 منافقان از آنها می‌ترسند و به خاطر آن نفاق خود را پنهان کرده‌اند؟! 
و آیا ایمان ابوبکر و عمر و عثمان و ... و برادران بزرگوارشان پنهان بوده است؟! و آیا مسلمانی گمان می‌برد که آنها منافق بوده‌اند؟! 
آیا خداوند عزوجل به صورت مطلق کسانی را می‌ستاید که با پیامبر (ص) همراه هستند - و در رأس آنها این افراد قرار دارند-، و مردم را با ستودن این افراد فریب می‌دهد، و ما می‌بینیم که این افراد در سفر و حضر و در جنگ و صلح با پیامبر و در کنار او هستند، و ما دستگاهی نداریم تا آنچه در دل‌هاست را برای ما آشکار نماید تا آنچه را که در داخل قلب‌هاست تشخیص دهیم و اینها منافق باشند؛ و ما فریب ستایشی را خورده باشیم که خداوند در مورد آنها ذکر کرده است و آنها را تعظیم کنیم و بستاییم، نه چنین نیست. بلکه، قبل از ما اصحاب آنان را ستوده‌اند و آن دو مرد بزرگ را در کنار پیامبر (ص) دفن کرده‌اند؛ آیا دلیلی بزرگتر از این دلایل برای اینکه آن دو، در این ستایش داخل هستند وجود دارد؟! 
اگر ما به این دلالت‌ها اعتماد نداشته باشیم هیچ کلمه‌ای را در قرآن نمی‌توانیم تصدیق کنیم. 
پنجم: در آیه آمده است: ﴿لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ﴾ تا کافران را به سبب آنان خشمگین کند. خداوند علت این تقویت را به خشم آوردن کفار قرار داده است، آیا کافران را چهار نفر (ابوذر و سلمان و عمار و مقداد) یا علی به تنهایی به خشم می‌آورد و ناراحت می‌کند، یا اینکه گروه انبوهی که کفر و اهل آن را ترسانیده‌اند و دولت‌ها را درهم شکستند و سرزمین‌ها را فتح کردند و بندگان را هدایت نمودند؟! 
آیا منظور اینها هستند یا کسانی دیگر؟! با بصیرت بیندیشید و فکر کنید، و سپس مشخص کنید که آنان که خداوند آنها را سبب ناراحتی و خشم کافران قرار داد چه کسانی هستند؟! 
آیا آنها صحابه و پیروانشان یعنی اهل سنت هستند یا شیعه‌ها هستند؟ کجا در طول تاریخ از خلافت صدیق تا زوال خلافت عثمانیها شیعه سبب خشم و ناراحتی کفار شده‌اند؟! 98- شما گفته‌اید: (خداوند از نشانه‌ها و اوصاف آنها این را بیان کرده که آنان (با همدیگر مهربان و دلسوزند) آیا اصحاب به طور عام دارای این وصف بودند؟ یا اینکه با همدیگر جنگیده‌اند؟ و چه افراد زیادی از بدری‌ها که به دست اصحاب کشته شده‌اند، خلیفه سوم را به قتل رسانیدند، جنگ‌های ناکثین و قاسطین و مارقین، که در آن بسیاری از صحابه بدست خود صحابه کشته شدند). 
می گویم: در اینجا چند چیز قابل تأمل است: 
اول: اینکه، اگر فرد کافری بخواهد به اسلام طعنه بزند و پس از مطالعه مذهب شیعه در این آیه توقف کند، به نظر شما برای تردید افکنی در قرآن و اسلام چه سوال و پرسشی غیر از این سوال را می‌تواند مطرح کند؟! 
آن کافر خواهد گفت: قرآن پیامبر شما و همراهانش را این گونه توصیف کرده که آنها نسبت به یکدیگر مهربان و دلسوزند، و حال آن که می‌بینیم که آنها با یکدیگر جنگیده‌اند و چه افراد زیادی از بدری‌ها که به دست اصحاب کشته شده‌اند). 
پس مهربانی کجاست؟! 
یا قرآن - نعوذ بالله- دروغ می‌گوید. 
و یا اینکه اصحابی که قرآن آنها را توصیف کرده است غیر از این کسانی هستند که در کتاب‌های شیعه در مورد آنها خوانده و مطالعه کرده‌ایم؟! 
آیا می‌بینید عقاید انحرافی و گمراه‌کننده با دین خداوند عزوجل چه می‌کند؟! 
