َتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّاماً آمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ميان‌ آنها» يعني‌: ميان‌ قبيله‌ سباء «و ميان‌ آباداني‌هايي‌ كه‌ در آنها بركت‌ نهاده‌ بوديم» كه‌ عبارت‌ از آباديهاي‌ سرزمين‌ شام‌ بود «قريه‌هاي‌ به‌هم‌ پيوسته‌اي‌ قرارداده ‌بوديم» كه‌ چون‌ بر تپه‌هاي‌ بلند بنا شده‌ بودند، نمايان‌ بودند و چنان‌ به‌ هم ‌نزديك‌ بودند كه‌ يك‌ قريه‌ از قريه‌ ديگر ديده‌ مي‌شد. مقصد تجارتي‌ قوم‌ سباء، سرزمين‌ شام‌ بود كه‌ آنها از شهر مأرب‌ به‌سوي‌ آن‌ مي‌شتافتند و در سراسر مسير ميان‌ مأرب‌ و شام‌، آبادي‌ها و شهركهاي‌ به‌هم‌ پيوسته‌اي‌ قرار داشت‌، به‌طوري‌ كه‌ آنها در راه‌ خويش‌ شب‌ در يك‌ قريه‌ مي‌خوابيدند و فرداي‌ آن‌ چاشتگاه‌ به‌ قريه‌اي ‌ديگر مي‌آرميدند تا آن‌كه‌ به‌ سرزمين‌ خود بازمي‌گشتند و ميان‌ مأرب‌ و صنعا، سه‌ شبانه‌روز راه‌ فاصله‌ است‌. «و در ميان‌ آنها مسافت‌ را به‌ اندازه‌ مقرر داشته ‌بوديم» يعني‌: آن‌ قريه‌ها را در مسافت‌هاي‌ معيني‌ از يك‌ديگر قرار داده‌ بوديم‌ به‌ طوري ‌كه‌ مفسران‌ مي‌گويند: «استراحت‌ نيم‌روز آنان‌ در آبادي‌اي‌ بود وشب ‌گذراندن‌ آنها در آبادي‌اي‌ ديگري‌ تا اين‌ كه‌ به‌ شام‌ مي‌رسيدند».
«در آنها شبها و روزها با كمال‌ امن‌ و امان‌ سير كنيد» يعني‌: برايشان‌ گفتيم‌: در اين ‌قريه‌هاي‌ به‌هم‌پيوسته‌ و زيبا و خرم‌، شبها و روزها آسوده‌ خاطر از آنچه‌ كه‌ اسباب ‌ترس‌ و بيم‌ شماست‌، سيروسفر كنيد. به‌ قولي‌: شمار آن‌ قريه‌ها، چهارهزاروهفتصد قريه‌ مشجر و مثمر بود، كه‌ آنان‌ به‌مدت‌ چهار ماه‌ در كمال‌ امن‌و امان‌ در آنها سير مي‌كردند تا آن‌ كه‌ فاصله‌ ميان‌ مأرب‌ و شام‌ را مي‌پيمودند. قتاده‌ مي‌گويد: «آنها در اين‌ مسير پر از نعمت‌ ـ بي‌ آن‌كه‌ از چيزي‌ بترسند، يا از گرسنگي‌ و تشنگي‌اي‌ بيم‌ داشته‌ باشند ـ سير مي‌كردند، به‌گونه‌اي‌ كه‌ مسافر اين ‌مسير، نيازي‌ به‌ حمل‌ آب‌ و توشه‌ راه‌ نداشت‌ و در هر جايي‌ كه‌ فرود مي‌آمد، آب‌و ميوه‌اي‌ فراوان‌ مي‌يافت‌».
ولي‌ آنها شكر نعمت‌ را نگزارده‌ بلكه‌ خواستار رنج‌ و مشقت‌ و زحمت‌ شدند:
 
