‌ترين حقوق انساني محروم بودند، با پذيرش اسلام و به بركت اسلام، از حق داشتن عقيده و انديشه، برخوردار شدند و به خاطر دفاع از افكار و عقايدشان، روياروي ديگران قرار گرفته و بلكه در راه عقيده، جهاد و مبارزه نمودند. اقدام ابوبكر صديق(رض) براي خريداري و آزاد كردن برده‌ها، دليل و نشانه‌ي عظمت اين دين و جايگاه آن در وجود آن بزرگوار مي‌باشد كه او را بر آن داشت تا بدين اندازه از وجود و دارايي خود براي دين، مايه بگذارد. اينك مسلمانان، به‌شدت نيازمند احياي اين ارزش‌ها و احساسات ارزشمند هستند تا هم‌زيستي و پيوند اجتماعي آنان بهبود يابد و شعور غم‌خوارگي و پشتيباني از يكديگر درميان آن‌ها به جايي برسد كه ايشان را براي رويارويي همه‌جانبه با دسيسه‌هاي گسترده‌ي دشمنان كه به منظور براندازي عقيده و دين مسلمانان، مي‌كوشند، بيش از پيش آماده سازد.
--------------------------------------------------------------------------------------------------
1) التربية القيادية (1/136)
2) عتيق العتقاء (ابوبكر الصديق)، نوشته‌ي محمود بغدادي، ص39
3) السيرة النبوية از ابن‌هشام (1/394)
4) التربية القيادية (1/140)
5) محنة المسلمين في العهد المكي، ص92
6) السيرة النبوية از ابن‌هشام (1/393)
7) مرجع سابق.
8) السيرة النبوية از ابي‌شهبه (1/346)
9) السيرة النبوية از ابن‌هشام (1/393)
10) السيرة النبوية از ابي‌شهبه (1/345)
11) التربية القيادية (1/342)در نامه‌اي كه ابوبكر صديق(رض) براي خالد بن وليد و عياض بن غنم فرستاد، دستور داد كه: «كساني را به همراهي لشكر اسلام فرابخوانيد كه پس از رسول‌خدا(ص) بر اسلام ثبات ورزيده‌ و با مرتدها جنگيده‌اند؛ هيچ يك از كساني را كه پيشينه‌ي ارتداد دارند، براي جهاد با خود همراه نكنيد تا بعداً ببينم چه مي‌شود.» بنابراين در ابتدا به كساني كه سوء پيشينه‌ي ارتداد داشتند، اجازه داده نشد لشكر اسلام را در فتوحات همراهي كنند.(1)  البته بعدها كه اوضاع و احوال تغيير كرد و صداقت و راستي اين افراد ثابت شد، اجازه يافتند لشكر اسلام را در فتوحات همراهي كنند. به هر حال اين موضع ابوبكر صديق(رض) برخاسته از احتياط و هشياري در امر جهاد در راه خدا بود تا دنياطلبان در صف مجاهدان نفوذ نكنند و سبب شكست مسلمانان و نابساماني صفوف مجاهدان نشوند. رويه‌اي كه ابوبكر صديق(رض) در مورد مرتدها در جريان فتوحات در پيش گرفت، برگرفته از آموزه‌هاي ارزشمند رسول‌خدا(ص) در مورد پالودن صفوف اسلامي از هرگونه ناخالصي و يك‌سان نمودن هدف در جهت رضاي خداي متعال بود تا جريان جهاد، به سبب تعدد اهداف، دچار آسيب‌هاي جدي و شكست و ناكامي نشود. ابوبكر صديق(رض) زماني اين رويه را در پيش گرفت كه لشكر اسلام شديداً نيازمند نيروهاي انساني و مردان جنگاور بود و بدين ترتيب مشخص شد كه قوت و نيروي واقعي در جهاد به خلوص و راستي در نظرداشت رضاي خدا است و نه به كثرت و تعداد زياد.(2)
--------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ طبري (4/163)
2) التاريخ الإسلامي (9/131)ابوبكر صديق(رض) به خالد بن وليد(رض) دستور داد با ايرانيان و ملت‌هايي كه زير سلطه‌ي ايشان بوده‌اند، مهرباني و خوش‌رفتاري كند.(1)  اين فرموده‌ي ابوبكر صديق(رض) بيان‌گر هدف و هويت جهاد در بيرون از مرزهاي اسلامي است و نشان مي‌دهد كه چنين جهادي، به قصد دعوت و فراخوان مردم به اسلام انجام مي‌شود و چنان‌چه پرداختن به دعوت، با ماندگاري حكومتي غير قابل انجام باشد، بايد آن حكومت را از بين برد تا ملت زير سلطه، به راحتي و بدون هيچ مانعي دعوت اسلام را بشنود و مسلمان شود. اين هدف در تمام جنگ‌هايي كه صحابه انجام دادند، كاملاً نمودار است؛ مجاهدان پيش از آن‌كه با دشمنان وارد جنگ شوند، آنان را به اسلام فرا مي‌خواندند و آن‌ها را در برابر حقوق و وظايفشان قرار مي‌دادند و در صورت عدم پذيرش اسلام از سوي دشمن، آنان را مكلف به پرداخت جزيه در برابر حمايت مسلمانان مي‌كردند و چنان‌چه از پرداخت جزيه نيز طفره مي‌رفتند، چاره‌اي جز جنگ و كارزار با دشمن را نمي‌ديدند تا دين و شريعت خدا غالب گردد.