ز نظر لفظ و معني‌ با شعر همانندي‌اي‌ ندارد، چرا كه‌ قرآن‌ كلامي‌ موزون‌، مقفي‌ و متخيل‌ نيست‌ و نه ‌الزامات‌ و تخيلات‌ شاعرانه‌ سزاوار شأن‌ پيامبر‌ص و متناسب‌ با مأموريت‌ او مي‌باشد، چراكه‌ مأموريت‌ پيامبر‌ص، بيان‌ لب‌ حقايق‌ است‌ نه‌ تصويرسازيهاي ‌تخيلي‌ و پردازش‌هاي‌ دور از واقعيت‌ و بدين‌ جهت‌ مي‌فرمايد: «و سزاوار وي‌ هم‌ نيست‌»يعني‌: سزاوار پيامبر‌ص هم‌ نيست‌ كه‌ شعر بگويد و اگر بخواهد شعر هم ‌بگويد، اين‌ كار از او برنمي‌آيد و بر او آسان‌ نيست‌ همان‌ طوري‌ كه‌ خداوند (ج)او را امي‌ قرار داده‌ كه‌ نه‌ مي‌خواند و نه‌ مي‌نويسد. اما آن‌ سخنان موزوني‌ كه‌ بر زبان ‌رسول‌‌خدا‌ص رفته‌ است‌، فقط از روي‌ سليقه‌ اتفاقي‌ بوده‌ است‌ بي‌آن‌كه‌ در آن‌ تكلف‌ و صنعت‌ شعري‌ و قصد شعرگويي‌ در كار باشد، مانند اين‌ فرموده ‌رسول‌‌خدا‌ص در روز حنين‌ هنگامي‌ كه‌ بر دشمن‌ هجوم‌ مي‌بردند: «أنا النبي‌ لا كذب، أنا ابن‌ عبدالمطلب‌: من‌ پيامبر خدا هستم‌، دروغي‌ در كار نيست، من‌فرزند عبدالمطلب‌ هستم‌».
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌‌خدا‌ص در روز حفر خندق‌ ابيات‌ عبدالله بن‌رواحه‌(رض) را تكرار مي‌كردند ولي‌ به‌ تبع‌ سرود اصحاب‌ خويش‌ زيرا اصحاب‌أ در هنگام‌ حفر خندق‌ چنين‌ مي‌خواندند: «اللهم‌ لو لا أنت‌ ما اهتدينا، ولا تصدقنا ولا صلينا، فأنزلن‌ سکینة‌ علينا، وثبت‌ الأقدام‌ إن‌ لاقينا...: بارخدايا! اگر تو نبودي‌، ما هدايت‌ نمي‌شديم‌، نه‌ صدقه‌ مي‌داديم‌ و نه‌ نماز مي‌خوانديم‌ پس‌ اگر با دشمن‌ روبرو شديم‌، بر ما آرامش‌ فروفرست‌ و گامهايمان‌ را پايدار بدار...». نقل‌ است‌ كه‌ رسول‌‌خدا‌ص چون‌ مي‌خواستند بيتي‌ قديمي‌ را ـ به‌منظور تمثيل‌ به‌ آن‌ بخوانند ـ وزن‌ آن‌ را مي‌شكستند زيرا قصدشان‌ از ايراد آن ‌بيت‌ فقط افادات‌ معاني‌ آن‌ بود نه‌ بيان‌ وزن‌ و قافيه‌ شعري‌ آن‌. ابن‌كثير مي‌گويد: «رسول‌‌خدا‌ص به‌ اين‌ بيت‌ تمثيل‌ مي‌كردند: كفي‌ بالإسلام‌ والشيب‌ ناهيا للمرأ: اسلام‌ و موي‌ سفيد براي‌ شخص‌ كافي‌ است‌ تا او را از نواهي‌ بازدارد. درحالي‌كه ‌اصل‌ بيت‌ اين‌ است‌: كفي‌ الشيب‌ والإسلام‌ للمرأ ناهيا. و چون‌ رسول‌‌خدا‌ص اين ‌بيت‌ را به‌ اين‌ صورت‌ شكسته‌ خواندند، ابوبكر صديق‌(رض) گفت‌: گواهي‌ مي‌دهم‌ كه‌ شما به‌حق‌ پيامبر ‌خدا‌ص هستيد و حق‌ تعالي‌ نه‌ به ‌شما شعر آموخته‌ و نه‌ هم ‌(شعر گفتن) سزاوار شما است‌»[4].
«اين‌ جز ذكر» يعني‌: جز ذكري‌ از اذكار و اندرزي‌ از اندرزها «و قرآني‌ مبين ‌نيست» يعني‌: قرآن‌ كتابي‌ از كتابهاي‌ آسماني‌ خداوند (ج)است‌ كه‌ مشتمل‌ بر احكام‌ شرعي‌ و تبيين‌ كننده‌ آنها مي‌باشد.
 