	سوره سبأ آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا گفتند: پروردگارا! ميان‌ سفرهاي‌ ما فاصله‌ انداز» يعني‌: از نعمت‌ ملول‌ و دلتنگ‌ شده‌ و بر عافيت‌ شكيبايي‌ نكردند و درازي‌ سفر و دوري‌ ميان‌ آباديها را آرزو نمودند تا به‌ اسب‌هاي‌ نجيب‌ و اسباب‌ و آلات‌ سفر خويش‌ فخر نمايي‌ كنند «و بر خود ستم‌ كردند» با كفر و معاصي‌ «پس‌ آنها را افسانه‌ها گردانيديم» براي ‌آيندگان‌، به‌طوري‌ كه‌ بعد از آنها مردم‌ اخبار و افسانه‌هايشان‌ را با تعجب‌ نقل ‌مي‌كنند، چنين‌ كرديم‌ تا مردم‌ از حال‌ و فرجام‌ كار آنان‌ درس‌ عبرت‌ بگيرند «وآنها را پاره‌پاره‌ ساختيم‌ پاره‌پاره‌ ساختني‌ تمام» يعني‌: در هر سمت‌ و سويي‌ از سرزمينها، كاملا پراكنده‌ و تارومارشان‌ ساختيم‌، بدان‌سان‌ كه‌ اعراب‌ پارگي‌ و پراكندگي‌ يك‌ قوم‌ را به‌ آنان‌ مثل‌ زده‌ و مي‌گويند: «تفرق‌ القوم‌ أيدي‌ سباء: فلان‌ قوم‌ مانند پارگي‌ و پراكندگي‌ قوم‌ سبا، متفرق‌ و پراكنده‌ شدند». بنابراين‌، دو قبيله ‌اوس‌ و خزرج‌ كه‌ از قبيله‌ بزرگ‌ سباء بودند، به‌ يثرب‌ پيوستند، قبيله‌ غسان‌ به‌ شام ‌رفت‌، قبيله‌ ازد به‌ عمان‌ و قبيله‌ خزاعه‌ به‌ سرزمين‌ تهامه‌ «بي‌گمان‌ در اين‌ ماجرا نشانه‌هايي‌ است» واضح‌ و دلالتها و عبرتهايي‌ است‌ روشن‌ «براي‌ هر صبر كننده‌ شكرگزاري» يعني‌: براي‌ هر كسي‌ كه‌ در هنگام‌ بلا بسيار صابر و شكيبا و در گاه ‌نعمت‌ و رفاه‌، بسيار شكرگزار باشد. كه‌ البته‌ هر مؤمني‌ بايد اين‌چنين‌ باشد.
 
	سوره مريم آيه  97
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنذِرَ بِهِ قَوْماً لُّدّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«جز اين‌ نيست‌ كه‌ ما قرآن‌ را بر زبان‌ تو آسان‌ ساختيم‌» اي‌ پيامبرص! با فرود آوردن‌ آن‌ به‌ گويش‌ و لهجه‌ات‌ چنان‌كه‌ قرآن‌ را به‌ تفصيل‌ و وضوح‌ نيز بيان‌ كرده‌ايم‌ كه‌ بر تو سهل‌ و روان‌ باشد «تا متقيان‌ را» يعني‌: كساني‌ را كه‌ لباس‌ تقوا وعفت‌ در بر كرده‌اند «به‌ آن‌ مژده‌ دهي‌ و مردم‌ ستيزه‌جو را» كه‌ با حق‌ ستيزنده‌ و دشمنند «به‌ آن‌ بيم‌ دهي‌».
 
	سوره سبأ آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و قطعا شيطان‌ گمان‌ خود را در مورد آنها راست‌ يافت» يعني‌: شيطان‌ در حق ‌اهالي‌ سباء چنين‌ انديشيد كه‌ اگر اغوايشان‌ كند، از او پيروي‌ مي‌كنند و او همين ‌انديشه‌ و پندار را در مورد آنان‌ به‌ واقعيت‌ رساند، يا راست‌ يافت‌ «پس» اهالي ‌سباء «از او پيروي‌ كردند» حسن‌ بصري‌ مي‌گويد: «شيطان‌ نه‌ آنها را به‌ تازيانه‌ زد و نه‌ به‌ عصا بلكه‌ فقط در آنان‌ گماني‌ زد و واقع‌ امر چنان‌ بود كه‌ او در آنان‌ گمان ‌زده‌ بود لذا كار شيطان‌ جز افگندن‌ غرور و آرزوهاي‌ خام‌ در آنان‌ چيز ديگري ‌نبود». آري‌! آنها بي‌محابا شيطان‌ را اجابت‌ گفتند «جز گروهي‌ از مؤمنان» كه‌دست‌ رد بر سينه‌ شيطان‌ نامحرم‌ زدند و اينان‌ نسبت‌ به‌ كفار اندك‌ بودند.
 
سوره سبأ آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و شيطان‌ را برآنان‌ هيچ‌ سلطه‌اي‌ نبود» يعني‌: او آنان‌ را به‌زور و اجبار به‌ كفر وادار نساخت‌ «مگر» كار او دعوت‌ و وسوسه‌ و آراستن‌ كفر و عصيان‌ براي‌ آنان ‌بود و ما آنها را به‌ وسوسه‌ شيطان‌ مبتلا گردانيديم‌ «تا معلوم‌ بداريم‌ كسي‌ را كه‌ به‌آخرت‌ ايمان‌ مي‌آورد از كسي‌ كه‌ او از آن‌ در شبهه‌ است» يعني‌: ليكن‌ ما آنان‌ را مبتلاي‌ وسوسه‌ شيطان‌ گردانيديم‌ تا اين‌ واقعيت‌ را به‌ علم‌ ظهور آشكار گردانيم‌، در غير آن‌ ما به‌ همه‌چيز داناييم‌. آري‌! چنين‌ بود كه‌ خداوند(ج) شيطان‌ را بر آنان ‌مسلط كرد چنان‌كه‌ مگس‌ را بر چشمان‌ آلوده‌ مسلط مي‌كند و قطعا قرباني‌ همان‌ كسي‌ است‌ كه‌ قدرت‌ مقاومت‌ خود را از دست‌ مي‌دهد ام