="text" href="w:text:216.txt">ج ـ تأسيس گمرك</a><a class="text" href="w:text:217.txt">د ـ تأسيس دبيرخانه و نظام امور مالي دولت</a><a class="text" href="w:text:218.txt">هـ- تعيين مبدأ تاريخ اسلام</a></body></html>دوره خلافت حضرت عمر علاوه بر اينكه دوره فتوحات و بسط قدرت و توسعه دايره حكومت اسلامي و اشاعه دين اسلام بود، نظام سياسي حكومت اسلام نيز در دوره خلافت اين خليفه راشد بزرگ صورت گرفت.
حضرت عمر در دوره خلافتش سازمانها وتأسيساتي در اسلام به وجود آورد كه قبلاً سابقه نداشت. اينك به طور اختصار به اطلاع خوانندگان گرامي مي‌رسد.چون در عهد خلافت حضرت عمر امپراتوري بزرگ اسلام به وجود آمد. مركز خلافت هم نمي‌توانست با آن سازمان ساده كه در زمان رسالت و در دوره خلافت خليفه اول در كار بود از عهده اداره كردن آن برآيد. حضرت عمر مملكت امپراتوري را به رسم سازمانهاي دولت ايران و روم به چندين ايالت(1) طبق شرح زير تقسيم فرمود تا اداره امور رعايا، حفظ نظم، اشراف بر نظم امور لشكري و ضبط دخل و خرج مملكت كنترل و منظم شود.
امور لشكري و ضبط دخل و خرج مملكت كنترل و منظم شود.
1ـ مدينه منوره مركز كشور
2ـ مكه
3ـ طائف
4ـ صنعاء
5ـ كوفه
6ـ بصره
7ـ دمشق
8ـ حمص
9ـ فلسطين
10ـ اردن
11ـ بحرين 
12ـ اهواز
13ـ قنسرين 
14ـ مصر
15ـ آذربايجان
16ـ ري
17ـ اصفهان
18ـ كردستان
19ـ اصطخر
20ـ كرمان به انضمام مكران و سيستان
21ـ فارس
22ـ خراسان
23ـ طبرستان
واليان اين ايالات از طرف خود خليفه تعيين و به محل اعزام مي‌شدند و عنوان و سمت والي عام ايالت داشتند(2). و چنان كه ماوردي دركتابش به نام الاحكام السلطانيه مي‌گويد: وظيفه والي عام عبارت از شش امر بود:
1ـ عنايت به امور لشكر ايالت و مستقر كردن آنها در هر جا كه لازم باشد.
2ـ نظارت بر وصول حقوق دولتي از قبيل زكات، خراج، جزيه و صرف نمودن آنها در مواردي كه قانون شريعت اسلام تقرير كرده است و گماردن مأمورين براي وصول حقوق دولتي از مردم طبق نظام مالي اسلام.
3ـ تعيين قضات، نظارت بر احكام صادره و تعيين حكام بر شهرهاي تابع ايالت.
4ـ تبليغ دين اسلام و حمايت و دفاع از حريم دين.
5ـ اجراي كيفر و حد شرعي بر مجرمين.
6ـ امامت در نمازهاي پنجگانه، نماز عيد و جمعه در مركز ايالت و مهيا كردن كاروان حج و تعيين رئيس كاروان.
كار حكام شهرهاي تابع ايالت كه گروهي از طرف خليفه در مركز مملكت تعيين و بعضي اوقات از طرف والي ايالت برگزيده مي‌شدند، عبارت بود از:
1ـ تدبير امور پادگان شهر، حفظ امنيت و اداره امور عمومي مردم شهر.
2ـ محافظت حدود و ثغور مربوط به آن ناحيه.
3ـ امامت در نمازهاي پنج‌گانه، نماز جمعه و نماز عيد.
حاكم شهر حق دخالت در امور قضايي و دريافت حقوق دولتي نداشت. اين دو امر چنان كه گفتيم از وظايف اختصاصي والي ايالت بود.
-----------------------------------------------
1) ايالت يعني استان و والي يعني استاندار.
2) تاريخ طبري مي‌گويد: حضرت عمر كسي جز عرب اصيل را به سمت والي بر نمي‌گزيد، هر گاه اين سمت را به كسي مي‌داد، عهدنامه‌اي يعني حكمي برايش مي‌نوشت و جماعتي از بزرگان مهاجرين و انصار را بر آن گواه مي‌گرفت. در حكمش شرط مي‌كرد كه والي لباس فاخر و گران‌بها نپوشد، دروازه منزلش را بر روي مردم نبندد و با عموم طبقات مردم مخصوصاً با بردگان، ضعفاء و مستمندان با لطف و محبت رفتار كند.حضرت عمر اولين خليفه‌اي بود كه پليس ساده‌اي در دولت اسلام به وجود آورد. كار افراد آن در شبها حفظ نظم و امنيت شهر و روزها اجراي احكام قضايي و قصاص و حد شرعي بود. حضرت علي بن ابي‌طالب در زمان خلافتش به اين سازمان اهميت بيشتري داد و آن را تحت نظام بهتري در آورد(1).
