ريد» ازواج‌: انواع‌ و اصناف‌ و گونه‌هاست‌ زيرا هر جنسي‌ ـ مثلا درخت‌ خرما ـ داراي‌ رنگها، طعمها و اشكال‌ مختلفي‌ است‌، يا انگور ـ مثلا ـ به‌ بيشتر از صد نوع‌ بالغ ‌مي‌شود.[2] يا مراد از ازواج‌: نري‌ و مادينه‌گي‌ از تمام‌ موجودات‌ زنده‌ ـ اعم‌ از انسان‌، حيوان‌ و نبات‌ ـ است‌. گفتني‌ است‌ كه‌ امروزه‌ با پيشرفت‌ علمي‌ بشر، اصل‌ زوجيت‌ و نري‌ و مادينه‌گي‌ در گونه‌هاي‌ مختلف‌ زيستي‌ ـ اعم‌ از حيوان‌ و نبات‌ ـ به‌ اثبات‌ رسيده‌ است‌ بنابراين‌، اين‌ آيه‌ كريمه‌ از معجزات‌ علمي‌ قرآن‌ كريم‌ به‌شمار مي‌رود. «و نيز از جنس‌ خودشان» يعني‌: از وجود خودشان‌ جفتها و زوجهايي‌ را آفريده‌ است‌ كه‌ مردان‌ و زنان‌ بني‌ آدم‌اند «و از آنچه‌ نمي‌دانند» از اصناف‌ و انواع ‌آفرينش‌ حق‌ تعالي در بروبحر و آسمان‌ و زمين‌، جفت‌هايي‌ آفريده‌ است‌ كه‌ نه‌ از آنها آگاهند و نه‌ به‌ شناخت‌ آنها دست‌ يافته‌اند.
اين‌ جمله‌ اخير، به‌ اين‌ آيه‌ مباركه‌ ابعاد و اعماق‌ وسيع‌تري‌ مي‌بخشد كه ‌توانمنديهاي‌ عقلي‌ و علمي‌ انسان‌، از احاطه‌ نمودن‌ بر آن‌ درمانده‌ است‌.
 
[2] مثلا در موطن‌ من‌ كه‌ ولايت‌ هرات‌ افغانستان‌ است‌، در قرن‌ نهم‌ هجري‌ قمري‌ (120) نوع‌ انگور برشمرده‌ شده‌ و هم‌اكنون‌ نيز گونه‌هاي‌ بسياري‌ از آن‌ وجود دارد. مترجم‌.	﴿ سوره‌ طه ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (135) آيه‌ است‌.
 موضوع‌ آن‌: موضوع‌ اين‌ سوره‌ همچون‌ موضوعات‌ ساير سوره‌هاي‌ مكي‌، اثبات‌ توحيد و عقايد حق‌ است‌ كه‌ در خلال‌ يك‌ مقدمه‌ و دو داستان‌ به‌ آن ‌پرداخته‌ شده‌است‌. در مقدمه‌ آن‌ حكمت‌ نزول‌ قرآن‌ بيان‌ مي‌شود، سپس‌ داستان ‌موسي‌(ع) در سه‌ مرحله‌ مطرح‌ مي‌گردد آن‌گاه‌ مجددا ذكر اوصاف‌ قرآن‌ در ميان ‌مي‌آيد، بعدا داستان‌ آدم‌(ع) بيان‌ مي‌شود و در پايان‌ هم‌ به‌ اقامه‌ حجت‌ عليه ‌معاندان‌ پرداخته‌ مي‌شود.
حكمت‌ از طرح‌ داستان‌ موسي‌ و آدم‌ علیهماالسلام در اين‌ سوره‌ اين‌ است‌ كه‌ اين‌ سوره‌ بعد از سوره‌ «مريم‌» نازل‌ شده‌ است‌ و از آنجا كه‌ خداوند متعال‌ داستانهاي‌ برخي ‌از انبيا(ع) را در سوره ‌«مريم‌» به‌ تفصيل‌ و از برخي‌ را به‌ اجمال‌ ذكر كرد ـ از آن‌جمله‌ داستان‌ موسي‌ و آدم‌ علیهماالسلام را؛ كه‌ سرگذشت‌ اولي‌ در آن‌ به‌ اجمال‌ ذكر شده‌ واز دومي‌ فقط نام‌ برده‌ شده‌ نه‌ بيشتر ـ لذا در اين‌ سوره‌ به‌ تفصيل‌ آنها مي‌پردازد. سپس‌ داستانهاي‌ بقيه‌ پيامبراني‌ را كه‌ در سوره‌ «مريم‌» از آنها ياد نشده‌ است‌، درسوره ‌«انبياء» بيان‌ مي‌كند؛ مانند داستانهاي‌ نوح‌، لوط، داوود، سليمان‌، ايوب‌، اليسع‌، ذي‌الكفل‌ و ذي‌النون(ع).
فضيلت‌ آن‌: در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوهريره‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌رسول‌ خداص فرمودند: «خداوند تبارك‌ و تعالي‌ دوهزارسال‌ قبل‌ از آفرينش‌آسمانها و زمين‌، سوره‌هاي‌ (طه‌) و (يس‌) را خواند پس‌ چون‌ فرشتگان‌ آنها را شنيدند، گفتند: خوشا به‌ حال‌ أمتي‌ كه‌ اين‌ قرآن‌ بر وي‌ نازل‌ مي‌شود، خوشا به‌ حال‌ سينه‌هايي‌ كه‌ اين‌ قرآن‌ را برمي‌دارند و خوشا به‌ حال‌ زبانهايي‌ كه‌ با اين‌ قرآن‌ تكلم‌ مي‌كنند».
 
