ارد؟! 
ششم: کدام دین را یاری کرده‌اند؟! و حال آن که شما ادعا می‌کنید که اصحاب بعد از وفات پیامبر (ص) همه خیانت کرده‌اند؟! و آنان که دین را یاری کرده‌اند از نظر شما چه کسانی هستند؟! 84- توضیحاتی به سخنان عاملی افزوده‌اید که بیشتر آن مورد قبول است، اما در آخر آن چیز عجیبی را مطرح کرده‌اید و آن اینکه می‌گویید: (با وجود این، از برخی از اصحاب اموری مشاهده شده که با عدالت موافق نیست، مثل شورش علیه ائمه عادل، و متفرق کردن مسلمین، و کشتن انسان‌ها به ناحق، و ربودن اموالی که نباید ربوده شود، فحش و ناسزا گفتن، جنگ با مسلمین و فریب دادن آنها، فتنه‌ها به پا کردن، تمایل به دنیا، و رقابت و هجوم آوردن برای به دست آوردن حکومت و ریاست، و دیگر اموری که در کتاب‌های تاریخ آمده‌اند). سپس به کتاب (أعیان الشيعة)(1)  حواله داده‌اید، و نمی‌دانم که اینها سخنان خود شما هستند یا آن را نقل کرده‌اید!! 
در اینجا چند چیز قابل تأمل است: 
اول:  اینکه، در تأکید آنچه گذشت، ارائه اصحاب به این صورتی که شما آنها را ارائه می‌دهید یعنی اینکه اصحاب نسلی بوده‌اند که هر شر و زشتی در آنها وجود داشته است، شما از یاری کردن اسلام و جهاد بزرگ اصحاب چشم پوشی کرده‌اید، و چنان نشان می‌دهید که گویا تاریخ اصحاب تاریخ خوبی نبوده است، (گویا کشت و کشتار، دزدی و راهزنی، بدگویی و دشنام، زشتی و پستی، مکر و حیله، مال و منال و دنیا پرستی ... قتل و غارت و فحش و ناسزا و فریبکاری، تمایل زیاد به دنیا...جهان اسلام را فراگرفته بود). با اینکه پیش‌تر قول عاملی را ذکر کردید که هر کسی که به شرف صحبت نایل آمده و اسلام را یاری کرده است و در راه خدا جهاد نموده مورد تعظیم است، به نظر شما اینها چه کسانی هستند؟! 
و در آنچه گذشت به این سخنها جواب داده شد.
دوم: اینکه منظور شما را از شورش و خروج علیه امامان عادل نمی‌دانم؟! 
آیا این ادعای شما بر خلفای ثلاثه صدق پیدا می‌کند، یا اینکه منظور معاویه است؟!
به هر حال، پاسخ هردو احتمال پیش‌تر گذشت. 
-------------------------------------------------------------------
1) أعیان الشيعة (1/113). 85- شما گفته‌اید: (سید شرف الدین عاملی (متوفای سال 1377 هـ) یکی از علمای بزرگ شیعه در لبنان می‌گوید: هر کس از نظر ما در مورد اصحاب آگاهی داشته باشد می‌داند که نظر ما نظر میانه و وسط است، چون نه چون غلاة تفریط کرده و همه را کافر قرار داده‌ایم و نه همانند جمهور افراط نموده و همه را مورد اعتماد قرار داده‌ایم ...اصحاب مانند دیگر مردم هستند، در میان آنها افرادی عادل هم هست که بزرگان و علمای صحابه می‌باشند. و در میان آنها شورشیان و متجاوزینی هم هست. و بعضی از آنها منافق و جنایتکار بوده‌اند. و بعضی از اینها وضعیت نامعلومی دارند. 
پس ما از آن دسته که عادل هستند دلیل می‌گیریم و در دنیا و آخرت آنها را دوست می‌داریم. اما متجاوزینی که علیه وصی و برادر پیامبر شوریدند و کسانی که مرتکب جرم و گناه گردیدند مثل ابن هند و ابن نابغه و امثالشان، اینها ارزشی ندارند و سخن آنها وزن و جایگاهی ندارد... تا اینکه می‌گوید: وقتی می‌بینید که ما حدیث بسیاری از اصحاب را رد می‌کنیم و به صراحت مشکل آنها را بیان می‌داریم و یا می‌گوییم که افراد نامعلومی هستند به شدت بر ما اعتراض می‌کنند و حال آن که ما به وظیفه شرعی خود عمل کرده‌ایم که باید حقایق دینی بررسی شوند و باید به دنبال احادیث و روایات صحیح نبوی بود. اگر عقلای آنها به قواعد علم مراجعه می‌کردند؛ می‌دانستند که اصل عدالت اصحاب مقوله‌ایست که دلیلی برای آن وجود ندارد، و اگر در قرآن بیندیشند خواهند دید که قرآن سرشار از ذکر منافقین اصحاب است، و از سورة منافقون تنها ﴿إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ﴾ [المنافقون: 1]. کافی است، و از آیه های واضح و روشن سورة توبه (الأَعْرَابُ أَشَدُّ کُفْرًا وَنِفَاقًا )(توبه: 97). «بادیه‌نشینان کفر و نفاقشان بیشتر است». 
