َنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِکُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْکُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَکِيمٌ(26) وَاللّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْکُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُواْ مَيْلاً عَظِيمًا(27))(النساء: 26-27).
«خداوند می‌خواهد برای شما بیان کند و شما را به سنت‌های کسانی که پیش از شما بوده‌اند هدایت نماید و توبه شما را بپذیرد، و خداوند دانای حکیم است، و خداوند می‌خواهد توبه شما را بپذیرد و کسانی که به دنبال شهوت‌ها هستند می‌خواهند شما منحرف شوید».
و خداوند متعال می‌فرماید:(مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْکُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَکِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَکُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ)(المائده: 6).
«خداوند آسایش شما را می‌خواهد و خواهان زحمت شما نیست و می‌خواهد شما را پاکیزه دارد و نعمت خویش را بر شما کامل گرداند شاید که شکر بجای آورید».
دراین آیات اصحاب مخاطب قرار گرفته‌اند، و خداوند به آنان خبر داده است که می‌خواهد (توبه آنان را بپذیرد) و می‌خواهد: (آنان را پاکیزه کند).
پس این اراده و خواستن با آن خواستن که خداوند فرموده است:(إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ)(الاحزاب: 33).
چه فرقی دارد؟!
اگر این اراده در اینجا تحقق یافته است برای صحابه نیز متحقق گشته است، و اگر دراینجا تحقق نیافته در آنجا نیز محقق نشده است.‌ 
ملاحظه چهارم: عقیده شیعه در مورد کارهای بندگان عقیده معتزله است، و آنها معتقدند که خداوند نمی‌تواند گمراهی را هدایت کند، و نمی‌تواند هدایت یافته‌ای را گمراه سازد؛ چون شیعه و معتزله فکر می‌کنند دو قدرت به یک مقدور تعلق نمی‌گیرد.
پس چطور در اینجا ادعا می‌کنند که خداوند آنها را از انجام دادن کاری منع می‌کند که در توان آنهاست؟! 
شیخ محمد بن حسن طوسی امامی در کتابش (الاقتصاد فی الاعتقاد) بعد از سخنانی طولانی در مورد نفی تقدیر طبق مذهب معتزله، می‌گوید: (ما فقط این را می‌گوییم که آنچه برای ما مقدور است درست نیست که برای خدا مقدور باشد، چون این به آن می‌انجامد که خداوند موجودی معدوم باشد. چون اگر یکی از ما را چنین فرض کنیم که اسباب او را به ایجاد آن فرا خوانده‌اند، لازم می‌شود از این جهت او حادث باشد، و وقتی خداوند آن را نخواهد باید پدید نیاید. پس در یک کار هم حدوث او واجب می‌گردد و هم عدم وجودش لازم می‌شود، و این محال است پس به هر حال باطل است)(7) . 
یعنی آنچه برای ما مقدور است خداوند به آن توانایی ندارد. ما می‌توانیم اطاعت کنیم و می‌توانیم نافرمانی کنیم. و پلیدی گناهی است که در قدرت ماست. 
پس چگونه شیعه معتقدند که خداوند بر انجام کارهای ما قادر نیست سپس می‌گویند: او می‌تواند ما را از کارهایمان باز دارد؟!
پس در اینجا شیعه باید همان چیزی را بگویند که اهل سنت می‌گویند، یعنی اینکه خداوند بر همه چیز تواناست، و خداوند است که فرمان بردار را کمک می‌کند، و به او توفیق می‌دهد و گناهکار را رها می‌کند و یاری‌اش نمی‌کند؛ شیعه باید این عقیده را داشته باشند تا استدلال آنها درست باشد و یا اینکه تطهیر را نفی کنند!!
و از آنجا که خداوند بر همه کارها تواناست به ما فرمان داده که بگوییم: ﴿إِيَّاکَ نَعْبُدُ وإِيَّاکَ نَسْتَعِينُ﴾ فقط تو را می‌پرستیم و فقط از تو یاری می‌جوییم.
بنابراین، به ما فرمان داده است تا از او یاری بخواهیم تا ما را در انجام کار یاری کند، و اگر کار در قدرت و توان او نبود چگونه ما را بر انجام دادن یا ترک آن یاری می‌کند؟!