سوره يس آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ وَآيَةٌ لَّهُمْ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نشانه‌اي‌ ديگر براي‌ آنها شب‌ است‌ كه‌ روز را از آن‌ برمي‌كنيم» يعني‌: پديده‌ شگرف‌ شب‌ نيز، نشانه‌اي‌ است‌ دال‌ بر يگانگي‌، قدرت‌ و وجوب‌ الوهيت‌ خداوند متعال‌. مراد از سلخ‌: بردن‌ روشني‌ و آوردن‌ تاريكي‌ به‌جاي‌ آن‌ است‌. علامه‌ شاه ‌ولي‌الله دهلوي: در ترجمه‌ آن‌ گفته‌ است‌: «و روز را از شب‌ مانند پوست ‌مي‌كشيم‌». «و بناگاه‌ آنان‌ در تاريكي‌ فرو مي‌روند» يعني‌: آنان‌ به‌طور ناگهاني‌ در تاريكي‌اي‌ فرومي‌روند كه‌ با خيمه‌ زدن‌ آن‌، چيزي‌ از روشني‌ روز باقي‌ نمي‌ماند.
 
	سوره يس آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خورشيد» به‌عنوان‌ يك‌ نشانه‌ مستقل‌ از نشانه‌هاي‌ قدرت‌ و عظمت‌ خداي ‌سبحان‌ «به‌ مستقري‌ كه‌ دارد روان‌ است» به‌قولي‌: مستقر يا قرارگاه‌ خورشيد، نهايت‌ ارتفاع‌ آن‌ در تابستان‌ و نهايت‌ فرود و هبوط آن‌ در زمستان‌ است‌. به‌قولي ‌ديگر: مستقر آن‌ در زير عرش‌ است‌. و به‌قول‌ ابن‌كثير: مراد قرارگاه‌ زماني‌ آن‌، يعني‌ وقت‌ به‌پايان‌ آمدن‌ سير و گردش‌ آن‌ در روز قيامت‌ است‌ «اندازه‌ آفريني خداوند غالب‌ دانا اين‌ است» كه‌ خورشيد جهانتاب‌ را با قاعده‌ و قرار معيني‌ به‌جريان‌ انداخته‌ و بنابراين‌، اين‌ سياره‌ به‌طور ثابتي‌ در منازل‌ معين‌ خود ـ از «حمل‌» تا «حوت‌» ـ در گردش‌ است‌.
 
	سوره يس آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ ماه‌ نيز منزل‌هايي‌ مقرر داشته‌ايم» منازل‌ ماه‌ عبارت‌ از بيست‌وهشت ‌منزلگاهي‌ است‌ كه‌ ماه‌ هر شب‌ در يكي‌ از آن‌ منزلگاه‌ها فرود مي‌آيد. گفتني‌ است‌كه‌ اين‌ منزلگاه‌ها معروف‌ و شناخته‌ شده‌ بوده‌ و عبارت‌ است‌ از: سرطان‌، بطين‌، ثريا، دبران‌، هقعه‌، هنعه‌، ذراع‌ مبسوطه‌، نثره‌، طرف‌، جبهه‌، زبره‌، صرفه‌، عوا، سماك‌الاعزل‌، غفر، زباني‌، اكليل‌، قلب‌، شوله‌، نعائم‌، بلده‌، سعدالذابح‌، سعدبلع‌، سعد سعود، سعد اخبيه‌، فرغ‌ مقدم‌، فرغ‌ مؤخر و رشاء[3]. مراد از «منزل‌»، مسافتي‌ است‌ كه‌ ماه‌ آن‌ را در يك‌ شبانه‌روز طي‌ مي‌كند به‌ طوري‌كه‌ ماه‌ برحسب ‌تفاوت‌ اين‌ منازل‌، در اولين‌ شب‌ طلوع‌ خود به‌شكل‌ قوس‌ باريكي‌ ظاهر مي‌شود سپس‌ در شب‌ دوم‌ و شبهاي‌ بعدي‌ ـ برحسب‌ ارتفاع‌ منازل‌ ـ آرام‌آرام‌ بر حجم ‌نور خود مي‌افزايد تا نور آن‌ در شب‌ چهاردهم‌ كامل‌ مي‌شود آن‌گاه‌ باز نور آن‌ رو به‌ كاهش‌ مي‌گذارد تا اين‌كه‌ در آخر ماه‌ به‌ شكل‌ اول‌ خود بازمي‌گردد: «تا آن‌كه ‌چون‌ شاخك‌ خشكيده‌ ديرينه‌ خرما برگردد» يعني‌: ماه‌ در منازل‌ خود سير مي‌كند تا چون‌ به‌ آخر برسد، باريك‌ و مقوس‌ و كوچك‌ شده‌ بسان‌ شاخه‌ خشكيده ‌ديرينه‌اي‌ مي‌شود. عرجون‌: اصل‌ شاخه‌اي‌ است‌ كه‌ ميوه‌ خرما بر آن‌ قرار دارد وآن‌ شاخه‌ زردرنگ‌ و عريضي‌ است‌ كه‌ كج‌ و مقوس‌ شده‌ و خوشه‌هاي‌ خرما از آن‌ مي‌افتد سپس‌ شاخك‌ خشكيده‌ بر درخت‌ خرما باقي‌ مي‌ماند.
 
[3] نامها عربي‌ است‌.سوره يس آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي