مِن قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(9) وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ(10))(حشر: 8-10).
«همچنین غنائم از آنِ فقرای مهاجرینی است که از خانه و کاشانه و اموال خود بیرون رانده شده‌اند آن کسانی که فضل خدا و خوشنودی او را می‌خواهند و خدا و پیغمبرش را یاری می‌دهند اینان راستانند. آنان که پیش از آمدن مهاجرین خانه و کاشانه را آماده کردند و ایمان را (در دل خود استوار داشتند) کسانی را دوست می‌دارند که به پیش ایشان مهاجرت کرده‌اند و در درون احساس و رغبت نیازی نمی‌کنند به چیزهایی که به مهاجران داده شده است و ایشان را بر خود ترجیح می‌دهند هر چند که خود سخت نیازمند باشند. کسانی که از بخل نفس خود نگاهداری و مصون و محفوظ گردند ایشان قطعاً رستگارند. کسانی که پس از مهاجرین و انصار به دنیا می‌آیند می‌گویند: پروردگارا! ما را و برادران ما را که در ایمان آوردن از ما پیشی گرفته‌اند بیامرز و کینه‌ای نسبت به مؤمنان در دلهایمان جای مده، پروردگارا! تو دارای رأفت و رحمت فراوانی هستی».
این آیات سه گانه همچون آیات گذشته همه اصحاب را نمی‌ستایند، بلکه گروهی از آنان را می‌ستایند، از مهاجرین فقرای آنها ستوده می‌شوند به شرطی که از صفات ذیل برخوردار باشند: 
أ) کسانی که از خانه و کاشانه و اموال خود بیرون رانده شده‌اند. 
ب) فضل و رضامندی خدا را می‌جویند. 
ج) خدا و پیامبرش را یاری می‌کنند. 
پس هر کسی از مهاجرین که دارای این صفات باشد قرآن او را ستوده است، و از آن جا که برجسته‌ترین صفت شان این است که از سرزمین و اموال خود رانده شده باشند، پس منظور کسانی هستند که قبل از واقعه بدر هجرت کرده‌اند. 
و از انصار کسانی ستوده می‌شوند که دارای صفات ذیل می‌باشند: 
أ) کسانی که خانه و کاشانه را آماده کرده‌اند و ایمان را در دل خود استوار داشته‌اند، یعنی به خدا و پیامبرش ایمان آورده‌اند و با این کسانی که به نفاق متهم شده‌اند یا واقعاً منافق بوده‌اند بیرون می‌شدند. 
ب) کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند دوست می‌دارند، و در درون احساس و رغبت نیازی نمی‌کنند به چیزهائی که به مهاجران داده شده است. 
ج) و ایشان را بر خود ترجیح می‌دهند هر چند که خود سخت نیازمند باشند. و از آن جا که بارزترین صفات آنها جای دادن مهاجران و ترجیح دادن آنها بر خودشان است، پس منظور از آن این است که آنها به پیامبر ایمان آوردند و پیامبر و مهاجران را جای دادند، پس این مفهوم بر کسانی صدق پیدا می‌کند که قبل از واقعة جنگ بدر پناه داده و ایمان آورده است؛ چون بعد از آن به جای دادن نیازی نبوده است). 
در اینجا چند چیز قابل تأمل است. 
اول: اینکه، آیا از مهاجرین کسی بوده که از این صفات بر خوردار باشد یا نه؟ و اگر بگوییم: بوده است. پس آنها چه کسانی هستند؟ و آیا ابوبکر و عمر و عثمان و دیگر بزرگان اصحاب همچون سعد بن ابی وقاص و زبیر و طلحه از اینها هستند یا نه؟ اگر بگویید: بله؛ دلیل شما چیست؟ و اگر بگویید: نه؛ دلیل شما چیست؟ آیا قرآن به عنوان دلیل برای شما کافی است یا باید قرآن را بر عقیدة وصیت عرضه کنید؟! 
