و را از قبرش بيرون آورده و در عوض هر كلمة از آن هزار حسنه باو بخشيده و هزار سيئه از نامه عملش محو مي‌كند، بعد خود عهد نامه را مي‌نويسد ».

عنوان روايت: ضعيف: مرسل

117ـ (علي بن طاووس) در كتاب نامبرده مي‌گويد از حضرت صادق روايت شده «هر كس اگر بخواهد قبر حضرت ختمي مرتبت را از دور زيارت بكند بايد بگويد ـ زيارتنامه ذكر كرده تا انيكه مي‌گويد- : إني من القائلين بفضلكم مقر برجعتكم «يعني من بفضليت و رجعت شما اقرار دارم».

عنوان روايت: ضعيف: مرسل(330)

118ـ (محمد بن سنان) بوسيلة جمعي خصوص كيفيت قبض روح مؤمن از حضرت صادق روايت كرده مي‌گويد «مؤمن پس از مردنش آل محمد o را در بهشت زيارت مي‌كند و با آنان مي‌خورد و مي‌آشامد ـ تا اينكه مي‌گويد ـ پس از قيام قائم خدا ايشانرا زنده مي‌كند».

ترجمة راوي: به ترجمة راوي روايت شمارة (10) مراجعه شود.

عنوان روايت: ضعيف.

119ـ همين مضمونرا شيخ حسن بن سليمان در كتاب مختصر بوسيلة جمعي از (محمد بن سنان) روايت كرده‌است.

عنوان روايت:            ضعيف.

120ـ (حسين بن محمد بن عامر) بوسيلة جمعي زيارتنامه‌اي از حضرت صادق روايت كرده و در آنجا داردكه « إنّي من المؤمنين برجعتكم».

ترجمة روايت: حسين بن محمد بن عامر امامي ولي مجهول الحال است(331). 

عنوان روايت: (ضعيف)(332).

121ـ (حسين بن عبد الله الرجاني) از حضرت صادق روايت كرده كه علي A فرمود «منهم فاروق اكبر و صاحب ميسم و صاحب نشر اول و نشر آخر و صاحب رجعت ها ودولت ها».

ترجمة راوي: حسين بن عبد الله الرجاني ظاهراً امامي ولي مجهول الحال است(333).

عنوان روايت: ضعيف.

122ـ (محمدبن مروان) از ثمالي از حضرت صادق زيارتنامه‌اي نقل كرده كه از جمله فقراتش اين است: ما براي ياري شما آماده هستيم، تا اينكه خدا زنده بكند شما را.   

ترجمة راوي: محمد بن مروان مجهول الحال است(334).

عنوان روايت: ضعيف.

123ـ (محمد بن مجيب جوهري) بوسيلة جمعي از حضرت صادق روايت كرده كه مي‌گويد: «چون نزديك قبر حسين بن علي وساير ائمه رسيدي، بگو: (اللهم لا تجعله آخر العهد من زيارة قبر ابن نبيك وابعثه مقاماً محموداً تنتصر به لدينك وتقتل به عدوك فإنك وعدته..) ».

ترجمة رواي: محمد بن مجيب الجوهري امامي و مجهول الحال است(335).

عنوان روايت: ضعيف.

124ـ (علي بن طاووس) در كتاب اقبال الاعمال مي‌گويد «در روز دحو الارض مستحب است خواندن اين دعا ـ دعا را مي‌نويسد ـ تا اينجا: وابعثنا في كرته حتي نكون في زمانه من اعوانه. ».

عنوان روايت: ضعيف: مرسل(336).

125ـ (ابو سلمه) مي‌گويد: معني اين آيه را: (قُتِلَ الْإِنْسَانُ مَا أَكْفَرَهُ) از حضرت صادق پرسيدم فرمود دربارة علي A نازل شده، (مَا أَكْفَرَهُ) يعني چه گناهي از علي سرزده بود كه او را كشتند؟ (مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ) يعني علي از طينت انبياء آفريده شده (فَقَدَّرَهُ) يعني راه هدايت را براي علي آسان كرده‌است (ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ) يعني بعد از آن علي را مانند پيغمبران مي‌ميراند (ثُمَّ إِذَا شَاءَ أَنْشَرَهُ) سپس در رجعت او را زنده مي‌كند».

ترجمة رواي: تقريباً شش نفر باين كنيه (ابو سلمه) معروفند 1ـ محمد بن حنظله العبدي ابو سلمه 1ـ محمد بن حنظله القيسي ابو سلمه 3ـ خالد بن سلمه الجهني الكوفي ابو سلمه 4ـ راشد بن سعيد الفزاري ابو سلمه 5ـ عليم بن محمد البكري ابو سلمه 6ـ غيلان بن عثمان ابو سلمه بطوريكه مرحوم مامقاني در كتاب «نتائج التنقيح» بترتيب در ص 136 و 48  و 53  و110  و120 مي‌نويسد تمام اينان مجهول الحالند.