دوم: اگر یک ناصبی بگوید که قرآن اصحاب را چنین توصیف نموده که آنها با یکدیگر مهربان هستند، و ما این رحمت و مهربانی را در دوران خلفای ثلاثه یا خلیفه اول و دوم مشاهده کرده‌ایم، و فقط در دوران خلافت خلیفة چهارم این مهربانی به چشم نمی‌خورد، علی بن ابی طالب و طلحه و زبیر و معاویه را می‌بینیم که با هم جنگیده‌اند، و ریختن خون یکدیگر را مباح دانسته‌اند، و مهربانی در میان آنها دیده نشده است؛ بنابراین، ما در اینکه این افراد شامل ستایش شوند شک داریم! و این برای ما ثابت می‌کند که آیه شامل اینها نمی‌شود! 
آیا عقیدة شیعه در متهم کردن اصحاب به اینکه آنها یکدیگر را به قتل رسانده‌اند، و وصف مهربان بودن با همدیگر شامل همة آنها نمی‌شود، علت پدید آمدن چنین پرسشی نیست؟! پاسخ شما چیست؟! 
سوم: اما این دو سوال برای ما اهل سنت مطرح نمی‌شود؛ چون ما با این طرز تفکر شیعی مخالف هستیم و می‌گوییم: اصحاب -رضي الله عنهم وأرضاهم- همان طور که خداوند از آنها خبر داده با یکدیگر مهربان بوده‌اند. و توضیح ذیل مطلب را روشن می‌کند. 
*	زندگی صحابه از آغاز بعثت تا زمان فتنه: 
1- اصحاب حدود بیست سال در مکه و مدینه با پیامبر (ص) زندگی کردند، آنها با هم دوست و برادر بودند و جز خیر و برادری ایمانی چیزی از آنها سراغ نداریم، و همین محبت و برادری رمز پیروزی آنان بر دشمنانشان بود، و به همین خاطر خداوند آگاه و حکیم آنها را ستوده است. 
و صفای این مهروزی و محبت و برادری را وجود افرادی که مسلمان نبوده‌اند و فقط با اصحاب در مدینه زندگی می‌کرده‌اند و یا در بعضی از جنگ‌ها حضور داشته‌اند تیره و مکدر نمی‌کند، چون آن افراد اصلاً مؤمن نبوده‌اند، و ستایش الهی شامل آنها نیست. 
2- پس از آن پیامبر (ص) وفات یافت، و برترین و بزرگترین انسان بعد از پیامبران، و یار و همراه پیامبر و رفیق هجرتش، و آن کسی که حتى در آرامگاه در کنار او دفن شده است، یعنی ابوبکر (ص) جانشین آن حضرت گردید. رفتار اصحاب با او در یاری کردن دین، و همکاری با یکدیگر براساس نیکی و پرهیزگاری همان رفتاری بود که با پیامبر (ص) داشتند. و هیچ کاستی در سیره و رفتارشان نیامد. 
و این به معنای آن نیست که بین دو نفر یا بیشتر اختلاف یا خصومتی پیش نیاید؛ بلکه اکثریت اعتبار دارد.
پس از ابوبکر (رض)، عمر فاروق (رض) جانشین او گردید، و زندگی و صحابه به همان صورت گذشته ادامه یافت تا آن که در سال بیست و پنجم هجری عمر به شهادت رسید، دوران خلافت او و ابوبکر پانزده سال بود. 
و وقتی این مدت را به دوران پیامبر (ص) اضافه کنیم می‌شوند سی و پنج سال تقریباً.
سپس داماد پیامبر عثمان ذی النورین تقریباً سیزده سال خلافت کرد، که در آخر دوران خلافتش فتنه‌ای پدید آمد که به شهادت او انجامید. 
وقتی دوران خلافت عثمان (رض) را به مدت گذشته اضافه کنیم می‌شدند چهل و هشت سال که در طی این چهل و هشت سال اصحاب برادر و دوست بوده‌اند، و خداوند بوسیلة آنها دین را یاری کرد و سرزمین‌ها را فتح نمود، و اگر آنها با یکدیگر دوست و مهربان نبودند نمی‌توانستند دشمنانشان را شکست دهند. 
پس کجا در این دوران طلایی که با قلم نور نگاشته شده است کشمکش و اختلاف و درگیری وجود دارد؟! آیا با همدیگر مهربان نبودند؟! 
قرآن کلام خدا و راست‌ترین سخن است، و اصحاب (رض) همان طور هستند که خداوند عزوجل فرموده است. 
3- در سال سی و پنج هجری فتنة پیش آمد و عثمان (رض) کشته شد، و این فتنه از طرف صحابه نبود، بلکه سبب آن مردی یهودی بنام عبدالله بن سبأ بود که او برای به پا کردن این فتنه تلاش و فعالیت کرد. چنان که طبری و دیگر مورخین گفته‌اند. طبری ا