مت و ايمان، يقين و اراده و اخلاص و تقوا نوشيد. هم‌نشيني و هم‌راهي ابوبكر(رض) با رسول‌خدا(ص)، ثمرات و پيامدهاي زيادي براي ابوبكر، به دنبال داشت؛ از جمله: شايستگي و راستي، آگاهي و بيداري، صفا و صميميت، عزم و اراده‌ي آهنين، اخلاص و فهم درست از دين و…. واكنش‌هاي درست و بجاي ابوبكر(رض) در جريان وقايع پس از رسول‌خدا(ص) (در سقيفه‌ي بني‌ساعده، گسيل لشكر اسامه(رض) و جنگ با مرتدها)، نمادِ تمام توانمندي‌ها و شايستگي‌هايي است كه ابوبكر(رض) را قادر ساخت تا فسادها را قلع و قمع نمايد، ويراني‌ها و خرابي‌ها را از نو بنا كند و تفرقه و پراكندگي را به اتحاد و هم‌بستگي تبديل نمايد و انحرافات و كجي‌ها را بهبود بخشد و اصلاح كند.
13ـ ابوبكر(رض) به عنوان وزير باصداقت رسول‌خدا(ص) در همه‌ي حالات، آن حضرت را همراهي نمود و در هيچ يك از صحنه‌ها غايب نبود؛ وي، به‌هنگام گريز مسلمانان در جنگ احد، در كنار رسول‌خدا(ص) ثابت‌قدم ماند و مقاومت نمود.
14ـ زندگاني ابوبكر(رض) در مدينه، سرشار از درس‌ها و آموزه‌هايي است كه نمونه‌اي زنده از فهم دين و اجراي آن در دنياي مردم را جلوه‌گر مي‌سازد. شخصيت ابوبكر صديق(رض) بر پايه‌ي صفات و ويژگي‌هاي منحصر به فردش، بر ديگران تمايز و برتري مي‌يابد. رسول اكرم(ص) نيز در بسياري از احاديث، به بيان فضايل ابوبكر و برتري او بر ساير صحابه(رض) پرداخته‌اند.
15ـ باور و ايمان ابوبكر(رض) به خداوند متعال، بس بزرگ و محكم بود. او، حقيقت ايمان را شناخت وكلمه‌ي توحيد، به‌گونه‌اي سراسر قلب و وجودش را دربرگرفت كه نشانه‌هايش، در عمل‌كرد وي، پديدار گشت و تمام زندگيش را آكنده از نشانه‌ها و فرآيندهاي عمق ايمان و ژرفاي توحيدش نمود. اخلاق ابوبكر(رض) بس والا و رفيع بود و ذره‌اي از كُنش پست و فرومايه، در او يافت نمي‌شد. ابوبكر(رض) همواره به دين خدا و رهنمودهاي پيامبر(ص) تمسك مي‌ورزيد و در حقيقت، ايمانش، سبب حركت و خيزش، همت و اراده، تلاش و تكاپو، نشاط و بالندگي، جهاد و مجاهده و عزت و سرافرازي بود. او، از يقين وايمان بي‌مانندي برخوردار بود كه هيچ يك از صحابه(رض) را نمي‌توان در ايمان و يقين، در حد و پايه‌ي او دانست.
16ـ ابوبكر(رض) از عالم‌ترين و داناترين مردم نسبت به دين خدا و بلكه ترساترين آن‌ها بود و بيش از همه از خدا مي‌ترسيد. اهل سنت بر اين اتفاق نظر و بلكه اجماع دارند كه ابوبكر(رض) عالم‌ترين شخص امت است. دليلش، اين‌كه ابوبكر(رض) همواره ملازم و همراه رسول‌خدا(ص) بوده است. او، بيش از ديگران در سفر و حضر، شب و روزش را با رسول‌خدا(ص) مي‌گذراند و شبانگاهان و پس از نماز عشاء با آن حضرت(ص) مجلس مي‌كرد و با ايشان به‌قدري درباره‌ي مسايل مسلمانان سخن مي‌گفت كه كم‌تر كسي به اين افتخار مشرف مي‌شد. رسول‌خدا(ص)، ابوبكر(رض) را به عنوان اميرحج در سال 9 هجري به مكه فرستادند؛ مي‌دانيم كه احكام حج، مسايل باريكي دارد كه دانش زيادي مي‌طلبد. از اين‌رو اگر ابوبكر(رض) از دانش زيادي برخوردار نبود، به سرپرستي چنين حج مهمي گماشته نمي‌شد. رسول‌خدا(ص)، ابوبكر(رض) را پيش‌نماز نيز كردند و او، تنها كسي است كه رسول‌خدا(ص) او را در نماز و حج، جايگزين خود فرمودند. در باب احكام زكات نيز فقها به احكامي در اين مورد اعتماد كرده‌اند كه انس(رض) از ابوبكر(رض) فرا گرفته است. چراكه ابوبكر بيش ازديگران به آموزه‌هاي پيامبر(ص) و ناسخ و منسوخ در اين باب تسلط و آگاهي داشته و همين، طريق فراگيري انس(رض) از ابوبكر(رض) را در مورد مسايل زكات قوت بخشيده است. دانش ابوبكر(رض) در نهايت پختگي و وسعت بوده است؛ زيرا نمي‌توان از ابوبكر(رض) حتي يك اشتباه هم در مورد مسايل شرعي سراغ گرفت و يك گفته‌اش را مخالف نصوص و تصريحات شرعي يافت.