---------------------------------------------------
1) تاريخ الاسلام؛ دكتر حسن ابراهيم مصري ص460. اخذ حقوق گمركي براي اولين بار به فرمان حضرت عمر در اسلام برقرار گرديد.
ابوموسي اشعري به حضرت عمر نوشت: دولتهاي خارجي از تجار مسلمين كه اجناس تجارتي به كشورشان مي‌برند، به ميزان ده درصد حقوق دولتي مي‌گيرند. آن حضرت در جواب نوشت: تو هم به همان ميزاني كه آنها از مسلمين مي‌گيرند از اجناسي كه از خارج مي‌آورند وصول كن(1).
-----------------------------------------------------
1) تاريخ الاسلام ص468.مسلمين در زمان حيات رسول الله صلى الله عليه وسلم و نيز در طول دوره خلافت ابوبكر -رضي الله تعالي عنه- حقوق مقرري در دولت اسلام نداشتند. اگر در اثر جنگ با دشمن غنيمتي به دست مي‌آوردند فرمانده لشكر طبق مقررات شريعت چهار پنجم از كل غنيمت را بين خود و فرماندهان جزء و افراد لشكر تقسيم مي‌كرد و يك پنجم ديگر را به مدينه مي‌فرستاد. حضرت رسول در حيات خود و نيز ابوبكر در زمان خلافتش همچنين عمر در اوايل خلافتش اين يك پنجم اموال را در مسجد مدينه بين مسلمين تقسيم مي‌كرد.
چون بعداً در دوره خلافت حضرت عمر فتوحات اسلامي توسعه يافت و ثروت اعم از پول نقد، طلا، نقره و اموال ديگر از غنايم به مدينه سرازير شد، حضرت عمر لازم ديد نظام مالي درستي برقرار فرمايد و دفاتر منظمي براي بيت المال مسلمين به وجود آورد، تا دخل و خرج دولت و حقوق لشكريان و عطاياي مردم تحت نظم صحيحي در آيد. لذا آن حضرت طبق اشاره يكي از دبيران ايراني كه در مدينه بود، دستور داد نظامي كه در ايران معمول بود، دبيرخانه و دفاتر مالي برقرار نمايند(1).
روايتي ديگر مي‌گويد: حضرت عمر براي اين كار با مسلمين مشورت فرمود. وليد بن هشام بن المغيره گفت: (من در شام ديده‌ام كه حكام رومي براي نظام اداري و مالي خود دفاتر مخصوصي دارند كه خرج و دخل دولت و حقوق موظفين و لشكريان خود را در آن ضبط مي ِكنند. چه بهتر كه تو نيز چنين كني) حضرت عمر اين پيشنهاد را پسنديد و انجام اين كار را به عهده عقيل بن ابي طالب، مخرمه بن نوفل و جبير بن مطعم سپرد. آنها اسامي مسلمين اعم از مرد و زن را براي تعيين ميزان عطاياي مقرري آنها از بيت المال در دفتر مخصوصي به ترتيب درجات، سوابق و اثرات آنها در اسلام ثبت كردند. طبق فرمان حضرت عمر كار خود را با ثبت اسامي و تعيين حقوق همسران و خويشاوندان رسول الله شروع كردند.
دفتر ديگري براي تدوين اسامي فرماندهان و افراد لشكر اسلام و تعيين ميزان حقوق آنها و هزينه‌هاي ديگر لشكري تهيه و به كار گرفتند. همچنين دفتر مالي خاصي به (دفتر خراج) براي ثبت اموالي كه از هر جا و هر بابت به بيت المال مسلمين مي‌رسد و ثبت آنچه كه تحت هر عنواني از بيت المال مسلمين خارج مي‌شود و به مصرف مي‌رسد، برقرار كردند و بدين نحو دبيرخانه منظمي به فرمان حضرت عمر در دولت اسلام بر سركار آمد كه قبلاً سابقه نداشت.
--------------------------------------------
1) تاريخ الفخري، ص79 ـ 80.اعراب در ايام جاهليت و نيز در صدر اسلام تاريخ معيني نداشتند تا براي تدوين اشعار، وقايع و نامه‌هاي خود تاريخ قيد نمايند.
حضرت عمر پس از گذشت دو سال و نيم(1) از خلافتش كه دايره سرزمين اسلام توسعه يافت و حوادث و رويدادهاي مهمي پيش آمد و نامه‌ها و مراسلات زيادي رد و بدل شد، لازم دانست كه براي ضبط حوادث. مراسلات و جريان امور دولت اسلام يك م