و با همین اسلوب وروش خود با تهمتهای ناروایی که به صحابه می زد چهار نعل می تاخت تا جائیکه ادعا کرد امت اسلامی از داشتن پیشوایان و یا نسل پیشتازی که دارای کارنامه ای درخشان باشد بی نیاز است، (و در ایشان اکثریت وغالب صحابه بوده اند، و بخصوص دانشمندان و بزرگانشان ... و ادامه داد که: و ما تنها آن صحابه ای را که ظاهراً در قضیة «وصی» بی طرف بودند احترام می نهیم، یا ناچار همگام با اهل قدرت حرکت کرده‌اند ... که البته اینها بیشترین صحابه بودند...). [أجوبة مسائل جار الله ص 14]. 
پاسخ: به خدا قسم!، هر پاراگرافی باید پاسخ داده شود و در هم شکسته شود. 
اما جواب را مختصر می‌نماییم: 
اول: اینکه، ادعای او که مذهبش مذهب متوسط و میانه‌رو است، ادعایی است که بر خلاف حقیقت است، مذهب او مذهب شیعه امامیه است، و هر کسی که به عقیدة شیعه معتقد باشد نمی‌تواند میانه‌رو و متوسط باشد، چون شیعه با این ادعا که علی وصی پیامبر است با مسلمین مخالفت کرده‌اند و هر کس که ادعای وصیت کرده باشد نمی‌تواند نظر میانه و متوسطی داشته باشد، و این مطلب با امور ذیل واضح می‌گردد. 
دوم: اینکه او می‌گوید: (اصحاب همانند دیگر مردم هستند، برخی از آنها عادل می‌باشند و آنها بزرگان و علمای اصحاب هستند). 
می‌گویم: بزرگان و علمای صحابه چه کسانی هستند؟! 
علی و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار؟! و بعضی برخلاف نصوص خودشان تعداد اندکی را به این افراد افزوده‌اند. 
آیا غیر از اینها کسانی دیگر هم هستند؟! طبیعی است که نه، و طبق مذهب شیعه هیچ کسی از آنان که در حقیقت از افراد مذکور بزرگتر هستند را نمی‌توان به اینها اضافه کرد. 
سوم: سپس او شورشیان یا باغيان را توضیح داده که آنها کسانی هستند که علیه وصی و برادر پیامبر شوریده‌اند. آری، ناگزیر عقیدة شیعی عرض اندام می‌کند، چه کسانی علیه وصی به گفتة شیعه شوریده‌اند؟! آیا طبق ادعای آنها این افراد خلفای ثلاثه و همه اصحاب نیستند؟! 
پس چه کسی از اصحاب باقی می‌ماند که عادل شمرده شود؟! 
چهارم: سپس ادعا کرده که برای اصل عدالت صحابی دلیلی وجود ندارد، و اگر آنها در قرآن کریم بیندیشند خواهند دید که سرشار از ذکر منافقین است. 
عجب ادعای باطلی، برای عدالت اصحاب از قرآن و سنت دلیلی وجود ندارد!!
آیا ده‌ها آیه و ده‌ها یا صدها حدیث برای اثبات عدالت صحابه کافی نیست؟! نه، او در مورد اصحاب چه می‌داند؟ «می‌گوید: قرآن سرشار از ذکر منافقین است». آیا مسلمانی این عقیده را دارد که منافقین از زمرة اصحاب هستند، اصحابی که علمای اسلام آنها را این گونه تعریف کرده‌اند که صحابی کسی است که در حالی که ایمان داشته پیامبر (ص) را دیده و بر ایمان مرده است. آیا منافقان پیامبر (ص) را در حالی دیده‌اند که به او ایمان داشته‌اند؟! آیا منافقان ناشناخته بوده‌اند در حالی که سخنان و کارهای آنها بر خلاف اسلام بوده است و مسلمین آنها را می‌دیده‌اند؛ چون نفاق با سخن و عمل آشکار می‌شود، اگرنه چگونه می‌توان منافق را از غیر منافق تش