ت و ميهمان نواز بود. از كمك به مستمندان و دستگيري از درماندگان و مساعدت و بازوگيري زيان ديدگان از حوادث روزگار دريغ نمي‌داشت. بر اثر همين خصال ستوده بود كه مورد مودت ومحبت عموم عرب واقع ودر نزد كليه طبقات عرب مخصوصاً اهل مكه داراي احترامي كم نظير بود و از هر لحاظ همه به او اعتماد مي‌كردند.
ابوبكر در تعلق و ادراك حقائق و قضاياي غامض و پيچيده در مقامي بود كه بزرگان قريش براي حل مشكلات سياسي و كشف معضلات امور عمومي خود با او مشورت مي‌كردند و از راهنمايي‌هاي صحيح و آراي صائب او سود مي‌جستند وبدان ها عمل مي‌كردند.
---------------------------------------------
1) بلال در جنگ دفاعي بدر در كنار رسول الله -صلى الله عليه وسلم- بود و در اين جنگ شركت كرده بود. در اينجا بود كه ديد اميه بن خلف همان آقايش كه او را به جرم اينكه مسلمان شده شكنجه و عذاب مي‌داد، در گروه مشركين است و همين كه او را از دور ديد فرياد برآورده گفت: «اين اميه است. اين همان رأس كفر است. نجات نيابم اگر او جان به سلامت بدر برد». و سپس به طرفش هجوم برد و او را با كمك چند نفر از مسلمين به قتل رسانيد و قصاص شكنجه‌هاي خود را با دست خود از او گرفت.از طبراني و غيره روايت شده كه ابوبكر در مرض موتش به دخترش عايشه فرمود: اي عايشه ما امور مسلمين را به دست گرفتيم. هيچ گونه پولي نه دينار (طلا) و نه درهم (نقره) از بيت المال آنها به عنوان حقوق نگرفتيم. آنچه برداشتيم طعام متوسطي بود به اندازه رفع گرسنگي و لباس خشني بود براي پوشيدن بدن و اكنون از مال مسلمين نزد ما جز اين غلام حبشي و اين شتر و اين قطيفه كه آن را مي‌پوشيدم چيز ديگري نمانده است چون در زماني كه از آنها استفاده مي‌كردم خليفه بودم. حق داشتم از آنها استفاده كنم، همين كه مردم همه آنها را به عمر بن الخطاب بازگردان(1). همين كه ابوبكر وفات يافت، عايشه اين اشياء را نزد عمر فرستاد. عمر گريه كنان گفت: خدا تو را رحمت فرمايد اي ابوبكر! كسي را كه بعد از تو باشد (يعني خليفه شود) به مشقت انداختي. زيرا او هم بايد مانند تو زهد و تقوا داشته باشد. اين چنين زهد و تقوايي شاق و مشكل است.
----------------------------------------------
1) متن وصيت ابوبكر چنين آمده است (يا عائشة! إنا قد ولينا أمر المسلمين، فلم نأخذ منهم ديناراً ولا درهماً، ولكنا أكلنا من جريش طعامهم، ولبسنا من خشن ثيابهم على ظهورنا، وإنه لم يبق عندنا من مال المسلمين إلا هذا العبد الجشي وهذا العبير وهذه القطيفة التي كنا نلبسها، فإنا كنا ننتفع بذلك حين كنا نلي أمر المسلمين. فإذا مت فرديه إلى عمر، فلما مات أبوبكر، أرسلت به إلى عمر، فقال عمر: رحمك الله يا أبابكر، لقد أتبعت من جاء بعدك.چنانكه فهميديم حضرت ابوبكر -رضي الله عنه- مرد عمل بود نه مرد قول. چه او در مدت كوتاه خلافتش كه بيش از دو سال و چند ماه نبود، شورشيان فتنه انگيز داخلي را سركوب نمود و آنها را به زير فرمان خود كشيد و سرتاسر شبه جزيره عرب را از آتش فتنه و فسادي كه از هر سو زبانه كشيد و حكومت ودين اسلام را سخت در معرض خطر انداخت، نجات داد و به جاي آن امنيت و آرامش برقرار فرمود. پس از آن نيز راحت ننشست، بلكه حمله به خاك عراق و شام را كه اولي تحت استعمار پارس و دومي مستعمره روم شرقي (بيزانس) بود صادر فرمود، بر قسمت عمده‌اي از عراق تسلط يافت و در خاك شام پيشرفت و آنچه را كه تصرف نمود، به قلمرو دولت اسلام ملحق نمود. با انجام اين كار مهم نظامي، راه را براي حمله به خاك پارس و تسلط بر بقيه سرزمين شام براي نشر تعاليم اسلام و بسط عدالت اسلامي هموار ساخت. با موفقيت در اين كارهاي بسيار مهم كه از عهده هر كس بر نمي‌آيد به خوبي برآمد. رسالتي كه به عهده گرفت، به درستي و امانت كامل ادا نمود. آن گاه با وصيتي كه مضمون آن نقل شد و حكايت از ميزان زهد و تقواي او مي‌نمايد به سوي پروردگار بزرگش كه او را در انجام اين وظيفه و اين رسالت نصرت و توفيق داد شتافت و امتداد و اتمام فتوحاتي را كه آغاز كرده بود به عهده عمر بن الخطاب خليفه دوم سپرد.