ملاحظه پنجم: تفسیر آیه با لغت:
1- زجاج (متوفای 311 هـ) می‌گوید: (اهل بیت در اینجا زنان پیامبر (ص) هستند. و گفته شده است: پیامبر و مردانی که از اهل بیت او هستند مراد است. و لغت بر این دلالت می‌کند که اهل بیت برای زنان و مردان استفاده می‌شود؛ چون خداوند می‌گوید: (عنکم) و (یطهرکم) و اگر تنها زنان مراد می‌بودند فقط می‌گفت: عنکن و یطهرکن...)(8) . 
2- و ثعالبی (متوفای 429 هـ) می‌گوید: (آنچه به نظرم می‌آید این است که اهل بیت زنان پیامبر و دخترش و پسرانش و شوهر دخترش یعنی علی بوده‌اند، به اقتضای کلمات آیه همسران پیامبر از اهل بیت هستند؛ چون آیه در مورد آنها نازل شده و آنها مورد خطاب قرار گرفته‌اند)(9) . 
3- و نسفی (متوفای 537 هـ) نیز چنین گفته است(10) . 
4- و زمخشری (متوفای 538 هـ) می‌گوید: (سپس بیان می‌کند که زنان پیامبر(ص) را امر و نهی و موعظه کرده تا اهل بیت پیامبر (ص) مرتکب گناه نشوند، و با تقوا خود را از گناهان صیانت نمایند... و این دلیلی است بر اینکه زنان پیامبر (ص) از اهل بیت او هستند)(11) . 
5- و ابن جوزی (متوفای 597 هـ) بعد از بیان قول اول در مورد آیه، و ذکر اینکه اهل بیت زنان پیامبر هستند می‌گوید: (و از آن جا که ما قبل و ما بعد آیه متعلق به زنان پیامبر (ص) می‌باشد این قول بیشتر تأکید می‌شود، اما به کسانی که چنین می‌گویند اعتراضی وارد می‌شود، و آن این است که چرا با صیغه جمع مذکر مخاطب قرار داده، و فرموده (عنکم) و (یطهرکم)؟ پاسخ این است که پیامبر (ص) را هم شامل می‌شود)(12) . 
6- و رازی (متوفای 606 هـ) می‌گوید: (سپس خداوند خطاب با صیغه مونث را ترک نمود و با صیغه مذکر خطاب کرد، تا زنان اهل بیت پیامبر (ص) و مردان اهل بیت او در آن داخل باشند، و در مورد اهل بیت اقوال مختلفی است، و اولی و بهتر این است که گفته شود: اهل بیت فرزندان و همسران پیامبر (ص) هستند، و حسن و حسین و علی از اهل بیت می‌باشند...)(13) . 
7- و بیضاوی (متوفای 685 هـ) بعد از ذکر مذهب شیعه می‌گوید: (و استدلال از این بر عصمت آنها و بر اینکه اجماع آنها حجت است استدلال ضعیفی است؛ چون تخصیص دادن این قسمت از آیه به آنها با ما قبل و ما بعد آیه تناسب ندارد...)(14) . 
8- و ابوالسعود (متوفای 982 هـ) می‌گوید: (و این دلیل روشنی است بر اینکه زنان پیامبر (ص) از اهل بیت آنحضرت هستند...)(15) . 
9- و ابن عاشور (متوفای 1393 هـ) می‌گوید: (اهل بیت: زنان پیامبر (ص) هستند، و در این آیه آنها مورد خطاب قرار گرفته‌اند، و نیز قبل از این آیه و بعد از این آیه آنها مخاطب هستند، و هیچ‌کس در این شکی ندارد).
و شیعه با دستاویز قرار دادن حدیث کساء اهل بیت را منحصر به فاطمه و همسرش و دو پسرش (رض) قرار داده‌اند، و ادعا کرده‌اند که همسران پیامبر (ص) از اهل بیت نیستند.
و این مخالف با قرآن است؛ چون آنها در واقع این آیه را جمله‌ای اضافی قرار می‌دهند که در میان آیاتی آمده که در آن زنان پیامبر مخاطب قرار گرفته‌اند، و حدیث کساء بر این دلالت نمی‌کند که این وصف فقط متعلق به آل عباست، چون در سخن پیامبر که فرمود: (اینها اهل بیت من هستند) کلمه‌ای استفاده نشده که معنی حصر را بدهد، و این مثل آن است که خداوند (جل جلاله) از ابراهیم (ع) حکایت می‌کند کـه گفت:(إِنَّ هَؤُلاءِ ضَيْفِي فَلاَ تَفْضَحُونِ)(الحجر : 68). «اینها میهمان من هستند».
و معنایش این نیست که او میهمانی دیگر غیر از اینها ندارد. و آنچه شیع