(2)  ابوبكر صديق(رض) به خاطر اشتياق وافري كه به هدايت مردم داشت، به فرماندهان لشكري سفارش كرد تا رعايت حال كشاورزان را بكنند و از نابود كردن منابع ثروت خودداري نمايند. ابوبكر(رض) خوب مي‌دانست كه عمران و آبادي، شرط اساسي شكل‌گيري و ماندگاري حكومت عدل است و كشاورزي به عنوان يكي از مهم‌ترين منابع مالي، رابطه‌اي مستقيم با زندگاني و معيشت مردم دارد.(3)
-------------------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ طبري (4/159)
2) التاريخ الإسلامي (9/130)
3) تاريخ الدعوة إلي الإسلام، ص342خالد بن وليد(رض) از ابوبكر صديق(رض) درخواست نيروي امدادي كرد و ابوبكر صديق(رض) نيز قعقاع بن عمرو تميمي را به عنوان نيروي پشتيباني به سوي خالد فرستاد. به ابوبكر(رض) گفتند: «آيا چنين شخصي را در حالي به عنوان نيروي امدادي گسيل مي‌كني كه سربازان خالد(رض) دچار پريشاني شده‌اند؟» ابوبكر صديق(رض) فرمود: «لشكري كه همانند اين شخص در آن باشد، شكست نمي‌خورد.»(1)  اتفاقاتي كه بعدها در جريان فتح عراق روي داد، فراست و ژرف‌انديشي ابوبكر صديق(رض) را نمايان كرد. ابوبكر صديق(رض) توانايي‌ها و شايستگي‌هاي افراد را خوب مي‌شناخت.(2)
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ طبري (4/163)
2) التاريخ الإسلامي (9/129)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:194.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:195.txt">جنگ ذات‌السلاسل</a><a class="text" href="w:text:196.txt">جنگ مذار (ثني)</a><a class="text" href="w:text:197.txt">جنگ ولجه</a><a class="text" href="w:text:198.txt">جنگ اليّس و فتح امغيشيا</a><a class="text" href="w:text:199.txt">فتح حيره</a><a class="text" href="w:text:200.txt">كرامتي از خالد بن وليد در فتح حيره</a><a class="text" href="w:text:201.txt">فتح انبار (جنگ ذات‌العيون)</a><a class="text" href="w:text:202.txt">فتح عين‌التمر</a><a class="text" href="w:text:203.txt">جنگ دومه‌الجندل</a><a class="text" href="w:text:204.txt">واقعه‌ي حصيد</a><a class="text" href="w:text:205.txt">جنگ مصيخ</a><a class="text" href="w:text:206.txt">جنگ فراض</a><a class="text" href="w:text:207.txt">حج‌ گزاردن خالد و فرمان ابوبكر به او براي حركت به سوي شام</a><a class="text" href="w:text:208.txt">خبر مثني بن حارثه در عراق پس از رفتن خالد</a></body></html>خالد(رض) براي فتح عراق، دو هزار از مجاهداني را كه با مرتدها جنگيده بودند، با خود داشت و هشت‌هزار نفر از قبايل ربيعه را نيز با خود همراه ساخت و با سه تا از فرماندهاني كه سپاهياني را براي جهاد، با خود همراه كرده بودند، مكاتبه نمود و از آنان خواست به او بپيوندند. اين فرماندهان كه عبارت بودند از: مذعور بن عدي عجلي، سلمي بن قين تميمي و حرمله بن مريطه‌ي تميمي، درخواست خالد(رض) را پاسخ گفتند و با سپاهيانشان كه با لشكريان مثني بن حارثه به هشت‌هزار نفر مي‌رسيدند، به لشكر خالد پيوستند و بدين‌سان مجموع لشكر اسلام، به هجده‌هزار نفر رسيد.(1)  آنان، ابله را محل تجمع لشكرها اعلام كردند.(2)  خالد(رض) نامه‌ا