فتوحات وسيع و سريع عمر بن الخطاب كه در زمان خلافتش انجام داد، گرچه تا حد زيادي در اثر قدرت و شوكت فطري و ناشي از تدبير و بصيرت بي مانند خودش بود، ولي به جرأت مي‌توان گفت كه مولود فتوحات مظفرانه ابوبكر صديق بود كه اساس محكم آن را پي‌ريزي كرد تا جايي كه زمان مرگ وي فرماندهان لشكرش به سرعت و بدون وقفه در خاك دشمن رخنه كرده پيش مي‌تاختند.
فرحمك الله يا أبابكر وجزاك عن الإسلام والمسلمين خيراً وألحقك بعباده الصالحين كما دعوت آخر كلامك وأقر عينك بلقيا رسوله الكريم صلى الله عليه وسلم في جواره الرفيع والحمد لله أولاً وآخراً.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:83.txt">زندگاني فاروق اعظم</a><a class="text" href="w:text:84.txt">نسب و منش عمر بن خطاب</a><a class="text" href="w:text:85.txt">اميد و دعاي پيامبر خدا براي مسلمان شدن عمر</a><a class="text" href="w:text:86.txt">دشمني عمر با اسلام و مسلمانان</a><a class="text" href="w:text:87.txt">داستان تاريخي مسلمان عمر بن الخطاب (رض)</a><a class="text" href="w:text:88.txt">عمر مسلمان شدن خود را آشكار مي‌سازد</a><a class="text" href="w:text:89.txt">با مسلمان شدن عمر، اسلام علني مي‌شود</a><a class="text" href="w:text:90.txt">تأثير مسلمان شدن عمر بر تاريخ اسلام</a><a class="text" href="w:text:91.txt">مقايسه مسلمان شدن ابوبكر و عمر</a><a class="text" href="w:text:92.txt">هجرت عمر بن خطاب</a><a class="text" href="w:text:93.txt">آيا عمر علناً هجرت نمود؟</a><a class="text" href="w:text:94.txt">حضرت عمر در كنار پيامبر (ص)</a><a class="text" href="w:text:95.txt">فضايل حضرت عمر</a><a class="text" href="w:text:96.txt">تواضع و فروتني عمر</a><a class="folder" href="w:html:97.xml">خلافت</a><a class="folder" href="w:html:127.xml">فتوحات ايران</a><a class="folder" href="w:html:168.xml">فتوحات شام و فلسطين</a><a class="folder" href="w:html:201.xml">فتوحات مصر</a><a class="text" href="w:text:209.txt">علل فتوحات مسلمانان</a><a class="text" href="w:text:210.txt">ديدگاه من</a><a class="text" href="w:text:211.txt">در اين فرمان چه مي‌بينيم؟</a><a class="folder" href="w:html:212.xml">نظام سياسي در زمان حضرت عمر</a><a class="text" href="w:text:219.txt">درآمدهاي دولت اسلام</a><a class="text" href="w:text:220.txt">شهادت حضرت عمر</a><a class="text" href="w:text:221.txt">نقش كعب الاحبار در قتل عمر (از نگاه نويسنده)</a><a class="text" href="w:text:222.txt">نگاهي دوباره به شخصيت حضرت عمر</a><a class="text" href="w:text:223.txt">عظمت و شخصيت و نفوذ كلمه حضرت عمر</a><a class="text" href="w:text:224.txt">آخرين سخن ما درباره حضرت عمر</a></body></html>خليفه دوم رسول الله به اتفاق تواريخ خودي و بيگانه حضرت عمر بن الخطاب بود.
عمر از قبيله قريش و از خانواده اصيل بني عدي بود، سلسله نسبش به واسطه كعب بن لؤي جد هفتم رسول الله كه جد نهم عمر بوده به رسول الله مي‌رسد.
نام پدرش خطاب و نام مادرش حنتمه بنت هشام از خانواده بني مخزوم قريش بود. كنيه‌اش (ابوحفص) و لقبش (فاروق) بود.
عمر سيزده سال بعد از ميلاد مبارك رسول الله در شهر مكه متولد گرديد، بنابراين سيزده سال كوچكتر از آن حضرت بود.
عمر از آغاز جواني مانند بقيه افراد خانواده ثروتمندش به تجارت اشتغال داشت. ب