17ـ با وفات رسول‌خدا(ص)، وضعيت آشفته‌اي به وجود آمد. اما خداي متعال، مسلمانان را به وسيله‌ي ابوبكر صديق(رض)، آرام گردانيد و ابوبكر، درميان مردم برخاست و فرمود: «كسي كه محمد(ص) را عبادت مي‌كرده، بداند كه محمد(ص) وفات كرده و هر كس، خداي متعال را مي‌پرستيده، بداند كه خداوند، زنده است و هرگز نمي‌ميرد.» موضع ابوبكر(رض) در سقيفه‌ي بني‌ساعده نيز، تحسين برانگيز است؛ چراكه ابوبكر(رض) توانست در درون و روان انصار(رض) نفوذ كند و بي‌آن‌كه مسلمانان را در معرض فتنه قرار دهد، آنان را به حق قانع سازد؛ ابوبكر صديق(رض) به بيان فضايل انصار در كتاب و سنت پرداخت و سپس فرموده‌هاي صريح رسول‌خدا(ص) را در مورد حقانيت خلافت قريش، تبيين نمود.
18ـ سعد بن عباده(رض) پس از پايان گفتگوهايي كه در سقيفه‌ي بني‌ساعده جريان يافت، با ابوبكر(رض) بيعت كرد و از موضع نخستش كه مدعي خلافت بود، عقب نشست. بشير بن سعد انصاري(رض) (پسرعموي سعد بن عباده(رض)) نخستين كسي بود كه با ابوبكر صديق(رض) بيعت نمود. هيچ روايت صحيحي وجود ندارد كه مطابق پندار برخي از تاريخ‌نگاران، بيان‌گر بروز بحران يا اختلاف كوچك و بزرگي درميان صحابه در سقيفه‌ي بني‌ساعده باشد و نشان دهد كه حتي يك نفر از صحابه در امر خلافت طمع ورزيده است. آن‌گونه كه روايات صحيح نشان مي‌دهد، اخوت اسلامي، همانند گذشته و بلكه بيش از آن تداوم يافت.
19ـ در برخي از آيات قرآن و احاديث رسول اكرم(ص) به حقانيت خلافت ابوبكر(رض) اشاره شده است. صحابه(رض) و هم‌چنين اهل سنت بر اين اجماع كرده‌اند كه ابوبكر(رض) سزاوارترين شخص صحابه براي خلافت بوده است.
20ـ شالوده‌ي قوانين خلافت كه نماد نظام حكومت اسلامي است، قرآن كريم و سنت پيامبر اكرم(ص) مي‌باشد. فقها، پايه‌هاي حكومت اسلامي را شورا و بيعت دانسته‌اند كه در قرآن كريم نيز به اين دو اصل مهم اشاره شده است. گاهي عناويني چون امامت و امارت، مترادف خلافت بكار مي‌رود. مسلمانان بر اين اجماع دارند كه تشكيل خلافت، واجب است تا با تعيين خليفه به امور مسلمانان رسيدگي شود، حدود و قوانين شرعي اجرا گردد و خليفه، توانمندي‌هاي حكومت و مردم را براي گسترش دعوت اسلامي بكار بندد؛ براي حمايت دين و امت، جهاد را بپا دارد؛ حقوق مردم را تأمين كند و با عدالت و دادگستري، بيداد و ستم را ريشه‌كن كند و نيازهاي ضروري آحاد جامعه را به خوبي برآورده سازد.. تشكيل خلافت به عنوان يك وظيفه و فريضه‌ي ديني، از قرآن، سنت و اجماع ثابت مي‌شود.
21ـ علامه ابوالحسن ندوي رحمه الله شرايط خلافت و مواردي را كه در پس اين منصب لازم است، بررسي نموده و با كنكاش دوره‌ي خلافت ابوبكر صديق(رض) بر پايه‌ي دلايل و شواهد موجود در آن برهه از تاريخ اسلام، ثابت كرده كه تمام شرايط خلافت در شخصيت ابوبكر و دوران وي تحقق يافته است.
22ـ ابوبكر صديق(رض) پس از آن‌كه عموم مردم با او بيعت كردند، درميان آن‌ها برخاست و خطبه‌ي شكوهمندي ايراد فرمود. اين سخنراني، با آن‌كه مختصر و كوتاه مي‌باشد، از باارزش‌ترين خطبه‌هاي اسلامي به شمار مي‌آيد؛ چراكه ابوبكر صديق(رض) در آن، به بيان اصول عدالت‌گ