دوم: اینکه، اگر این بزرگان از آن افراد ستوده شده بوده‌اند پس گفتة الهی که می‌فرماید: ﴿أُوْلَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ﴾ در مورد آنها تحقق یافته است، و این ستایش و تمجید ثابتی است برای آنها تا آن که خداوند عزوجل را ملاقات نمایند؛ چون خداوند کسی را که می‌داند که او تغییر می‌کند نمی‌ستاید؛ مگر اینکه شما معتقد باشید که خداوند غیب را نمی‌داند و بگویید: باید شرط و قیدی باشد که «به شرط آن که تغییر نکنند». پس شما با این کار آنچه را که خدا گذاشته و رها کرده جبران می‌کنید! أستغفر الله 
سوم: اینکه، خداوند متعال می‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ﴾. (توبه: 119).
«ای مؤمنان، از خدا بترسید و با راستان باشید».
در اینجا خداوند به همه اصحاب فرمان می‌دهد که هر کس با آنها نیست با آنها باشد. 
خداوند (جل جلاله) به آنها خبر داده که مهاجرین اولین صادق و راستگو هستند آنها را بشناسید، سپس به آنها فرمان داده که با آنها باشند؛ و این تأکیدی است برای آن که اصحاب بر حق و صداقت زندگی خواهند کرد. 
و علی بن ابی طالب (رض) از آنهاست و با آنها زندگی کرده و از آنها بیرون نبوده است. 
چهارم: انصاری که مهاجرین را جای و پناه دادند، آیا حکم و وعدة الهی به اینکه آنها رستگارند در مورد آنان تحقق یافته است؟ 
و آیا از آنان افرادی بوده است که این صفات به طور کامل در آنها تحقق یافته باشد؟ 
اگر بگویید: بله؛ پس آنها چه کسانی هستند؟ و آیا حکم به قید و شرطی نیاز دارد یا نه؟ 
پنجم: آیا شناخت و تشخیص انصار از منافقین ممکن است یا نه؟ و یا می‌توان بعضی از آن منافقان را مشخص کرد؟ اگر شما بگویید: تشخیص بعضی از آنها ممکن است، چه کسانی از آنها را می‌توانید نام ببرید؟ 
ششم: آیا بعد از وفات پیامبر (ص) اینها صادق و رستگار باقی ماندند. یا به علت عدم اجرای «وصیت» تغییر کردند؟! 
و آن وقت ستایش الهی نقض می‌گردد، چون خداوند نمی‌دانست که آنها تغییر می‌کنند!! أستغفر الله.
هفتم: وقتی شما به آنها اعتماد نداشته باشید آیا می‌توانید دین را بشناسید؟! قرآن را آنها نوشته‌اند و سنت را آنها نقل کرده‌اند؟! فکر کنید که احادیثی در فضایل علی (رض) روایت نشده، بلکه در اثبات ایمان او نیز احادیثی روایت نشده است؛ شما چگونه به جز از طریق صحابه فضایل و ایمان‌ علی (رض) را ثابت می کنید؟! 
هشتم: وقتی ما به آنها اعتماد نداشته باشیم، آیا دینی که آنها گسترش داده‌اند و به سرزمین‌ها آن را رسانیده و بندگان را با آن هدایت کرده‌اند؛ دین حق است یا دین باطلی است؟! و آیا سرزمین‌هایی که ایشان فتح کردند و اهالی آن به دست اینها مسلمان شده‌اند شهرهای اسلامی هستند یا نه؟! 104- شما گفته‌اید: (استدلال از این آیه بر این که قرآن همه اصحاب از اول تا آخر - که تعدادشان شاید از صد هزار بیشتر است- را می ستاید بی‌خبر بودن از مفاد و مفهوم آیات است، و ستایش گروهی از مهاجرین و انصار و تابعین آنها که دارای ویژگی‌های مشخص هستند کجا، و ستایش شدن کسانی که در فتح مکه مسلمان شده‌اند و بادیه‌نشینان و فرزندان کسانی که در فتح مکه و بعد از آن مسلمان شده‌اند و متهمان به نفاق کجا)؟! 
می‌گویم: در اینجا چند چیز قابل تأمل است: 
اول: اینکه، سورة توبه دو گروه را نام برده است: پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانی 