ و انفسي‌، بر آنان‌ به‌روشني‌ تمام‌ آشكار شود كه‌ قرآن‌ و كسي‌ كه‌ آن‌ را نازل‌ كرده‌ و پيامبري‌ كه‌ آن‌ را آورده‌، همه‌ حق‌ است‌ «آيا كافي‌ نيست» برايشان‌ «كه‌ پروردگارت‌ خود بر هر چيزي‌ گواه‌ است‌؟» گواه‌ است‌ بر اعمال‌ كفار و گواه‌ است‌ بر اين‌كه‌ قرآن‌، از نزد او نازل‌ شده‌ است‌؟ آيا اين‌ گواهي‌ خود كافي‌ نيست‌؟.
حاصل‌ معني‌ اين‌ است‌ كه‌: وعده‌ نمايان‌ ساختن‌ نشانه‌هاي‌ الهي‌ در آفاق‌ و انفس‌، حقيقتي‌ است‌ كه‌ آنان‌ به‌ زودي‌ شاهد آن‌ خواهند بود و آن‌ را مشاهده‌ خواهند كرد آن‌گاه‌ خواهند دانست‌ كه‌ قرآن‌ كتاب‌ خداي‌ عالم‌ الغيب‌ و الشهاده‌اي ‌است‌ كه‌ بر همه‌ چيز گواه‌ است‌.
اين‌ آيه‌ كريمه‌ يكي‌ از بزرگترين‌ آيات‌ معجز قرآن‌ كريم‌ است‌ كه‌ پيشاپيش‌، از طلوع‌ عصر علم‌ و تكنولوژي‌ ـ هم‌ در عرصه‌ آفاق‌ و هم‌ در عرصه‌ انفس‌ ـ خبرمي‌دهد[2].
 
[2] مترجم‌ دراين‌باره‌ كتابي‌ تحت‌ عنوان: «جلوه‌هايي‌ جديد از اعجاز علمي‌ قرآن‌ كريم‌» گرد آورده ‌است‌ كه‌ در سال‌ (1376) از سوي‌ انتشارات‌ شيخ‌الاسلام‌ احمد جام‌ منتشر گرديد. البته‌ در ميدان‌ اعجازعلمي‌ قرآن‌ كريم‌، صدها كتاب‌ به‌ زبانهاي‌ مختلف‌ منتشر گرديده‌ است‌.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:219.txt">آيه  65</a><a class="text" href="w:text:220.txt">آيه  66</a><a class="text" href="w:text:221.txt">آيه  67</a><a class="text" href="w:text:222.txt"> آيه  68</a><a class="text" href="w:text:223.txt"> آيه  69</a><a class="text" href="w:text:224.txt">آيه  70</a><a class="text" href="w:text:225.txt">آيه  71</a><a class="text" href="w:text:226.txt"> آيه  72</a><a class="text" href="w:text:227.txt">آيه  73</a><a class="text" href="w:text:228.txt">آيه  74</a><a class="text" href="w:text:229.txt">آيه  75</a><a class="text" href="w:text:230.txt">آيه  76</a></body></html>آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَاء رَبِّهِمْ أَلَا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آگاه‌ باشيد كه‌ آنان‌ در لقاي‌ پروردگارشان» يعني‌ در وقوع‌ روز قيامت‌ و حساب ‌و ثواب‌ و عقاب‌ آن‌ «ترديد دارند» بدين‌ جهت‌، نه‌ در آن‌ تفكر مي‌كنند، نه‌ براي ‌آن‌ عمل‌ مي‌نمايند و نه‌ هم‌ از آن‌ هيچ‌ حذر و پروايي‌ دارند «آگاه‌ باشيد كه‌ م