[4] در باب‌ شعر در سوره‌ «شعراء/ 224» به‌ تفصيل‌ سخن‌ رفته‌ است‌ پس‌ به‌ آنجا مراجعه‌ كنيد.
سوره يس آيه  70
‏متن آيه : ‏
‏ لِيُنذِرَ مَن كَانَ حَيّاً وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا» قرآن‌، يا پيامبر‌ص «هركه‌ را زنده‌ باشد» يعني‌: هركه‌ را كه‌ قلبي‌ سالم‌ و پاك‌ داشته‌، حق‌ را بپذيرد و از باطل‌ اعراض‌ كند «هشدار دهد و قول‌ بر كافران‌ ثابت ‌شود» يعني‌: فرمان‌ عذاب‌ بر اصراركنندگان‌ بر كفر و امتناع‌كنندگان‌ از ايمان‌ به‌ خداوند (ج)و پيامبرانش‌ لازم‌ گردد ولي‌ كافران‌ مانند مردگاني‌ هستند كه‌ خطاب‌ مربوط به ‌خود را درنمي‌يابند.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1686.txt">آيه  71</a><a class="text" href="w:text:1687.txt"> آيه  72</a><a class="text" href="w:text:1688.txt"> آيه  73</a><a class="text" href="w:text:1689.txt">آيه  74</a><a class="text" href="w:text:1690.txt">آيه  76</a><a class="text" href="w:text:1691.txt">آيه  77</a><a class="text" href="w:text:1692.txt">آيه  78</a><a class="text" href="w:text:1693.txt">آيه  79</a><a class="text" href="w:text:1694.txt">آيه  80</a><a class="text" href="w:text:1695.txt"> آيه  81</a><a class="text" href="w:text:1696.txt">آيه  82</a><a class="text" href="w:text:1697.txt"> آيه  83</a></body></html>سوره يس آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينَا أَنْعَاماً فَهُمْ لَهَا مَالِكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا نديده‌اند» و ندانسته‌اند بندگان‌ صاحب‌ انديشه‌ و فكر و آماده‌ براي‌ پذيرش ‌اندرزها «كه‌ ما از آنچه‌ دستان‌ ما كرده‌ است‌، برايشان‌ چارپاياني‌ آفريده‌ايم‌؟» يعني‌: ما براي‌ برخورداري‌ آنان‌، چهارپاياني‌ را ـ بي‌ واسطه‌ يا مشاركت‌ كسي‌ ـ ابداع‌ كرده‌ و به‌عمل‌ آورده‌ايم‌ ؛ گاو و گوسفند و شتر را «پس‌ آنان‌ مالك‌ آنهايند؟» يعني‌: بر آنها مسلط‌اند و آن‌ چهارپايان‌ تحت‌ انضباطشان‌ قرار داشته‌ و رام ‌آنهاست‌ به‌ طوري‌كه‌ هرگونه‌ بخواهند با آنها تصرف‌ مي‌كنند؟ و اگر ما اين‌ چهارپايان‌ را وحشي‌ مي‌آفريديم‌، يقينا از آنان‌ مي‌رميدند و آنان‌ قادر به‌ نگهداري ‌از آنها نبودند.
 
	سوره يس آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ وَذَلَّلْنَاهَا لَهُمْ فَمِنْهَا رَكُوبُهُمْ وَمِنْهَا يَأْكُلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چهارپايان‌ را برايشان‌ رام‌ گردانيديم» به‌ طوري‌ كه‌ از بهره‌برداري‌ خود به‌وسيله‌ انسانها امتناع‌ نمي‌كنند، حتي‌ به‌ ذبح‌ و كشته ‌شدن‌ تن‌ در مي‌دهند و يك ‌كودك‌ ضعيف‌ آنها را به‌ هر جا كه‌ بخواهد مي‌برد و آنها به‌ فرمان‌ آن‌ كودك ‌گردن‌ مي‌نهند به‌ طوري‌ كه‌ او آنها را هرجا بخواهد مي‌راند و بر آنها نهيب‌ مي‌زند «پس‌ از آنهاست‌ مركوبشان» مانند الاغ‌، استر، اسب‌ و شتر كه‌ بر آنها سوار مي‌شوند «و از آنها مي‌خورند» يعني‌: از گوشت‌ برخي‌ از آنها ـ مانند گاو، گوسفند و غيره‌ ـ مي‌خورند.
 
	سوره يس آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَهُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَمَشَارِبُ أَفَلَا يَشْكُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ آنها در چهارپايان‌ منفعتهاست» از پشم‌ و موي‌ و كرك‌ آنها و همچنين ‌كشاورزي‌ به‌ وسيله‌ آنها «و» براي‌ آنها در چهارپايان‌ «نوشيدني‌ها» است‌، كه‌ از بدن‌ برخي‌ از آنها شير مي‌دوشند و بجز شير، ساير فراورده‌هاي‌ لبني‌ ـ مانند ماست‌، سرشير و غيره‌ ـ را از شير آنها تهيه‌ كرده‌ و مي‌نوشند «آيا شكر نمي‌گزارند؟» منعم‌ حقيقي‌ را بر اين‌همه‌ نعمتهاي‌ گوارا تا ايمان‌ آورند؟ زيرا اگر آفرينش‌ خداي‌ سبحان‌ نبود، اين‌همه‌ منافع‌ از كجا فراهم‌ مي‌آمد؟!.
 
سوره يس آيه  74‏متن آيه : ‏‏ وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنصَرُونَ ‏
آيه  75‏متن آيه : ‏‏ لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ وَهُمْ لَهُمْ جُندٌ مُّحْضَرُونَ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«و جز الله معبوداني‌ گرفتند» از بتان‌ و مانند آنها و هدفشان‌ از پرستش‌ آن‌ معبودان‌ اين‌ است‌: «تا مگر ياري‌ شوند» از سوي‌ آن‌ معبودان‌ باطل‌ در هنگام ‌بحرانها و س