عنوان روايت: ضعيف. 

126ـ همين مضمون را صاحب كتاب «كنز الفوائد» نيز از ( ابو سلمه) نقل مي‌كند.

عنوان روايت: ضعيف.

127ـ (عبد الله بن الرحمن الاصم) و (منفصل بن صالح) از ابي عبد الله جدلي نقل مي‌كند «كه روزي رفتم خدمت علي A مي‌فرمود من دابة الأرض هستم».

ترجمة راوي: عبد الله بن عبد الرحمن الاصم بطوريكه نجاشي و علامه در قسم ثاني از خلاصه و ابن غضائري و ابن داود مي‌نويسند از (غلاة) و از دروغگويان بصره بوده‌است(337).

مفضل بن صالح به ترجمة راوي روايت شمارة (58) رجوع كنيد.

عنوان روايت: ضعيف.

128ـ (عمرو بن ابي المقدام ثابت بن هرمز) از (جابر) روايت كرده مي‌گويد «از حضرت باقر شنيدم كه مي‌فرمود بخدا قسم مردي از ما اهل بيت پس از مردنش سيصدونه سال سلطنت خواهد كرد، عرض كردم در چه وقت؟ فرمود پس از وفات قائم A پرسيدم حضرت مهدي چند سال سلطنت مي‌كند؟ فرمود نوزده سال، پس از آن منتظر رجعت و خروج مي‌كند براي خونخواهي حسين بن علي».

ترجمة رواي: عمرو بن ابي المقدام ثابت بن هرمز العجلي بطوريكه علامه در قسم ثاني از خلاصه و مجلسي در وجيزه و فاضل جزائري و ابن غضائري مي‌نويسند از ضعفا بوده‌است(338).

عنوان روايت: ضعيف.

129ـ همين مضمون را نيز صاحب اختصاص از (عمرو بن ثابت).

عنوان روايت: ضعيف.

130ـ (ابي عبد الله رياحي) و (ابي صامت حلواني) از حضرت باقر روايت كرده‌اند كه «علي A مي‌فرمود خدا شش چيز بخشيده‌است: علم مرگ‌ها و علم بلاها و علم قرآن و منم صاحب رجعت‌ها و دولت‌ها، منم صاحب عصاء و ميسم، منم آن دابه‌اي كه با مردم سخن مي‌گويد».

ترجمة رواي: ابي عبد الله رياحي(339) و ابي صامت حلواني(340) هر دو مجهول الحالند. 

عنوان روايت: ضعيف.

131ـ صاحب كتاب بصاير الدرجات نيز همين مضمون را از «ابي صامت حلواني» نقل مي‌كند.

عنوان روايت: ضعيف.

132ـ (محمد بن سنان) و (مفضل بن صالح) از حضرت صادق روايت كرده‌اند كه «علي امير المؤمنين بيشتر از اوقات مي‌فرمود منم قسمت كنندة بهشت و دوزخ منم فاروق بزرگ، منم صاحب عصا و ميسم».

ترجمة راوي: به ترجمة راوي روايت شمارة (10) و (58) مراجعه فرمائيد.

عنوان روايت: ضعيف.

133ـ همين مضمون را (معلي بن محمد البصري) و (محمد بن جمهور) از (محمد بن سنان) نقل مي‌كند».

ترجمة راوي: بطوريكه مجلسي در وجيزه و علامه در قسم ثاني از خلاصه و ابن داود و ابن غضائري مي‌نويسند معلي بن محمد البصري مضطرب الحديث و فاسد المذهب بوده‌است(341).

محمد بن الجمهور طبق شهادت مرحوم شيخ در رجالش و نجاشي و علامه در قسم ثاني از خلاصه و ابن غضائري،  از (غلاة) بوده‌است(342). محمد بن سنان نيز از غلاة بوده‌است، به ص (139) رجوع شود.

عنوان روايت: ضعيف.

134ـ همين مضمونرا (سهل بن زياد) و (محمد بن وليد) و (سعيد الاعرج) از حضرت صادق نقل مي‌كند.

ترجمة راوي: سهل بن زياد و محمد بن وليد به ترجمة راوي روايت شمارة (45) و شمارة (88) مراجعه شود.

سعيد بن عبد الرحمن الاعرج بطوريكه علامه در (مختلف) و فاضل مقداد در (تنقيح) و فخر در ايضاح مي‌نويسند مجهول الحال است(343).

عنوان روايت: ضعيف.

135ـ (حريز) و (بريد بن معويه) از حضرت صادق روايت كرده‌اند كه «روزها وشب‌ها بآخر نمي رسد تا اينكه خدا مردگانرا زنده كند وزندگانرا بمي راند و حق را باهلش بر گرداند».

ترجمة راوي: بطوريكه علماي رجال مي‌نويسند (حريز) در سجستان در زمان حيات حضرت صادق بدون اذن او براي خوارج شمشير كشيده بود، و چون اينكار در شريعت اسلام ممنوع بوده در اثر آن