ده و مرا فرمان داده تا به سوي شما حركت كنم. من، نيز به قصد پيوستن به شما حركت كرده‌ام و به زودي با سپاهيانم به شما مي‌رسم. مژده باد شما را كه تحقق وعده‌ي الهي نزديك است و شادمان باشيد كه از سوي خدا بهترين پاداش را مي‌يابيد. خداي متعال، ايمان ما و شما را مصون بدارد و همه‌ي ما را بر اسلام، ثابت‌قدم بفرمايد و بهترين پاداش مجاهدان را به ما ارزاني نمايد. و السلام عليكم.»(13) 
عمرو بن طفيل(رض) كه نامه‌بر خالد(رض) بود، نامه‌ي عموم مسلمانان را در جابيه بر آنان خواند. ابوعبيده(رض) نيز پس از خواندن نامه‌اش فرمود: «خداي متعال، نظر خليفه‌ي رسول‌خدا(ص) را فرخنده و مبارك بگرداند و خالد(رض) را زنده و سالم نگه دارد.»(14)  اين تعامل ارزنده‌ ميان ابوعبيده و خالد، اخوت و برادري را معنا مي‌كند و نشان مي‌دهد كه روابط ميان صحابه، برگرفته از توحيد درست و اخلاق پسنديده و سترگي بود كه تمام ياران رسول‌خدا(ص) به آن آراسته بودند.خالد(رض) تغيير نكرد و به خاطر موفقيتش در فتوحات عراق و اعتمادي كه خليفه به او داشت، خود را بزرگ‌تر و برتر از برادرانش نپنداشت؛ بلكه به جايگاه والاي اهل فضيلت اذعان نمود و به صراحت بيان كرد كه هم‌چنان از ابوعبيده(رض) حرف‌شنوي خواهد داشت. ابوعبيده(رض) نيز كه مأموريت يافت زير نظر و فرماندهي خالد(رض) انجام مسؤوليت كند، براي خالد(رض) آرزوي موفقيت و سلامتي نمود و دعا كرد كه خداي متعال، فرمان ابوبكر صديق(رض) را فرخنده و مبارك گرداند. رويكرد خالد و ابوعبيده در اين جريان، دليلي است بر اين‌كه آن‌ها از خودخواهي بدور بودند و همواره به مصلحت امت مي‌انديشيدند و در كارهايشان تنها رضاي خدا را در نظر مي‌گرفتند.(15)  آري، آن‌چه خالد و ابوعبيده كردند، آموزه‌ي بزرگي براي همه‌ي افراد امت اعم از دعوت‌گران، فرماندهان، سران و بزرگان در تمام طبقات و سطوح حكومتي و جنبشي، مي‌‌باشد تا در مقاطع مختلف كاري، همين رويه را در پيش بگيرند و به هنگام عزل و نصب، اين چنين تعاملي با يكديگر داشته باشند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) العمليات التعرضية و الدفاعية عند المسلمين، ص148
2) حروب الإسلام في الشام، احمد محمد، ص45
3) نگاه كنيد به: العمليات التعرضية و الدفاعية عند المسلمين، ص148
4) تاريخ طبري (4/211)
5) تاريخ الدعوة الي الاسلام، ص359و360
6) البداية و النهاية (7/5)
7) حركت نامنظم، نوعي شيوه‌ي حركتي در انتقال رزمندگان به مناطق عملياتي مي‌باشد كه شباهت بسياري با شيوه‌ي حركت جنگجويان چريك دارد و از آن به حركت گوريلايي نيز ياد مي‌شود. گوريلا، واژه‌اي است اسپانيايي به معناي جنگ پراكنده.(مترجم)
8) استراتژي، واژه‌اي است يوناني به معناي سرداري و سپه‌سالاري و در اصل اصطلاحي است نظامي به معناي سنجيدن وضع خود و دشمن و طرح نقشه به قصد رويارويي با حريف در بهترين و مناسب‌ترين وضع ممكن. البته اين واژه، مفهومي گسترده‌تر يافته و اينك به هر روش كلي براي رسيدن به هدفي مشخص و كلي استراتژي مي‌گويند.(مترجم)
9) الفن العسكري الاسلامي، ص89؛ أبوبكر الصديق، نزار حديثي، ص60
10) الفن العسكري الإسلامي، ص98
11) مجموعة الوثائق السياسية، ص392و393
12) مجموعة الوثائق السياسية، ص392
13) فتوح‌الشام ازدي، ص68-72
14) منبع سابق.
15) التاريخ الاسلامي (9/231)خالد(رض) به شام رسيد و بصري را فتح كرد و با ساير فرماندهان مسلمانان (ابوعبيده، شرحبيل و يزيد) يك‌جا شد و به بررسي مسايل و مواضع نظامي پرداخت. وي، پس از وارسي چند و چون مسايل نظامي، باخبر شد كه لشكر عمرو بن عاص(رض) از كناره‌هاي رود اردن به سوي ساير قشون اسلامي در حركت است و لشكر روميان نيز در تعقيب لشكر عمرو(رض) مي‌باشد. هدف روميان، اين بود كه با سپاهيان عمرو(رض) درگير شوند و كار اين دسته از قشون مسلمان را يك‌سره كنند. اما عمرو(رض) نيز كاملاً هشيار بود كه در آن شرايط نبايد با روميان درگير شود؛ چراكه فقط هفت‌هزار نيرو در اختيار داشت و رومي‌ها، لشكري فراتر از اين گرد آورده بودند. خالد(رض) پس از بررسي شرايط جنگي، به اين نتيجه رسيد كه يا خودش را به لشكر عمرو(رض) برساند و به همراه افراد عمرو(رض) با روميان بجنگد و بدين‌سان خط بازگشت مسلمانان را به مواضع پيشين، از وجود رومي‌ها پاك كند و از طريق پشتيباني مسلمانان، موضعشان را در فلسطين تثبيت نمايد و يا سر جايش بماند و به عمرو(رض) خبر دهد كه زودتر خودش را به لشكر او برساند تا به اتفاق عمرو(رض)، با رومياني كه از دمشق به تعقيبش پرداخته‌اند، وارد جنگ شود. خالد(رض) گزينه‌ي اول را انتخاب كرد تا خط بازگشت مسلمانان را از وجود رومي‌ها پاك كند و مواضع مسلمانان را در فلسطين تثبيت نمايد. خالد(رض) به خوبي مي‌دانست كه شكست روميان در اين جبهه، سبب مي‌شود كه قشون اسلامي، اين ناحيه را پوشش دهند و بدين ترتيب نيروي مهاجم دشمن را از حالت تهاجمي درآورده و به دفاع مجبور كنند. خالد(رض) به اتفاق قشون اسلامي از يرموك به كمك عمرو(رض) در فلسطين شتافت و به عمرو(رض) نيز فرمان نوشت كه طوري عقب‌نشيني كند كه بدون درگيري با روميان آن‌ها را به دنبال خود بكشد تا اين‌كه به لشكر خالد(رض) برسد تا به اتفاق هم، كار روميان را بسازند. عمرو(رض) به اجنادين(1)  رفت و خالد(رض) نيز خودش را همان‌جا به او رسانيد و جمع سپاهيان اسلام به حدود سي‌هزار نفر رسيد. خالد(رض) در زمان مناسبي كه سپاهيان عمرو(رض) و روميان با هم درگير شده بودند، به اجنادين رسيد و بدين ترتيب جنگ شديدي درگرفت؛ تجربه‌ي جنگي عمرو و خالد، نقش مهمي در شكست روميان داشت؛ طوري كه تعدادي از مجاهدان، به صفوف دشمن نفوذ كرده و فرمانده‌ي روميان را كشتند و بدين‌سان سپاهيان دشمن، توانشان را از دست داده و گريختند.(2) 
جنگ اجنادين، نخستين جنگ بزرگي بود كه ميان رومي‌ها و مسلمانان در شام روي داد و چون خبر شكست، به هرقل در ـ حمص ـ رسيد، دانست كه به مصيبت بزرگي گرفتار شده است.(3)  خالد(رض) خبر پيروزي را براي ابوبكر صديق(رض) نوشت. متن نامه‌اش بدين شرح بود:
ـ به ابوبكر خليفه‌ي رسول‌خدا(ص)، از خالد بن وليد، شمشير آخته‌ي خدا بر مشركان. اما بعد:
سلام عليكم.
من، در برابر شما ضمن ستايش پروردگار يكتا، گواهي مي‌دهم كه خدايي جز خداي يگانه و بي‌شريك نيست. اي صديق! گزارشم، به شما اين است كه ما با مشركان در اجنادين درگير شديم. آن‌ها، قشون زيادي فراهم آورده، صليب‌هايشان را برافراشته و كتاب‌هاي مقدسشان را گشوده بودند (تا سپاهيانشان را به جنگ بر ضد ما تشويق كنند و) با اين سوگند به ميدان نبرد وارد شده بودند كه از ميدان بِدَر نشوند و رويارويمان ايستادگي كنند و ما را از خاكشان بيرون نمايند. ما هم با اعتماد و توكل بر خدا بر آنان حمله‌ور شديم و آن‌ها را با نيزه هدف قرار داده، سپس با شمشيرها زديم و آنان را درميان هر دره‌، كوه و سرزميني شكست داديم. اينك خدا را مي‌ستايم كه دينش را پيروز نمود و دشمنش را شكست و خواري 